اکنون بینظیر بوتو برای بازی دوباره در نقش یکی از رهبران سیاسی پاکستان در کمین نشسته است. پس از هشت سال تبعید خود خواسته شایعات بازگشت وی به پاکستان از ماه گذشته که وی به طور محرمانه با پرویز مشرف، ریئسجمهور پاکستان در ابوظبی در خصوص تقسیم قدرت دیدار کرده است، آغاز شده و این در حالی است که وی هیچ کدام از این شایعات را تکذیب نکرده است.
بینظیر بوتو با اعلام اینکه ملاقات وی با ژنرال مشرف به طور رسمی از طرف هیچ یک از گروهها اعلام نشده است گفت که وی در حال مذاکره با ژنرال مشرف است.
تنها چند ماه پیش حتی چنین مذاکره پشت پردهای نیز غیرقابل تصور بود. بینظیر بوتو در سال 1999، زمانی که به سبب اختلاس تحت پیگرد قانونی بود از پاکستان گریخت.
اتهامات بوتو
گفته میشود که بینظیر بوتو و عاصف علی زرداوی، همسر وی برای دادن امتیازات نفتی، واردات و صادرات کالاهای انحصاری و بستن قراردادهای دفاعی و تکنیکی مبلغی مابین 100 میلیون تا 5/1 میلیارد دلار رشوه دریافت کردهاند. (گفته میشود که عاصف زرداوی تنها 5 درصد از قرارداد خرید 32 جت میراژ در سال 1996 دریافت کرده است.)
در آوریل سال جاری پرویز مشرف به طور ناگهانی دستور داد تا گروه تحقیقات رسیدگی به تخلفات مالی بینظیر بوتو کار خود را متوقف کنند.
بینظیر بوتو معتقد است که رسیدگی به پرونده اختلاس وی تلاشی است تا توجه افکار عمومی از تخلفات ارتش دور شود. موضوع هر چیزی که باشد، این حرکت پرویز مشرف در متوقف ساختن رسیدگی به پرونده مالی بینظیر بوتو برای هر دوی آنها فرصتهایی را به وجود آورده است.
برای بینظیر بوتو چنین حرکتی به منزله یک بلیط برگشت به خانه است، فرصتی است تا وی بتواند در انتخابات پارلمانی آینده حضور پیدا کند و به شغل قدیمی خود بازگردد.
برای پرویز مشرف، به توافق رسیدن با بینظیر بوتو شاید تنها راه خروج از بحران سیاسی پاکستان باشد. بحرانی که با برکناری دادستان کل کشور آغاز شد و با یورش خونین به مسجد سرخ در اسلامآباد ادامه یافت.
بینظیر بوتو برای مشکلات پرویز مشرف دو راه چاره ارائه داده است. یک راهحل موشکافانه سیاسی و دیگری یک راهحل فلسفی بنیادین.
بینظیر بوتو در خصوص راهحل سیاسی اظهار داشت که پرویز مشرف از آخرین انتخابات پاکستان در سال 2002 متحدانی را برای خود پیدا کرده است و این متحدان باعث شدهاند تا افراطگرایان در سراسر کشور پراکنده شوند. اکنون با آغاز مذاکره با حزب مردمی پاکستان، این گروه نگران از دست دادن نقش خود در پاکستان هستند. بنابراین سعی میکنند تا از بازگشت دموکراسی به کشور جلوگیری کنند.
با توجه به تحلیلهای خانم بوتو، پرویز مشرف با دو گروه مخالف درگیر است. از یک طرف گروههای سیاسی تندرو هستند که وی برای حمایت پارلمان به آنها وابسته است و به مثابه سنگری در مقابل نیروهای دموکراتیک پاکستان عمل می کنند و دیگری آمریکا است که پرویز مشرف از لحاظ مالی به آنها وابسته است و برای قانونی جلوه دادن این وابستگی در مبارزه با القاعده با آنها همکاری میکند.
