صبا آذرپیک
منشور وحدت اصولگرایان ریسمان نجاتبخش جناح راست از باتلاق شکافها و تفرقههای کنونی پیش از آنکه بتواند اصولگراها را از تنشهای تفرقهبرانگیز نجات دهد، با تیغ برنده «تکروی» بریده شد. منشور وحدت اصولگرایان که قرار بود برگبرندهیی برای جناح راست در آستانه انتخابات مجلس هشتم باشد، نه تنها وحدت طیفهای مختلف اصولگرایان را نتوانست فراهم کند بلکه سبب شده تا در یک هفته گذشته به یکی از چالشبرانگیزترین مباحث میان طیفهای مختلف آنها تبدیل شود. اصولگرایان نگران از بالا رفتن عرصه نزاع در میان میانهروها و تندروها پس از ظهور چهرههای نقادی مانند افروغ و پیوستن طیفهای مختلف نمایندگان، تصور کردند تدوین منشوری با 20 محور و یادآوری اصول اصولگرایی خواهند توانست قایقی را که در حال غرق شدن است، نجات دهند گرچه موسی قربانی از مهرههای اصلی فراکسیون اصولگرایان مجلس در نطقی جنجالبرانگیز از همطیفانش درخواست کرد که بیش از این سوراخ به وجود آمده در کشتی اصولگرایی را وسیعتر نکنند اما این نگرانی بسیار سریع خودش را در تدوین منشوری نشان داد که به قول باهنر بستر جمع کردن تمام گروههای جناح راست به دور یکدیگر است. اما تاریخ بار دیگر این تجربه را یادآوری کرد که جناح راست هیچگاه بدون جدی گرفتن نقش ریشسفیدان نخواهد توانست به انسجامی غیرقابل شکاف برسد. به ویژه زمانی که تندروهای این جناح مسئول تدوین منشور وحدتبخش شوند (تندروهایی که دل در گروی احزاب کلاسیک ندارند) نتیجه آن میشود که بیش از آنکه مشورتی باشد، فرمایشی است. چنانچه حتی غلامرضا مصباحیمقدم سخنگوی جامعه روحانیت که طیف او به یقین یکی از کلیدیترین محورهای بدنه راست کشور محسوب میشود، از تدوین چنین منشوری ابراز بیاطلاعی میکند و در برابر این پرسش که چگونه تدوینی که به نام تمام اصولگراها تمام شده هنوز به رویت جامعه روحانیت نرسیده، با کنایه پاسخ میدهد که «شاید از کمکاریهای جامعه روحانیت باشد که هنوز از متن این منشور آگاهی ندارند» البته بازی نگرفتن جامعه روحانیت مبارز و حتی موتلفه در تدوین این منشور زیاد هم دور از انتظار نبود. تندروها در دو سال گذشته بارها نشان دادهاند که حاضر به پذیرش تفکرات جناحهای کلاسیک نخواهند بود. اگرچه جامعه روحانیت و موتلفه هم در دو سال گذشته بارها با سکوتهایشان مانع از ایجاد تنشهای جدی که در بدنه جناح است شدهاند، اما در شرایطی که حتی به اذعان اصولگرا نیازمند وحدت و کمرنگ شدن شکافها است، باز هم تفکرات تندروانه اصولگرایان حامی دولت مانع از آن میشود که به نقش برابر تمام طیفها در تدوین این منشور توجه شود.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز معتقد است که اگر تمام طرفین در جناح راست دست به تدوین منشور وحدتبخش میزدند به یقین به مزاج تعدادی از سران اصولگرا که پیروزی را در تکروی میبینند، خوش نمیآمد. فاطمه رهبر عضو موتلفه هم منشور 20گانه اصولگرایان را بیش از آنکه نظر جمع باشد، محصول ایده و تفکرات گروههایی خاص میداند. البته وی برای آنکه جناح رقیب از این نمد کلاهی برای خود نسازد، به سرعت تاکید میکند که آنچه در این منشور مطرح شده با وجود مشورت نشدنهای اولیه، مورد اختلاف نبوده و موتلفه به محتوای آن ایرادی وارد نمیکند.
