حسین ریسمانی یزدی
مالزی در روز 31 آگوست 1957 استقلال خود را پس از 500 سال از زیر یوغ بریتانیا کبیر به دست آورد. 31 آگوست 2007 مصادف است با پنجاهمین سالگرد استقلال این کشور. مالزیاییها به همین مناسبت از 28 اوت تا دوم سپتامبر (از 6 شهریور تا 11 شهریور) مراسم جشن و شادمانی برگزار میکنند. بیشتر مراسم در پوتراجایا برگزار میشود. 50 سال پس از استقلال اکنون مالزی وضعیت بهتری در مقایسه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران دارد. روز جمعه جشن ویژه استقلال در تمام مالزی برگزار شد. سلطان هر ایالت، ملکهها و هیاتهای دولتی میهمانهای ویژه مراسم جشن استقلال بودند. عبداللهاحمد بداوی نخستوزیر مالزی در جمع هزاران مالزیایی از مردم کشورش خواست که به عنوان یک ملت با یکدیگر متحد باشند. بسیاری از مالزیاییها در میدان مردکا ـ محلی که نخستین نخستوزیر مالزی در 31 آگوست 1957 استقلال مالزی را با شور و هیجان وصفناشدنی اعلام کرد جمع شدند و به جشن و شادمانی پرداختند. پرچم مالزی در حالی به اهتزار درآمد که مقامهای عالی رتبه از سراسر جهان برای شرکت در این مراسم حضور داشتند. نخستوزیر مالزی خطاب به مردم کشورش اعلام کرد: اگر ما با یکدیگر اختلافی داریم به خودمان مربوط است و ما نباید به کسی اجازه دهیم که در درگیریهای ما داخل شود. وی تاکید کرد: ما برای تمام شهروندان خود عدل و انصاف را برقرار خواهیم کرد. حدود 60 هزار نفر از مردم مالزی بر بام آسمانخراشها رفتند تا جشن 50 سالگی استقلال مالزی را تماشا کنند. در ادامه این جشن، نیروی هوایی مالزی دیروز پرچم این کشور را در سراسر کشور به نمایش گذاشت و همچنین نیروی سواره نظام به همراه سگهای پلیس پرچم مالزی را در سراسر شهر به اهتزاز در آوردند.
وضعیتی متفاوت
50 سال پس از استقلال مالزی وضعیت این کشور اسلامی در ابعاد مختلف بسیار متحول شده است تا جایی که بسیاری از تحلیلگران اسلامی این کشور را الگوی کشورهای اسلامی معرفی میکنند. براساس اطلاعاتی که در سایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا آمده است، مالزی 329750 کیلومتر مربع وسعت دارد (یک پنجم وسعت ایران) با جمعیتی بیش از 24 میلیون و 800 هزار نفر در جنوب شرق آسیا واقع شده است. 60 درصد از جمعیت این کشور را مسلمانان، 19 درصد را بوداییها، 9 درصد را مسیحیها، 6 درصد را هندوها و مابقی را پیروان مذهب کنفسیوس و سایر مذاهب کوچک چینی تشکیل میدهد. تولید ناخالص داخلی مالزی در حال حاضر 313 میلیارد دلار است. رشد اقتصادی آن 6 درصد و درآمد سرانه براساس شاخص PPP (نرخ برابری قدرت خرید) 12900 دلار است. نرخ بیکاری در این کشور 3 درصد و جمعیت زیر خط فقر آن 5 درصد است. این دستاوردها در حالی است که مالزی روزانه فقط 770 هزار بشکه نفت استخراج میکند و سالانه 50 میلیون کیلو وات برق صادر میکند. مقایسه آمارهای اقتصاد مالزی با ایران که روزانه در حدود 4 میلیون بشکه نفت تولید میکند نشانگر تکیه اقتصاد مالزی بر بخش صنعت، تجارت و خدمات است به طوری که این کشور بدون در اختیار داشتن منابع طبیعی کافی تاکنون گامهای بلندی در راستای توسعه اقتصاد بر داشته است. اما در ایران حدود به 70 درصد هزینهها متکی به درآمدهای نفتی است. آمار مربوط به ایران در همین سایت اینگونه است: نرخ رشد 4 درصد، بیکاری 15 درصد، درآمد سرانه براساس شاخص PPP (نرخ برابری قدرت خرید) 8700 دلار است، اما درآمد سرانه ایرانیها براساس شاخص) GDP تولید ناخالص داخلی) 3500 دلار است، جمعیت زیر خط فقر 40 درصد. جالب این که ایران با 70 میلیون جمعیت 5/8 میلیون مشترک تلفن همراه دارد و مالزی با 24 میلیون جمعیت 20 میلیون مشترک تلفن همراه دارد یعنی مالزیاییها 5/11 میلیون بیشتر از تلفن همراه مشترک از ایرانیها استفاده میکنند. مقایسه آمارها که در این گزارش نمیگنجد در شرایطی مفید است که دستاندارکاران با فراگیری و بهبود مکانیسمهای توسعه راه را برای پیشرفت مالزی هموار میکنند، در جهان سوم، الگوهای توسعه فراوانی مطرح است. به نظر میرسد که مدل توسعه مالزی از جهات مختلفی با رویکرد کلان کشور ما سازگاری بیشتری دارد. این امر دلیلی آشکار بر بیدارباش ایرانیها در پنجاهمین سالگرد استقلال مالزی است. البته نباید از یاد برد که طبق برنامههای کلان مالزی این کشور باید در سال 2020 همپای کشورهای بزرگ صنعتی قرار گیرد که این امر محقق نخواهد شد مگر با پیروی از متدهای علمی و بهرهگیری از تکنولوژی روز.