اکنون بدون هیچ دلیلی، بینظیر بوتو خود را به عنوان راهحلی برای مشکلات پرویز مشرف میبیند به شرط آنکه پرویز مشرف به خواستههای وی پاسخ مثبت دهد. بینظیر بوتو معتقد است که در پاکستان دو راه غلط وجود دارد. یکی دیکتاتوری در مقابل دموکراسی و دیگری میانهروی در مقابل افراطیگرایی است. بنابراین زمانی که ما در زنجیره مخالف یکی از این گروهها قرار بگیریم با مخالفان گروه دیگر حرفی برای گفتن خواهیم داشت.
به همین دلیل با پرویز مشرف دیداری داشتیم تا ببینیم چگونه میتوانیم با یکدیگر برای رسیدن پاکستان به یک روند دموکراسی توافق کنیم.
اما خانم بوتو همچنین یک راهحل منطقی و موشکافانه دیگر برای آنچه که وی از آن به عنوان ناهمگونی سیاسی مشرف در مقابل افراطگرایان نام میبرد ارائه میدهد. وی معتقد است که حکومتهای نظامی نیازمند تهدیدهایی همچون القاعده هستند تا دلیلی برای حضور ارتش در حکومت باشد و توجیهی برای دموکراسی از ریل خارج شده کشور. همچنین میتواند توجیهی برای پولی باشد که با این اسم به کشور سرازیر میشود. میبینیم که اگر تهدیدی وجود نداشته باشد پولی هم در کار نیست.
این یک تئوری بیاساس نیست. همانطور که بینظیر بوتو هم به آن اشاره میکند همکاریهای پاکستان و آمریکا به طور ناپیوسته بیش از 50 سال است که ادامه دارد. این کمکها که در دهه 50 و 60 زمانی که آمریکا، پاکستان را به عنوان یکی از همپیمانان خود در مقابل شوروی سابق میدانست، آغاز شد.
در دهه 70، در دورهای که ذولفقار علی بوتو، پدر بینظیر بوتو حکومت را به دست گرفت این کمکها قطع شد.
این کمکها در دهه 80 زمانی که آمریکا برای مقابله با روسها در جنگ افغانستان به پاکستان نیاز داشت دوباره آغاز شد و بعد از جنگ قطع شد و دوباره پس از ماجرای 11 سپتامبر این کمکها روانه پاکستان شد تا این کشور برای مقابله با خطر القاعده با آمریکا همکاری کند.
بینظیر بوتو در مقابل اظهارات برخی از آمریکاییهای سرشناس که معتقد به حمله نظامی به مناطق قبیلهنشین پاکستان هستند آشفته شده است و میگوید که چنین اظهار نظری من را بسیار آشفته کرد چرا که حمله نظامی به پاکستان تمام مردم پاکستان را متحد می کند زیرا آنها این حمله را تهدیدی علیه کشور خود میدانند.
بینظیر بوتو معتقد است که اینکه پرویز مشرف در اتفاقات اخیز همدست است و یا راه حل درستی را نمیتواند ارائه دهد نتیجه را تغییر نمیدهد. وی میگوید که آنچه من را از ابتدا آزار میداد انسانهایی هستند که دور پرویز مشرف را گرفتهاند. بینظیر بوتو همچنین معتقد است که طولانی شدن حکمرانی نظامیان در پاکستان افراط گرایان را جسور کرده است. نظامیان در این 5 سال گذشته مدام مراکز فرماندهی جدید میسازند اگر این روند 5 سال دیگر ادامه پیدا کند ممکن است برای بازگردانندن اوضاع به شرایط عادی دیر شده باشد.
بینظیر بوتو چاره تمام این مشکلات را بازگشت دموکراسی به پاکستان میداند. بینظیر بوتو درصدد است تا هر چه زودتر به پاکستان بازگردد. اما نگران است که پرویز مشرف وی را دستگیر و یا اعلام وضعیت اضطراری کند و یا با یک طرفند موشکافانه قدرت را به دست بگیرد. بینظیر بوتو معتقد است که در یک رقابت سالم حزب وی میتواند اکثریت آرا را از آن خود کند و آن زمان است که وی یا به عنوان نخستوزیر و یا در نقشی کلیدی در پشت صحنه میتواند دوباره زمام امور را در پاکستان به دست گیرد. زندگی سیاسی وی که حرکتی رو به عقب داشت بار دیگر به سمت جلو در حرکت است.