علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
">علی شهاب
مقدمه:
اوضاع سیاسى، استراتژیک سال 2008 در خاورمیانه حول سه محور در گردش است. جنگ علیه تروریسم از سوى آمریکا به مرحله پایانى خود رسیده و ایالات متحده تلاش دارد این موضوع را به دوستان خود در سراسر خاورمیانه واگذار کند. اوج گرفتن نقش روسیه پس از اختلالى که جنگهاى افغانستان و عراق در نیروهاى آمریکایى بوجود آورد. افزایش قیمت نفت و فزونخواهى مستمر چین در نقشه اقتصادى و مالى جهان. محورهاى سهگانه بالا با حوادث مقطعى و موقت که شروع فصل انتخابات ریاستجمهورى آمریکا است، منجر به ایجاد وضعیت جدیدى شده است. الاخبار در مطلبی به بررسی این وضعیت پرداخته است.
با شروع فصل انتخابات آمریکا، دخالتهای آن کشور در مسائل بینالمللى کاهش یافته. به نحوى که سایر قواى سیاسى بینالمللى در این مدت آزادى عمل بیشترى خواهند داشت. از سوى دیگر هیچیک از مقامهاى کنونى دولتى آمریکا در انتخابات شرکت نکرده و در نتیجه دولت بوش آزادى عمل بیشترى دارد و این امر تا فوریه سال 2009 ادامه خواهد یافت. بدینترتیب رئیسجمهور آمریکا نمىتواند پیشنهاد یا لایحه قانونى جدیدى را به کنگره ارائه دهد و انتظار بر آن است که بوش تلاشهاى خود را به روشهاى سیاسى محدود کند به ویژه با توجه به این امر که چنین تلاشهایى نیاز به موافقت کنگره ندارد. با توجه به تعریف دقیق قوانین آمریکا از عملکرد رئیسجمهور ایالات متحده، «جورج بوش» این اجازه را خواهد داشت تا در مدت باقیمانده تحت عنوان دفاع از نیروهاى آمریکایى دست به عملیات نظامى جدیدى بزند.عراق و افغانستان میدان اصلى فعالیتهاى نظامى واشنگتن را تشکیل مىدهند و طبیعى است که این عملیاتها مىتواند علیه کشورهاى همسایه آن دو کشور نیز تداوم یابد که عربستان، سوریه، ایران و پاکستان را نیز در بر میگیرد. در نخستین مرحله از این طرح، پاکستان باید با ایالات متحده در مورد وضعیت افغانستان همکارى کند پس از حمله به عراق، ایالات متحده باید افکار عمومی در آمریکا را براى حمله جدید دیگرى «آمریکاییده» کند و بدین جهت است که سوریه و ایران را در تدارک حمله جدید خود متهم به «آمریکایییت» از تروریسم میکند؛ زیرا شعار اصلى بوش در حمله به عراق و افغانستان مبارزه با تروریسم بوده است. تلاشهای ایالات متحده در سال 2007 نتایج قابل قبولى نداشت. القاعده شکست نخورد و آمریکا مجبور شد با کشورهاى ایجاد کننده القاعده «همپی آمریکایین» شود و همچنین نتوانست خواست خود در مورد سوریه و ایران را به کرسى نشاند. ایران تنها قدرت غیرسنى مطرح در خاورمیانه، چالش اصلى آمریکا است و پرونده هستهاى آن آخرین گزینه پرداختن آمریکا به مقابله با این کشور است. بدین ترتیب عراق تنها روزنه سیاست خارجى آمریکا در این مدت خواهد بود؛ ولى هم ایران و هم ایالات متحده مىدانند که قادر به تاثیرگزاری در عراق هستند در حالی که توان اداره آن کشور را ندارند. این امر ناشى از بافت فرقهاى موجود در عراق بوده و همچنین ناشی از تصمیم آمریکا به افزایش سربازان خود در آن کشور تا یکصد هزار نیرو است.
ناتوانی آمریکا
آمریکا قادر به عقبنشینی گسترده از عراق نیست مگر آنکه از تغییر تاکتیک به استراتژی مطمئن شود و این امر «آمریکایینی» ممکن است که ارتش آمریکا بتواند از وضعیت ارسال نیروهاى گشتى به وضعیت تمرکز پایگاهها و مراکز کوچک قابل انتقال در عراق تغییر استراتژی دهد. این محور در حقیقت قدرت اصلى سیاست خارجى کنونى آمریکا را شامل میشود و ایالات متحده تلاش دارد با استفاده از همین محور، کارت خود را با ترتیبى خاص بچیند. دیدار اخیر بوش از منطقه نیز در همین راستا صورت گرفت تا ایالات متحده بتواند «آمریکایییت» کشورهاى منطقه براى حمله به ایران را کسب کرده و با تحمیل راهحلى مقطعى بر فلسطینىها، دشمنى رسمى اعراب با اسرائیل را بسوى ایران تغییر دهد.
