غلامرضا عسکری
عاقبت پس از 8 روز زد و خورد خونین میان طلاب پناه گرفته در «لعل مسجد» اسلامآباد و نیروهای پاکستان که به کشته و زخمی شدن شماری از شورشیان و نظامیان پاکستان از جمله یک افسر بلندپایه انجامید، ژنرال مشرف فرمان حمله نهایی به این مسجد را صادر کرد. اندکی پس از دستگیری «عبدالعزیز غازی» رئیس طلاب لعل مسجد و رئیس مدرسه «حفصه» (همسر عبدالعزیز) بود که دولت اسلامآباد اعلام کرد عوامل القاعده در میان شورشیان قرار دارند و هدایت این بحران را در اختیار گرفتهاند.
به این ترتیب دولت مشرف، عملاً زمینه روانی سرکوب قطعی این شورش را در داخل و خارج پاکستان فراهم کرد.
در این میان یک نکته مهم جلب توجه میکند. همزمان با نشست مشورتی اضطراری ژنرال مشرف با مقامهای پاکستان برای اخذ تصمیم پیرامون طراحی عملیات و بررسی دامنههای احتمالی آن و به پرواز درآمدن هواپیماهای بدون سرنشین برای شناسایی و عکسبرداری از «لعل مسجد»، «عبدالرشید غازی» نفر دوم تشکیلات مستقر در مسجد، در چرخشی آشکار از مواضع برادر خود که پس از اسارت اعلام کرده بود هیچگونه سازشی با دولت مشرف نخواهد داشت، گفت که حاضر است با هیأتی از روحانیون از جانب دولت گفتگو کند.
عبدالرشید از چهرههایی چون مفتی «رفیع عثمانی»، «حنیف جالندهری»، «زاهد الراشدی» یا «فضلالرحمان خلیل» که از شناختهشدهترین شخصیتهای مذهبی پاکستان هستند نام برد. با اینکه هنوز پاسخی به این درخواست از جانب دولت داده نشده، میتوان حدس زد که شورشیان درصدد خنثی کردن حرکت تبلیغاتی دولت در مورد نفوذ القاعده به صفوف خود هستند. جامعه روحانیون پاکستان نیز در این زمینه سکوت نکرده و هیأتی از «وفاق المدارس» انجمن مدارس مذهبی پاکستان را برای گفتگو با «شوکت عزیز» روانه کرد.
باید اعتراف کرد که بحران به مرحله خطرناکی برای هر دو طرف رسیده است. صدای شلیک آتشبارها برخاسته و تلاشهایی نیز برای حل کم دردتر ماجرا جریان دارد، اما به هر شکل این قضیه بهترین اهرم را برای اعمال فشار بر دولت مشرف، در اختیار احزاب خشمگین مخالف قرار داده است.
در چنین شرایط پرآشوبی، سران و نمایندگان 36 گروه سیاسی مخالف، با صدور بیانیهای در لندن خواستار بازگشت مردسالاری به پاکستان شدند. «نواز شریف» رهبر حزب مسلملیگ از سیاستزدایی ارتش سخن میگوید و «مخدوم امین فهیم» رهبر پارلمانی حزب مردم وضعیت سیاسی، قضایی، اقتصادی و امنیتی پاکستان را نامطلوب میخواند و به شدت با انتخاب مجدد مشرف و برپایی انتخابات پارلمانی تحت سلطه وی مخالفت میورزد. این امر بیانگر نزدیک شدن مواضع رقبای دیرین سیاسی پاکستان برای رویارویی با حکومت مشرف آن هم در شرایطی است که بحرانهایی چون حادثه «لعل مسجد» میرود تا ناقوس جنگهای خونین خیابانی را در پاکستان به صدا درآورد. درک شرایط کنونی برای حکومت مشرف، حالتی حیاتی به خود گرفته است. کاملاً طبیعی است که در این مرحله، احزاب مخالف با آن بخش از شبکه مذهبی پاکستان که بیشترین آسیب را در طول حکومت مشرف دیدهاند، نه تنها کمکی به حل بحران «لعل مسجد» نکنند، بلکه از آن به عنوان جرقهای به انبار باروت خشم عمومی بهره بجویند. کاملاً محتمل است که اگر ژنرال مشرف نتواند به ماجرای «لعل مسجد» در زیر سقف آن و در حصار دیوارها پایان دهد، این بحران به کمک مخالفان قدرتمند و صاحب نفوذ وی، در اندک مدتی، سراسر پاکستان را در شعلههای خود ببلعد. منطقاً راهحل بحران کنونی و کنترل پیامدهای آن از لوله مسلسلها خارج نمیشود، بنابراین ژنرال مشرف باید بسیار خوششانس باشد که «شجاعت حسین»، شوکت عزیز یا روحانیون میانهرو، هرچه سریعتر بتوانند به غائله پایان دهند تا او بتواند با تمرکز بیشتر به صحنه کشمکش اصلی با احزاب مخالف بیاندیشد.