گروه سیاسی، مسعود باستانی: آغاز دور جدید مذاکرات هستهیی ایران با طرفهای مقابل و مخالف برنامههای اتمی مسائل جدیدی را مطرح کرده است. مذاکرات تیم تازهنفسی که پس از پایان دولت اصلاحات کوشید تا با ارائه گفتمانی جدید درباره وضعیت پرونده هستهیی افکار عمومی را با خود همراه کرده و با حرکت یکسویه در مسیر گفتوگوهای ایرانی ـ اروپایی و رایزنیهای منطقهیی به نتیجه مورد نظرش برسد؛ نتیجهیی که به نظر میرسد چندان موردنظر تیم جدید هستهیی نبوده و دستکم به صدور دو قطعنامه جدید منجر شده است. از این رو مذاکرهکنندگان باید بتوانند در برابر قطعنامههای اخیر شورای امنیت که در دستور کار این شورا قرار گرفتهاند راهکارهای متقابلی بیابند و از سوی افکار عمومی هم در حال حاضر در انتظار ارائه این راهبردها از سوی دیپلماتهایی هستند که دیپلماسی دوران گذر از تعلیق را ترویج میکنند.
دیپلماسی عبور از تعلیق و از سرگیری گفتوگوها در شرایط جدید اینک برنامهیی است که ایران در دوران کنونی و پس از دستیابی به فناوری تولید و غنیسازی اورانیوم و توسعه آن تا مرز غنیسازی صنعتی در دستور کار دارد.
بدین ترتیب تیم مذاکرهکننده هستهیی که سرپرستی آن به عهده علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از رهبران اردوگاه اصولگرایی قرار گرفته است میکوشد تا با شکلدهی گفتمان عبور از تعلیق دیپلماسی گذرا یعنی پشت سر گذاشتن مراحل قبلی گفتوگوها با طرفهای مقابل پرونده هستهیی ایران را در پیش گیرد و راهی جدید را تحت عنوان «دیپلماسی فراتعلیق» در مسیر مذاکرات دنبال کند.
دیپلماسی جدید دیپلماتهای ایران با تاکید بر عبور ایران از مرحله غنیسازی از سطح آزمایشگاهی و توسعه توانمندی هستهیی تا مرز فناوری غنیسازی در ابعاد هستهیی با صراحت اعلام میکند که اکنون ایران یکی از اعضای باشگاه بزرگ صاحبان انرژی هستهیی در جهان محسوب میشود و از این پس کسانی که درباره برنامههای صلحآمیز اتمی با تهران اختلاف دارند بایستی سطح گفتوگوها را از کشوری که قصد دارد به این فناوری دست یابد، به سطح کشوری که در حال حاضر به این فناوری دست یافته و آن را در ابعاد صنعتی هم آزمایش کرده است، ارتقا دهند. از این منظر است که ایشان گمان میکنند در دوران جدید با سرعت از بخش بزرگی از مطالبات مخالفان برنامههای هستهیی ایران مبنی بر تعیین تعلیق غنیسازی اورانیوم از طرف ایران به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات و گفتوگوهای نتیجهبخش گذر کردهاند.
مذاکرهکنندگان هستهیی ایران این گام را بخشی از کامیابیها و موفقیتهای خویش قلمداد میکنند و بر این اساس راهبردهای تازهیی مبنی بر عدم عقبنشینی در برابر خواستههای اتحادیه اروپا، شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی که رئوس اصلی مذاکرات محسوب میشوند ارائه میدهند.
دیپلماسی فراتعلیق و تاکید بر ارتقای سطح مذاکرات هستهیی ایران در حال حاضر از سوی تیم مذاکرهکننده هستهیی در داخل کشور مطرح میشود و برخورد نخست حکایت از پیشروی تهران در گفتوگوها دارد اما نگاهی به تاریخچه تحولات پرونده هستهیی در دوران جدید و کاهش سطح تعامل نتیجهبخش تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به نظر میرسد نسبت به دو رأس دیگر مذاکرات یعنی شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا با اغراض سیاسی کمتر راهکارهای مسالمتآمیز در پرونده اتمی ایران و مناقشه تهران با طرفهای درگیر را دنبال میکند.
