ابوالقاسم قاسمزاده
درباره دیدارهای استانی رئیسجمهور و هیئت دولت، حرف و حدیث از موافق و مخالف بسیار شنیده و یا خواندهاید. اغلب آنها از ما تهراننشینها بوده است و کمتر از خود اهالی شهرستانها پرسیده شده است که دیدار مستقیم با رئیسجمهور و هیئت دولت چگونه بوده است؟ خوشبختانه اندک، اندک رسانههای عمومی چگونگی اجرای مصوبات را پیگیری میکنند و این خود موجب خواهد شد تا موفقیت مصوبات در اقدام ارزیابی گردد. رهبری معظم انقلاب نیز بر پیگیری اجرایی مصوبات تاکید کردهاند و حتی آنجا که امکانات دولت کفاف انجام طرحی و یا مصوبهائی را ندارد، به مردم اطلاع دهند. زیرا هدف خدمت است و آگاهی مردم که نسبت به آینده امیدوار باشند. در یک پرسش میدانی و آماری از تمامی کشور، بسیاری از مردم نه تنها از تصمیمگیری آقای احمدینژاد و پروژه سفر به استانها استقبال کردهاند، نفس حضور رئیسجمهور بعنوان بالاترین مقام اجرایی کشور در کنار خود را تائید و آن را ستودهاند.
از اولین نتیجه مثبت و خوب آن، شکستن حصار واژگان «مقام» و نشاندن مفهوم «مسئول» و «مدیر مسئول» است. شاید در کلمه «مقام» نوعی پرده و فاصله فرد با مردم را میتوان دید. با بکار بردن عنوان مدیر مسئول از سوی رئیسجمهور در تمامی سفرهای استانی، علاوه بر آنکه این فاصله اعتباری برداشته شد و مردم خود را در کنار مسئول از مدیریتی خاص دیدند. وظایف در تعریف مدیر مسئول نیز در اختیار مردم قرار گرفت و همکاری و همگونی جمعی نیز به فرهنگ عمومی مبدل گردید. در تمامی این سفرها اگر دقت کرده باشید، آقای احمدینژاد همواره از لفظ مسئول و یا مدیر مسئول استفاده کرد که هدفمندی خاصی را نمایان میکرد.
اغلب کسانی که دیدارهای استانی رئیسجمهور را نقد میکنند، تهران را شهر سرطانی ایران میخوانند که همه امکانات کشور را در درون خود حبس کرده و حصار آن فاصله بسیار نامطلوب و فاجعهآمیز را برای مدیریت کلان کشور بوجود آورده است. از دستآوردهای سفر استانی رئیسجمهور چنین شده است که کلید فرو ریختن این حصار در حصار هزینهساز و فاجعهآمیز زده شد. ارزیابی یک مدیر مسئول موفق به چگونگی نگاه او به سطح کشور و بر آوردن نیازهای مردم در سراسر کشور چرخش پیدا کرده است. رئیسجمهور میگوید، از اطاقهای راحت کاری خود در تهران، بیرون بیائید به درون کشور بروید و از نزدیک مشکلات را لمس کنید. وزارتخانهها از تعریف پایتختنشینی باید بیرون بیآیند و نگاه خود را از تنها معطوف کردن به تهران به سراسر کشور بچرخانند. در تهران خود را مسئول و موظف به رسیدگی کمبودها و اجرای پروژهها در سراسر کشور بدانید. تحقق این خواست رئیسجمهور، مدیریت کلان کشور را متحول خواهد کرد.
از دستآوردهای دیگر پروژه سفر به استانها، حداقل در مرحله اول آن که بقول رسانهها، تشکیل 30 پرونده از استانها در سراسر کشور شده است. چرخشی است که در رسانههای عمومی از صداوسیما و مطبوعات در نگاهی جامع به سراسر کشور ایجاد شده است تا نیازهای مردم، حتی در دور افتادهترین منطقه از مرکز کشور بازگو گردد. استانها موضوع روز خبری و خبرسازی شدهاند. ادامه این روش صحنه اجرایی را زنده نگهمیدارد و این نتیجه را خواهد داد که نگاه به ایران فراگیر گردد و تلاشهای مسئولین در سطوح مختلف محک بخورد و آن مسئول موفق و متعهد که در یک شهر کوچک با دلسوزی و ایمان، نیازی را برآورده کرده است و پروژهایی را اجرا کرده است، شناخته شود.
