گروه بینالملل: اوایل هفته جاری، شاهد تحولات مهمی در منطقه خاورمیانه بودیم که تاثیرات و تبعات خود را به زودی بر جای خواهد گذاشت. در این هفته، آمریکاییها بیش از 50 میلیارد دلار را برای تغییر وضعیت خاورمیانه در یک دهه آینده و تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در این منطقه اختصاص دادند. هدف این تعاملات تسلیحاتی که 30 میلیارد دلار آن به اسرائیل و 20 میلیارد دلار آن به سه کشور عربستان، امارات و مصر تعلق دارد، ارتقای توان نظامی منطقه در برابر تهدیدات به اصطلاح فزاینده ایران ذکر شده است.
براساس این تعاملات، کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل 25 درصد افزایش یافته و ارزش آن در ده سال آینده به 4/30 میلیارد دلار خواهد رسید. این کمکها شامل نسل جدید جتهای جنگنده اف ـ 35، بمبهای پیشرفته و موشکهای هدایتشونده لیزری است و تحویل آن از ابتدای سال 2008 میلادی آغاز میشود. از سوی دیگر، مذاکرات برای فروش تسلیحات و تجهیزات پیشرفته به سه کشور عربستان سعودی، مصر و امارات متحده عربی به ارزش 20 میلیارد دلار در شرف نهایی شدن است. این سلاحها شامل بمبهای هدایتشونده با ماهواره، هواپیماهای جنگنده و ناوچههای جدید خواهد بود.
پیش از این، مقامات اسرائیل با فروش تجهیزات و تسلیحات نظامی پیشرفته به عربستان سعودی شدیداً مخالفت کرده بودند.
لیکن در حال حاضر به نظر میرسد که مقامات این رژیم، مخالفت چندانی با این قرارداد تسلیحاتی ندارند و موافقت خود را مشروط به رعایت برخی نکات کردهاند. طبق اعلام مقامات اسرائیلی، دلیل اصلی موافقت مشروط آنها با فروش تسلیحات آمریکایی به عربستان سعودی، ضرورت مقابله با جمهوری اسلامی ایران است. برخی تحلیلگران، افزایش 25 درصدی کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل را در جهت کاهش این نگرانیها دانستهاند. در واقع، مقامات اسرائیلی و لابی یهودی در کنگره آمریکا، در چند دهه گذشته همواره کوشیدهاند که برتری نظامی این رژیم را در برابر کشورهای عربی حفظ کنند. در کنار افزایش 25 درصدی کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، محدودیتهای دیگری نیز بر عربستان سعودی وضع شده است تا نگرانی اسرائیل از بابت فروش تسلیحات به این کشور به حداقل برسد. براساس گزارشات منتشره، آمریکا تحت فشار کنگره خود، عربستان سعودی را به پذیرش برخی محدودیتها راجع به نحوه استفاده از تسلیحات و تجهیزات جدید از جمله عدم استقرار آنها در پایگاههای هوایی نزدیک به خاک اسرائیل مجاب کرده است. اما به نظر میرسد که شرط و شروطهای فوق، عمدتاً صوری و ظاهری هستند و اختلاف چندانی در این میان بین آمریکا، اسرائیل و سه کشور عربی وجود ندارد. در حقیقت، توافقات برای چنین تعاملاتی از مدتها پیش انجام گرفته و سفر هفته گذشته نمایندگان اتحادیه عرب به فلسطین اشغالی، در واقع برای نهایی کردن برنامه درازمدت آنها برای خاورمیانه انجام شده بود! هدف اصلی کشورهای فوقالذکر، محقق کردن پروژهیی است که از یک دهه گذشته برای خاورمیانه طرحریزی شده و آن، تشکیل طیف به اصطلاح میانهرو در برابر تندروها است.
واقعیت امر این است که کشورهای عربی مدتها است اسرائیل را دشمن خود نمیدانند و واهمه آنها بیشتر از جانب گروهها و جنبشهای سیاسی مسلحی است که مشروعیت داخلی آنها را به چالش گرفتهاند، لذا توافقات اخیر تسلیحاتی در منطقه، اگرچه با هدف مقابله با توان فزاینده جمهوری اسلامی ایران مطرح میشود، ولی هدفی جز افزایش توان دولتهای متزلزل عربی برای مقابله با جنبشهای اسلامی و حفظ بقای این دولتها را دنبال نمیکند. اگر کمک آمریکا به اسرائیل با یک افزایش 25 درصدی مواجه میشود، این نه به خاطر حفظ برتری نظامی در مقابل کشورهای عربی بلکه به خاطر آسیبهای جبرانناپذیری است که این رژیم در جنگ 33 روزه با حزبالله در سال گذشته متحمل شده است و اگر کشورهای عربی به خرید 20 میلیارد دلاری تن در میدهند، به دلیل ترس فزاینده از قدرت گرفتن گروههای اسلامی شیعه و سنی در منطقه است.
اشاره روز یکشنبه وزیر امور خارجه عمان مبنی بر اینکه ایران تهدیدی برای منطقه نیست، نشان میداد که آینده خاورمیانه، به عواملی فراتر از ایران بستگی دارد و اینکه در چند دهه گذشته، بزرگنمایی تهدید ایران تنها دستاویزی در دست آمریکا برای ترساندن اعراب و انحراف نگرانیهای آنها از سوی اسرائیل به سمت ایران بوده است. به هر حال توافقات اخیر بیتردید رقابتهای تسلیحاتی در منطقه را افزایش داده و این مساله به نوبه خود، تنشهای جدیدی را در این منطقه حساس ایجاد خواهد کرد، لیکن کمک چندانی را به ثبات بیشتر کشورهای عربی یا مقابله با تهدیدات اعلامی نخواهد کرد.