سلیمان دعویسرا
دادن مدال به نویسنده مطرود آیات شیطانی شاید اتفاقی عجیبتر از انتشار کتاب بحرانساز او بود. هنوز معلوم نیست آتش خشمی که از جشن 16 ژوئن ملکه الیزابت برخاست دامن چه کسانی را خواهد گرفت اما همین قدر ناظران میدانند لندن که یک بار با انتشار آیات شیطانی در کانون قهر و اعتراض مسلمانان قرار گرفت با اقدام اخیر به قماری خطرناک در دنیای سیاست دست زده است. به باور ناظران، اتفاق 16 ژوئن از آن نظر خطرناکتر از ماجرای انتشار آیات شیطانی است که در آن زمان صحنه بینالمللی فضایی به نسبت آرام داشت و روابط جهان اسلام با بلوک غرب این اندازه به بدبینی و نفرت آمیخته نبود.
در چند روزی که از ماجرای مدال نزاعانگیز سلمان رشدی میگذرد، نگاه تحلیلگران انگلیس به این نکته معطوف بوده که آیا ملکه و ساکنان خانه شماره 10 داونینگ استریت از همه عواقب این جایزه خبر داشتهاند.
لندن 19 سال تلاش کرد تا کشور و دولت خود را از کابوس کتاب آیات شیطانی و نویسنده مرتد آن خلاص کند، چندین هیأت در کالج سلطنتی و مراکز پژوهشی و برنامهریزی این کشور مأموریت یافتند تا آثار زخم ناشی از ماجرای رشدی را در پیکره دیپلماسی انگلیس بویژه در روابط این کشور با جهان اسلام درمان کنند.
بنابراین پرسش شگفت این است که چگونه لندن که برای عبور از گرداب رشدی آن همه هزینه داد و همه بلوک غرب را مأمور میانجی خود با کشورهای اسلامی کرد، اکنون دیگر بار برای احیای نام رشدی تلاش کرده است. هنوز بسیاری از مسائل در باب نیات و اهداف اتفاق جشن 16 ژوئن ملکه، روشن نشده است اما بیش از همه خود انگلیسیها از دامنه تأثیر ماجرای رشدی در جهان اسلام باخبرند. آنها میدانند که ماجرای رشدی به نماد ستیز در روابط جهان غرب با شرق و جهان اسلام تبدیل شده است. رشدی در عصر منازعات بینالمللی یک حلقه غیر قابل انکار از زنجیره مناقشات دو قطب تمدنی است و شاید بالاترین شاخص بیاعتمادی جهان اسلام به دولتی که نام کهنترین نماینده جهان لیبرال ـ سکولار غرب را یدک میکشد. در خاطره مشرق زمینیان این مسأله به عنوان عامل سوءتفاهم ثبت است، ماجرایی است که نخستین جرقه جنگ تمدنها را شعلهور کرد، حتی پیش از آن که هنوز تئوری برخورد تمدنهای آقای هانتینگتون مطرح شود یا نومحافظهکاران آمریکا در لباس شوالیههای جنگ تمدنها ظاهر شوند.
خارج از مدار عقلانیت
مسأله رشدی در برههای به سیاست خارجی انگلیس بازگشته است که فقط چند صباحی از حیات سیاسی بزرگترین متحد بوش باقی مانده و زمزمه تجدیدنظر در راه رفته بلر بویژه در بحرانهای خاورمیانه از هر سو شنیده میشود.
از همین روست که ناظران سیاسی انگلیس از ماجرای 16 ژوئن به عنوان حادثهای بس شگفت یاد کردهاند، بنابراین اکنون همه در انتظار شنیدن دلایل یک تصمیمی هستند که با هیچ منطق جهان دیپلماسی بویژه با حال و روز سیاسی کشتی بحران زده دیپلماسی انگلیس سازگار نیست. حتی دیپلماتهای ایران و اسلامآباد وقتی سفیران ملکه را در پاسخ به خشم جهان اسلام احضار کردند ابتدا در پی حل این معمای ذهنی خود بودند که این رفتار نابهنگام و غافلگیرانه لندن چه مفهوم و معنایی دارد.
مسأله اصلی این است که هیچ پاسخ روشنی از دستگاه حکومتی این کشور دال بر این که با چه هدفی مسأله رشدی در کانون برنامه دیپلماسی بریتانیا قرار گرفته، شنیده نشده است.
لندن در پاسخ خود پیرامون اهدای جایزه به سلمان رشدی 60 ساله فقط گفته است که این اتفاق طبیعی است و برای طبیعی جلوه دادن این حرکت به فهرست بلند 950 نفری نامهای مختلفی اشاره کردهاند که امسال به مناسبت جشن تولد ملکه بریتالیا القاب و نشانهایی دریافت کردند.
اما این توضیح به همان اندازه شگفتانگیز است که توجیه دستگاه حکومتی ملکه درباره خود کتاب آیات شیطانی که زمانی میگفت؛ این کتاب ترکیبی از تخیلات نویسنده و نظرات فلسفی اوست و در عالم آزادی بیان به بازگو کردن نبرد خیر و شر میپردازد.
دیپلماتهای ملکه در یک هفته گذشته فراوان تلاش کردند ماجرای مدال رشدی را حادثهای از حوادث دنیای ادبیات و فرهنگ جلوه دهند و آن را از طبقهبندی وقایع سیاسی خارج سازند اما این تلاشها حتی رسانههای این کشور را نیز قانع نکرد. دلیل این ناکامی به آن جا باز میگردد که هم اکنون پروندهای قطور در دستگاه قضایی انگلیس بر سر ماجرای توزیع و فروش این القاب و نشانها بر ضد تونی بلر و حزب کارگر گشوده است. رسانههای انگلیس از زمان افشای پشت پرده این ماجرا تاکنون اسناد بیشماری در باب رابطه منافع سیاسی حزب حاکم بلر با اعطای این نشانها منتشر کردهاند. در آن ماجرا که به صورت یک رسوایی برای نخستوزیر انگلیس در آمد، بلر متهم شد که به یک معامله سیاسی ـ مالی در فروش این عناوین و القاب برای تأمین مخارج انتخاباتی حزب کارگر دست زده است. در واقع بلر از اختیار خود در زمینه اعطای نشانهای حکومتی مانند «سر» و «شوالیه» برای پیشبرد اهداف سیاسی بهره جسته است. بنابراین انکار سیاسی بودن نشانها دست کم در دستگاه حکومتی بلر که یک بار دستاش در بهرهجویی از این ابزار رو شده است، امری نزدیک به محال است.
چنان که حتی شبکه بیبیسی گفته است که به استثنای معدودی از نشانها و عناوین، دریافتکنندگان نشانها و عناوین مختلف از سوی نخستوزیر انتخاب و اسامی آنان به ملکه توصیه میشود. بنابراین، این نکته که چه کسی تصمیم گرفت درست کمتر از دو هفته مانده به رفتن بلر بالاترین عنوان حکومتی یعنی «سر» را پیش کش رشدی کند یک پاسخ قاطع دارد و آن این که این تصمیم نه در کاخ باکینگهام که در ساختمان 10 داونینگ استریت گرفته شده است. حتی افراد خوشبین و ذهنهای ساده هم باور نمیکند که این تصمیم امری تشریفاتی و در شمار مراحم ملکه است و نویسنده کتاب آیات شیطانی به طور ناگهانی عطوفت ملکه را از آن خود کرده است.
بر همین اساس، برخی محافل ایرانی حتی معتقدند که جایزه دیگر روز 16 ژوئن ملکه، چشمداشت سیاسی دارد جایزهای که به خبرنگار ایرانی تبار آمریکا ـ کریستینامانپور ـ که بیشترین گزارشهای ضد ایرانی را روی آنتن سیانان برده است، اعطا شد.
