* به عنوان اولین سوال تاریخچهیی از موقعیت جغرافیایی کوزوو و بحران بالکان و به تبع آن بحران کوزوو را بیان بفرمایید.
** ایالت کوزوو با مساحتی در حدود 10887 کیلومتر مربع، یکی از دو ایالت خودمختار جمهوری صربستان است که در بخش جنوب غربی این جمهوری واقع شده است. یوگسلاوی سابق از شش جمهوری اسلوونی، بوسنی، صربستان، مونتهنگرو، کرواسی و مقدونیه تشکیل میشد. ایالت کوزوو در چارچوب صربستان قرار دارد که از جنوب با مقدونیه از جنوب غربی با آلبانی و از شمال غربی با مونتهنگرو هم مرز است. کوزوو در زمان یوگسلاوی 25/4 درصد کل یوگسلاوی و اکنون 15 درصد خاک صربستان را تشکیل میدهد که این 15 درصد خواهان جدایی از صربستان است. کوزوو طبق آمار سال 2000، یک میلیون و 970 هزار نفر جمعیت دارد که از این تعداد یک میلیون و 733 هزار یعنی 88 درصد آن را آلبانیاییتبارها، 130 هزار یعنی 7 درصد آن را صربها، 7/1 درصد را اسلاوهای مسلمان، یک درصد را کولیها و مقدار اندکی هم ترکها هستند.
در دهه 1990 که بحران بالکان آغاز شد، کوزوو نیز در پی خواستههای خود و جدایی از دولت مرکزی بر آمد. در این سالها کوزوو شاهد یک مقاومت منفی بود. هنگامی که در سال 1995 قرارداد موسوم به دیتون میان بوسنی، کرواسی و صربستان به امضا رسید تا بدین وسیله به بخشی از جنگ بالکان پایان داده شود، مردم کوزوو احساس کردند که در قرارداد دیتون به آنها اشاره و اعتنایی نشده است به خصوص زمانی که اسلوبودان میلوشوویچ به قدرت رسید اینها بیشتر احساس خطر کردند. در اینجا لازم است کمی به عقبتر برگردیم. نمایندگان پارلمان محلی کوزوو در سال 1989 با صدور اطلاعیهیی تاسیس جمهوری مستقل کوزوو را اعلام میکنند. سه روز بعد پارلمان جمهوری صربستان، پارلمان و دولت محلی کوزوو را منحل میکند. اواخر سپتامبر 1989 پارلمان صربستان قانون اساسی جدید را تصویب میکند که براساس آن خودمختاری گسترده کوزوو لغو میشود و یک خودمختاری محدود به آن میدهد. میلوشوویچ طی سفری به کوزوو در 24 آوریل 1987 در جمع هواداران خود در پریشتینا مرکز ایالت کوزوو اعلام کرد صربهای کوزوو قربانی جنایات آلبانیاییتبارها بودهاند و این وضعیت، اقدام جدی دولت فدرال را میطلبد. خودمختاری که لغو شد ناآرامیهایی در کوزوو به وقوع پیوست که دولت مرکزی با آن برخورد کرد و آلبانیاییتبارها سیاست مقاومت منفی را پیش گرفتند. سالهای 1997 و 1998 اوج درگیریها بود و دولت مرکزی صربستان اقدام به سرکوب بود. در پاییز و زمستان 1998 گروههای چریکی ارتش آزادیبخش کوزوو متحمل خسارتهای سنگینی شدند. پس از آن آمریکا و اروپا و کوزوو را در دستور کار خود قرار دادند. دو درگیری میان پلیس صربستان و آلبانیاییتبارهای کوزوو و در 28 فوریه و 4 مارس 1998 نیز که منجر به کشته شدن 80 آلبانیاییتبار شد توجه جامعه بینالمللی به مساله کوزوو را جدیتر کرد. در هفتم مارس همان سال گروه تماس بینالمللی شامل آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، آلمان و ایتالیا در لندن تشکیل جلسه دادند و از دولت صربستان خواستند دست از کشتار بر دارد. در ششم فوریه 1999 نمایندگان آلبانیاییتبارها و صربها قبول کردند که با حضور گروه تماس بینالمللی در کاخ رامبویه پاریس گفتوگو کنند که در دو دور برگزار شد و طی آن پیشنهاد شد بلگراد نیروهای خود را خارج و نیروهای بینالمللی جایگزین آنها شوند اما میلوشوویچ نپذیرفت و ناتو وارد عمل شد که در 24 مارس، ناتو به صربستان حمله کرد و دولت صربستان تحت فشار، شرایط ناتو را قبول کرد. این تغییر و تحولات منجر به صدور قطعنامه 1244 شورای امنیت در دهم ژوئن 1999 شد که مبنای برقراری صلح در کوزوو قرار گرفت. از مهمترین نکات این قطعنامه، استقرار نیروهای بینالمللی در کوزوو بود و از همان زمان موضوع آینده کوزوو مطرح شد. این فضا تا تابستان 2005 ادامه داشت و از این سال، بازیگران بینالمللی دوباره بحث کوزوو را مطرح کردند. اولین دور مذاکرات جدید میان صربها و آلبانیاییتبارها در فوریه 2006 در اتریش برگزار شد. پس از آن نیز مذاکرات متعددی برگزار شد که 13 ماه به طول انجامید اما به هیچ نتیجهیی نرسید.
