اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
">اشاره:
شکلگیری افکار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاکم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی که برای تحقق آنها شکل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعهشناس سیاسی است در ایران نیز بعنوان کشوری که محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران ، اسلام و غرب است ،افکار سیاسی ای تکوین یافت که هر یک به تشکیل سازمانها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد که جبهه ملی یکی از آنها میباشد.
جبهه ملی اول و بستر سیاسی شکلگیری آن
تشکیل جبهه ملی اول حاصل ضرورت سازماندهی تودههای سیاسی نامنظم و غیر متشکل و لزوم ایجاد پایگاه قدرت و کانون مبارزه سیاسی علیه دولت پس از جنگ دوم جهانی بود چه این نکته به وضوح احساس میشد که تعداد تودهها هرچند سلاح سیاسی مؤثر و نیرومندی است اما تأثیر آن منوط به تشکل و سازماندهی است به عبارت دیگر تعداد بعنوان ابزار و سلاحی سیاسی ،از تشکیلات جدایی ناپذیر است. به هر حال با شکست و تضعیف حزب توده در ایران بر سر مسأله آذربایجان و اختلافات درون حزبی که به انشعاب مورخه سیزدهم دی ماه 1326 انجامید و علاوه بر آن ایدئولوژی حاکم بر حزب نیز جاذبهای برای ایرانیان نداشت در آستانه پایان یافتن عمر مجلس پانزدهم و فشردهتر شدن صفبندیها و مرزبندیها نمایندگان و رهبران وقت جبهه ملی در صدد سازماندهی تودههای نامنظم جامعه برآمدند.
مصدق که در مجلس پانزدهم از صحنه سیاست بدور بود به دعوت اقلیت دوره پانزدهم وارد صحنه سیاست شد و بعنوان رهبر جبهه اپوزیسیون و به عنوان اعتراض به دخالت دولت در انتخابات مجلس شانزدهم به اتفاق 18 نفر دیگر در دربار متحصن شد.4 بستنشینی دکتر مصدق و طرفدارانش پس از دو روز و بدون دستیابی به هیچ نتیجهای خاتمه یافت، متعاقب آن ملیون در خانه دکتر مصدق تجمع کردند. احساس همه شرکتکنندگان این بود که به یک چارچوب سیاسیای نیاز دارند که نام و برنامه مشخصی داشته باشد. و در مورد ماهیت و نوع سازمان سیاسیای که این گروه درصدد برپایی آن بودند نیز اختلافنظر وجود داشت.
سرانجام بر سر تشکیل جبهه توافق حاصل شد. مباحثی نیز پیرامون مسائل تشکیلاتی و اینکه آیا جبهه متشکل از افراد و یا سازمانها و یا احزاب سیاسی موجود باشد در گرفت، در نهایت تصمیم بر این شد که جبهه از سازمانها و احزاب تشکیل گردد بالاخره در روز دهم آبان 1328ه. ش جبهه ملی رسما اعلام موجودیت کرد.5 پس از ترور عبدالحسین هژیر (وزیر دربار) از سوی سیدحسن امامی ـ از اعضای فداییان اسلام ـ رژیم مجبور به ابطال انتخابات تهران گردید و متعاقب انتخابات مجدد مجلس شانزدهم دکتر مصدق، بقایی، مکی، نریمان، شایگان، آزاد و صالح و آیتالله کاشانی از تهران انتخاب شدند و اعضای فراکسیون پارلمانی جبهه ملی را تشکیل دادند. اساسنامه و آییننامه جبهه ملی اول چنین بود:
ماده 1. جبهه ملی از هیأت مؤسس و دستجات مختلف ملی که طرفدار تأمین عدالت اجتماعی و حفظ قانون اساسی هستند تشکیل میشود.
