ترجمه: سبحان محقق
از زمان واقعه 11 سپتامبر سال 2001 پوشش اخبار مربوط به «بمبگذاریهای انتحاری» روند رو به افزایش داشته است. کارشناسان و دستاندرکاران خبری ما را به این اعتقاد رساندند که بمبگذاریهای انتحاری، یکی از سلاحهای مورد توجه شورشیان علیه نیروهای اشغالگر است، چرا که آنها با بهرهگیری از این شیوه، میتوانند با هزینه اندک و به آسانی، هرج و مرج ایجاد کنند. کمتر روزی است که رسانهها حداقل یک بمبگذاری از این نوع را که توسط شورشیان عراقی و یا افغانی صورت میگیرد، از این کشورها گزارش نکنند. بهرهگیری شورشیان از شیوه بمبگذاری انتحاری علیه نیروهای اشغالگر، یک چیز است و بهرهگیری آنها از این شیوه برای کشتار غیرنظامیان، چیز کاملا متفاوتی است. اکنون رسانههای ما را طوری شستشوی مغزی دادهاند که باور میکنیم شورشیان در عراق، تندروهای حیوان صفت، غیرمتمدن، دیوانه و متعصب هستند که حتی با کشتار هموطنان خود، به جنگ با «آزادیخواهی» میروند!
تصویری که در این مورد توسط دولت آمریکا و رسانههای بزرگ به ما داده شده است، به قدری احمقانه و مخدوش است که «جو گوئین» در واکنش به بمبگذاریهای به اصطلاح «انتحاری» پر تلفات در موصل، که به مرگ 350 غیرنظامی انجامید، با اطمینان چنین گفت:
«اگر فردی بتواند استدلال قانعکنندهای بیاورد (یعنی استدلال منطقی که با دادههای قابل اتکا حمایت شود) و توضیح دهد که چرا یک عرب و یا گروه اسلامی ضدآمریکایی و یا «تروریست» و یا هر کس دیگر، در واکنش به اشغال عراق توسط آمریکا، صدها هزار عراقی را میکشد، مبلغ یک میلیون دلار آمریکا جایزه میگیرد»! اگر از منظر تاریخی به این موضوع نگاه کنیم و نوع بمبگذاری در عراق را که به شورشیان و یا «القاعده» نسبت داده میشود، اولویت دهیم، میبینیم که حقیقتا این نوع بمبگذاری قبلا وجود نداشته است.
در خلال جنگ جهانی دوم، تعدادی از کشورها توسط نازیهای آلمان اشغال شدند. در کشورهایی مثل فرانسه، دانمارک، نروژ و بسیاری از کشورهای دیگر جنبشهای مقاومت شکل گرفت، جنبشهایی که تاکتیکهای متفاوت را برای متوقف کردن نازیها و پس گرفتن سرزمینشان به کار گرفتهاند. با این حال، هیچ سابقهای در مورد این که جنگجویان مقاومت برای اخراج نازیها، به کشتار جمعی هموطنان خود متوسل شده باشند وجود ندارد. مطمئنا درگیریهای فرقهای وجود داشته است، ولی مثل آنچه که در عراق میبینیم، در مقیاس گسترده و کلان وجود نداشته است و البته، اگر وجود هم میداشت، با هیچ منطقی جور در نمیآمد. در جنگ ویتنام هم ما هیچ سندی نداریم که نشان دهد «ویت کنگها» کشتار هموطنان خودشان را بخشی از مبارزه علیه نیروهای آمریکایی در دستور کار قرار داده باشند. البته، هستند کسانی که میگویند مسلمانان از نوع دیگری هستند، و این که آنها (مثل بسیاری از انسانهای ناخوشایندی که میخواهند زنجیرهای امپراتور را بگسلند) تنها اندکی با وحشیان غیرمتمدن فرق دارند و لذا، ما نمیتوانیم امیدوار باشیم که ذهنیت ویا رفتار آنها را درک کنیم.
اما،یک چنین ادعای مبتنی بر اطلاعات نادرستی را هیچ سندی تایید نمیکند و بنابراین، به خاطر این که اینیک عمل نژاد پرستانه آشکار است، باید رها شود. زمانی که عراقیها در دهه 1920 با امپراتوری بریتانیا نخستین بار میجنگیدند، هیچ «بمبگذاری انتحاری» توسط شورشیان عراقی صورت نگرفت. آنها، برعکس عمل کردند و براساس یک استراتژی درست، و علیرغم وجود خرده فرهنگها و تفاوتهای مذهبی، در برابر دشمن مشترک خود یعنی بریتانیا، متحد شدند.
همین طور در خلال جنگ 10 ساله افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی نیز هیچ موردی از بمبگذاری انتحاری که شهروندان افغانی را هدف قرار داده باشد، نمیبینیم. در این کشور هم قبایل افغانی، علی رغم اینکه در نحوه مبارزه با متجاوزان توافق نداشتند، با هم متحد شدند. آیا واقعا هیچ کس، حتییک فرد بیطرف و میانه رو، اینها را در نمییابد؟ بعد از واقعه 11 سپتامبر، ناگهان این پدیده عجیب ظاهر میگردد کهیک شورشی به جای اینکه مهاجمان را هدف قرار دهد، از بمبگذاری انتحاری علیه هموطنان خود بهره میبرد، تا از این طریق، گواه تاییدکنندهای را برای این موضوع که هواپیما ربایان «انتحاری» حملهکننده به آمریکا، حقیقتا دیوانه بودهاند، دست و پا کنند،یا اینکه (هدف عوامل پشت پرده این بوده که) اخبار رسمیرا در این راستاسمت و سو دهند.
