حسین شریعتمداری
تاریخ تولد، نام و نام خانوادگی، نام پدر و مادر و... مشخصات دیگری از این دست که در شناسنامه شهدا و ایثارگران ثبت شده و از اصل و نسب خانوادگی آنان حکایت می کند، اگرچه یک روال قانونی و پسندیده است ولی آنچه در شناسنامه رسمی شهدا ثبت شده نمی تواند «شناسه» دقیقی از هویت واقعی آنها باشد. چرا که شهدا خانوادهای بزرگتر از خانواده خود، با گسترهای به پهنای ایران اسلامی- و جهان اسلام- دارند و با این حساب که سخن بی حسابی نیست، همه مردم ایران عضو خانواده شهدا هستند و تمامی جوانان این مرز و بوم، فرزندان شهدا تلقی می شوند.
طی دو روز آخر هفته گذشته، خانواده شهدا و ایثارگران با همین استدلال در مقابل مجلس شورای اسلامی گرد آمده و از دولت و مجلس هفتم خواستند برای مقابله با فساد اجتماعی و از جمله برخی پوششهای زننده و فسادانگیز چاره اندیشی کنند. درخواست دلسوزانهای که پیش از این بایستی از سوی مسئولان محترم با دغدغه و دلشوره پی گیری می شد ولی متاسفانه کم توجهی غیرقابل توجیه دست اندرکاران چارهای جز گوشزد چندباره باقی نگذاشته بود.
و اما، از سوی دیگر، این روزها، بار دیگر و برای چندمین بار طی چند سال اخیر، ضرورت مقابله جدی با مفاسد اجتماعی که بدحجابی افسارگسیخته از جمله آنهاست، در میدان توجه مسئولان قرارگرفته و سخن از طرحی در میان است که تهیه کنندگان آن معتقدند با نگاهی همه جانبه تهیه شده و مقابله با «علت»ها و «معلول»ها را به طور همزمان درپی خواهد داشت.
تهیه کنندگان طرح مورد اشاره هنوز گزارش دقیقی از جزئیات طرح و چگونگی اجرای آن ارائه نکرده اند و از آنجا که طی چند سال گذشته نیز، بارها سخن از اینگونه طرحها در میان آمده و هیچیک از آنها در عمل موفقیت آمیز نبوده است، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.
1- تردیدی نیست که مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی از عوامل و علتهای فراوانی ریشه می گیرد و نادیده انگاشتن هریک از آنها می تواند نتیجه را از نقطه مطلوب دور کرده و حتی بر مشکلات کنونی بیفزاید و این نکته نیز قابل قبول است که بررسی دقیق و کارشناسانه و تدوین طرحی جامع و همه سویه برای مقابله با این پدیده ناهنجار، ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد، اما، برخورد ریشهای با فساد اجتماعی، نباید مانند برخی از موارد دیگر بهانهای برای فرار از چاره جویی باشد و در هوای نقطه مطلوب از کمترین اقدام برای تغییر شرایط موجود نیز خودداری شود!
به قول حضرت امیر علیه السلام، کسی که سودای انجام کاری را در سر دارد، بایستی نشانههای این خواسته در عمل او نیز دیده شود، ولی متاسفانه طی چند سال اخیر، علی رغم سخن پراکنیهای فراوان درباره ضرورت پاکسازی جامعه از ناهنجاریهای اجتماعی،نشانه قابل اعتنایی از تلاش و دغدغه مسئولان برای حرکت به سوی مقصودی که از آن سخن می گفتند، دیده نشده بود.
2- استعداد و گرایش به زندگی سالم و دور از آلودگی در میان جوانان از تمامی اقشار سنی دیگر بیشتر است و این واقعیت در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و بسیاری از سرفصلهای تعیین کننده سه دهه اخیر به وضوح دیده و تجربه شده است. بنابراین متولیان مقابله با فساد اجتماعی باید نسبت به این پدیده نگاهی- حداقل- دوسویه داشته باشند؛ قربانیان و عاملان اصلی.
مسئولان باید جوانانی را که در چنبره این دام گرفتار آمده اند، فرزندان خود تلقی کنند، وقتی یکی از فرزندان خانواده دچار برخی آلودگیها می شود، پدر، مادر و سایر اعضای خانواده با دلشوره و دغدغه در پی نجات او برمی آیند و تنها تصوری که هرگز به ذهن آنان خطور نمی کند، طرد و نفی او از خانواده است. والدین در اینگونه موارد با نصیحت، دقت و کاوش در علت اصلی، بررسی عوامل احتمالی منجر به آلودگی، مراقبت پیرامونی در محیط درس و کار، تذکرهای غیرمستقیم از طریق افراد مورد قبول او، تحقیق در هویت دوستان وی و... تلاش گسترده و دلسوزانهای را برای نجات فرزند خویش از آلودگی و فساد دنبال می کنند. بنابراین، اگر آنان را فرزندان خود می دانیم - که باید بدانیم- چارهای جز طی طریق از مسیر یاد شده نداریم.
و اما، برخورد با عوامل بداندیش و دستهای مشکوک و بدخواهی که اصرار بر ترویج فساد و بی بندوباری دارند، بایستی بدون ترحم، سخت گیرانه و پشیمان کننده باشد، چرا که تساهل و تسامح در قلع و قمع آنان می تواند فاجعه هولناکی را در پی داشته باشد.
