دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
دکتر محمدمهدى مظاهرى / استاد دانشگاه
مقدمه:
در شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم آیتالله طالقانى رحمةالله علیه بىگمان ۳ صفت شاخص و در عین حال اثرگذار شایسته تأمل جدى است الف) اسلامخواهى و حکومت اسلامیطلبى ب) آزادى خواهى و حکومت قانونطلبى و بالاخره ج) عدالتطلبى و تحقق حکومتى مبتنى بر عدل و مساوات، اما پیش از این امور روحیه تساهل و مدارا محور طالقانى از او شخصیتى را ارائه کرده است که جمله مبارزان، دغدغهداران تحقق حکومت قانون و عدل و بالاخره دلدادگان به تحقق مدینه فاضله عارى از استبداد و خفقان به او ابراز ارادت میکنند.
جهت شناخت اندیشه و سلوک سیاسى مرحوم طالقانى، عطف به تحولات سیاسى ـ اجتماعى ایران در سالهاى دو دهه ۴۰ و ۵۰ شمسى از یکسو و بازشناسى گفتمان رایج اثرگذار بر اندیشه و عمل ملت از دیگر سو ضرورتى است اساسى. بر این اساس و در سایه شرایط متصلب سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى حاکم ناشى از استبداد و دیکتاتورى در یک گفتمان با محوریت امام خمینى(ره) تحقق حکومتى اسلامی و در عین حال تحت حمایت ولى فقیه پیگیرى میشد، در گفتمانى دیگر با محوریت مرحوم بازرگان گفتمان آزادیخواهى و تأکید بر تحقق حکومت قانونى پىجویى میشد و بالاخره در گفتمان سوم مقوله عدالت طلبى از ناحیه مرحوم دکتر شریعتى مجال تحرک یافته بود. در چنین فضایى مرحوم طالقانى عطف به تحصیلات عالى حوزوى و نگرش خاص خود به فقه تحقق حکومت اسلامی مبتنى بر نظارت فقها را در صدر توجه خود داشت و به دلیل حضور در زندان جانبدارى از عدالت اجتماعى را میستود و بر آن پاى میفشرد و به لحاظ اشتراک در مقصد با آنان همدلى میکرد و بالاخره به دلیل پیوست با مرحوم بازرگان و نهضت آزادى از ضرورت تحقق حکومت قانون و آزادى حمایت میکرد و لذاست که طالقانى در حالى که به لحاظ اندیشگى با هر ۳ گفتمان غالب در دهههاى مذکور پیوند، مراوده و تعامل داشته است اما مرکز ثقل اندیشه خود را به طور ویژه در بستر گفتمانهاى مذکور قرار نداد. اگرچه به تعبیر و تأیید همگان و بویژه امام راحل (ره) مقصود و مقصد اسلام خواهى بر دیگر آرمانهاى طالقانى چیرگى داشت و هم این وزانت در سالهاى پس از پیروزى انقلاب و فرارسیدن زمانه سهم خواهى گروههاى مدعى مبارزه مانع از آن شد که اندیشه و عمل طالقانى جز به نام اسلام و انقلاب و در این راه دو، وارثانى پیدا کند و البته لازم به ذکر است که دو مقوله آزادیخواهى و عدالتطلبى طالقانى حتى در زمانه مورد بحث آرمانهایى جداى از حاکمیت اسلامی و حکومت دینى نیافت و هیچگاه در کنج خلوت تکنگرى و یکجانبهبینى قرار نگرفت. با عنایت به آنچه گذشت به لحاظ روششناختى شاید بتوان اندیشه سیاسى طالقانى را در قالبى با عنوان «بینامتنیت گرایى» معرفى کرد. «هیچ گفتهاى به تنهایى وجود ندارد، یک گفته همچون یک اثر محققانه میتواند خود را به عنوان یک ذات مستقل و تک گویانه (داراى منطق و معناى واحد) عرضه کند اما خود از تاریخ پیچیدهاى از آثار پیشین نشأت گرفته و خود را مخاطب یک بستر اجتماعى نهادى پیچیده ساخته است، در پى دریافت پاسخى فعالانه از سوى آن است»(۱) بنابر آنچه گذشت در تبیین اندیشه طالقانى میتوان از گونهاى تردد میان سه گفتمان رایج در این زمان سخن گفت و این اندیشه را در این چارچوب مورد واکاوى و بررسى قرار داد.