ماده 2. مؤسسین اولیه ، هیأت مدیره جبهه ملی را تشکیل می دهند و دستجات مختلف ملی هر یک نمایندهای تعیین مینمایند که از اجتماع آنها هیأت مدیره شورای جبهه ملی تشکیل میشود ولدی الاقتضاء نمایندگان مختلف شهرستانها نیز که اعتبارنامه آنها را هیأت مدیره تصویب کرده باشد در شورا شرکت میکنند.
ماده 3. هدف جبهه ایجاد حکومت ملی بوسیله تأمین آزادی انتخابات و آزادی افکار است.
ماده 4. هیج فردی نمیتواند مستقیما عضو جبهه ملی بشود و عضویت افراد مشروط به این است که عضو جمعیتی باشند که آن جمعیت سمت وابستگی جبهه ملی را تحصیل کرده باشد. جبهه ملی در بیست و پنجم اسفند ماه 1328 برنامه خود را به شرح زیر اعلام کرد: مخالف با قرارداد ساعد ـ گس حفظ و حراست از آزادی فردی و اجتماعی و اینکه برای عملی شدن برنامه خود از هر فرصتی که دست داد در اجرای مواد چهارگانه زیر دریغ ننمایند:
1. اصلاح قانون انتخابات تا اینکه نمایندگان حقیقی مردم انتخاب شوند.
2. تجدیدنظر در قانون مطبوعات تا جراید بتوانند وزرای خائن و دزد را به جامعه معرفی کنند و دولت هم نتواند قبل از محاکمه آنها را توقیف و مدیر آنها را زندانی کند و ضرب و جرح بر آنان وارد سازد.
3. تجدیدنظر و اصلاح حکومت نظامی تا دیگر دولتها نتوانند با این حربه هر روز مخالفین خود را تهدید کنند و اگر کسی زبان به انتقاد گشود او را بدون محاکمه ماهها و سالها بازداشت نمایند.
4. تغییر اصل 48 قانون اساسی تا وکلا بتوانند آزادانه اظهارنظر کنند و مجلس در معرض تعطیل و انحلال قرار نگیرد.
با نگاهی به اساسنامه جبهه ملی اول میتواند دریافت که جبهه فاقد ایدئولوژی مشخصی بوده و خواستار مبارزه سیاسی در رژیم است نه مبارزه سیاسی با رژیم چه، معتقد به حفظ قانون اساسی و نهاد سلطنت بود و از سوی دیگر ماده 3 که مشعر بر هدف ایجاد حکومت ملی از سوی جبهه است مبهم بوده و تاکتیک یا تاکتیکهای دستیابی به آن بیان نشده است. و فراتر از همه ، برنامه اعلام شده یکسویه و تک بعدی بوده و به مسائل اساسی جامعه به غیر از امر انتخابات نپرداخته است مسألهای که برای طبقات گوناگون جامعه جاذبه چندانی نمیتوانست داشته باشد. به بیان دیگر برنامه اعلام شده معطوف به دموکراسی سیاسی بود نه دموکراسی و عدالت اجتماعی.