مشکلات پیشرو
مالزی 50 ساله به رغم همه پیشرفتها با نگرانی فزایندهای در افراطگرایی اسلامی و قطبی شدن نژادی روبهرو است. از زمان استقلال در 1957 این کشور یکی و شاید تنها کشور مسلمانی بوده است که بیشترین توسعه و حرکت به سمت مدرنیسم را داشته است، آسمان خراشهای متعدد مانند برجهای دوقلوی پتروناس و بزرگراهها و بنادر متعدد نشانه بارزی بر این ادعا هستند. همچنین رشد اقتصادی پایدار و مداوم را میتوان شاهد دیگری بر این مدعا دانست. در حالی که پیشرفت مالزی در حوزه اقتصاد کم نبوده است، عده زیادی در تلاشند تا مفهوم مالزیایی بودن، فرهنگ و مذهب را دریابند. دکتر راما سامی، متخصص علوم سیاسی و استاد پیشین دانشگاه UKM از موج فزاینده اسلامگرایی و دستهبندیهای نژادی و قومی که میتواند باعث تفرقه شود ابراز نگرانی میکند. وی به فرانس پرس میگوید: اگر این مساله شاخص این 50 سال است، من نمیخواهم به استقبال 50 سال بعد بروم، چرا که وضعیت ممکن است از این هم بدتر باشد. از نظر اقتصادی فعالیت چینیها بیشتر از مالزیاییها است و همین امر موجب شده است تا اکثر قریب به اتفاق چینیها تمکن مالی بهتری نسبت به سایر اقوام داشته باشند، امری که در سال 1969 توسط مالزیاییها تحمل نشد و منجر به آشوبهای فرقهای گشت. اگرچه کارشناسان آنرا پیامدهای توطئه جدایی سنگاپور از مالزی توسط انگلستان در 1965 میدانند، کشوری ثروتمند که پس از استقلال همواره مورد حسد همسایه بزرگ شمالی خویش بوده است. از زمان استقلال مالزی ائتلاف وحدت ملی ـ که قبلا تحت عنوان ائتلاف پیوستگی شناخته میشد ـ بر مالزی حکمفرمایی کرده است. این ائتلاف شامل احزابی از نژادهای چینی و هندی است ولی تحت سیطره سازمان ملی مالزی یکپارچه است که قبلا توسط عبداللهاحمد بداوی نخستوزیر رهبری میشد. احمد بداوی به طور مداوم در مورد وحدت ملی و آزادی مذاهب موعظه میکند. ریشهیابی علت توسعهیافتگی مالزی نسبت به ایران مقولهای است که به نظر نگارنده نیاز به بحثهای فراوان کارشناسی دارد، اما یک دلیل آن را که میتوان بیان کرد، مدیریت میباشد که در مالزی به گونهای از منابع استفاده شده است که مردم به رفاه دست یافتهاند. اما در ایران به رغم درآمدهای نفتی به ویژه در سالهای اخیر شاهد گسترش فقر، گرانی و شکاف طبقاتی هستیم. نگارنده به مسؤولان به ویژه نمایندگان مجلس توصیه میکند از الگوهایی نظیر مالزی، ترکیه و... در جهان سوم استفاده کرده و ایران را به جایگاه بالاتری ارتقا دهند.