مهدی محمدی
انجام موفقیت آمیز یک رزمایش نظامی خصوصاً از جانب کشوری با موقعیت و شرایط ایران پیش از آنکه نمایشی از توان نظامی بازدارنده باشد، به مثابه نوعی رسانه عمل می کند. رسانهای که طبق معمول مهم ترین کارکرد آن «انتقال پیام» است. مقامات نظامی ایران پس از پایان رزمایش و در حین انجام آن، با اشاره به اینکه نیروهای نظامی حریف با فاصلهای اندک در منطقه رزمایش حضور داشته و مسلماً تحولات و رویدادهای آن را با دقت پی گیری کردهاند، ابراز امیدواری کردند دشمن پیام رزمایش پیامبر اعظم(ص) را درک کرده باشد. این یادداشت تلاش میکند روشن کند پیام این رزمایش چه بود و دریافت صحیح و کامل این پیام در سطوح امنیتی و دیپلماتیک چه تبعاتی می تواند به بار آورد.
1- ایران اکنون یک کشور در معرض تهدید است. در چند سال اخیر هرگز هیچ کشوری به اندازه ایران مورد تهدید زبانی و عملی قرار نگرفته است. در این شرایط بالابردن توان دفاعی برای مقابله با این تهدیدهای روزافزون طبیعی ترین واکنشی است که از نیروهای نظامی ایران می توان انتظار داشت. گرچه، آنچه در رزمایش پیامبر اعظم(ص) نمایش داده شد، ارتقا توان نظامی ایران را تنها از جنبه فناوری و تاکتیکهای رزمی نشان می داد درحالی که نقطه برتری استراتژیک نیروی دفاعی ایران در مجهز بودن بخش انسانی آن به نیروی ایمان و ظرفیت بی منتهای مفهوم شهادت است؛ و این جنبه البته نمی توانست در این رزمایش و هیچ رزمایش دیگری به نمایش درآید. رزمایش پیامبر اعظم(ص) پیش از هر چیز درصدد ارسال این پیام به دشمنان ایران بود که هزینه درگیری با ایران قطعاً بسیار بیش از آن چیزی است که برآورد کردهاند. ارسال موفق این پیام به شکل گیری یک کمربند امنیتی محکم حول تمامیت ارضی و ارزشی جمهوری اسلامی می انجامد که به طور عمده بر نوعی بازدارندگی مبتنی است. آن نوع از بازدارندگی که ایران اسلامی در پی آن است مستلزم تهدید مستقیم هیچ یک از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیست. ایران لزومی نمی بیند برای ایجاد امنیت خود، دیگران و خصوصاً همسایگانش را بترساند. حتی لازم نمی بیند کسی را به طور مستقیم تهدید کند. این شیوه آمریکاییهاست که با طرح دکترین «حمله پیش دستانه به صرف احساس تهدید» و نه وجود تهدید واقعی استراتژی خود را در حوزه امنیت بین الملل بر شالوده نوعی وحشت پراکنی و توزیع عمومی ترس و نفرت مبتنی کردهاند. در مقابل؛ ایران با نمایش توان بازدارنده خود فقط درصدد ارسال قاطعانه این پیام است که توان کافی برای دفع فوری و کامل در مقابل هر تهدیدی را دارد درعین حال که وقتی ارادهای برای مسالمت جویی از ناحیه طرف مقابل وجود داشته باشد، ایران دلیلی برای ماجراجویی یکجانبه نخواهد دید.
2- توان واقعی ایران مسلماً بسیار بیش از آن چیزی است که در رزمایش پیامبر اعظم(ص) به نمایش درآمد. به دلایل امنیتی و خصوصاً از آنجا که امکان نمایش کامل توان دفاعی ایران فقط در یک درگیری واقعی مهیا می شود نه در یک تمرین نظامی، این رزمایش را باید صرفاً جلوهای از توان دفاعی ایران محسوب کرد. این نکتهای است که پس از اتمام رزمایش پیامبر اعظم(ص)، برخی رسانهها و مقامات دیپلماتیک غرب نیز به آن توجه کردند. از جمله روزنامه فرانسوی لوموند نوشت: توان ایران بسیار بیش از آن چیزی است که در این رزمایش چند روزه به روی صحنه آورد. یک مقام نظامی ایالات متحده هم که مطابق معمول نمی خواست نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز گفت: اگر ایرانیها تا اینجا آمده اند چه دلیلی دارد که تصور کنیم جلوتر نخواهند رفت؟
3- ایران با انجام به موقع و موفق رزمایش پیامبر اعظم(ص) نشان داد همچنان قادر است از الگوی غافلگیری که پیشتر یک بار در زمینه فناوری هستهای از آن سود جسته بود، بهره ببرد و دشمنان خود را با نمایش تواناییهای غیرمنتظره خویش مبهوت سازد. 3 سال پیش، وقتی محمد البرادعی در ماه فوریه سال 2003 به ایران آمد و برای نخستین بار از تاسیسات نطنز بازدید کرد، از اینکه ایران توانسته است با تکیه بر توان داخلی خود به چنین سطح پیشرفتهای از کار فنی در زمینه مهندسی هستهای و خصوصاً فناوری غنی سازی دست یابد، آشکارا غافلگیر شده بود و این غافلگیری را پنهان هم نکرد. البرادعی بعدها به دوستان نزدیک خود در وین گفته بود آنچه من در ایران دیدم، نه تکنولوژی روسی است، نه آلمانی، نه آمریکایی نه... و ترس بزرگ این است که ایرانیها خود موفق به توسعه آن شده باشند!