از اپوزیسیون تا کسب قدرت سیاسی
نیل به مسند قدرت سیاسی از سوی دکتر مصدق و جبهه ملی مرهون جنبش ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس بود که به صورت قیام سیاسی علیه سلطه و نفوذ انگلستان در ایران انجامید. جبهه ملی با انتخاب این شعار بعنوان یک هدف سیاسی توانست با برانگیختن احساسات سیاسی تودهها آنان را براحتی بسیج کرده و در مسیر جنبش قرار دهد. مصدق پس از شهریور 1320 و در اولین انتخابات نسبتا آزاد دوره چهاردهم مجلس (1322ه.ش) از تهران انتخاب شد و در این مجلس بشدت با امتیاز طلبیهای شووری و انگلستان مخالفت کرد. هر چند خود وی در مجلس پانزدهم حضور نداشت اما اقلیت پارلمانی معدود آندوره مقارن پایان عمر مجلس 15 با سخنرانیهای طولانی علیه قرارداد گس ـ گلشائیان (الحاقی) 1933 انگلستان و ایران شدیدا مخالفت کردند تا اینکه در مجلس شانزدهم ، مصدق از تهران وارد مجلس شد. در این دوره در رأس یک کمیسیون هشت نفری ،مبارزه ملی و ضد استعماری را با شعار ملی شدن نفت در سراسر کشور آغاز کرد که مورد حمایت وسیع اقشار مختلف جامعه و همراهی جناح مذهبی به رهبری آیتالله کاشانی قرار گرفت به هرحال پس از تصویب قانونی ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران در تاریخ 7 اردیبهشت 1330 دکتر مصدق به پیشنهاد جمال امامی رهبر اکثریت و تصویب اکثریت به نخست وزیری رسید. احتمالات ممکن در آن زمان چنین بود که یا مصدق زمامداری را به دلیل فقدان تشکیلات و نیروی لازم برای استقرار حکومت ملی به معنای واقعی رد میکند و با رد آن شعار ملی کردن نفت نیز مدفون میشود و یا پیشنهاد نخستوزیری را میپذیرد و بدلیل وجود ضعفهای موجود به سرعت از کار بازمانده و حمایت مردم را از دست داده و با یک کودتا سرنگون میشود که در نهایت نیز چنین شد. در هر حال مصدق در حالیکه نیروی کافی برای انجام رسالتش نداشت،نخست وزیری را پذیرفت. 8 دوران زمامداری وی از آغاز تا بیست و پنجم تیر ماه 1331 و دوره دوم از سیام تیر ماه 1331 تا 28 مرداد 1332 جمعا به مدت دو سال و چهار ماه طول کشید. به قدرت رسیدن مصدق در ایران از این رو حائز اهمیت است که وی بعنون یکی از دو رهبر عمده جنبش ملی کردن صنعت نفت در ایران با تلفیق دو هدف نهضت توانست فصل نوینی در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران باز نماید. نهضتی که در آغاز به هدف از میان بردن نفوذ سیاسی اقتصادی انگلستان آغاز گردید و جنبهای کاملا ضد خارجی و ضد بیگانه داشت توانست پس از بسیج تودهها برای هدف مزبور با چرخش به داخل کشور، تغییر ساختار سیستم سیاسی و اصلاح ساختار اجتماعی ـ اقتصادی، بهبود ساختار اداری و استقرار و گسترش حقوق اساسی افراد و کاهش نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی جامعه را وجه همت خود قرار دهد عامل اخیر نقش مهمی در همبستگی کلیه نیروهای مخالف و ناراضی از وضع موجود در جامعه و از حکومت و برپایی پرچم ناسیونالیسم ایفا نمود که احساس قیام علیه هیأت حاکمه ابتدا متوجه شرکت نفت ایران و انگلیس گردید. در این قسمت به جای توجه به توصیف تاریخی دوران حکومت مصدق و ذکر جزئیات سیاست داخلی و خارجی وی، و شرح نحوه رابطه نیروهای سیاسی جامعه به تحلیلی از بعد جامعهشناسی سیاسی به اقدامات وی خواهیم پرداخت و از همین دیدگاه علل شکست دولت و جبهه ملی را مطالعه و بررسی می نماییم .