کوفیعنان دبیرکل سابق سازمان ملل نیز اعلام کرد که دو سناریوی خودمختاری و استقلال کوزوو مطرح است. تا مارس 2007 مذاکرات بینتیجه باقی ماند که مارتین آهتیساری رئیسجمهور سابق فنلاند به عنوان فرستاده دبیرکل سازمان ملل به کوزوو پیشنهاد میکند کوزوو تحت نظارت جامعه بینالمللی استقلال یابد. این امر با مخالفت صربستان و حمایت آلبانیاییتبارها روبهرو شد.
* چرا آمریکا و اروپا موافق و روسیه مخالف استقلال کوزوو هستند؟
** در حال حاضر آمریکا، انگلیس و فرانسه از استقلال کوزوو حمایت میکنند اما روسیه مخالف آن است. آمریکا و اتحادیه اروپا پیشنویس قطعنامه اعطای استقلال به کوزوو تحت نظارت جامعه بینالملل را ارائه کردهاند اما روسیه پیشنویس تداوم مذاکره میان صربها و آلبانیاییتبارها را مطرح کرده است. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در اجلاس اخیر وزیران خارجه گروه 8 در پوتسدام آلمان به صراحت اعلام کرد اگر غربیها تلاش دارند قطعنامه جدیدی درباره کوزوو تصویب کنند این با مواضع ما در تضاد است زیرا سرنوشت کوزوو نباید در پوتسدام و نیویورک تعیین شود. لاوروف همچنین گفت اروپا از 40 سال قبل در حمایت از استقلال فلسطین شکست خورده و به همین دلیل قبل از حل مساله کوزوو باید موضوعات دیگری مانند قبرس، صحرای باختری و آبخازیا حلوفصل شود. واقعیت آن است که روسها در این خصوص موضع سختی دارند و اخیراً نیز پیشنویس قطعنامه شورای امنیت را وتو کردند. میتوان به صراحت گفت که سیاست اعلامی روسها که مخالفت با استقلال کوزوو است نه به خاطر دلسوزی برای صربها بلکه نگرانی از سرایت این مساله به چین و غیره است. صربستان نیز به این دلیل که بخشی از تمامیت ارضی خود را از دست میدهد مخالف استقلال کوزوو است و حاضر است خودمختاری بیشتر بدهد اما استقلال ندهد تا جایی که طی روزهای گذشته وزیر خارجه صربستان در نامهیی به سازمان ملل پیشنهاد گفتوگو با آلبانیاییتبارها را مطرح کرد. در عینحال آمریکا اعلام کرده بود که توپ در زمین روسیه است و آنها باید با جامعه بینالملل همگام شوند. کوشنر وزیر خارجه فرانسه نیز گفته است کوزوو یک مورد ویژه است که اگر مشکل آن حل شود منطقه بالکان نیز به ثبات میرسد.
البته دلیل موافقت غرب با استقلال کوزوو هم از یک سو همراهی با 90 درصد آلبانیاییتبارهای طرفدار استقلال است و از سوی دیگر آمریکا و غرب میتوانند دامنه نفوذ خود را در منطقه بالکان گسترش دهند.
* در دهه 1990 و در جنگ بالکان، یوگسلاوی فرو پاشید اما چرا پس از این همه سال بحث استقلال کوزوو داغ شد و پیش از این یا در همان زمان مورد تاکید واقع نشد؟
** بعد از قرارداد دیتون در سال 1995، غرب به دنبال استقلال کوزوو بود اما به لحاظ محلی، منطقهیی و بینالمللی تحقق این شرایط فراهم نبود اما با استقرار ناتو، شرایط تغییر کرد، چون این مساله جنبه بینالمللی پیدا کرده و در دستور کار شورای امنیت قرار گرفته، راحتتر در مورد استقلال آن بحث خواهد شد.
* استقلال یا عدم استقلال کوزوو چه تاثیری بر مناسبات شرق و غرب خواهد داشت؟
** برای غرب اینکه کوزوو در بلاتکلیفی باقی بماند سخت خواهد بود و هرچه این وضعیت ادامه پیدا کند به دلیل حساس بودن منطقه بالکان، ناامنیها بیشتر میشود و سرمایهگذاری در آن انجام نخواهد گرفت و بیکاری افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر غرب با مخالفت صربستان که عضو سازمان ملل مواجه است، به همین دلیل خیلیها معتقدند که دو طرف باید به توافق برسند. بنابراین شرایط دشواری بر منطقه بالکان حاکم است که میتواند منجر به بیثباتی بیشتر در این منطقه شود و ثبات اروپا را نیز تحتالشعاع قرار دهد. اما مساله مهمی که لازم است به آن پرداخته شود این است که روسها کسانی بودند که به قطعنامه 1244 شورای امنیت مثبت دادند اما اکنون مخالف استقلال هستند و قطعنامه اخیر شورای امنیت را وتو کردهاند و شاید به دنبال کسب امتیاز هستند.
آنچه مهم است اینکه مساله کوزوو و از دستور کار شورای امنیت خارج شده و 6 عضو گروه تماس بینالمللی قرار است 23 مردادماه جاری نشستی را در آلمان و در سطح مدیران کل برگزار کنند تا بررسی کنند که اکنون و در پی خارج شدن کوزوو از شورای امنیت باید چکار باید کنند.
موضوع دیگری که مطرح است اینکه روسیه در قدرتنمایی با غرب بر سر کوزوو پیروز شد و چالشی برای غرب به وجود آورد که نه تنها شکستی برای آمریکا در منطقه بالکان بلکه شکستی برای اروپا در حلوفصل مسائل منطقهیی بود. آمریکا و اروپا از سال 1999 تاکنون در مساله کوزوو با شکست مواجه شدهاند.