آزمایش علنی و موفقیت آمیز سامانههای موشکی و تجهیزات قدرتمند دفاع دریایی در رزمایش پیامبر اعظم(ص) احتمالاً باید حریفان ایران را به این فکر انداخته باشد که سرعت بالای توسعه تکنولوژیک در ایران هر روز آنها را با یک پدیده اعجاب انگیز دیگر مواجه خواهد ساخت و این در حالی است که شیوهای هم برای کندکردن این روند در اختیار ندارند. دستیابی به مدلهای مستقل و بومی توسعه تکنولوژیک در ابعاد دفاعی و غیردفاعی توسط کشورهای «غیرهمراه» بزرگترین کابوسی است که قدرتهای بزرگ و در رأس آنها آمریکا می توانند با آن روبه رو شوند. تا زمانی که این کشورها در حوزههای حساس دفاعی و استراتژیک به قدرتهای بزرگ غربی وابسته باشند، امکان کنترل آنها وجود خواهد داشت آن هم با این شیوه آزموده شده که غربیها تسلیحات کهنه و از مد افتاده خود را در حجم انبوه و به قیمت گزاف به این کشورها می فروختند و خیالشان هم راحت بود که خود تجهیزاتی دهها برابر پیشرفته تر از آنچه به این کشورها فروخته اند، در اختیار دارند و در صورت وقوع هر نوع درگیری احتمالی به اصطلاح کم نخواهند آورد. اما توسعه توان دفاعی مستقل توسط کشورهایی چون ایران، آنها را از کنترل غرب خارج می کند و رفتارهای دفاعی آینده آنها را پیش بینی ناپذیر می سازد. دنیایی که در آن اولاً غرب نقاط ضعف خود را در پهنایی وسیع به گستره تمام جهان پراکنده و ثانیاً نمی توان پیش بینی کرد که یک کشور معارض کی، کجا و با چه شدتی به آن حمله ور خواهد شد، برای آنها که خیال بلعیدن بی دردسر جهان را در سر خود می پروردند، دنیای خوفناکی خواهد بود؛ این را باید درک کرد.
4- رزمایش پیامبر اعظم(ص) پیام دیگری هم داشت. امروز دیپلماسی غرب علیه برنامه هستهای ایران در یک بن بست کامل قرار دارد. غرب حالا که کار به حد نهایت رسیده، توان خود برای برخورد با ایران در چارچوب یک اجماع بین المللی را بسیار ناچیز می یابد و از آن سو آبروریزی یک مصالحه با ایران را هم بزرگتر از آن می بیند که به تن دادنش بیارزد.
غربیها اگرچه به روی خود نمی آورند- و این رفتار طبیعی هم هست- اما در رفتار و گفتاربه روشنی می توان علائمی دید که از پذیرش دست بالای ایران در بگومگوهای دیپلماتیک بر سر پرونده هستهای حکایت می کند. برگزاری رزمایش پیامبر اعظم(ص) در این وضعیت حساس نشان داد ایران هم در صحنه درگیریهای صوری و بروکراتیک که دیپلماسی را می توان مصداقی از آن دانست دست بالا را دارد و هم در صحنه درگیری واقعی (در صورت وقوع). رزمایشی از این نوع در صورتی که ویژگیهای آن به دقت برجسته شود می تواند قدرت چانه زنی ایران را با هر طرفی و درباره هر موضوعی تا سطح قابل ملاحظهای ارتقا بخشد. دیپلماتهای بسیاری هستند که عقیده دارند چانه زنی و مذاکره دیپلماتیک در صورتی که توسط اهرمهای واقعی قدرت حمایت نشود، شیوه چندان موثری برای حل و فصل بحرانهای سیاست خارجی نخواهد بود و هیچ وقت هم نبوده است. نیروهای نظامی ایران اکنون شرایطی فراهم آورده اند که دیپلماتها از موضع بسیار مطمئن تری می توانند چانه بزنند و امیدوار باشند نظراتشان پیش برود.
5- در نهایت باید به یک نکته عینی تر هم اشاره کرد، رزمایش پیامبر اعظم(ص) به آشکارترین وجه ممکن توان ایران را برای کنترل خلیج فارس و مخصوصاً تنگه استراتژیک هرمز نشان داد. امروزه چهل درصد صادرات نفت جهان از این تنگه می گذرد به طوری که می توان ادعا کرد- و مراکز مطالعاتی غربی هم اذعان کردهاند- هرکس کنترل این تنگه را دراختیار داشته باشد، بر شاهراه انرژی جهان مسلط است. ایجاد هرگونه اختلال در عبور و مرور کشتیهای باری و نفتکشهای تنگه هرمز بدون تردید به انفجار قیمت نفت، اختلال شدید در بازارهای پولی و مالی و نهایتاً فلج شدن اقتصاد جهانی منجر خواهد شد. ایران بنا به تجربه تاریخی خود در سه دهه گذشته هرگز در ناامن سازی هیچ نقطه از جهان پیش قدم نبوده اما درک این نکته دشوار نیست که وقتی قرار باشد ما امنیت نداشته باشیم، طبعا اجازه نخواهیم داد مسببان این ناامنی و متحدان آنها در عیش و آسایش به سر ببرند.