مصطفی ایزدی
به فضای انتخاباتی که نزدیک میشویم هر وسیلهای که از نظر مدعیان اصولگرایی هدف تخریب رقیب را نشانه میرود مباح میشود. اگرچه این وسیله چندان که آنها میپندارند، کارساز نباشد.
مثلا سه دوره از مذاکرات ایران و آمریکا را پشت سر نهادهایم. اهمیت این رخداد همانا اصل مذاکره مستقیم دو کشور است. موضوع مذاکرات، به باور همگان یک امر فرعی است. منتقدان مذاکره چه بخواهند و چه نخواهند، آنچه فکر میکردند نباید اتفاق میافتاد اتفاق افتاده است. در چنین شرایطی، بعضی از دلسوزان جامعه، اعلامنظر کردهاند که بهتر است گفتوگوهای ایران و آمریکا در همه موضوعات فیمابین و در سطوح بالاتر گسترش یابد. این موضعگیریها باز تندروها را به تکاپو واداشت تا جوسازی علیه منتقدان دولت را افزایش دهند. این عناصر بدون توجه به تفاوتهای شرایط موجود و شرایط زمان امام خمینی(ره) به طور گزینشی جملاتی از صحیفه امام فراهم میآورند که به مقصود خود یعنی همان تبلیغات منفی علیه رقیبان، برسند. در صورتی که امام(ره) را یک بعدی دیدن، ضررهایی دارد که در شیوههای دیگر بهرهبرداری از سخنان امام وجود ندارد.
کسانی که امام(ره) را خوب میشناختهاند تنها از طریق سخنان ایشان، به رفتار و مدیریت و منش و شخصیت او پی نمیبرند، بلکه مجموعهای از قول و عمل و جوانب گوناگون شخصیت و رهبری ایشان را میشناختند و میشناسند و آن را مبنا قرار میدهند.
توجه به نظرات کارشناسی در اعلام موضع، صدور دستور اعم از مسائل فقهی- مانند فتوا درباره شطرنج و ماهی اوزون برون - تا مسائل کلان کشور - مانند پذیرش قطعنامه 598 - از ویژگیهای اخلاقی و حسن رهبری امام خمینی(ره) بود و در موضوعات گوناگون حتی اگر پافشاری همه جانبهای هم داشتند، در برابر واقعیاتی که به مصلحت اسلام و مسلمین میدانستند، به تغییر موضع دست میزدند و البته مردم هم به خوبی این تغییر موضع را درک میکردند و از آن حمایت مینمودند. لذا نباید ابعاد تبلیغاتی بسیاری از سخنان و موضعگیریهای امام را در چارچوب دستورات رهبری و اجرایی ایشان قرار داد و جلوی نظرات جدید و مصلحتهای امروزی کشور ایستاد.
وانگهی اگر منتقدان این قدر روی اندیشهها و سخنان امام تأکید و روی مواضع ایشان تکیه میکنند، چرا گزینشی عمل مینمایند؟ قدری هم به دیگر سخنان و موضعگیریهای معظمله توجه فرمایند. از جمله به نظرات امام(ره) در مورد احترام به آرای مردم تأمل کنند. همه میدانند. که نظرات و منش و رفتار و مواضع ایشان در توجه عمیق به نظرات و آرای مردم بوده و حتی در سخنان ایشان نیز این معنا به وفور دیده میشود. در این نوشته، فقط یکی از سخنان امام درباره انتخابات را نقل میکنم.
«آقایان طلابی که از قم میروند به جاهای دیگر برای ترویج، مردم را بیدار کنند، هدایت کنند مردم را، نویسندههای ما همین طور، گویندههای ما همین طور. فرض کن حالا یک چیزی هم مخالف رای فلان[است]، فرض کنید که متجدد هست، خب وقتی مردم رای دادند، آن هم باید بگذرد از آن. مردم رای دادند، آنها هم وکیل شدند و گذشتند مطلب خود را ثابت کردند این را حالا ما باید گذاریم به آرای خود مردم و به خود مردم هر چه رای دادند.» (صحیفه امام، ج 1، ص 102)
آیا آقایان حاضرند، همین گونه که امام(ره) تصمیم را به رای مردم واگذاشت، برای رای مردم اعتبار قائل باشند؟ و اصولا حاضرند به اندازه امام(ره)، مردم را صاحب فکر و صاحب نظر و تصمیمگیر بدانند؟ یا قصد دارند همچنان با مانع نظارت استصوابی کسانی را که قبول ندارند، کنار بگذارند و تتمه را به رای مردم بگذارند؟