تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۴۴۴۶

اسدالله افشار

در دکترین بین‌المللی همانطور که جنگ تهدیدکننده صلح شناخته شده، تجاوز نیز به عنوان مهمترین عامل تهدیدکننده امنیت به شمار آمده است، و برای تامین صلح از طریق کنترل جنگ اصل «حل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی» جایگزین «اصل قانونی بودن جنگ» شده است و بر این اساس از زمان جامعه ملل توسل به جنگ برای حل اختلافهای بین‌المللی ممنوع و جنگ غیرقانونی اعلام شد، و بنابر اسناد بین‌المللی تدوین شده در فاصله دو جنگ جهانی با عنوان اقدامی تجاوزکارانه، مشخص و منع آن به یک مفهوم حقوقی الزام‌آور تبدیل گردید و کاربرد زور به یک رکن مرکزی ملل متحد یعنی به شورای امنیت اختصاص داده شد. همچنین به منظور ایجاد و استمرار امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی، تجاوز به عنوان عامل تهدیدکننده شناخته شد و ممنوع اعلام گردید. چرا ممنوع؟ چون تجاوز به حریم حقوق دیگران همواره موجب دشمنی و به مخاطره افتادن ثبات و امنیت بوده است. هنگامی که آمریکا با متحدانش بر حریم قلمرو و سرزمین و متملکات و سایر حقوق ملتی چون مردم بی‌دفاع عراق تجاوز می‌کند، با همین عمل، امنیت بین‌المللی نقص حقوق، و حرمت آن شکسته می‌شود و امنیت قلمروهای دیگر نیز به مخاطره می‌افتد و امروز اگر افکار عمومی جهان بیدار شده و یکپارچه خشم و انزجار خود را از عملکرد تروریستی بوش و بلر ابراز می‌کنند، این حکایت از بالندگی ملل دنیا در برابر حوادثی است که امنیت جهانی را به خطر افتاده می‌بینند و با توجه به یک وفاق بین‌المللی خواهان برقراری امنیت فرامرزی هستند و لذا با حضور پرشور جهانی خود، تنبیه متجاوز را تنها راه ریشه‌کن نمودن تجاوز اعلام و معتقدند بزرگترین خطر تجاوز وقتی آشکار می‌شود که متجاوز به حال خود رها شود تا خود بر تکرار آن تشویق گردد و دیگران نیز راه او را بپیمایند.

آقای بوش و آقای بلر: ملل دنیا برای تحقق آرمانهای دیرین بشری، خواهان برخورداری از امنیت در زندگی اجتماعی هستند، شما که مدعی دموکراسی و پیشینه تمدن جهانی هستید چرا با راه انداختن کابوس وحشتناک ترس ناشی از تجاوز، ظلم و تهدید، عامل تلخکامی، رکود، ناتوانی و نومیدی انسان در زندگی جمعی شده‌اید؟! شما نیک می‌دانید که با تجاوز آشکار خود، آرامش زندگی و حقوق فرد و جامعه را به مخاطره افکنده‌اید و زندگی و آزادی و مزایای مشروع زندگی انسانی را مورد تهدید قرار داده‌اید! جای بسی تاسف است که شما تروریستهای بین‌المللی با جنگ تبلیغاتی و تبلیغات روانی وسیع، دفاع از حریم مقدس آزادی را بهانه فتنه‌گریهای خود قرار داده و هیتلریسم جدید را به شیوه مدرنیته شده به نمایش گذاشته‌اید و گویا فراموش نموده‌اید که هر نوع زیرپا گذاشتن حقی، تجاوز است و این حق می‌تواند فردی، اجتماعی و بین‌المللی باشد. نقض حقوق شناخته شده متلهای تجاوز به آنها می‌باشد و این حق می‌تواند از هر مقوله‌ای باشد و بارزترین آن تجاوز به حق حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی کشورهایی است که از این حقوق برخوردار می‌باشند. از منظر حقوق بین‌الملل، تجاوز در روابط بین‌المللی می‌تواند ابعاد گسترده‌ای داشته باشد که در هر مورد، نوعی نقض امنیت بین‌المللی را به همراه دارد. و از دیدگاه صاحبنظران و اندیشمندان منصف سیاسی ـ اجتماعی معاصر نیز تجاوز، ضدارزشی است که تجزیه‌پذیر نیست، زیرا ناامنی نشات گرفته از آن ممکن است ملتهایی غیر از قربانی تجاوز را نیز دامنگیر گردد، و زمینه را برای تجاوزهای دیگر و گسترش ناامنی فراهم آورد و حتی خود متجاوز را نیز قربانی بگیرد.

جرم ـ مجرم ـ مجازات

با تجاوز آمریکا و متحدانش به کشور عراق و مردم بی‌دفاع آن، بحث مسئولیت کیفری فرد در حقوق بین‌الملل و مفهوم جرم بین‌المللی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌شود که پرداختن به آن در شرایط فعلی جامعه جهانی، نه تنها خالی از لطف نخواهد بود بلکه یادآوری این نکته مهم را در پی خواهد داشت که اگر متجاوزین بین‌المللی پیمانها و میثاق‌های وضع شده سازمانهای بین‌المللی را نقض نمایند و مرتکب انواع جرائم بین‌المللی گردند چه مکانیسم‌هایی برای مجازات بین‌المللی آنها وجود خواهد داشت؟!