مسئولان ذیربط، مخصوصا دست اندرکاران قضایی کشور باید توجه داشته باشند که نمی توانند و حق ندارند در برخورد با عوامل اصلی ترویج فساد و بی بندوباری، کمترین چشم پوشی و اغماضی داشته باشند، چرا که مجازات پشیمان کننده آنان، حق ملت و خانوادههای مظلومی است که قربانی این جرثومههای فساد و پلیدی شدهاند و بدیهی است که این حق قابل پایمال شدن از سوی فلان قاضی یا فلان مأمور و مسئول دیگر نیست. آقایان، باید دلسوزی و رأفت خود را نثار جوانان بی پناهی کنند که قربانی اهداف شوم و مفسده انگیز، عوامل اصلی ترویج فساد شده اند و در غیر این صورت، میان ظالم و مظلوم، حق را به ظالم داده اند!... و این، با مسئولیت و فلسفه وجودی دستگاه قضایی کشور در تناقض آشکار است.
همین جا، باید به برنامه گسترده و تلاش پی گیر و پرهزینه قدرتهای خارجی برای گسترش فساد و بی بندو باری اشاره کرد که این ماجرا دامنه وسیعی داشته و شرح مستند آن، مثنوی هفتاد من کاغذ است... تنها به این خبر توجه کنید؛
دو سال قبل در پی شکایت مردم، چند خانم با ظاهری بسیار زننده دستگیر شدند. آنها در بازپرسی اعتراف کردند که هر یک روزی فلان مبلغ دریافت می کنند و در مقابل مبلغ دریافتی وظیفه دارند با این ظاهر زننده در خیابانها رفت و آمد کنند... و این البته که فقط جزء کوچکی از یک برنامه گسترده است و...
3-دولت و سایر مراکز و دستگاههای حکومتی باید سالم سازی جامعه از ناهنجاریها و فساد اجتماعی و مقابله با مظاهر آن، نظیر بدحجابی را از خود آغاز کنند. چرا که به قول سعدی؛
اگر ز باغ رعیت، ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او، درخت از بن
این مقابله می تواند و باید در چند سطح صورت پذیرد؛
الف: کارکنان دستگاهها و مراکز مختلف نظام اعم از زن و مرد و مخصوصا کارکنان دولت که فراوانی و تعداد آنها با سایر دستگاهها قابل مقایسه نیست، موظف به حفظ ارزشهای اجتماعی از جمله حجاب اسلامی و رفتار شایسته اخلاقی باشند و با متخلفان طی یک طرح پلکانی برخورد شود، که اخطار، ثبت در پرونده و نهایتا اخراج می تواند پلههای متفاوت این برخورد باشد.
ب: همه ساله بودجه هنگفت و کلانی برای فرهنگ سازی به دستگاهها و مراکز و سازمانهای مختلف اختصاص داده می شود و متأسفانه این هزینه هنگفت تاکنون نتیجه قابل قبول و شایستهای در پی نداشته است. چرا...؟! برای یافتن پاسخ این سؤال نیازی به بررسیهای عمیق- و معمولاً پرهزینه- نیست، آش به اندازهای شور است که برای پی بردن به آن، فقط یک چشیدن معمولی کافی است. عدهای با زدوبند و سفارش این و آن، انجام یک پروژه فرهنگی، انتشار یک نشریه داخلی، تحقیق درباره فلان موضوع و... را برعهده می گیرند و تنها با یک نیم نگاه می توان دریافت که غیر از بودجه کلانی که از کیسه ملت مظلوم دریافت کرده اند و پلشتی دیگری -بعضا شبیه فاجعه- که در عرصه فرهنگ و اخلاق اجتماعی پدید آورده اند، تقریبا هیچ کاری نکرده اند. باور ندارید؟!... کیهان برای اثبات این روند ویرانگر اسناد و شواهد فراوان و غیرقابل انکاری در اختیار دارد که تاکنون بارها به آن پرداخته و آنچه البته هرگز به جایی نرسیده، فریاد بوده است.
ج: خانه تکانی در دستگاهها و مراکزی که وظیفه فرهنگ سازی، مقابله با ضدارزشها و سالم سازی جامعه را برعهده دارند، از جمله اقدامات ضروری دیگری است که باید بدون فوت وقت صورت پذیرد. بسیاری از کسانی که به این مسئولیتها گمارده شدهاند، صلاحیتهای لازم برای حضور در اینگونه مسئولیتها را ندارند و برخی از آنان -که تعدادشان نیز کم نیست- با سفارش فلان و بهمان پست گرفته اند و به جایگاه خود به عنوان یک «فرصت شغلی» می نگرند و نه یک رسالت الهی و انسانی.
4- رسانهها و مخصوصا صدا و سیما نقش تعیین کنندهای در سالم سازی اخلاقی جامعه و یا تخریب اخلاق اجتماعی دارند، که متأسفانه باید گفت، علی رغم تلاش بسیاری از مسئولان متعهد، این سازمان هنوز با نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد و برخی برنامههای آن، به جای سالم سازی، به کار تخریب اخلاق و هنجارهای اجتماعی بیشتر می آید.
5- و بالاخره نباید از این واقعیت غافل بود که اکثریت قریب به اتفاق جوانان این مرزوبوم در شمار پاکترین، مؤمن ترین و فداکارترین اقشار اجتماعی هستند. ولی متأسفانه در بازار مکاره رسانههای مسئولیت ناشناس و برخی از دلسوزان ساده اندیش و احیانا خود باخته، نمایه این قشر عظیم در تابلوهای اجتماعی برخی رسانههای خودی، غایب و یا کمرنگ است. که واقعیت نمایی در این عرصه نیز می تواند در مقابله با ناهنجاریهای اجتماعی نقش ارزنده و مؤثری داشته باشد.