ارزیابی حکومت مصدق
در دوره اول زمامداری مصدق خطمشی کلی نهضت ملی متوجه اخراج استعمار انگلستان از پایگاهش شرکت نفت ایران و انگلیس بود در حالیکه توجه وافری به عمال داخلی استعمار ننمود و چه بسا طرفداران و عوامل بیگانه هنوز در رأس کارها بودند. اگرچه شاید بتوان این اقدام دکتر مصدق را با توجه به ضعف کادر سیاسی نهضت اجتنابناپذیر دانست اما این خود ایراد و اشکالی مهم به جبهه ملی است که با متمرکز ساختن نیروهای خود به مبارزات سیاسی بالفعل از اقدامات به آموزش سیاسی و تدارک نیروی کافی برای تصدی مناصب و مشاغل در دوران قدرت سیاسی غافل ماند. به بیان دیگر باید بیتوجهی به کادرسازی سیاسی و تکیه بر شخصیتهای موجود را از ضعفهای اساسی جبهه ملی بشمار آورد. ترکیب فکری و شخصیتی شرکتکنندگان در جنبش ملی شدن نفت با اغراض گوناگون در حمایت از جبهه ملی از دیگر نکات قابل توجه است. به عبارت دیگر نیروها و شخصیتهای سیاسی مؤثر دارای انگیزههای سیاسی یکسان نبودهاند، در حالیکه از ضرورتها مسلما برای استمرار و تداوم یک جنبش سیاسی ـ اجتماعی توافق همگونی و هماهنگی فکری و عملی کادرهای رده بالای آن است چه در صورت فقدان هماهنگی فکری، با رفع موانع سیاسی موجود احتمال انشعاب و انشقاق در کادر جنبش بسیار زیاد و تکیه بر وفاداری سیاسی آنها به ویژه در شرایط بحرانی به شدت کاهش مییابد. بعنوان مثال نزدیکی زاهدی به جبهه ملی و مصدق نه بدلیل اعتقاد وی به استقرار جنبش ملی شدن نفت و اعمال و گسترش حقوق اساسی افراد و تحدید اختیارات شاه بود بلکه انگیزه مخالفت با رزمآرا و کسب منصب جانشینی احتمالی وی ـ مصدق و دیگر سران جنبش نیز با رزمآرا مخافت میورزید و در واقع قدرتپرستی و جاهطلبی شخصی وی سبب حمایت از مصدق شده بود به بیانی دیگر وحدت و همراهی وی تاکتیکی بود در حالیکه جبهه ملی به همراهی استراتژیک و مبتنی بر اعتقاد به اصول جنبش، نیاز داشت. به مین دلیل وی بعدا بعنوان عامل مهم کودتا علیه مصدق و جنبش ملی به ایفاء نقش میپردازد. حفظ موازنه نیروهای سیاسی کشور از دیگر اقدامات دکتر مصدق در دوران اول زمامداری وی بود. چون اولین هدف جبهه ملی برطرف کردن و حل مشکل نفت بود، لذا یکپارچگی و وحدت ملی مردم به نظر وی دستاورد مقدسی بود که به هر قیمتی حتی به بهای عضویت برخی از نمایندگان بسیار بیاعتبار هیأت حاکمه در کابینه میبایست حفظ شود. 10 صرفنظر از مسایل خرد در سیاست داخلی و خارجی این دوره دولت ملی از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس و پیروزی ایران در دادگاه لاهه میتوان بعنوان بیلان کار دولت مصدق نام برد. از اوایل سال (1331- ه.ق) دکتر مصدق برخلاف سال گذشته حکومت خود، با شناخت نیروهای تأثیرگذار بر سیاست ایران و موانعی که برخی از آنان برای انجام اصلاحات وی میتوانستند بوجود آورند درصدد برآمد به موازنه قدرت نیروهای سیاسی در داخل کشور توجه کند. لذا در بیست و پنجم تیر ماه 1331 بدنبال مدتها کشمکش با دربار جهت گرفتن سمت فرماندهی کل قوا از شاه و با مجلس هفدهم به منظور بدست گرفتن اختیارات فوقالعاده با مقاومت هر دو گروه مواجه شد و در پی یک مانور سیاسی و اقدام حساب شده برای به چنگ آوردن وزارت جنگ و سلطه بر نظامیان در کار انتخابات، اقدام به استعفا کرد. رأی مجلس به نخستوزیری قوام السلطنه، عکسالعمل شدید آیتالله کاشانی و دعوت مردم به مقابله با قوام تحصن فراکسیون نهضت ملی در مجلس و تقاضا برای استعفای نخست وزیر جدید ، اعتصاب و تعطیلی روز سی تیر 1331 به منظور اعتراض به حکومت قوام و تقاضای بازگشت مصدق را در پی داشت و در نهایت منجر به صدور فرمان نخست وزیری مجدد مصدق و اعطای فرماندهی کل قوا و اختیارات قانونی 6 ماهه از سوی مجلس به وی شد. تحولات چند روزه از بیست و پنجم تا سیام تیرماه 1331 دو نکته اساسی را بخوبی نشان میدهد اولا ضعف بینش و فقدان ثبات نظر سیاسی ساختار قوه مقننه کشور در این جریانات بسیار مشهود بود.
