تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۳۳۹۵۸

«نیکلا سارکوزى» رئیس‌جمهورى فرانسه که از مدت‌ها پیش وعده اجراى اصلاحات در مناطق حومه نشین کشورش را مطرح کرده بود، از خرداد ماه گذشته وزیر مشاور در امور شهرى فرانسه را مأمور مطالعه و بررسى دقیق مسایل حومه‌هاى شهرى و ارائه راهکارهاى مناسب براى بهبود وضعیت اجتماعى و اقتصادى این مناطق کرده بود. به گزارش ایرنا سارکوزى هنگامى ‌که در سال ۲۰۰۵ میلادى بر مسند وزارت کشور فرانسه نشسته بود و مسئولیت تأمین امنیت در کشور را برعهده داشت، در برابر بحران بى‌سابقه حاشیه‌نشینان شهرى فرانسه و ناآرامى ‌و تظاهرات سه هفته‌اى جوانان مهاجر در این مناطق خود را به عنوان دولتمردى قاطع و مرد فرونشاندن بحران در کشور مطرح ساخته بود. حافظه تاریخى فرانسویان آن ایام بحرانى را که همه شب شعله‌هاى آتش نارضایتى و اعتراض جوانان مهاجر در حومه شهرهاى بزرگ این کشور شعله‌ور بود، همچنان به خاطر دارد. بسیارى از تحلیلگران مسایل فرانسه برآنند که سارکوزى در مقام وزیر کشور با تردستى و مهارت تمام موفق به بهره‌بردارى از بحران حومه‌ها در اکتبر سال ۲۰۰۵ میلادى (آبان ماه ۱۳۸۴) شد و خود را به عنوان فردى قاطع که توانایى مهار بحران را دارد، مطرح ساخت. سارکوزى با بکار بردن کلماتى تحقیرآمیز در خصوص عوامل ناآرامى ‌در حومه‌هاى شهرى فرانسه، آشکارا خشم آنان را برانگیخت و به سرعت به عنوان دشمن سرسخت این مهاجران مطرح شد. تظاهرکنندگان در حومه‌هاى شهرهاى فرانسه نیز از دادن شعارهایى تند بر ضد سارکوزى ابایى نداشتند و صحنه بحران حومه‌ها به زودى به صحنه درگیرى بین جوانان معترض مهاجر از یک سو و نیروهاى برقرارکننده نظم و آرامش به رهبرى وزیر کشور سارکوزى درآمده بود. براى بسیارى از شهروندان فرانسوى که از طریق رسانه‌هاى خود شاهد به آتش کشیدن خودروهاى عمومى ‌و برخى اماکن دولتى بودند، به ناگاه سارکوزى به عنوان حامى ‌نظم و فردى قاطع مطرح شد.

نظرسنجى‌هاى به عمل آمده در فرانسه نیز از افزایش قابل توجه میزان اقبال سارکوزى در این بحران حکایت داشت، به گونه‌اى که براى نخستین بار وزیر کشور مقتدر کابینه راستگراى فرانسه را با محبوبیت بیش از ۷۰ درصدى نزد فرانسویان و در فاصله‌اى بسیار فراتر از دیگر دولتمردان این کشور از جمله «ژاک شیراک» رئیس‌جمهورى وقت قرار گرفت. خروج موفقیت‌آمیز سارکوزى از بحران مناطق حاشیه‌اى شهرى و اقبال فزون‌تر وى نزد فرانسویان از رئیس‌جمهورى وقت از جمله دلایلى بود که شیراک را ناگزیر به کناره‌گیرى از صحنه سیاسى فرانسه و شرکت نکردن در انتخابات ریاست‌جمهورى اردیبهشت ماه گذشته این کشور ساخت. به هر روى سارکوزى که به دلیل برخورد تند و قاطع خود با مهاجران و آنانى که وى عاملان شورش و ناآرامى‌ در حومه‌هاى شهرى این کشور خوانده بود، موفق به کسب آرا شمار زیادى از هواداران گروه راستگراى افراطى جبهه ملى فرانسه نیز شد. رئیس‌جمهورى فرانسه با مأمور ساختن وزیر امور شهرى کابینه خود به بررسى دقیق مسایل و مشکلات حومه‌هاى شهرى این کشور، در نهایت به طرحى جدید براى ساماندهى مجدد حومه‌هاى شهرى فرانسه برآمده است و در سخنانى که در این زمینه ایراد کرد درصدد پاسخگویى به صبر دیرهنگام فرانسویان براى مشاهده تغییراتى نوین در این مناطق برآمد. اما پیش از تامل در سخنان و مواضع سارکوزى در خصوص ساماندهى اجتماعى و اقتصادى حومه‌هاى شهرهاى فرانسه بى‌مناسبت نیست، نظرى به این حومه‌ها و علل شکاف و گسست کنونى طبقاتى این مناطق با دیگر مناطق شهرى فرانسه داشته باشیم. مسأله حومه‌هاى شهرهاى