تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۳۳۹۲۷
گفتگو با دکتر محمدجواد لاریجانی
صالح اسکندری اشاره: برخلاف چند ملاقات گذشته این بار در دفتر ستاد حقوق‌بشر قوه قضائیه در پل رومی‌ قرار گذاشتیم. محمدجواد لاریجانى جزء معدود سیاستمداران اصولگراست که در هر مصاحبه یا دیدار نشاط سیاسى زایدالوصف و انرژى مثبت فراوانى به انسان مى‌دهد. لاریجانى موسس و رئیس اسبق مرکز پژوهش‌هاى مجلس شوراى اسلامی ‌و معاون اسبق وزارت خارجه و همچنین رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظرى و ستاد حقوق‌بشر قوه قضائیه است که على‌رغم دکتراى ریاضى‌اش از دانشگاه برکلى کالیفرنیا، همواره از خلاقیت و خوش‌فکرى سیاسى قابل توجهى برخوردار است. پشتوانه مردمی‌ دولت به قدرى هست که دغدغه حمایت نداشته باشد و به کارهاى اصلى خود بپردازد هفته دولت فرصت مناسبى بود تا دیدار با او را تازه کنیم.

*اگر اجازه بدهید مى‌خواهم بحثم را با استفاده از دو مفهوم "پایگاه اجتماعی" و "سرمایه‌ اجتماعی" و همچنین تاثیرها و تاثرات و نوع ارتباطى که دولت نهم با این دو مفهوم برقرار کرده،  آغاز کنم.  به هر حال 2 سال از عمر دولت نهم گذشته و جاى این سوال وجود دارد که آیا دولت توانسته در این مدت پایگاه و عقبه اجتماعى خود را حفظ کند. جامعه‌شناسان غربى معتقدند که وقتى قدرت از ساحت اجتماعى به سمت حوزه سیاسى حرکت مى‌کند بخش‌هایى از چیدمان اجتماعى قدرت فرو مى‌ریزد. اما آیا این موضوع در مورد حرکت پرشتاب آقاى احمدى‌نژاد از حوزه اجتماعى شوراها و شهردارى‌ به سوى حوزه کاملا سیاسى دولت نیز مصداق مى‌یابد؟ و اساسا دولت طى دو سال گذشته در حفظ پایگاه اجتماعى خود چقدر موفق بوده است؟

**در واقع براى دولت مسئله پایگاه اجتماعى و محبوبیت غرض‌نهایى نیست بلکه یک فاکتور تصحیح است. طبیعى است که رئیس‌جمهور و دولتى که با اکثریت آراى مردم بر راس کار مى‌آیند از یک پایگاه اجتماعى قوى برخوردار هستند و بسته به میزان راى خود قوت و ضعف دارند. منتهى وقتى دولتى به قدرت رسید باید وظایف قانونى خود را به خوبى انجام دهد. تا وقتى که نامزدى به قدرت نرسیده است مسئله تبلیغات، انتخابات و اقبال عمومی‌ مسئله اول کاندیدا است اما وقتى کاندیدا مسئولیت پیدا کرد، آراى عمومی‌ را نباید هر روز چک کند بلکه آراى عمومی‌  تبدیل مى‌شود به یک پشتوانه تصحیح و اصلاح راهکارها.  لذا دولت در طول 2 سال على‌الاصول باید تمام هم و غم خود را مصروف اجراى طرح‌هاى اساسى نظام کند که البته این طرح‌هاى اساسى براى مردم نیز باید توجیه شود تا افکار عمومی‌ در جریان فعالیت‌هاى دولت باشد. این موضوع بخش قابل توجهى از پشتوانه اجتماعى دولت را حفظ مى‌کند. منتهى طبیعى است که برخى ناراحتى‌ها و نارضایتى‌ها عملا در جامعه به وجود مى‌آید و چون دولت مسئول است همه، این مسائل را از چشم دولت مى‌بینند. ریزش پشتوانه آراى عمومی ‌را من چیز عجیبى نمى‌بینم اما سقوط آراى عمومی‌ پدیده بسیار غیرطبیعى است یعنى یک دفعه مردم به دولت و توانمندى‌ها و یا صداقت‌ آن بى‌اعتماد شوند.