پارلمانی که میتوانست قدرتمندترین حامیجنبش ملی شدن نفت ایران در رویارویی با انگلستان باشد، بجز فراکسیون نهضت ملی، بقیه نمایندگان نه تنها نسبت به نخستوزیری قوام اعتراضی نکردند بلکه به وی رأی اعتماد نیز دادند. این نکته عدم همراهی آنان با ملت و بیاعتقادی عدم وفاداری به اصول و اهداف جنبش را مینمایاند. ثانیا سیاست قوام در زمینه دور کردن روحانیون از سیاست در آن مقطع زمانی از تحولات ایران به نوبه خود در ایجاد قیام سی تیر بسیار مؤثر بود چه، اساس نهضت ملی برای از میان بردن نفوذ انگلستان، بدلیل توجیه آن و رنگ مذهبی قوی که داشت ،به اندازهای گسترش یافته بود که اندیشهای مانند جدایی دین از سیاست به سختی میتوانست مورد قبول مردم قرار گیرد.
به عبارت دیگر در این زمان نهضت ملی از چنان سرشت مشترک سیاسی ـ مذهبی برخوردار شده بود که تفکیک دو بعد سیاسی و مذهبی آن از همدیگر ناممکن بود. و تلاش کابینه جدید بری تحقق این مهم نشانگر عدم شناخت آنان نسبت به عوامل محرک جنبش ملی بود. در دوره دوم، دکتر مصدق پس از کسب پیروزی و بعد از حل مشکل نفت ،تلاش جدید یرا برای بهم زدن الگوی مناسبات قدرت سیاسی در ایران آغاز کرد 12 اقداماتی که مصدق برای تحکیم حکومت خود بعمل آورد عبارت بودند از : اثبات سلطه خود بر ارتش و گرفتن مقام وزارت جنگ و محدود کردن نفوذ باقیمانده شاه که بوسیله درباریان اعمال میشد و بدست آوردن اختیارات فوقالعاده برای شخص خود به منظور اصلاح دستگاه اداری و توسعه اقتصاد ملی تلاش مصدق برای تصفیه ارتش از عوامل فاسد (بازنشسته کردن افسران فاسد و بیلیاقت ) و کاهش بودجه نظامی در واقع مبارزه مستقیم با قدرت شاه بود و طبعا بحران جدیدی را در روابط آن دو پدید میآورد. هدف مصدق این بود که وظایف ارتش را به امور غیر سیاسی کردن ارتش ، کانون افسران بازنشسته آمادگی زیادی برای پیوستن به مخالفان مصدق پیدا کرد . از سوی دیگر ملاکین و ثروتمندان با بعضی از اصلاحات وی مانند افزایش سهم دهقانان از محصول و تجدید نظر در سیستم مالیاتی مخالفت کردند بعلاوه انجام اصلاحات در دادگستری سبب تشکیل یک گروه مخالف نیرومند از قضات عالی مقام گردید دکتر مصدق در روابطش با روحانیت و علمای شیعه نیز با دشواریهای جدی روبرو بود. این دشواری حاصل دو نگرش و دیدگاه متفاوت نسبت به تحولات جامعه و محصول شکاف فرهنگی موجود در جامعه بود چه، مصدق که اساسا سیاستمداری غیر مذهبی و لیبرال بشمار میرفت، عقیده داشت که روحانیت باید به طور کامل در بسی مردم برای حمایت از حکومت جبهه ملی شرکت کند اما طالب کسب قدرت، بویژه در قسمت اجرایی آن نباشد. این مشکل بین جناح مذهبی و غیر مذهبی جبهه ملی هرگز حل