تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۳۳۲۵۲

فجایعی که در سالروز ولادت حضرت ولی عصر(عج) در کربلا رخ داد و افشای نقشی که برخی رژیم‌های مزدور عرب در این فاجعه بر عهده داشته‌اند، پرده از روی طرحهای نفرت‌انگیز صهیونیست‌ها و اشغالگران عراق بر می‌دارد.

کنکاش دقیق در این ماجرای شوم نشان می‌دهد که اگر نقش و تاثیر دشمنان اسلام در حوادث عراق را نادیده بگیریم، با فجایعی بمراتب عظیم‌تر و توطئه‌هائی بمراتب پیچیده‌تر مواجه خواهیم شد. حوادث تلخ کربلا در جشن نیمه شعبان 3 مولفه جدید را با خود بهمراه دارد که حتی شناخت و درک اهمیت و ابعاد آن، مسئولیت مسلمین اعم از شیعه و سنی را در قبال توطئه‌های مشابه بیشتر می‌کند.

اگرچه زمان زیادی از وقوع فجایع کربلا نمی‌گذرد لکن با دستگیری برخی از عاملین فجایع و بازجوئی از آنها. سرنخ‌های تازه‌ای به دست آمده که 3 پدیده را در عملکرد توطئه‌گران برملا می‌کند.

1- اگر تا دیروز اشغالگران برای تحکیم‌ پایه‌های حاکمیت نامشروع خود سعی داشتند تا در عراق فضای درگیری میان شیعه و سنی را ایجاد کنند، امروز با احساس ناکامی در آن زمینه‌ها، به شیوه‌های دیگری متوسل شده‌اند و عمق کینه و دشمنی خود را به صورتی دیگر به نمایش گذاشته‌اند. بررسی اعتراضات عناصر دستگیر شده. به مقامات امنیتی و سیاسی عراق ثابت کرده است که اشغالگران درصدد هستند از این پس نوعی جنگ «شیعه علیه شیعه» را در عراق و بویژه در شهرهای مذهبی به راه اندازند و چنین وانمود سازند که گویا طیف خاصی از شیعیان علیه طیف دیگری دست به اسلحه برده‌اند! در شیطنت دشمنان که تردیدی نیست لکن هوشیاری دوستان، همیشه عامل اصلی خنثی‌سازی این طرحهای جنون‌آمیز بوده است.

این در واقع، ناشی از شکست تمامی ترفندهای اشغالگران برای در هم شکستن وحدت مردم عراق در برابر اشغالگران بوده است که امروزه سعی دارند شانس خود را مجدداً امتحان کنند و با احساس یکپارچگی شیعه در عراق و اینکه مرجعیت و زعامت شیعه مانع از چند دستگی شیعیان عراق شده است، سعی دارند شیعیان را به هر قیمت ممکن و به هر صورت که بشود، رو در روی هم قرار دهند تا چنین وانمود سازند که شیعه حتی در درون خودش هم در حال تنازع و درگیری است و اختلاف دارد! البته این از مصادیق نادانی دشمنان ما محسوب می‌شود که سعی دارند دستهای ناپاک خود را با این شیوه‌های غیرانسانی علیه مردم عراق به کار بگیرند و اینگونه ابلهانه بر عملکرد شرم‌آور خود سرپوش بگذارند.

2- آنچه در حوادث عراق و بویژه در فجایع اخیر کربلا آشکار شده، نقش برخی رژیم‌های عربی در قتل‌‌عام مردم عراق است. این بدان معنی است که صهیونیست‌ها و اشغالگران توانسته‌اند از برخی رژیم‌های فاسد غربی در جهت ایجاد یک جنگ عرب علیه عرب نیز بهره‌گیری کنند. اگر دشمنان اسلام در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کردند تا صدام و سایر رژیم‌های جاهل عرب را علیه ایران تحریک نمایند و در واقع اعراب را علیه فارس‌ها و شیعه بشورانند و روی جهالت صدام و بغض برخی رژیم‌های عربی نسبت به ایران و شیعه حساب خاصی را باز کرده بودند، امروزه اشغالگران عراق سعی دارند همان رژیم‌های جاهل عرب را علیه مردم عراق که همگی عرب هستند، بشورانند. تحقق این جنگ عرب علیه عرب، از شیطنت اشغالگران حکایت دارد و اینکه آنها توانسته‌اند عناصر جاهلی را بیابند که به نیابت از سوی آنها به کشتار مردم عراق بپردازند و جنایتی را مرتکب شوند که سود آن فقط به حساب اشغالگران و صهیونیست‌ها واریز می‌شود که البته آنها هم از اینهمه جنایت و کشتار و شرارت سودی نخواهند برد.