بزرگ فرانسه و بافت مهاجرنشین این مناطق به دوران پس از جنگ جهانى دوم و بازسازى فرانسه ویران شده در آتش جنگ باز مى‌شود. فرانسویان که با پایان جنگ جهانى دوم با کمبود شدید نیروى انسانى و ویرانى گسترده مناطق شهرى، صنعتى و حتى کشاورزى خود روبه‌رو بودند، به منظور استفاده از نیروى کار ارزان قیمت در بازسازى ویرانه‌هاى کشور به مستعمرات خود در شمال آفریقا روى آوردند. حضور استعمار فرانسه قاره آفریقا و به ویژه در کشورهایى چون الجزایر، مغرب و تونس دولتمردان فرانسوى را بر آن داشت تا افراد داوطلب به کار در این کشور را به طور موقت به استخدام خود درآورند و به فرانسه منتقل کنند. نخستین گروه از کارگران مهاجر از شمال آفریقا که براى مشارکت در بازسازى فرانسه به این کشور آمده بودند در قالب قرارداد کار به مدت چهار سال در سال ۱۹۴۶وارد فرانسه شدند. از آنجایى که حضور این کارگران در فرانسه به گونه‌اى موقت و تنها در دورانى چهار ساله پیش‌بینى شده بود، دولت مناطقى را در حومه پاریس و دیگر شهرهاى فرانسه چون لیل، لیون، مارسى، نانت و استراسبورگ به اقامت این افراد اختصاص داد. این مناطق در دوران یاد شده عموما خالى از سکنه بودند وشرایط یک زندگى کارگرى و بدون حضور در جامعه فرانسه را براى مهاجران فراهم آورده بود. با این حال پس از طى نخستین دوره چهار ساله اقامت کارگران در فرانسه به دلیل ادامه نیاز به حضور این افراد دولت فرانسه با تمدید اقامت آنان موافقت کرد. از سوى دیگر با راه‌اندازى طرح‌هاى نوین بازسازى و سازندگى در کشور و با توجه به ارزان قیمت بودن نیروى کار مهاجران در مقایسه با دیگر کارگران فرانسوى شمار بیشترى از کارگران مهاجر را در خاک خود پذیرا شد. به تدریج حضور کارگران ارزان قیمت خارجى به حضورى طولانى در خاک فرانسه مبدل و دولت این کشور نیز ناگزیر به در نظر گرفتن شرایط خانوادگى آنان و اجازه اقامت بستگان درجه اول کارگران در خاک فرانسه شد. از سوى دیگر قوانین جمهورى پنجم فرانسه که شرط تعیین ملیت به ساکنان این کشور براساس محل تولد و اقامت طولانى را به رسمیت شناخته است منجر به صدور تدریجى ملیت فرانسوى براى فرزندان مهاجرانى شد که در خاک فرانسه به دنیا آمده بودند و هیچ سرزمین دیگرى را به جز این کشور به عنوان مامن و ماوى و محل سکونت و اقامت و زندگى خود نمى‌شناختند. بنابر این نسل دوم مهاجران که از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادى شاهد شکل‌گیرى آن در خاک فرانسه هستیم، فرزندان مهاجرانى هستند که ملیت فرانسوى دارند. با این همه شرایط زندگى آنان که در حومه‌ها و یا بهتر بگوییم مناطق کارگرنشین به سر مى‌برند، با سطح زندگى و فرهنگ دیگر نقاط شهرى فرانسه تفاوت‌هایى آشکار و اساسى دارد. با نگاهى دقیق‌تر شاید بتوان گفت که پدیده حضور مهاجران در حومه شهرهاى فرانسه در آغاز از منظر دولتمردان این کشور پدیده‌اى موقت و گذرا بوده است، از این‌روى سکنى دادن آنان در مناطقى به دور از محل سکونت شهروندان فرانسوى و بى‌علاقه بودن به جذب آنان در جامعه فرانسه از همین منظر قابل تاویل است. از سوى دیگر با توجه به خواستگاه بیشتر این مهاجران که نیروهاى کار ساده و عموما فارغ از مهارت‌هاى تخصصى و حرفه‌اى و یا سطح بالاى دانش و اطلاعات عمومى ‌بودند، مى‌تواند دلیل دیگرى بر اختلاف عمیق سطح زندگى و فرهنگ آنان در مقایسه با دیگر مناطق شهرى فرانسه باشد. به هر روى از دهه‌هاى ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادى فرانسه دیگر با کارگرانى ساده در مناطق حومه‌هاى شهرى خود مواجه نبوده است.