نشد. عوامل فوق در کنار مخالفت گروهی از نمایندگان محافظه کار مجلس که نگران قطع احتمالی روابط سیاسی ایران و انگلستان بودند، گروههای چپ و کمونیستی مرتبط با همسایه شمالی و مطرح شدن به صورت یک خطر جدی، ـ این عامل تا حدی سبب نزدیکی دربار و جناح مذهبی جنبش ملی گشت ـ درخواست اختیارات فوقالعاده برای خود جهت تسریع در کار اداره امور اقتصادی و مالی کشور به صورت لوایح قانونی، جدایی برخی از نزدیکترین یاران مصدق از وی مثل حسین مکی، تحریکات کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا و برخی از تاکتیکهای نا مناسب برخورد مصدق مانند اقدام به تعطیلی مجلس هفدهم و انتخابات 15 مجدد مجلس سبب شدند که شاهد عکسالعمل شدید مردم در برابر کودتاچیان مانند قیام سیتیر 1331 نباشیم و برای اولین بار پس از جنبش مشروطیت که اندیشهای توانست به صورت سازمان و جنبش اجتماعی درآید به شکست انجامید. در پایان بررسی حکومت دو دورهای دوره مصدق به طور اجمال علل اصلی شکست دولت و جبهه ملی را مرور میکنیم :
1. اختلاف در دورن کادرهای رده بالای جنبش در دو جهت الف اختلاف بین مصدق و کاشانی و کاهش وحدت همبستگی جبهه ملی، ب: اختلاف بین ملیون فاصله گرفتن حسین مکی و دکتر بقایی از مصدق
2. فردمحوری مصدق و بیتوجهی به نظرات سایر شخصیتهای ممتاز نهضت در عزل و نصبها و تصمیم گیریهای مهم مانند انتصاب مدیر عامل شرکت نفت، سرلشگر وثوق و ... و در نتیجه تشکیل اپوزیسیون در درون نهضت و ساختار جبهه ملی به مرور زمان.
3. یک بعدی کردن مبارزه جبهه ملی علیه دولت در داخل و غفلت از مسأله بسیج تودهها در راستای اهداف جبهه و فقدان آموزش مستمر سیاسی و نقص ساختار حزبی و عدم تناسب ساختار تشکیلاتی جبهه با اهداف و آرمانهای آن .
4. نقش قدرتهای خارجی بویژه دخالت انگلستان و آمریکا ـ خصوصا دخالت سازمان جاسوسی سیا ـ علیه نهضت ملی و کمک به کودتاچیان و مخالفت آمریکا با پرداخت کمکهای اقتصادی به ایران و تحریم صادرات نفت ایران .
5. نمایش قدرت حزب توده که هم بهانه خوبی به دست کشورهای غربی برای استفاده از مترسک کمونیسم و توجیه مداخله خود برای جلوگیری از نفوذ ادعایی آن داد و هم این تهدید بخشی از جناح مذهبی نهضت را به سمت نزدیک با دربار سوق داد.
6. قائم به شخص بودن ساختار جبهه ملی به نحوی که پس از سقوط مصدق فاقد شخصیتی بود که بعنوان رهبری بلا منازع زمام اداره امور و رهبری آن را بعهده بگیرد.
7. ضعف بینش سیاسی بدلیل بیتوجهی به نقش سیاسی ارتش در مواقع بحرانی و عدم تشکیل کمیتههای محلی و منطقهای و گارد جبهه ملی به منظور دفاع از دولت ملی در صورت ضرورت و خوشبینی مفرط نسبت به پشتیبانی ارتش از نهضت ملی.