3- دستگیری و اعتراف چند تن از عناصر باصطلاح امنیتی و پلیس عراق به همکاری با توطئه‌گران نشان می‌دهد که اشغالگران عراق نه تنها مطابق کنوانسیونهای بین‌المللی به مسئولیت‌های خود برای حفظ امنیت عراق عمل نکرده‌اند بلکه از اطلاعات و حاکمیت خود برای سوء استفاده‌های ضدامنیتی بهره برده‌اند و با وارد کردن عناصر نفوذی مورد نظر خود به صفوف پلیس و نبردهای امنیتی عراق، در واقع علیه امنیت عراق وارد عمل شده‌اند. بدین‌ ترتیب اشغالگران عراق در صدر فهرست متهمین فجایع اخیر عراق و بویژه حوادث خونبار اخیر کربلا قرار دارند و بایستی در قبال جنایات خود پاسخگو باشند برخی مقامات ارشد سیاسی و نظامی آمریکا اخیراً با خرسندی از موفقیت‌های خود برای وارد کردن برخی عناصر دلخواه به صفوف نیروهای امنیتی، پلیس و ارتش عراق سخن گفته بودند و با افتخار از این نکته یاد کرده بودند که خوشبختانه توانسته‌اند عناصر مورد اعتماد اشغالگران را به صفوف نیروهای نظامی ـ انتظامی و امنیتی عراق وارد کنند. بدین‌ ترتیب حتی افزایش شمار نظامیان آمریکائی و تداوم حضور اشغالگران هم به معنای تدوام بحران و گسترش ابعاد ناامنی در عراق خواهد بود چرا که اشغالگران عراق نه تنها به امنیت و آرامش در عراق نمی‌اندیشند بلکه حتی با جنایت و برنامه‌ریزی برای قتل‌عامهای فجیع‌تر می‌خواهند چنین وانمود کنند که گویا ارتش، نیروهای پلیس و سرویسهای امنیتی عراق به تنهائی نمی‌توانند امنیت و آرامش مورد انتظار در عراق را برقرار سازند و در نتیجه لازم است که ارتش آمریکا در عراق بماند و حتی ابعاد حضور نظامی خود را گسترش دهد! حال آنکه عراق بدون این جنایتکاران فضای امن‌تری دارد.

البته اشغالگران حتی با این عملکرد جنون‌آمیزشان هم به زبان خود عمل کرده و می‌کنند و دیگر همه و حتی مردم آمریکا هم می‌دانند که ارتش آمریکا و سرویسهای بدنام جاسوسی و خود جاسوسی آمریکا عامل ناامنی و کشتار در عراقند.

افکار عمومی آمریکا به خاطر دارد که در جریان محاکمه برخی نظامیان خطاکار آمریکائی در دادگاههای نظامی آمریکا، عاملان قتل‌عام زنان و کودکان عراقی چگونه با خونسردی اعلام می‌کردند که از طرف افسر و مقام مافوق خود ماموریت داشته‌اند تا هر جنبنده‌ای را به قتل برسانند و حال آنکه در بسیاری از موارد، کاملاً آگاه بودند که تهدیدی از جانب آنها متوجه نظامیان آمریکائی نیست و آنها هیچ دلیلی برای قتل‌عام زنان و کودکان بی‌دفاع عراقی ندارند.

مسئله کاملاً روشن است. اشغالگران عراق در تمامی زمینه‌ها با شکست و ناکامی مطلق مواجه شده‌اند و هر طرح جدیدی برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های قبلی، به شکست تازه‌ای منجر شده و می‌شود و باعث بی‌اعتباری روزافزون بوش و دستیارانش حتی در ساختار قدرت در آمریکا شده و می‌شود. در واقع نومحافظه‌کاران با احساس تلخکامی به 3 روش جدید در عراق متوسل شده‌اند تا با ایجاد فضای جهنمی برای جنگ شیعه علیه شیعه و عرب علیه عرب، عراق را به «حمام خون» تبدیل کنند که کرده‌اند و در عین‌حال بعنوان یک «راهکار مکمل»! حتی با نفوذ دادن جنایتکاران مورد نظر خود درون صفوف ارتش، پلیس و نیروهای امنیتی عراق، آنها را نیز به عامل قتل‌عام مردم تبدیل کرده‌اند. این طرحی است که یقیناً با افشای ابعاد شیطنت‌آمیز آن، پیشاپیش محکوم به شکست است و حتی متهم کردن دولت مالکی به ناتوانی هم نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد.