سیدسهیل موسوی
«اگر دولت مصر اعلام آمادگی کند، تا آخر وقت اداری همین امروز، سفارت ایران را در قاهره برپا میکنیم.»
عبارت فوق جملهای است که دکتر محمود احمدینژاد در مصاحبه مطبوعاتی چندی قبل خود در ابوظبی در زمینه ابراز تمایل ایران برای دوستی با کشورهای همسایه، خصوصاً کشورهای مسلمان بیان داشته است.
این جمله که از زبان عالیترین مقام اجرایی کشور صادر شد، صرفنظر از لحن بیان، زمان، مکان و شیوههای دیپلماتیک مرتبط با این ماجرا، تا چند روز، تیتر اول بسیاری از روزنامههای داخلی و خارجی مرتبط با مسائل ایران را به خود اختصاص داده بود.
از بهمن ماه 1300ه.ش که دولت مصر اعلام استقلال کرد و از اسفند همان سال ایران روابط خود را با این کشور برقرار کرد، تا به امروز که این کشور تبدیل به یکی از مهرههای اساسی اتحادیه عرب و کشورهای خاورمیانه شده است، روابط ایران و حکومت مصر دستخوش تحولات بسیاری شده است.
از ازدواج ولیعهد وقت ایران با فوزیه دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق، پادشاه مصر در 1317، گرفته تا قطع رابطه جمال عبدالناصر با ایران به دلیل همپیمانی با اسرائیل در 1339، تا برقراری رابطه دوباره ایران و مصر در سال 56 و بالاخره قطع رابطه ایران با مصر در فروردین 58 به دلیل رابطه سادات، رئیسجمهور این کشور با مناخیم بگین اسرائیلی با فرمان کوتاه امام (با در نظر گرفتن خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بیچون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود با دولت مصر اعلام بنماید)، از مهمترین تحولات و رویدادهای رخ داده مربوط به این کشور است.
اما امروز، پس از 28 سال قطع رابطه جمهوری اسلامی با مصر و اکتفای روابط دیپلماتیک این دو کشور به برقراری دفاتر حفاظت منافع مشترک (در سال 70)، ایجاد انجمن دوستی ایران و قاهره و دیدار و گفتگوی روسای جمهور ایران و مصر در آذر 82، سخن رئیسجمهوری محترم بسیار حائز اهمیت قلمداد شده و موافقان و مخالفان بسیاری را برای خود به همراه داشته است. از همین رو ذکر نکاتی چند در این باره خالی از لطف نیست:
الف: همان طور که مقام معظم رهبری در ابتدای سال 86، امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام نهادند و با توجه به وضعیت بحرانی صحنه بینالملل، که با دخالتهای آشکار آمریکا و صهیونیزم علیه ایران ایجاد شده است، به نظر میرسد تکیه بر انسجام اسلامی و اکتفای به مشترکات کشورهای اسلامی و حتیالامکان، پرهیز از مسایل تفرقهافکن از مهمترین امور و وظایف حال حاضر کشور و مسئولان آن باشد.
ب: با توجه به رابطه نزدیک مصر با آمریکا و اسرائیل، به نظر میرسد کشاندن این کشور بزرگ اسلامی به زمین اهداف و برنامههای ایران و بیتوجهی به مانعتراشیهای آمریکا در روابط میان دو کشور مصر و ایران، ضربه بزرگی بر سیاست تفرقهافکنی آمریکا و همپیمانانش و به حاشیه انداختن ایران باشد.
این ابتکار در حالی باید اجرایی شود که در حال حاضر غیر از عربستان و لبنان، تقریباً تمامی کشورهای همسایه ایران، و کشورهای مسلمان، از روابط نزدیکی با اسرائیل برخوردار بوده و حتی کشوری مانند ترکیه از نزدیکترین یاران رژیم صهیونیستی به شمار میرود. از همین رو، با عملکرد حسابشده، مهرههای نزدیک به صهیونیزم با لطایفالحیل از آنها دور و به آغوش مام واقعی خود یعنی کشورهای مسلمان باز میگردند.
ج: بهانهجوییهای برخی سیاستمداران مصری که باید پاسخ درخوری در جای خود به آنها داده شود، در زمینه مسائلی چون حذف نام شهید خالد اسلامبولی از خیابانی در تهران در حالی مطرح میشود که خیابانی به نام خاندان منحوس پهلوی در مصر موجود بوده و علاوه بر آن، قبر شاه خائن نیز در یکی از مساجد بزرگ مصر تحت حمایت دولت مصر قرار دارد.
مضاف بر اینکه در سفر بدون بازگشت شاه ملعون از ایران و پس از رانده شدن وی توسط سران دنیا، انور سادات رئیس وقت دولت مصر، تنها کسی بود که وی را پذیرفت و تا آخر نیز از او حمایت کرد. اینها مسائلی است که باید شدیداً به آنها توجه کرده و با ظرافتهای دیپلماتیک و به دور از غلبه احساسات غیرسیاسی، آنها را مدنظر قرار داد.
د: انتقادات برخی دوستان علاقمند به نظام اسلامی و آرمانهای امام راحل ـ که این نگرانیها در جای خود قابل تقدیر است ـ در حالی مطرح میشود که فلسفه وجودی قطع رابطه با مصر در حال حاضر، از میان رفته و به دلیل خباثتهای رژیم اشغالگر قدس و خودباختگیهای اکثریت سران کشورهای اسلامی، اکنون اغلب کشورهای اسلامی و همسایه ایران، تبدیل به حکومت مصر سال 58 شدهاند! مضاف بر اینکه حمایت هر از چند گاه دولت و برخی گروههای مصری از مبازران فلسطینی، شرافتی به مراتب بهتر و بالاتر از حمایتهای بیدریغ بسیاری از سران عرب کشورهای اسلامی از اسرائیل دارد.
ه: در پایان توجه به این نکته ضروری است که در حال حاضر که بسیاری از معادلات سیاسی دنیا، دستخوش اراده و خواست لابیهای صهیونیسم جهانی و آمریکای جنایتکار شده است، شرافت و کیاست اسلامی و ایرانی، چنین ایجاب میکند تا با بررسی تمامی جوانب ماجرا به دور از تعصب و چشم بستن به روی واقعیات، در موضوعاتی از این قبیل تصمیمگیری شده و پس از مشورت و صلاحاندیشی با سران ارشد نظام، نتیجهنهایی به اجرا گذاشته شود.