آیا پاسخ میتواند به همین سادگی باشدکه آنچه تحت عنوان «بمبگذاری انتحاری» جار زده میشود، در حقیقت کار تیمهای ضد شورش آمریکا، انگلیس و اسراییل هست؟ آیا در عراق، در واقع ما با چیزی سروکار داریم که بهتر است آن را تحت عنوان «عملیات پرچمهای ساختگی» بنامیم؟ این موضوع بسیاری از ابهامات را در مورد اینکه چرا گروههای عراقی در واکنش بهیورش آمریکا به کشورشان، هموطنان خود را میکشند، توضیح میدهد. به هر حال، مردمی که روزانه در عراق صدها کشته میدهند، همان مردمی هستند که از شورشیان حمایت میکنند و نیروهای آمریکایی، انگلیسی و اسراییلی حاضر در عراق، با همین شورشیان میجنگند. لذا، این سوال پیش میآید که چه کسی از کشتار جمعی روزانه حامیان شورش، بهره میبرد؟ تاکتیکهای مقابله با شورش درگذشته، روشهایی مثل «پاکسازی نژادی» ویا نابودسازی محصولات مثل آنچه که ازطریق عامل نارنجی در مورد ویتنام صورت گرفت، را شامل میشود. اما این روشها کمتر موفقیتآمیز بودند. به نظر میرسد که در سالهای اخیر تفکرات گمراه و منحرفی در مجتمعهای صنعتی ـ نظامی شکل گرفت که بیشتر حالت تاکتیکهای دسیسهآمیز مدرن را دارد. «راجرترینکوئیر» کارشناس ضدشورش پر نفوذ فرانسوی در کتابش تحت عنوان «نبرد مدرن» چنین پیشنهاد میکند:یک ایده ضدشورش در فرانسه 1961 سه اصل ساده را برای مقابله با شورش ارایه میکرد:
1) چریک را از مردمی که از وی حمایت میکنند، جدا کنید؛
2) مناطقی را که قبلا چریکها در آنجا دست به عملیات زدند، اشغال و آنها را در ذهن مردم، افرادی خطرناکترسیم کنید و مردم را مقابل جنبش چریکی قرار دهید؛
3) تا آنجا که ممکن است چریک را در بیشتر مناطق و برای مدتی زیاد، از دسترسی به مراکز جمعیتی که حامیان بالقوه وی هستند، باز بدارند.
بمبهای کنترل از راه دور، که نقاب مضحک «بمبگذاری انتحاری» را بر خود زدهاند و توسط نیروهای اشغالگر آمریکایی، انگلیسی و اسراییلی منفجر میشوند، مخصوصا متناسب با اصول ذکر شده هستند.
ارتش اشغالگر، با دست زدن به انفجار روزانه بمب در سراسر عراق و افغانستان و جار زدن از طریق دستگاههای تبلیغاتی در مورد اینکه این «بمبگذاری انتحاری» در عراق و افغانستان کار شورشیان است، امیدوار است که به چند هدف برسد:
1) قطع پایگاه حمایتی گسترده، که شورشیان در میان عراقیها از آن برخوردار هستند،
2) ایجاد تنش میان گروههای مذهبی، به ویژه از طریق بهرهگیری حقهآمیر از اصلاح «حملات انتحاری» علیه شیعیان و یا سنیها، به عبارت دیگر، اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» در اینجا به خوبی اجرا میشود. اقدام واقعا جنایتکارانه شبکههای تلویزیونی کشورهای غربی، این است که ایده ذیل را دامن میزنند و تقویت میکنند: عراقیها و افغانیها بدون حمایت نیروهای اشغالگر، نمیتوانند از کشورشان محافظت کنند و اینکه «مردم این کشورها، وحشیهای غیرمتمدن هستند.» این تبلیغات باعث میشود که ادعاهای دولت آمریکا تقویت شود، آمریکا مصر است که خروج نیروهای این کشور از عراق، خطرناک خواهد بود و ارتش آمریکا بدین خاطر در خیابانهای شهرهای عراق حضور دارد که عراقیها نیز حضورشان را در این کشورها عاقلانه بدانندیا اینکه رسانههای آمریکایی تلاش میکنند. نشان دهند که چطور طبقات پائین مردم (عراق) دارند متمدن میشوند، یا این ادعا که ارتش اگر دست به نابودی چنین مردمی میزند، در واقع، ماموریت الهی را انجام میدهد.
شواهد فراوانی برای تحقیق وجود دارد که نشان میدهند بمبگذاریهای انتحاری علیه غیر نظامیان، کار شورشیان نیست. برخی خواهند گفت که این بمبگذاریها، کار «القاعده» است، این ادعا در صورتی درست است که نخست «القاعده» را صرفا به عنوان ابزار معمولی تیمهای ضدشورش «سیا»، امآی ـ 6، و موساد طبقهبندی کنیم.
در ارتباط با مسئله «بمبگذاریهای انتحاری در عراق و افغانستان همیشه از خود بپرسید: «چه کسی از این عملیات نفع میبرد؟» و البته این نیز کاملا آشکار است که چه کسی از آن بهره نمیبرد.