تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۴۰۷۱

ترجمه: کاوه شجاعی

سوسیالیسم نفتی نامی ‌است که هوگو چاوز رئیس‌جمهوری ونزوئلا به تازگی بر جریانی گذاشته که ناظران لیبرال آن را پوپولیسم نظامی ‌و تمرکز اقتصادی نئومارکسیستی توصیف می‌کنند. چاوز هنوز اصرار می‌کند که هدف اصلی‌اش بهبود اوضاع فقرای ونزوئلا است. او اعتقاد دارد که ثروتمند بودن بد است و بارها شدیدا به طبقه ثروتمند و پرقدرت ونزوئلا حمله کرده است. اما اوضاع فقرا و ثروتمندان در این کشور چگونه است؟

این روزها به سختی می‌شود در بهترین رستوران‌های کاراکاس پایتخت ونزوئلا میز رزرو کرد. دلالان آثار هنری و واردکنندگان مشروبات الکلی هم اعتراف می‌کنند که هیچگاه روزهایی این چنین پررونق و خوش را ندیده‌اند. به نظر می‌رسد یک اولیگارشی جدید در سایه انقلاب بولیواری ونزوئلا در حال قدرت گرفتن است. سیمون بولیوار قهرمان استقلال ونزوئلا بود و چاوز نام جریان خود را از او گرفته است.

آلبرتو مولر روخاس، یک ژنرال بازنشسته ارتش که تا چندی پیش رئیس ستاد رئیس‌جمهوری بوده می‌گوید: شماری از سخنرانی‌های چاوز فقط به درد موزه می‌خورند. برایتان مثالی می‌زنم. در دوره چاوز بیشترین حمله‌های کلامی‌ به بورژوازی صورت گرفته و خود رئیس‌جمهوری بارها از بانک‌ها به عنوان نماینده اصلی این طبقه نام برده است. اما از سال 1999 و به قدرت رسیدن او این بخش بیشترین سودها را برده است. باید پذیرفت که نفت موجب این شکوفایی بوده است. بهای مهم‌ترین محصول صادراتی ونزوئلادر بازارهای جهانی از 1999 تاکنون 8 برابر شده و اقتصاد این کشور رشد سالانه 10 درصدی را تجربه می‌کند. اما سیاست‌های دولت در کل به نفع بانکداران و دیگر واسطه‌ها بوده است. تورم به 20 درصد رسیده و ارزش رسمی ‌پول کشور دو برابر آن چیزی است که در بازار سیاه با دیگر ارز‌ها مبادله می‌شود. یک سرمایه‌گذار باهوش در ونزوئلا می‌داند که دسترسی به دلار ارزان، فرصت‌های وارداتی و قراردادهای دولتی، همه و همه به میزان حرف شنوی سیاسی‌اش بستگی دارد. اما برای تولیدکننده‌ها و کشاورزان اوضاع کاملا برعکس است. آنها با مساله‌ای به نام کنترل قیمت رو‌به‌رو هستند و هر لحظه منتظرند که با یک تغییر کوچک در قیمت‌ها مجازات شوند و به همین خاطر است که حالا طبقه متوسط جدیدی در ونزوئلا در حال شکل‌گیری است که به یاد بولیوار، «بولی ـ بورژوازی» خوانده می‌شوند. دولت مدعی است که به مدد رشد اقتصادی و برنامه‌های اجتماعی در حال حاضر تنها 30 درصد خانواده‌ها در ونزوئلا زیر خط فقر زندگی می‌کنند و این را باید با رقم 55 درصدی سال 2003 مقایسه کرد. اما طبق گزارش جدید بانک مرکزی این کشور، نابرابری در میزان درآمدهای مردم در دوره چاوز افزایش یافته است. ضریب جینی (شاخص نابرابری درآمد) از 44/0 در سال 2000 به 48/0 در سال 2005 رسیده است. چاوز مدعی شده که ناسیونالیسم اقتصادی و توسعه درون‌زا را در ونزوئلا به پیش می‌برد، اما کشاورزان و تولیدکنندگان با کالاهای ارزان وارداتی به شدت مشکل دارند. در سوپرمارکت‌های کاراکاس به سختی می‌توان اثری از محصولات لبنی داخلی پیدا کرد و مردم کره ایرلندی و پنیر سوئیسی می‌خورند. در مارسل، فروشگاه‌های زنجیره‌ای مواد ارزان قیمت که از سوی دولت حمایت می‌شود، مرغهای یخ زده برزیلی به فروش می‌رسد. واردکنندگان و واسطه‌هایی که برای مارسل جنس می‌آورند روزبه‌روز پولدارتر می‌شوند، اما شمار دامداران ونزوئلایی روز به روز کاهش می‌یابد؛ آنها همیشه با خطر «کنترل قیمت» و «مصادره زمین‌ها» از سوی دولت و آدم‌ربایی و اخاذی از طرف گروه‌های تبهکار روبه‌رو هستند و روز تسلیم دیر یا زود برای تک‌تک آنها فرا خواهد رسید. مقام‌های دولتی می‌گویند که دو سوم فقرا مستقیما از سیاست‌های اجتماعی دولت نفع می‌برند که بیشتر آن به آموزش و پرورش و مراقبت‌های بهداشتی مربوط می‌شود. به علاوه نزدیک به 2 میلیون نفر از مردم ماهانه مواجبی اندک از سوی دولت دریافت می‌کنند، اما با وجود افزایش شدید میزان حداقل دستمزد و کنترل سفت و سخت قیمت‌های کالاهای اساسی، درآمد عده زیادی از ونزوئلایی‌ها به نیمه ماه نرسیده خرج می‌شود. غول تورم بر زندگی آنها فرمان می‌راند اما اوضاع برای آنهایی که ارتباطاتی دارند خیلی فرق می‌کند. بانک جهانی اخیرا ونزوئلارا بعد از‌هایئتی بدترین کشور آمریکایی از لحاظ کنترل فساد معرفی کرد. به گفته یک دیپلمات خارجی، مقام‌های دولتی برای آنکه معامله‌ای را به اصطلاح «جوش دهند» دو برابر عرف جهانی دریافت می‌کنند. چاوز از زمان انتخاب دوباره‌اش در دسامبر گذشته بارها اعلام کرده که حقوق بسیار بالای مقامات دولتی را کاهش می‌دهد. او به علاوه از ثروتمندان خواسته که مقداری از سرمایه‌هایشان را به دیگران ببخشند. البته کسی به این سخنان واکنشی نشان نمی‌دهد و آن را جدی نمی‌گیرد. اگر چاوز واقعا بخواهد که سوسیالیسم‌اش را به چیزی بیش از شعار تبدیل کند، بدون شک اول از همه با واکنش شدید طبقه متوسطی روبه‌رو خواهد شد که مخلوق سیاست‌های خودش هستند. او خطر نمی‌کند.