مبانى فکرى طالقانى
در بیان چرایى حضور طالقانى در عرصه اندیشهورزى و مبارزه، توجه به دغدغههاى او امرى است اساسى چه آن که کم نیستند افرادى که بسان طالقانى دروس حوزه را تجربه کردهاند اما مسأله طالقانى مسألهاى است سه وجهى، که اگرچه فقدان آزادى و عدالت در جامعه دو وجه اساسى آن را شکل میدهد اما مهجوریت اسلام اصیل و قرآن کریم، شاه بیت آن و وجه اثرگذار سوم و در عین حال اساسىترین این وجوه است «از آن روزى که اینجانب در این اجتماع چشم گشودم سرزمین را زیر تازیانه و چکمه خودخواهان دیدم و هر شامگاه در خانه منتظر خبرى بودیم که امروز چه حوادث تازهاى رخ داد و چه کسى دستگیر یا تبعید یا کشته شده است؟ و چه تصمیمی درباره مردم گرفته اند؟ پدرم که از علماى سرشناس و مجاهد بود هر روز صبح که از خانه بیرون میرفت ما اطفال خردسال و مادر بیچاره مان تا مراجعتش در هراس و اضطراب به سر میبردیم آن روزهاى خردسالى را با این خاطره و خوف و هراس و ناراحتى به سر بردم. آن دورهاى که در قم سرگرم تحصیلات بودم روزهایى بود که مردم این کشور سخت دچار فشار استبداد بودند مردم از وحشت از یکدیگر میرمیدند. جان و مال و ناموس مردم تا عمامه اهل علم و روسرى زنان مورد غارت و هجوم و حمله مأموران استبداد بود. در آن روزها با خود میاندیشیدم که این بحثهاى دقیق در فروع و احکام مگر براى عمل و سعادت فرد در اجتماع نیست. مردمی که یک فرد یا یک دستهبى پروا این گونه بر آنها حکومت و ستم نمایند آیا روى صلاح و سعادت خواهند دید آیا نباید بیشتر نیروى فکرى و عمل را براى ایجاد محیط مساعد و جلوگیرى از ارادههاى خودخواهانه متوجه نمود»(۲) طالقانى راه برون رفت از شرایط ناگوار مهجوریت اسلام و قرآن و فقدان آزادى و عدالت در جامعه را بازگشتن به قرآن کریم دید و آگاهى بخشى به ملت، احیاى اصول و آموزههاى معقول اجتماعى دینى را در صدر توجهات خویش قرائت کرد «در حدود سال ۱۳۱۸ الى ۱۳۲۰ که از قم به تهران برگشتم... شروع کردم به تفسیر قرآن گفتن. از دو طرف کوبیده میشدم از یک طرف مجامع دینى که چه حقى دارد کسى قرآن بگوید این قرآن دربست باید خوانده شود و مردم به قرائتش بپردازند. گاهى هم در مجالس فاتحه یک آدم جانى، خائن، دزد، فاسد که یک عمرى فساد کرده چند آیهاى قرآن میخواندند بعدش هم این خلد آشیان جنت مکان مدتى خدمت به کشور و مملکت کرده خداش بیامرزد. چقدر من خودم فشار تحمل کردم تا بتوانم این راه را باز کنم که قرآن کریم براى تحقیق است براى تفکر و تدبر است نه براى صرف خواندن و تمسک جستن»(۳) طالقانى با هدف احیاى قرآن و بازخوانى اصول سیاسى و اجتماعى اسلامی از این کتاب مقدس بعدها به نگارش تفسیر «پرتویى از قرآن» مبادرت کرد و جالب آن که مفسر قرآن جدید خود نخستین عامل به دریافتهاى تفسیرى خود از قرآن بود چنان که گزارش شده است در خلال همین سالها نخستین دستگیرى او به دلیل ایستادگى در مقابل مأموران رضاخانى که میخواستند به زور حجاب از سر زنى مسلمان برگیرند صورت پذیرفت و حاصل آن ۶ ماه زندانى ایشان بود. همکارى او با مصدق و کاشانى در خلال مبارزات ملى شدن صنعت نفت از تجلیات حضور اجتماعى ـ سیاسى او گزارش شده است و این در حالى است که همزمان در کنار این حضور در قالب مبارزه با استعمار، جانبدارى از نواب صفوى و فدائیان اسلام را به عنوان مبارزان ضداستبداد در کارنامه خود ثبت کرده است و بىگمان مراجعه کنندگان به تاریخ تأیید میکنند که این جمع میان اصحاب ۲ نگرش در زمانه مورد بحث مقولهاى است که سخت مشکل گفته میشود طالقانى در این زمان و پس از صدارت مصدق، حمایت از فدائیان را وانگذاشت و حتى براى مدتى ایشان را در منزل خود مخفى کرد و رایج است که عبدالحسین واحدى یکى از اعضاى کانونى فدائیان اسلام در خصوص این روزگار و مرحوم طالقانى گفته است «دلم به حال سید محمود میسوزد هر وقت پیش ما میآید ما میگوییم مصدقى است و هر وقت پیش مصدقىها میرود آنان میگویند که این طرفدار فدائیان است»(۴)