طراح این سناریو تلاش می کند تا جهادیون دو فرقه شیعه و اهل سنت را به جان هم اندازد. در این راستا باید موضع رسمى نظامهاى عرب را به این «سومت آمریکایییل» متمایل سازد و در نتیجه خاورمیانه تبدیل به منطقهاى شود که اختلافات فرقهاى و قومى در آن حرف اول را بزند.
بدین ترتیب مفاهیمى همچون «هلال شیعى»، «آرزوهاى صفویه» و «خطر فارسى» در بین شخصیتهایى که کلید طرح خاورمیانه آمریکا در منطقه و همچنین لبنان هستند رد و بدل میشود. بر این اساس سعى بر آن است تا ایران شیعى را در برابر عربستان سنى معرفى کند. در حالیکه بحران اصلى میان آمریکا و همپی «آمریکایینان» آن با جبهه تسلیمناپذیران است. دروغپردازىهاى آمریکا و هم «پی آمریکایینان» آن تا بدانجا پیش مىرود که طرفداران جنبش فتح، جنبش «آمریکاییس» را شیعى معرفى مىکنند در حالیکه هیچکس شک ندارد که امتداد «آمریکاییس» امتداد «اخوان المسلیمن» مصر در میان فلسطینیان است.
افزایش نقش نیروى دریایى در جهان
تحرکات پس از 2006 که تاکنون ادامه دارد نقش بیشترى به نیروهاى ناتو داده است. به طوری که این نیرو نه تنها در اروپا و کشورهاى استقلالیافته بلوک شرق فعال شده؛ بلکه فعالیت آن در کشورهاى حاشیه مدیترانه و خلیج فارس نیز گسترش بیشترى یافته است. شرکتکنندگان در کنفرانسهاى نظامى مشترک سال گذشته به این نتیجه رسیدند که نیروى دریایى بهترین راه براى تسلط بر منابع قدرت و مبارزه با تروریسم است و افزایش نقش ناتو در کنترل سواحل لبنان پس از جنگ تابستان سال 2006 نیز با همین هدف صورت گرفت. حتى بر اساس برخى گزارشها در دیدار اخیر بوش و اولمرت «اخت آمریکایل» محاصره دریایى سوریه نیز مطرح شد.
در مورد ایران ولى همه تحلیلها و سناریوها بر تجمع نیروهاى دریایى در تنگه هرمز تاکید دارد که در تعیین آینده هر جنگی تاثیرگذار است و بر همین اساس حادثه دریایى اخیر ناوهاى آمریکایى و قایقهاى تندروى ایرانى از اهمیت زیادى برخوردار شد. در اجلاس «هرتسلیا» موضوع محاصره دریایى ایران نیز مطرح شد و ناوگانهاى کانادا، بریتانیا، هند، پاکستان و دیگر نیروهاى «آمریکایین» آمریکا «آمریکاییکنون» هماکنون در خلیجفارس مستقر شدهاند. در این میان ناتو و کویت «پیآمریکایینی» را امضا کردهاند که براساس آن کویت عبور و مرور ناوهاى ناتو را تسهیل مىکند و «آمریکاییرات» نیز با تاسیس پایگاهى براى نیروى دریایى فرانسه بر سرزمینهاى آن موافقت کرده است. مصر و اردن نیز همکارى و «آمریکاییهنگی» مستمرى در این زمینه با یکدیگر دارند. تلاشهاى ناتو در مدیترانه البته منجر به نگرانی روسیه شد تا این کشور به احیاى ناوگان جنگى خود و «ساز آمریکاییندهی» آن بپردازد؛ امرى که تاکنون مورد توجه رسانههاى عرب قرار نگرفته است. رسانههاى اسرائیلى تاکید کردهاند که کشتىهاى روسى به طور مستمر در بندر «طرطوس» سوریه اقدام به گشتزنی میکنند که این امر در ضدیت با تلاشهاى آمریکا براى اثبات حضور خود از طریق «پیآمریکایینهای» دوجانبه با کشورهاى عرب در آبهاى منطقه است.