نسل‌هاى دوم و سوم مهاجران خارجى که بیشتر تبارى شمال آفریقایى دارند به ندرت خواستگاه و سرزمین پدرى خود را مى‌شناسند، به زبان پدران خود به سختى و یا بیشتر اوقات به هیچ‌ روى صحبت نمى‌کنند و تنها ملیتى که دارند ملیت کشور زادگاهشان یعنى فرانسه است. با این همه، تفاوت‌هاى آشکارى که میان مناطق سکونت این مهاجران و مهاجرزادگان از نظر سطح زندگى، درآمد، فرهنگ و امکانات رفاهى وجود دارد، ریشه‌هاى پنهان تضادهایى بالقوه است که مى‌تواند به شعله‌ور شدن انبان نارضایتى آنان از وضعیت موجود بیانجامد و این امر دقیقا حادثه‌اى بود که  ۲۲۰ شهر و حومه شهرى فرانسه در بحران حومه‌ها در اکتبر سال ۲۰۰۵ میلادى شاهد آن بود. سارکوزى با مد نظر قرار دادن تمامى ‌شرایط یاد شده و هنگامى ‌که با موفقیت شدیدترین بحران حومه شهرها در تاریخ این کشور را پشت سر نهاد، به طور طبیعى باید ره‌گشاى طرحى نوین براى حل این معضل جامعه فرانسه باشد و این امر در کسوت ریاست‌ جمهورى به یک باید سیاسى براى وى درآمده است. اما انتظار فرانسویان براى آگاهى از طرح نوین ریاست‌ جمهورى در حل معضلات حومه‌هاى شهرى در کشورشان در نهایت به کدامین منزل رسیده است؟ آیا سارکوزى با طرحى نوین وعده حومه‌هایى بدون دغدغه و ناامنى و مرفه را براى شهروندان کشورش محقق خواهد کرد؟!

ظاهرا رئیس‌جمهورى فرانسه همچنان بر این پندار است و تاملى در طرح نوین وى بیانگر نگرش آموزشى، رفاهى و امنیتى وى به مسأله حاشیه شهرها در فرانسه است. سارکوزى در طرح خود از ایجاد طرح‌هاى اشتغال براى حومه‌ها با ظرفیت ایجاد ۲۰هزار مرکز کارآفرینى که موظف به استخدام جوانان ۱۸تا ۲۶ساله در این مناطق هستند، سخن گفته است. وى همچنین امیدوار است مراکز آموزش حرفه‌اى بیشترى را با هدف جذب جوانان مستعد در حومه‌ها سازماندهى کند. در طرح سارکوزى هزینه‌اى معادل ۵۰۰ میلیون یورو به منظور اصلاح سیستم حمل و نقل عمومى ‌و پوشش هر چه بیشتر حومه‌هاى دورافتاده از شهرهاپیش‌بینى شده است. رئیس‌جمهورى فرانسه همچنین پیش‌بینى جابجایى دانش آموزانى را که مایل نیستند در حومه‌ها تحصیل کنند به شهرهاى بزرگ این کشور مدنظر قرار داده و بر ضرورت حرکت به سوى ایجاد فرصت‌هاى برابر تحصیلى در فرانسه تأکید کرده است. از سوى دیگر سارکوزى از جنگى بدون ترحم بر ضد آنچه وى شبکه‌هاى خارج از قانون و بزهکار خوانده سخن گفته است. وى بدون تردید از بعد امنیتى مسایل حومه‌هاى شهرى غافل نبوده است و از ضرورت استقرار چهار هزار نیروى اضافى پلیس در مناطق مسأله‌دار و حومه‌هاى ناامن شهرهاى کشور خبر داده است. آنچه سارکوزى به تفصیل و با شور و حرارتى مختص به خود طرح جدید حومه‌هاى شهرى در فرانسه خوانده است، مى‌تواند اقدامى‌‌ مثبت و گامى ‌به سوى جلو براى در نظر داشتن مسایل و معضلات این مناطق محسوب شود. اما شاید بتوان گفت مشکلات فراوان موجود در حومه‌ها که بسیارى از آنان ریشه‌هایى عمیق و به قدمت حضور مهاجران در خاک فرانسه دارند، همچنان فراروى دولتمردان فرانسوى خواهد بود.