یک روزنامه آمریکایی در گزارشی با اشاره به اینکه بین ایران هستهای یا حمله به تأسیسات هستهای تهران کدامیک را انتخاب خواهید کرد؟ نوشت: تا زمانی که «جورج بوش» به همراه تیم امنیت ملی خود و «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع او تصمیم به چنین کاری داشته باشند، ترجیح می دهیم با ایران مسلح به تسلیحات هستهای زندگی کنیم.
نویسنده «نیویورک تایمز در گزارش روز چهارشنبه خود در پایگاه اینترنتی این روزنامه تصریح کرد که هر چند می دانم کار صحیح این است که تمامی گزینهها را مد نظر قرار دهیم ولی گذشته از پیامدهای نظامی و دیپلماتیک، هیچ اطمینانی به توانایی دولت بوش برای مدیریت یک حمله نظامی پیچیده به ایران وجود ندارد.
به گزارش ایرنا «توماس فریدمن» می نویسد: به عنوان کسی که به اهمیت اصلاح وضعیت عراق اعتقاد دارم، میزان ناشایستگی که دولت بوش در عراق از خود نشان داده است و از اعتراف به اشتباهات یا کنار گذاشتن افرادی که مرتکب این اشتباهات شدهاند خودداری کرده است، حمایت از دولت برای آغاز هرگونه حمله نظامی علیه ایران کاملاً غیر ممکن است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه اگر سیستم حکومتی آمریکا یک دموکراسی براساس رأی مجلس بود، تمامی دولت بوش تاکنون از قدرت کنار گذاشته شده بودند، می نویسد: ولی با توجه به اینکه حکومت ما اینگونه نیست و حتی اگر برخی از ما فکر کنیم که کار این دولت تمام شده است، اینگونه نیست.
فریدمن تأکید دارد، دونالد رامسفلد خود را وزیری مسئول می داند که حاضر است هر میزان نیرویی که ژنرالهای این کشور در عراق درخواست کنند، در اختیار آنها قرار دهد ولی مسئله اینجا است که به گفته رامسفلد آنها هرگز تقاضای نیروی بیشتر نکردند.
نیویورک تایمز می نویسد: هر چند این اظهارات کاملاً بی معنی است ولی حتی اگر ژنرالهای ارتش آمریکا تقاضای نیروهای بیشتری نکردند، رامسفلد باید آنها را مورد سؤال قرار می داد و بخاطر غارتها، تحت کنترل نبودن مرز عراق با سوریه، بی محافظ بودن انبارهای تسلیحاتی صدام و بی ثباتی در عراق از آنها سؤال می کرد.
«البته رامسفلد هرگز این سؤالها را مطرح نکرد چون نمی خواست نیروهای بیشتری به عراق اعزام کند زیرا او تصور می کرد که رژیم صدام را از بین خواهد برد و از این کشور خارج خواهد شد.»
وی ادامه می دهد: بنابراین، اگر گزینه ما یک عملیات تحت رهبری رامسفلد علیه ایران باشد یا اینکه اجازه دهیم ایران به تسلیحات هستهای دست یابد و از طریق کلاسیک به مقابله با آن بپردازیم، گزینه دوم را ترجیح می دهیم.
به نوشته فریدمن، تنها ارسال یک یادداشت دیپلماتیک به ایران کافی است. در متن این یادداشت باید گفته شود که اگر شما زمانی از تسلیحات هستهای استفاده کنید، یا آن را در اختیار گروههای تروریستی قرار دهید، ما تمامی تأسیسات هستهای شما را با تسلیحات هستهای تاکتیکی خود نابود خواهیم کرد.
وی تصریح کرد، هرچند من امیدوار بودم که گزینه سومی نیز وجود داشت، ولی تنها راه حل سوم به چالش کشیدن ایران از طریق مذاکره رو در رو با تهران در مورد مسائل مورد اختلاف یعنی عراق، تحریمها و بمب هستهای خواهد بود که البته چنین دیپلماسی نیازمند دو چیز است.
«نخست اینکه دولت بوش باید تصمیم خود را بگیرد که آیا به دنبال تغییر رژیم در ایران است یا تغییر رفتار؟ اگر هدف آن تغییر رژیم است، دیپلماسی هیچ شانسی نخواهد داشت و ایرانیان هرگز مذاکره نخواهند کرد.»
وی می نویسد: مورد دوم اینکه اگر دولت بوش آماده است تا با تغییرات در رفتار ایران کنار بیاید، آنگاه دیپلماسی از شانس برخوردار است. البته در صورتی که متحدانی نیز داشته باشد و یک قوای تهدیدی برای مجبور کردن ایران به جدی گرفتن مذاکرات در اختیار داشته باشد زیرا تنها راهی که ایران با معامله کردن با آمریکا موافقت خواهد کرد، این است که تصور کند آمریکا هم در داخل و هم در خارج از این کشور برای حمله به ایران از حمایت برخورداراست.
به نوشته وی ، «دلیل اصلی که رامسفلد باید از سمت خود کناره گیری کند، این است که ما در مقابله با ایران به رهبری رامسفلد، از یک گزینه دیپلماتیک یا نظامی معتبر برخوردار نیستیم، لذا شاید کنار آمدن با ایران هستهای عاقلانه ترین کار تحت هر شرایطی باشد.