اما، برخی که نقد این پروژه را میکنند و از محور «هزینه و فایده» به آن نگاه میکنند، از سر دلسوزی هشدار درستی میدهند تا شعارها به عمل منجر گردد. در نقد سازندگی، چشمهای رقابتهای سیاسی را باید کور کرد و بخاطر مردم و بسیاری از کمبودها در سطح کشور از طرح حضور رئیسجمهور و دولت در تک، تک استانها و در سراسر کشور حمایت و همکاری کرد، اگرچه از نقد نباید باز ایستاد و اجرای مصوبات در حد امکانات دولت پیگیری مستمر میطلبد. البته بهتر است مسئولین اصل پروژه قبل از هر مصوبهای امکانات دولت را در نظر بگیرند چرا که عدم اجرای مصوبات موجب یأس عمومی میشود. اصل پروژه را باید تائید و ادامه آن را تشویق و ترغیب کرد، حتی اگرچه، نه صددرصد، درصدی از مصوبات انجام و به نتیجه قابل قبول برسد. نیمه پر از این پروژه را باید نشان داد تا هم موجب تشویق مسئولین و مدیر آن گردد و هم مردم را به آینده امیدوار سازد.
دولت نهم را همچون دولتهای گذشته، رقیب و رقبای است، مانعی ندارد که هیچ، هر دولتی که فاقد رقیب باشد، دولت مرده است. اما این زنده ماندن تنها از مسیر نقد سالم و بدور از خصلتهای قدرتطلبی و یا تعهد تشکیلاتی امکانپذیر میگردد. تنها از این طریق است که فضای مدیریتی و کلان کشور سالم میماند و مردم خود را در صحنه حاضر میبینند. آقای احمدینژاد و دولت او، مرحله اول از پروژه سفر به استانها را به خوبی اجرا کرده است.
در مرحله اول، اگرچه مصوبات بسیار و مطالبات فراوان است، اما دانستن دقیق این مطالبات و ارزیابی آن در میدان و نه از پشت میز مدیریتی، بخودی، خود موفقیت است و در مرحله بعد، حتی اگر درصد اندکی از این مصوبات اجرا و انجام پذیرد. نتایج آن را مردم در سراسر کشور مشاهده خواهند کرد و این خود موفقیت دیگری است که به یقین در بالا بردن منحنی «وحدت ملی» موثر و مفید خواهد بود. بگذارید و اجازه بدهید، همین مردم در صحنه درباره مرحله دوم، یعنی اجرای مصوبات نظر بدهند و از زبان آنها موفقیت و عدم موفقیت نشان داده شود و نه در دایره رقابتهای سیاسی و تشکیلاتی از این فرد یا گروه و یا آن دیگری.
اکنون قرار شده از تهران برای همه ایران تصمیمگیری نشود، اما اگر دولت در شعار بماند و رقبای او هم نقد را محور قرار دهند، حاصلی جز زیان در زیان نخواهد داشت.
در گذشته اصطلاحی در مجلس بود با نام «پروژههای زخمی»، این عنوان به طرحهایی داده شده بود که خیلی خوب شروع میشد، اما رها میگردید و یا خوب افتتاح میشد ولی در ادامه بسیاری آرزو میکردند که ای کاش از اول افتتاح نشده بود. پروژه سفرهای استانی رئیسجمهور تاکنون هم افتتاح خوب داشته و هم در ادامه از استقبال مردم برخوردار شده است. اگر مصوبات به اجرا در آید و در جائی که بقول رهبری معظم انقلاب امکانات دولت اجازه اجرا نمیدهد، به مردم اطلاع داده شود، نه تنها «پروژه زخمی» نخواهد شد، بلکه بقول رئیسجمهور از هماکنون که مسئولین اجرایی را همچون ماهی در اقیانوس مردم رها کردهاند، موفقتر خواهد شد و از نتایج آن همه در سراسر کشور بهرهمند خواهند شد. آنچه که تاکنون از پایان مرحله اول از سفرهای رئیسجمهور به سراسر کشور بدست آمده است موفقیتهای مطلوبی برای مدیریت کلان کشور است که مسئولیتها را روشنتر ببینند و در چشم مردم همواره قرار داشته باشند.