ابوالقاسم قاسمزاده
بعد از هفتهای از انتشار گزارش سازمان ملی برآوردههای اطلاعاتی آمریکا(NIE)، اکنون این پرسش در محافل سیاسی و رسانهایی مطرح است که در آینده نزدیک دولت جرج بوش چه تغییری در روش سیاسی و رفتاری خود خواهد داد؟
دو نگاه تحلیلی و تفسیری در پاسخ به این پرسش عنوان شده است.
1ـ از ژانویه امسال دولت جرج بوش همان سنت دولتهای گذشته را در پایان دوره و سال انتخابات دنبال خواهد کرد. و آن بسته نگهداشتن سیاست خارجی و محدودسازی اقدامهای جدید است، در سال آخر، بجای دستورالعملهای جدید، دولت زمینهساز برای ورود رئیسجمهور جدید خواهد بود. موضوع انتخابات ریاست جمهوری تب اصلی بازار سیاست داخلی آمریکا میگردد و دولت مستقر بجای دمیدن التهاب جدید، تلاش میکند تا انتخابات رقابتی از دو حزب حاکم در آمریکا در فضای آرام برگزار گردد. این نظر معتقد است، انتظار تغییر روش قوی در سیاستهای دولت جرج بوش، پس از انتشار گزارش را نباید داشت. اگرچه حضور وزراء جرج بوش در خاورمیانه در یکسال باقی مانده از عمر ریاست جمهوری او، همچنان ادامه خواهد داشت. «بوش» طرح جدیدی برای خاورمیانه ندارد و گزارش هم تأثیر چندانی از آنچه که امروز دولت کنونی آمریکا در پی اجرای آن در این منطقه است، بجای نخواهد گذاشت. حالت انتظار برای ورود دولت جدید همراه با سیاست جدید متحدان آمریکا در منطقه و در اروپا را نیز، واداشته است تا با فاصله گرفتن از «جرج بوش» خود را برای آیندهای نزدیک بدون قدرت و مسئولیت بوش در صحنه سیاسی، آماده کنند. این نظر همچنین معتقد به عدم تغییر روش «جرج بوش» در مواضع و یا رفتارش علیه ایران است. گزارش کنونی سیاست تحریم و سیاست تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران را دگرگون نخواهد ساخت.
2ـ نظر دیگری معتقد است، انتشار گزارش، کنگره آمریکا را فعالتر خواهد ساخت تا آنجا که جرج بوش را وادار به تصحیح روشهای گذشته بنماید. درباره ایران این نظر پیشبینی میکند، جرج بوش در آینده نزدیک، از یکطرف پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی ایران برای حل اختلافها را مطرح خواهد کرد و آن را تبلیغ وسیع میکند. از طرف دیگر با متحدان اروپایی خود بر شدت تحریم و تهدید میافزاید. هماکنون، نمایندگان سیاسی جرج بوش، تلاش دارند تا دوباره تشکیل جلسه گروه 1+5 را امکانپذیر سازند تا با طرح تصویب پیشنویس قطعنامه جدید و سپس طرح آن در شورای امنیت سازمان ملل، گام جدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران بردارد. آنچه که اخبار نشان میدهد، تاکنون با مخالفتهای چین و روسیه از یکطرف و برخی از کشورهای اروپایی نیز، موفقیت جدیدی برای دولت بوش بدست نیآمده است. همه خبرها، حکایت از اختلاف آراء و شکاف در میان گروه کشورهای 1+5 دارند. در این میان، دستگاه تبلیغی اسرائیلیها، میخواهند چنین وانمود کنند که انتشار گزارش هیچگونه تغییری در سیاست دولت آمریکا نسبت به ایران بوجود نیآورده است. ایران همچنان در دایره تحریم و تهدید قرار دارد.
تشدید مواضع علیه جمهوری اسلامی ایران نیز در دستور کار وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا، همچنان باقی است. در کنار این اخبار، خبرهایی از اعلام نظر دیگر شخصیتهای سیاسی مشهور آمریکا و برخی از نمایندگان کنگره، از سناتورهای آمریکایی و از سوی نمایندگان مجلس میرسد که ضرورت و نیاز به مذاکره مستقیم با تهران را بطور علنی مطرح کردهاند.
این نمایندگان سیاسی مردم آمریکا، حل تضاد میان ایران و آمریکا را از طریق مذاکره دوجانبه امکانپذیر میدانند و پیشنهاد مذاکره دولت جرج بوش با جمهوری اسلامی ایران را دادهاند. برخی از تحلیلگران سیاسی در اروپا با انتشار گزارش نوشتهاند، باروت کبریت جرج بوش در تهدید ایران به جنگ و آتش، با انتشار گزارش نم کشیده و خیس شده است. حالا دیگر خانم رایس، ساز و آهنگ مصالحه با تهران را پیش خواهد کشید.
اگر بخواهیم در چند جمله پاسخی به پرسش آیا روش سیاسی و رفتاری دولت جرج بوش پس از انتشار گزارش تغییر میکند؟ از حاصل دو نظری که ارائه گردید، پیدا کنیم. این است که سال پایانی، پایان دوران جرج بوش و سیاستهای نومحافظهکاران است که با شعار «جنگ پیشگیرانه» هشت سال قدرت را در کاخ سفید در اختیار خود داشتند و اکنون تلاش دارند تا بجای ارائه کارنامه شکست خورده خود، ناچار خود را محدود سازند و از هر اقدامی که شکستهای گذشته را برملا و یا رسوایی جدیدی برای آنها فراهم آورد، اجتناب کنند. تمام