صاحبنظران معتقدند حقوق بین‌الملل برای افراد وظایف و تکالیفی تعیین نموده که در صورت تخلف آنها را از نظر کیفری قابل مجازات می‌داند و همین امر موضوع مسئولیت کیفری فرد در حقوق بین‌المللی را پدید می‌آورد و لذا تحقق مسئولیت کیفری فرد در حقوق بین‌الملل منوط به مطالعه و تعیین اعمال فردی غیرمشروعی است که «جرم بین‌المللی» محسوب می‌شود. حال ببینیم مفهوم «جرم بین‌المللی» چیست؟ کارشناسان حقوق بین‌الملل عقیده دارند جرم بین‌المللی عملی است که مخالف حقوق بین‌الملل که کشورها (براساس عرف یا قرارداد) آن را جرم شناخته‌اند، بنابراین هیچ عملی را نمی‌توان جرم بین‌المللی تلقی کرد، مگر به موجب مقررات حقوق بین‌المللی؛ چنین مقرراتی که امروزه آن را «حقوق بین‌الملل کیفری» می‌نامند، فرد (فرد حقیقی) را در هر حالتی عامل اصلی جرم بین‌المللی و در نهایت از نظر بین‌المللی مسئول می‌شناسد. از این تعریف استنباط می‌شود که خصوصیات شخصی این‌گونه افراد از قبیل: جنسیت، سن، شغل، نژاد، مذهب، زبان، کشور و... تأثیری در مسئولیت کیفری آنها ندارد. افراد نظامی، مانند دولتمردان و افراد عادی در مقابل جامعه بین‌المللی برای جرائمی که مرتکب می‌شوند، مسئول می‌باشند؛ و امروز بوش، بلر و متحدانشان به مناسبت صدور دستور موقت و فرامین مجرمانه در به خاک و خون غلطاندن مردم بی‌پناه و بی‌دفاع عراق و تخریب خانه و کاشانه ایشان مسئول و مجرم تلقی می‌گردند: بنابراین مسئولیت کیفری «افراد حقوقی» مانند کشورهای آمریکا، انگلیس، اسپانیا و هر کشور دیگری که امکان این تجاوز را فراهم آورده است نمی‌تواند مورد قبول و پذیرش واقع شود زیرا این «افراد حقیقی» هستند که به نام افراد «حقوقی اعمال» را مرتکب می‌شوند.

بوش و بلر با آغاز تجاوز خودشان به کشور تحت سلطه دیکتاتوری به نام صدام که او نیز خود روزی مهره کلیدی آنان در منطقه بوده است جرائم سه‌گانه بین‌المللی ذیل را مرتکب گردیدند:

الف ـ جنایت علیه صلح: 

این جنایت با نقض تعهدات بین‌المللی شروع و با توطئه‌های جنایتکارانه همراه شد که ماحصل آن همانا جنگ تجاوزکارانه است که جهان امروز نظاره‌گر آن است.

ب ـ جنایات زمان جنگ:

این جنایات به رفتار جنگی متجاوزان در هنگام جنگ اطلاق می‌شود که ممکن است: جنایات مربوط به نقض مقررات و آداب جنگ باشد؛ جنایات ارتکابی نسبت به افراد غیرنظامی در سرزمینهای اشغالی؛ جنایات مربوط به رفتار با زندانیان جنگی؛ غارت اموال عمومی یا خصوصی؛ انهدام عمدی شهرها یا دهکده‌ها؛ و یا هر نوع تخریبی که دارای ضرورت نظامی نباشد.

ج ـ جنایت علیه بشریت:

دستوردهندگان، محرکین، مجریان و معاونین و متحدان آنها، در صورتی که به نحوی از انحا در ارتکاب اعمال سه‌گانه فوق شرکت داشته باشند، مسئولیت فردی خواهند داشت و مستحق مجازات خواهند بود.

اکنون که جرم بین‌المللی تحقق یافته است و نوع اعمال مجرمانه نیز مشخص و معین است؛ حال باید مجرمان و مرتکبین چنین جرائمی و جنایات را محاکمه و به مجازات رساند؛ و امروزه مکانیسم مجازات در سطح بین‌المللی از طرق ذیل اعمال می‌گردد:

اول ـ اصل مجازات ملی: صاحبنظران معتقدند از آنجایی که حقوق بین‌المللی کیفری به درجه کمال پیشرفت نرسیده ـ البته قدرتهای استکباری خود یکی از علل و عواملی هستند که موجب آن شده‌اند و حقوق بین‌الملل کیفری به درجه کمال نرسند و در نتیجه فاقد مجموعه کامل قوانین و مقررات بین‌المللی کیفری می‌باشد. میزان مجازات و مرجع رسیدگی‌کننده و نحوه رسیدگی به جرائم بین‌المللی نیز مشخص نیست و از این رو این وظایف به ارکان ملی واگذار شده است.

دوم ـ مجازات بین‌المللی: از آنچه که به عنوان اصل مجازات ملی یاد شده بگذریم، به استثنائات چندی در زمینه مکانیسم مجازات بین‌المللی برخورد خواهیم کرد که مهمترین آنها مجازات جنایتکاران بزرگ جنگ دوم جهانی توسط دادگاههای نظامی بین‌المللی، از قبیل دادگاه نورنبرگ و دادگاه توکیو است. (4) و امروز نیز باید این دادگاهها در سطح جهان احیاء و گسترش یابد تا متجاوزان قدرت‌طلب هم مجازات را با اهرم قانون و عدالت بین‌المللی بچشند که شاید جراحات وارده بر جسم و روح مردم دنیا التیام یابد و نسل آینده با اقبال آسایش، رفاه، تمدن، آزادی. عدالت و حرمت به حریم انسانی مواجه گردد.