تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۳۴۱۴۱

احمد فراهانی

وقایع 11 سپتامبر 2001 آمریکا به عنوان یک روز فراموش نشدنی در تاریخ این کشور و به دلیل تبعاتش در سطح جهان ثبت شده است. در این روز، عظیم‌ترین عملیات تروریستی تاریخ تا به امروز و بزرگترین حمله به خاک آمریکا پس از تهاجم هوایی امپراطوری ژاپن در بندر پرل‌ هاربر در هفتم دسامبر 1941، با تلفاتی در حدود سه برابر آن به وقوع پیوست. اما آنچه در ورای تمام حوادث ریز و درشت انفجار مهیب در ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی و وزارت دفاع آمریکا دیده شد معطوف به پیامدهای این حادثه بود که با واکنش‌های تحلیلی و نظری بسیاری روبه‌رو گردید. اکثر تجزیه و تحلیل‌ها معطوف به ماهیت عاملان و آمران این عملیات انتحاری بوده و کمتر تحلیلی به پیامدها و بازتاب‌های این حوادث در نظام بین‌الملل و سیاست جهانی پرداخته است، در حالی که عواقب این وقایع برای بازیگران روابط بین‌الملل بسیار حائز اهمیت است، خاصه از آن جهت که منجر به بروز تحولات ماهوی و شکلی شگرفی در ساختار، فرآیند و ماهیت نظام بین‌المللی شده است. به طور کلی آثار و حوادث یازده سپتامبر بر عرصه روابط بین‌الملل را می‌توان در سه سطح مورد بررسی قرار داد: بازیگران، قواعد بازی، محیط بازی

1) ورود بازیگران جدید در عرصه نظام بین‌المللی

بعد از فروپاشی شوروی در اوایل دهه 90 میلادی ـ که فوکویاما آن را پیروزی لیبرال دموکراسی نامید ـ جورج بوش (پدر) نظم نوین جهانی را طرح و به مردم جهان این نوید را داد که این نظم می‌تواند برای آنها صلح، عدالت و آزادی را به ارمغان بیاورد. نظام لیبرال دموکراسی به تدریج از جهانی‌سازی و ایجاد یک دهکده جهانی سخن گفت که هدایتگر این فرآیند آمریکا بود. اما نکته قابل تامل این بود که به رغم جهانی‌سازی، فضای حاکم بر سیاست خارجی دولت‌ها عمدتا ملی‌گرایانه و به ندرت جهانگرایانه بود و کماکان تمایلات امپریالیستی و ملی‌گرایانه سلبی بود که این امر مانع تحقق نظم نوین می‌شد.

یکی از ابعاد جهانی‌سازی منسوخ شدن مرزها و کاهش حاکمیت دولت‌ها بود، به عبارتی دیگر در دهه 90 میلادی در ادبیات بین‌المللی رسوخ‌پذیری، کاهش و زوال دولت‌ها در عرصه نظام بین‌المللی و پر رنگ شدن نقش بازیگران فراملی سازمان‌های غیردولتی مدنظر بود، اما حوادث یازده سپتامبر نقش دولت‌ها را در نظام بین‌المللی در تامین امنیت مجددا برجسته‌تر کرد، به عبارتی بار دیگر مفهوم امنیت ملی از سوی دولت‌ها با هدف احیای آن مورد بازنگری مجدد قرار گرفت. در این میان ظهور بازیگران شبکه‌ای (به دنبال شکل‌گیری جامعه شبکه‌ای قرن حاضر) مانند القاعده که نه دولت هستند و نه ملت واحد، نقش بسیار اساسی را در توجه دولت‌ها به امنیت ملی داشته است.

2) تغییر محسوس قواعد بازی

قواعد بازی در نظام بین‌المللی قبل از این حوادث به سوی حاصل جمع جبری مضاعف (میزانی از برد و میزانی از باخت) و به نوعی وابستگی متقابل حرکت می‌کرد. این وابستگی متقابل به صورت شبکه‌ای و یک رژیم بین‌المللی با ویژگی‌های خاص خود همگام با فرآیند جهانی شدن در قالب همکاری‌های صلح‌آمیز چندجانبه خاصه در شکل اقتصادی و فنی در میان بازیگران رسمی‌ اعم از دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و بین‌الدولی در جریان بود.

البته این امر به این معنی نبود که نوع بازی به طور کلی تغییر پیدا کرده است بلکه جامعه جهانی، بعد از فروپاشی شوروی قاعده بازی نظامی، امنیتی را به فاز اقتصادی. فنی هدایت کرده بود و به تبع آن نوع گفتمان آن نیز دچار تغییراتی شده بود، اما حوادث آمریکا باعث شده است که تا حدودی عنصر امنیت (خاصه از بعد نظامی ‌آن) در تعاملات میان دولت‌ها پررنگ‌تر شود، بعبارتی نظام بین‌المللی بعد از این حوادث به سوی یک فاز نظامی، امنیتی گرایش پیدا کرده است.

در جهانی‌سازی عنصر زمان تقریبا بی‌اهمیت است و فضای مجازی از فضای حقیقی مهم‌تر تلقی می‌شود، اما حوادث یازده سپتامبر نشان داد که فضاهای حقیقی و مرزها هنوز هم دارای اهمیت ویژه می‌باشد و لذا باید گفت حادثه نیویورک که عنصر ژئوپلتیک را به عرصه نظام بین‌الملل باز گرداند.

بر همین اساس مناطقی که بعد از جنگ سرد به حال خود رها شده بود مجددا مورد توجه قرار گرفت، در این راستا توجه به افغانستان، اوراسیا و آسایی غربی و همچنینی اهمیت یافتن پایگاه‌های نظامی ‌(با توجه به نظامی ‌شدن فضای بین‌المللی) قابل ارزیابی است.