اما در مورد دولت نهم من هیچ قرینه‌اى مبنى بر اینکه چنین پدیده‌اى به وجود آمده نمى‌بینم دولت از حمایت خوب مردم برخوردار است و این پشتوانه مردمی‌ به قدرى هست که دولت دغدغه حمایت نداشته باشد و به کارهاى اصلى خود بپردازد.

*تصور مى‌کنید این حمایت‌ عمومی‌ به حدى هست که در انتخابات مجلس در اسفندماه امسال به کمک اصولگرایان بیاید و آیا در دو سال باقیمانده دولت قادر است پایگاه اجتماعى خود را تقویت کند و آقاى احمدى‌نژاد مانند روساى‌جمهور سایق دو دوره متوالى مسئولیت تشکیل کابینه را برعهده داشته باشد. چون برخى سعى دارند وانمود کنند که آقاى احمدى‌نژاد رئیس‌جمهور تک دوره‌اى است.

**طرح این دست موضوعات عمدتا تبلیغات انتخاباتى است و بین جناح‌هاى سیاسى چنین ادبیاتى غیرطبیعى نیست. ثانیا جناح اصولگرا از محبوبیت و اقبال عمومی‌ خوبى برخوردار است. اگر نقاط ضعف خودش را تشخیص دهد و آنها را تا حد ممکن درمان کند توفیق جناح اصولگرا در انتخابات مجلس و انتخابات ریاست‌جمهورى بسیار محتمل مى‌بینم. اما در مورد نقاط ضعف جناح اصولگرا باید بگویم که یکى از آنها مربوط به مسئله انسجام است. یعنى ما حتما باید نسبت به آراى همدیگر تسامح بیشترى داشته باشیم و یک جبهه واحدى را تشکیل بدهیم.

خوشبختانه تاکنون قدم‌هاى خوبى برداشته‌ شده است اگرچه ممکن است هنوز ضعف‌هایى وجود داشته باشد. اما در پلات‌فرم اصولگرایان آقاى احمدى‌نژاد حتما حضور دارند و این نکته خیلى ضرورى است. ما نباید پلات ‌فرمی ‌تعریف کنیم که در آن دولت اصولگراى فعلى حضور نداشته باشد.

نقطه آسیب‌پذیر دوم پرداختن به مسائل مهم با دقت کافى است. دولت باید این موضوع را با مشورت گروه‌هاى هم جبهه و هم جناح خود به خوبى انجام دهد تا در بین مردم دغدغه‌ خاصى به وجود نیاید. لذا من راه رسیدن به پیروزى‌هاى بعدى را راه مشکلى نمى‌بینم. اما باید متذکر شوم که این راه تضمین شده نیست و مردم از دور نظاره‌گر هستند، عملکردها، حرف‌ها و ژست‌هاى مختلف را با دقت مورد قضاوت قرار مى‌دهند و بعد تصمیم مى‌گیرند و اصلا نقطه قوت جمهورى‌اسلامی‌ همین است و مردم به هیچ‌کس چک سفید نداده‌اند.

*اما برگردیم به مفهوم دوم بحث یعنى سرمایه‌ اجتماعى اگر منابع نرمی ‌را که در حمایت از سیاست‌هاى کلان دولت در جامعه به وجود مى‌آید تعبیر به سرمایه‌ اجتماعى کنیم؛ به نظر شما دولت نهم تا چه اندازه در تقویت سرمایه اجتماعى کشور موفق بوده و اصولا سرمایه اجتماعى طى دو سال گذشته افزایش پیدا کرده و یا روند نزولى داشته است؟

**سرمایه اجتماعى طى 2 سال گذشته ریزش نداشته منتهى به نظر من به اندازه کافى افزایش هم نداشته است. یعنى ما باید اهدافمان را صرفا در عکس‌العمل به رقیب تعریف نکنیم بلکه اهداف را باید مستقل از رقیب تعریف کرد.

ریزش سرمایه اجتماعى که در 8 سال دولت دوم خرداد رخ داد بیشتر شبیه به یک بهمن بود. منتهى در این دولت ما شاهد چنین ریزشى نیستیم ولى این موضوع که این سرمایه روند صعودى مناسبى داشته، من در آن‌تردید دارم.