به هر حال این اقدام در آخرین روزهای حکومت بلر بار دیگر این فرضیه را در اذهان سیاسی قوت بخشیده است که لندن مرکز تصمیمها و مطرحهای تازه، در جهان رمزآلود دیپلماسی است. سیاستمداری که به عنوان تنها رهبر اروپایی در دو جنگ بزرگ آمریکا در جهان اسلام در کنار بوش ایستاد، پایان حضور خود در عرصه سیاست را نیز به نقشی همراستا با اندیشههای نومحافظهکاران پیوند زده است. شاید این تصور از آن جهت درست باشد که لندن هیچ گاه به حذف یا حتی انزوای رشدی تن نداد و بر حسب گزارش رسانهها برای حفظ و حراست او چندین میلیون دلار هزینه کرد. به باور این ناظران، لندن رشدی را چون اسلحه پنهان خود در رویاروییهای نمادین با کشورهای اسلامی نگه داشته و با این مدال این برگ بازی خود را بکار انداخته است.
این گوی آتشین کجا فرود خواهد آمد؟
بر اساس برآورد کارشناسان حوزه امنیت انگلیس، در میان کشورهای اروپایی هیچ کدام به اندازه لندن آسیبپذیر نیست، تا حدی که مقامهای وزارت کشور انگلیس در آخرین گزارش خود هشدار دادهاند که این کشور بر روی دریایی از تهدیدهای امنیتی، بویژه موجی از نارضایتی مسلمانان واقع شده است. از همین روست که آمادهباش نانوشته پس از بزرگترین تهاجم تروریستی هنوز برجاست و سایر سنگین واقعه ژوئیه 2005 هنوز در فضای این کشور حکمفرماست. در دو سال گذشته دهها طرح و لایحه در این باره گذرانده شده است و چندین دادگاه و مرکز امنیتی و قضایی با دستور کار مقابله با تهدیدها شکل گرفتهاند.
با در نظر گرفتن این اوضاع است که تحلیلگران سیاسی این کشور گفتهاند تونی بلر در به صحنه آوردن رشدی دست به یک قمار خطرناک زده است.
به باور اینان این بازی در مرحله کنونی حاوی چند خطر آنی و جدی است:
- نخستین و شاید بدیهیترین پیامد این اتفاق برای انگلیس این است که فلش دشمنی و در واقع زبانه شعلههای خشم مقدس مسلمانان را از سمت آمریکا متوجه انگلیس میکند. این اتفاق چنان که از موج تظاهرات پاکستان و شبه قاره میتوان فهمید در این برهه منافع انگلیس در حوزه خاورمیانه و جنوب آسیا را با تهدید اساسی روبرو میکند و به عبارتی لندن را در کانون حملات عراق و افغانستان مینشاند. این نکته از آن رو قابل توجه است که کشور انگلیس به غیر از بمبگذاری ژوئیه 2005 لندن، تاکنون شاهد حادثه خاص امنیتی نبوده است و اما این ماجرا زمینه و ظرفیت آن را دارد که بستر آرام امنیت این کشور در داخل و خارج را برآشوبد.
- بلر یک بحران تمامعیار را هنگام رفتن خود برای حزب کارگر و رهبر جدید آن گوردون براون به ارمغان نهاد. این ماجرا چنان که به دست همکاران براون مهار نشود، میتواند رهبر جدید این کشور را که در پی فضایی آرام پس از دوران بحرانی بلر است، با شرایطی ناگوار روبهرو سازد. براون اعلام کرده که در اندیشه ترمیم شکافها و تضادهای عصر بلر است. حال برای رهبری با این تفکر، ماجرای رشدی میتواند یک دام سیاسی باشد.
- این اتفاق تاثیرات عمیق و میان مدت خود را در روابط جامعه پرشور مسلمانان این کشور با دولت، نمایان خواهد کرد. 2 میلیون اقلیت مسلمان در انگلیس به همراه دهها نهاد قدرتمند اسلامی تاکنون منش مدارا در برابر سیاستهای سختگیرانه بلر داشتهاند. جامعه اسلامی لندن حتی پس از ماجرای انفجار ژوئیه 2005 به یاری مسئولان امنیتی این کشور آمدند، تا شاید لندن از موج تهدیدات تروریستی به آسانی عبور کند و تفاهم و تکثر، دیگر بار به عرصه فرهنگ و سیاست این کشور باز گردد. اما حرکت 16 ژوئن بلر در دادن مدال به فردی که منفور مسلمانان این کشور است همه این رشتههای اعتماد و تفاهم را میتواند بر هم بریزد.