حتی اگر خویشتنداری و صبر موتلفهییها هم به کمک بازی ناشیانه تندروهای جناح راست بیاید، به یقین نقادانی که از بطن اصولگرایان برخاستهاند به راحتی از کنار کدخدایی پدرخواندههای جدید این جناح نخواهند گذشت. هزینه تدوین منشوری که به اسم همه و به کام یکی باشد، نتیجه پاتک سنگینی است که بار دیگر نقادان اصولگرا به دوستان مصلحتاندیش خود وارد کردهاند.
عماد افروغ معترضانه به این منشور نگاه کرده و آن را نتیجه دیپلماسی پنهان جناح راست میداند که از سوی طیفی که قدرت در دستانش است، دیکته میشود.
افروغ این سوال را مطرح میکند که اگر اصولگرا است، چرا نباید تا لحظه آخر در جریان تدوین چنین منشوری قرار بگیرد و تنها پدرخواندهها و ریشسفیدان پشت صحنه به ضرورت دستیابی به وحدت برسند و برای محقق کردن آن دست به تدوین یک منشور بزنند. البته افروغ این سوال را هم مطرح میکند که مگر وحدت اصولگرایان در آستانه تهدید قرار گرفته که برای رفع آن منشور تدوین میشود.
شاید وی فراموش کرده که تاثیر نقدهای او است که اصولگرایان را تا آن حد به هراس انداخته که چنین شتابان به فکر سر هم کردن منشور وحدت میافتند.
در چنین شرایطی که لیدرهای محافظهکار از همراهی تدوین این منشور خودداری کرده یا در نگاهی بدبینانه به بازی گرفته نشدند، میتوان این منشور را ریسمانی برای وحدت محافظهکاران قلمداد کرد؟ آیا منشوری که از نگاه باهنر، فدایی و نادران مجلس وحدتبخش است، شکافهای جناح راست را بیشتر نمایان نکرده تا آنجا که اصلاحطلبان توپی را که قرار بود به دروازه آنها بنشیند، به ابزاری برای باخت محافظهکاران تبدیل میکنند و تابش رئیس فراکسیون اقلیت مجلس از این منشور تنها به عنوان یک ابزار تبلیغاتی نام میبرد که پیش از استفاده تاریخ مصرفش تمام شده است. وی معتقد است که اصولگرایان قصور میکردند، با تدوین این منشور خواهند توانست اثرات منفی نقادیهای درون جناحی را کمرنگ جلوه دهند، حال آنکه نه تنها به این هدف دست نیافتهاند بلکه همین برگ برنده باخت دیگری را برای آنها رقم زده است. به یقین ریشسفیدان و قدیمیترهای جناح راست اینگونه شیطنتهای کودک تندرو را بیش از این تحمل نخواهند کرد و ممکن است در آستانه انتخابات مجلس هشتم با جدا کردن راه خود از اصولگرایان حامی دولت بستر شکست دیگری برای تندروها را رقم بزنند. اتفاقی که پیش از این در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم هم رخ داد و سبب شد تا ریشسفیدانی که قرار بود وحدت را به جبهه شکننده جناح راست برگردانند و خود از تکرویهای بعضی از گروهها به کنار بروند. اگر صبر و خویشتنداری جناح راست سرآمده باشد، باید منتظر ماند و دید که نتیجه منشوری که پیش از ابلاغ، بایگانی شده تا چه میزان اختلافهای کهنه را بار دیگر زنده میکند؟ آیا ریشسفیدان محافظهکار در برابر تخطیهای تعدادی از همطیفانشان سکوت کرده تا تجربه شکست حامیان رئیسجمهور در انتخابات شوراها در انتخابات مجلس هشتم هم تکرار شود یا برای همیشه به تکرویهای یکهتازان بدنه راست پایان میدهند.