و به نظر من رشد سرمایه اجتماعى به اندازه کافى نبوده است. در واقع ما باید این سرمایه‌ها را در دو دایره به همدیگر متکاسف کنیم و اینها را به یکدیگر نزدیک کنیم یکى در دایره اصولگرایى است. جمع زیادى از نیروهاى اصولگرا که در واقع عناصر صاحب امکانات نرم هستند و این منابع نرم از ذهن این افراد به ساختارهاى اجتماعى گسترش پیدا مى‌کند براى جذب آنها بیشتر سرمایه‌گذارى کنیم. این حساسیت به سرمایه اجتماعى یک دغدغه مهم است. دولت نهم باید روى این موضوع به عنوان یک پتانسیل حساب باز کند همان طور که ما مى‌خواهیم سرمایه‌هاى مادى کشور ازدیاد پیدا کند بر سرمایه اجتماعى هم باید حساسیت و تمرکز داشته باشیم.

دایره دوم فراتر از دایره اصولگرایى است. اصولگرایى یک کلوپ در بسته نیست.  اصولگرایى یک تابلو است یک پلات‌فرم است و من فکر مى‌کنم بسیارى از نیروهاى مسلمان و معتقد به نظام حتى آنهایى که اعتقاد چندانى به نظام اسلامی‌ ندارند ولى به اندازه کافى سمپاتى دارند ما این افراد را نیز باید در دایره سرمایه اجتماعى خود منظور کنیم. چنین تفکر موسعى لازم است تا سرمایه‌ اجتماعى را افزایش دهیم. براى تجمیع و افزایش سرمایه اجتماعى باید فکر کنیم و برنامه داشته باشیم من باید اعتراف کنم که در سه دهه گذشته ما حساسیت زیادى روى سرمایه اجتماعى نداشتیم لذا نیروها را به انحاى مختلف نادیده گرفتیم و از آنها غفلت کردیم و این سرمایه‌ها تحلیل رفتند. این موضوع البته منحصر به جناح اصولگرا نیست جناح اصلاح‌طلب وضعش بدتر است و در آسیب‌رسانى ‌به نیروها و سرمایه‌هاى خود ید طولایى دارد این ناشى از یک غفلت عمومی‌ درفضاى سیاسى کشور است.

*اشاره کردید که بدون‌ تردید آقاى احمدى‌نژاد در پلات‌فرم اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم حضور دارد من مى‌خواهم بپرسم که ایشان در کجاى این پلات‌فرم مستقر هستند و اساسا انتخابات آتى تا چه اندازه متاثر از شخصیت و عملکرد ایشان و دولتشان است؟

**عملکرد دولت نهم بى‌اندازه در توفیقات جهبه اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم نقش خواهد داشت. به همین دلیل همه اصولگرایان باید با دولت در یک تعامل سازنده و روشن قرار بگیرند. هر نسخه‌اى که براى اصولگرایان نقشه راهى را تعریف کند که بدون در نظر گرفتن دولت باشد یا واقع‌بینانه نیست و یا اینکه شیطنت‌آمیز است. من فکر مى‌کنم که اصحاب سیاست به خوبى درک مى‌کنند آینده سیاسى جناح اصولگرا و دولت آقاى احمدى‌نژاد به هم گره خورده است لذا باید با هم تعامل مثبت داشته باشند. نه دولت باید جناح‌ اصولگرا را نادیده بگیرد و نه جبهه اصولگرایان حمایت از دولت را امر کوچکى بپندارد. تنها این تعامل مثبت است که هم دولت را موفق مى‌کند و هم جناح را و غفلت از این موضوع هر دو را ناکام مى‌کند. پس آزمایش بزرگى پیش‌رو هست. ما در این تعامل مثبت باید آمادگى مداهنه داشته باشیم. مداهنه با دشمن بد است با دوست و خودى باید خیلى کوتاه آمد و خیلى چیزها را گذشت کنیم و نادیده بگیریم. این مسئله دو طرفه است هم دولت و هم جناح باید نسبت به آن آمادگى داشته باشند. جبهه اصولگرایان جبهه عظیمی ‌است. اصولگرایان در بین جریانات سیاسى کشور بیشترین نیروهاى دانشگاهى و متخصص را دارد، بیشترین بدنه تکنوکراتیک حکومت را هم دارد لذا براى توفیق بیش از این دیگر چه مى‌خواهیم تنها نوعى ائتلاف و انسجام بین این نیروهاست که سبب توفیقات پى در پى اصولگرایان خواهد شد.