در ادامه تاریخ از کوشش طالقانى از ایجاد تأسیس مبارزاتى که در آن اسلام از گوشه عزلت درآمده باشد و در عین حال تجربههاى ناکام ملىگرایى صرف در مبارزه تکرار نشود از تأسیس نهضت آزادى به همراه بازرگان در سال ۴۰ گزارش میکند، همچنین صدور ۱۰ سال زندانى به دلیل مخالفت با انقلاب سفید شاهانه از سال ۴۱ در پرونده آن مرحوم ثبت شده است. در همین راستا دستگیرى مجدد او در سال ۵۰ با اتهام حمایت از مبارزات مسلحانه و تبعید او به زابل و سپس بافت کرمان و بالاخره آخرین دستگیرى او در سال ۵۴ و محکومیت مجدد به ۱۰ سال زندان از دیگر افتخارات مبارزاتى طالقانى است. اما سؤال اصلى این که کدامین نگاه است که طالقانى را براى حضور در هر ۳ جبهه اسلامخواهى، عدالتطلبى و آزادىجویى مهیا میکند.
در پاسخ به این سؤال باید ملاحظه کرد که طالقانى چنان که جهان را ۲ ساحتى میداند انسان را نیز داراى ۲ بعد اساسى روح و جسم و در عین حال بهرهمند از صفاتى خدادادى چون آزادى و اختیار، برابرى، کمالطلبى و... معرفى میکند و البته گونه خاص تبلوریافته این صفات را در پناه توحید و خاتمیت باز تفسیر مینماید «آزادى و مساوات و ظهور کمالات بشرى از همین معناى خداشناسى و توحید سرچشمه میگیرد این همان حقیقت اسلام است که آئین پیامبر خاتم(ص) بر آن نامیده شده است»(۵) بدیهى است که اقتضاى اعتماد به مقولاتى چون بهرهمندى انسان از فطرتى الهى، آزاد، مختار و نهادى کمالپذیر و برابر با سایرین شکلگیرى حکومتى است که از یک سو در پناه رکن جمهوریت خود موجبات آزادى ملت را فراهم کرده، مشارکت دادن ایشان در سرنوشت خویش را تضمین کند و از دیگر سو مستظهر به صبغه اسلامیت خود جامعه کمال مطلوب طالقانى را در قالبى اسلامى، قانونمند و عدالتخواه شکل دهد.
نگاه آیتالله طالقانى به جامعه به عنوان مقولهاى متشکل از افراد که حقوق و قراردادهاى اجتماعى را میپذیرند و خود را متقابلاً مسئول و ضامن آن میدانند(۶) او را بر آن میداشت تا از یکسو او فرد و جامعه را در تعامل با یکدیگر ببیند و هیچگاه فرد را به قربانگاه جمع و بالعکس جمع را به قربانگاه فرد گسیل ندارد ولى در عین حال با تقدیس حقوق و قراردادهاى اجتماعى، توجه به مقوله شورا از یکسو و تحقق عدالت در عین آزادى افراد را از دیگر سو پىجویى کند و از این روست که در مقابل گناه افراطى دنیاى سرمایهدارى به ترجیح منافع فرد بر جمع واکنش نشان میدهد و عدالتطلبى را در زمره آرمانهاى متعالى خود معرفى میکند.(۷)
نظر به آنچه گذشت روشن میشود که اساسىترین دغدغه و مسأله آیتالله طالقانى در خلال حیاتش با تأکید بر دهههاى ۴۰ و ۵۰ متوجه احیاى اسلام سیاسى است. سؤال اصلى او که مستلزم پى جویى اساسىترین آرمانهاى موردنظر اوست متوجه تحقق جامعهاى است که در آن حاکمیت از آن اسلام، قانون و حاکمیت ملت بر سرنوشتشان در کنار تحقق دو مقوله اساسى آزادى و عدالت است. امورى که از یکسو از طالقانى شخصیتى محبوب قلوب جملگى ملت ایران ساخت و از دیگر سو او را در زمره پیشگامان مبارزه علیه استبداد و استعمار در تاریخ ایران و با عناوینى چون «ابوذر زمان» در کلام امام (ره) و منارهاى در کویر در ادبیات و... او را جاودانه کرد.