دیپلماتهای حامل دیپلماسی فراتعلیق که خود را در دوران گذار میبینند و بر این گمانند که با سرعت به اهداف قابل ملاحظهیی در گفتوگوها دست پیدا کنند کارنامه قابل قبولی ندارند. آنها پس از به کارگیری راهبردهای جدید هیچگاه نتوانستند در برابر تلاشهای واشنگتن برای ایجاد اجماع جهانی علیه برنامههای هستهیی تهران سدی بسازند.
تیم مذاکرهکننده هستهیی که گفتوگوهای وین را سازنده و قابل قبول توصیف میکند و هر روز بخشهای تازهیی را در شهرهای اروپایی دنبال میکند اکنون در نیویورک و در مواجهه با اعضای شورای امنیت سازمان ملل با چالشهای جدیدی روبهرو است که بدون شک میتوان آنها را محصول به کارگیری این دیپلماسی دانست.
تمرکز بر اهداف کوتاهمدت، محاسبات فاصلهدار درباره نتایج گفتوگوها و جایگزین متحدان شرقی یعنی چین و روسیه به جای برخی از کشورهای غربی که در اتحادیه اروپا و شورای امنیت که حامیان تهران محسوب میشدند و تبلیغات چند برابر از نتایج کوتاهمدت این مذاکرات را میتوان بخشی از فاکتورهای راهبرد جدید حاملان دیپلماسی فراتعلیق به شمار آورد.
دیپلماسی فراتعلیق که با پیشروی یکجانبه از برنامههای گذشته مذاکرات ایرانی ـ اروپایی در پرونده هستهیی و نقض یکطرفه تعلیق داوطلبانه و غیرمتعهد از سوی ایران پذیرفته شده بود در ابتدای آغاز به کار خود طرفهای اروپایی را بهتزده کرد. ایشان که از یک سو خواستار حل مسالمتآمیز بحران بودند و از سوی دیگر نمیتوانستند بدون لحاظ تاثیرگذاریهای تهران بر حوادث خاورمیانه که در عراق و لبنان رخ میدهد با ایران مذاکره کنند اندکاندک از میز مذاکرات دورتر شدند. افزایش فاصله انگلستان، فرانسه و آلمان که در دوران گذشته همواره از علاقهمندان جدی گفتوگوهای سازنده با تهران بودند در این دوران باعث شد که این سه کشور اروپایی با نتایج سطح پایین و غیرقابل مذاکرات اقناع نشود و میل به برنامههای ایالات متحده در سران کشورهای اروپایی رشد یافت؛ اتفاقی که حاملان دیپلماسی دوران گذار برنامهیی را برای مقابله با آن اجرا نکردند. از سوی دیگر و در شرایطی که تهران کوشید تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در راهبرد جدید خود همراه کند و با تکیه بر بخشی از حقوق تازه یافته خویش به عنوان عضو باشگاه اتمی به ناظران بینالمللی اطمینان بخشد که قصدی برای دستیابی به سلاح هستهیی در برنامهاش وجود ندارد، اخراج بازرسان آژانس از سایتهای اتمی ایران و الزام دولت به بازنگری در روابط این نهاد بینالمللی باعث شد تا بار دیگر آژانس علاوه بر انتقاد از روند دستیابی ایران به فناوری هستهیی و سرپیچی تهران از ادامه بازرسیها حتی تشکیک در برنامههای اعلام شده از سوی ایران را هم در دستور کار قرار دهد و بدین ترتیب محصول گفتمانی که در نظر داشت تا با ارتقای سطح گفتوگوها بخشهای جدیدی از حقوق هستهیی ملت ایران را مطالبه کند تنها نقاط توافق آژانس بینالمللی انرژی اتمی را کاهش داده و تیرگی و دیوار بلند بیاعتمادی در روابط را به دنبال آورد. همچنین مسکو و پکن که بزرگترین و مهمترین متحدان شرقی تهران در شورای امنیت هستند در حالحاضر هر یک مسائل جداگانهیی را باید در روابط خود با تهران دنبال کنند. فشار مضاعف واشنگتن و همراهی جامعه جهانی با آمریکا برای فشار به مسکو در جهت عدم همکاری روسیه در پروژه بهرهبرداری از نیروگاه اتمی بوشهر که شاید بتوان گفت قدیمیترین قرارداد روسیه در حوزه انرژی با ایران محسوب میشود یکی از این بحرانها است. پکن هم در شرایطی گزینه ایران را در شورای امنیت سازمان ملل در برابر دارد که گزینه دیگری به نام کره شمالی کنار آن قرار گرفته است و طبیعی است که دستگاه دیپلماسی چین اگرچه ایران را شریک تجاری و بازار مصرف بزرگی برای کالای درجه سه چینی میداند اما مصلحتسنجی منطقهیی به او اجازه میدهد تا با برگ ایران برای خروج و منزوی کردن برگ کره شمالی بازی کند و گهگاه امتیاز بر سر ایران تاکتیک بازی چینیها است.
