تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۳۲۹۶۵

 محمدفرهاد کلینی

با توجه به این که ما شاهد ورود به فضای جدید هستیم و مذاکرات نمایندگان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران با رضایت طرفین انجام شد و طرفین در تلاشند تا گامهای بعدی و شاخصه‌های اصلی را در رابطه با آینده همکاری‌ها رقم بزنند، چنین به نظر می‌رسد که با توجه به موضع‌گیری‌های کشورهای مهم اروپایی و همین طور موضعگیری دبیر کل سازمان ملل پس از دیدار با سولانا و همچنین موضعگیری البرادعی و نیز نوع نگاهی که روسیه و چین دنبال می‌کنند، فضای بین‌المللی شاهد ورود به یک نوع رویکرد متعادل برای درک متقابل باشد.

در این چارچوب، بدیهی است که کشورها و همین طور شخصیت‌های علاقه‌مند به حل مسالمت‌آمیز مساله هسته‌ای ایران اظهاراتی بیان می‌کنند مبنی بر این که یک منطق جمعی و یک رهیافت مناسب را کشف کنند. چنین به نظر می‌رسد که این گونه موضع‌گیری‌ها بیشتر برای آسان‌تر کردن تماسها و ایجاد یک نوع تفاهم قابل اجرا و پیگیر مطرح می‌شود. شتاب غیرمنطقی و غیرحقوقی و اصرار بر محرومیت ایران از حقوق طبیعی بین‌المللی خودش و همچنین بکارگیری روشهای غیرسازنده مانند اعمال ادبیات تحریم باید به رویکردی جدید تغییر پیدا کند. بدیهی است که بحث، مفاهمه و ادراک حقوقی مسیر مناسب‌تری است تا این که از ادبیات امنیتی و غیرسازنده‌ای استفاده کنیم که معمولا نیز به صورت یکطرفه و یکجانبه گرا مطرح می‌شود.

در این میان، اگرچه آمریکا همواره تلاش کرده است تا در جهت اهداف فراهسته‌ای گام برداشته و سیاست اجماع، انزوا و اجبار را بر علیه ایران دنبال کند، اما اگر توجه بیشتری را به نقش آژانس در پیگیری و حل موضوع انجام دهد، این موضوع می‌تواند در حد یک گام قابل بررسی باشد و امروزه دیگر استفاده از روشهایی مانند پیش شرط برای تعامل، مفید ارزیابی نمی‌شود و این موضوع نیز پیاپی در صحنه داخلی آمریکا و شخصیت‌های معتبر بین‌المللی مورد اشاره قرار گرفته است. بدیهی است که خواست و نظر مردم و جامعه سیاسی آمریکا بر اساس یک رویکرد تعامل و مذاکره با ایران قرارداد و این بی‌دلیل نیست که امروزه جامعه سیاسی در هر 2 حزب جمهوریخواه و دموکرات و همچنین دستگاه رسانه‌های آمریکا و مردم آن کشور بر اساس ایزوله کردن تفکرات خطرناک بعضی از مقامات در آمریکا مانند دیک چنی بسیار فعال هستند؛ زیرا امروزه بر مردم آمریکا و جهانیان ثابت شده است که نگاه نومحافظه‌کاران رادیکال فاقد هرگونه افق روشن در رابطه با نقش آمریکا در نظام بین‌الملل بوده و در اجرای سیاست‌های استراتژیک نیز ناکارآمد است.

بنابراین با درک این تحولات و شرایط، موضوع تعامل آمریکا برای حضور در مذاکرات هسته‌ای، مساله‌ای نیست که بتواند به عنوان هویج مطرح شود. بنابراین فشار محیط داخل آمریکا و همچنین محیط بین‌الملل و سیاست برخی از افراد در کاخ سفید برای تغییر در مواضع موضوعی بدیهی است. این موضوع همچنین فرصتی جدید برای خانم رایس است تا مسیر دیپلماسی را از موضع سازنده و ترانسفورمیش دیپلماسی مورد توجه قرار دهد. به هر حال افکار عمومی آمریکا انتخاب سال آینده را زودتر شروع کرده است و نسبت به کارکرد دیپلماسی برای منافع آمریکا در موضوعات حساس بین‌المللی در حال امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است. ما امروزه مسائل بسیار جدی‌تر و مهمتری برای تعامل و همکاری و امنیت‌سازی داریم (چه در چارچوب امنیت و ثبات منطقه‌ای و چه در چارچوب امنیت انرژی) و همچنین کنترل سیاست‌هایی که منجر به رقابت بین‌المللی می‌شود در شرایط موجود نیاز متقابل، ایجاد آرامش و ثبات است. به قول ارسطو منطق در سکوت و آرامش می‌شکفد.