بزرگترین خدمت به القاعده
واضحترین مفهوم جایزه انگلیس برای رشدی در نگاه مسلمانان این بود که هنوز لندن به این کتاب موهن اعتقاد دارد. پس طبیعی است که اقدام فوق بیش از هر چیز صداقت مردان سیاسی لندن را در نظر سران و محافل مسلمان زیر سؤال ببرد. این بحران بیاعتمادی اکنون بر یکی از بدیهیترین سیاستهای انگلیس تردید افکنده؛ سیاستی که از زبان دیپلماتها و سخنگویانش جهان اسلام را به همراهی علیه افراطیون فرا میخواند و میگفت زمینهها و بسترهای تشویق رفتارهای افراطی برچیده شود. این نکته را دیپلماتهای شبه قاره با وضوح بیشتری بیان کردند. مطبوعات پاکستان در تحلیلهای خود گوشزد کردند رفتار دولت انگلیس در زنده کردن مهره سوخته رشدی با ادعای دیروز آن که مدعی رهبری دومین جبهه علیه تروریسم بود تناسبی ندارد.
این نکته رمز مخالفت بیوقفه و بحران اخیر در روابط لندن و اسلامآباد است که پس از ماجرای اهدای جوایز به وقوع پیوسته است. حتی دیپلماتهای پاکستان با عزمی قاطعتر از احزاب این کشور دولتمردان غرب را در این قضیه به واخذه کشیدهاند. تحمل این دوگانگی برای حکومت مشرف که در این مدت با بیسابقهترین فشارها از سوی مردان آنگلوساکسون بر سر مبارزه با تروریسم روبهرو بوده است بسیار گران است. طرفه آن که لندن اکنون زیر ضرب آن اتهامی است که با آن بر سر مشرف مینواخت و میگفت او اراده و انگیزه کافی در مبارزه با ترور ندارد یا آن که رفتارها و سیاستهایش زمینههای افراطگرایی را تشویق میکند.
گویی بار نخست محمد اعجاز الحق وزیر امور دینی پاکستان این ماجرا را در گوش مشرف زمزمه کرده و گفته است که اعطای نشان به سلمان رشدی میتواند حملات انتحاری را توجیه کند. وزارت امور خارجه پاکستان هم با احضار رابرت برینکلی کمیسر عالی دولت بریتانیا این هشدارها را به لندن رسانده که اقدام بریتانیا اعتقادات یک و نیم میلیارد مسلمان و پیروان سایر ادیان را جریحهدار کرده و اسلامآباد مانند ایران دولت بریتانیا و ملکه الیزابت را مسئول عواقب این اقدام میداند.
به این صورت شبه قاره کانون عمیقترین موجهای اعتراض به ماجرای کتاب آیات شیطانی است. حرکت مسلمانان پاکستان بر زمینههایی تاریخی استوار است. ذهن مردم این منطقه با خاطرهای از مبارزه طولانی با انگلیسیها آمیخته است. اما در کنار بدبینی تاریخی مسلمانان این منطقه نسبت به دستگاه فخیمه لندن هیچ چیز به اندازه بیوگرافیهایی که تریبونهای آن کشور از رشدی میخوانند خشم آنها را برنمیانگیزد. وقتی که از این تریبونها خوانده میشود که سلمان رشدی در نوزدهم ژوئن 1947 در خانواده فرهنگی مسلمانی در بمبئی (مومبای) در هند متولد شد، محافل اسلامی شبه قاره عزم قاطع برای طرد رشدی و مبارزه با کتاب موهن او ابراز میدارند و بدترین کار در نظر آنان به رخ کشیدن تبار اسلامی و شبه قارهای او و نسبت دادنش به خانواده مسلمانان این منطقه است.