اعراب منطقه خاورمیانه و کشورهای همسایه و برادر هم در بحرانزدایی از این پرونده قادر نیستند که تهران را کمک کنند یا در صورت بهرهمندی از این توانمندی بخشی از آنها در صف مخالفان برنامههای هستهیی ایران مشاهده میشوند آنها حتی اگر تحتتاثیر رسانههای پر سروصدای غربی هیچ وحشتی از دسترسی تهران به اورانیوم غنیشده را در دل خود راه ندهند اما نگران هستند در صورت تداوم این بحران و پافشاری ایران بر مطالبات خویش آتش جنگی دیگر در منطقه منافع بلندمدت و امنیت داخلی ایشان را تهدید کند. سران عرب علاوه بر نگرانی در این زمینه میدانند که در صورت حضور ایران در باشگاه اتمی لازم است تا در رقابتی تنگاتنگ با ایران به تلاش برای دستیابی به فناوری هستهیی بپردازند و از این منظر است که میتوان موازنه موجود در خاورمیانه را حفظ کرده و از شکلگیری دو قطبی تهران ـ تلآویو جلوگیری کرد.
به هر حال در دوران گذار و در حالی که دیپلماسی فراتعلیق در دستور کار مذاکرهکنندگان هستهیی ایران قرار گرفته است سایه سنگین تحریم و حتی احتمال درگیری نظامی بر آسمان پرونده اتمی ایران و مذاکراتش وجود دارد و کار مذاکرهکنندگان سختتر شده است.
مذاکرات مادرید و ادامه آن که در شهرهای اروپایی با گفتوگوهای لاریجانی ـ سولانا و معاونان دو مقام عالیرتبه دنبال میشود همچنان بخشی از دیپلماسی فراتعلیق به شمار میرود که طرفهای گفتوگوکننده ایرانی با همان اهداف پیش میبرند.
احتمال صدور قطعنامه سوم پس از قطعنامههای 1747 و 1737 که به طور یقین مفاد سختگیرانهتری علیه تهران را در دل خود دارد و افزایش احتمال توفیق واشنگتن در همراهی جامعه جهانی با خویش در راستای ایجاد اجماع جهانی یا به کارگیری گزینههای نظامی که از سوی سیاستمداران رادیکال در کاخ سفید و حتی سنا مطرح میشود بایستی در این دوران مهار شود. دیپلماسی ایرانی اکنون نیازمند اعتمادسازی در روابط خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان نزدیکترین نهاد با مساله هستهیی است. یقیناً همراهی با آژانس در فضای سردرگمی که پرونده فعالیتهای اتمی ایران را احاطه کرده میتواند نخستین روزنه برای ورود به راهکارهای تازه باشد.
راهکارهایی که باید علاوه بر مهار بازی دوگانه متحدان شرقی در شورای امنیت سازمان ملل از صدور قطعنامه آتی این شورا که از همراهی سران اتحادیه اروپا هم برخوردار است، جلوگیری کند. نیاز به اعتمادسازی و جلبنظر افکار عمومی شهروندان جامعه جهانی به صلحآمیز بودن این فعالیتها و بازگشت تیم مذاکرهکننده به نقاط توافق اولیه در فضای مذاکرات که اشتراکات دو طرف را افزایش میدهد و کشف افقهای تازهیی که بتواند استراتژی فعال ایالات متحده در زمینه اعمال تحریم و گزینههای نظامی علیه ایران را کنترل کند ضروری به نظر میرسد.