محمد خاکی نهاد
آمریکا به بهانه دفاع از کشورهای اروپایی در برابر موشکهای احتمالی ایران و کره شمالی درصدد است تا با ایجاد یک سیستم ضدموشکی، 10 سکوی پرتاب موشک در شمال لهستان مستقر نماید. ایستگاه رادار این سیستم ضدموشکی نیز قرار است در یک روستای مرزی واقع در جمهوری چک برپا شود. این روستای مرزی تروکاوچ نام دارد که اهالی آن مخالف استقرار این ایستگاه رادار در روستایشان هستند. براساس یک نظرسنجی به عمل آمده، از 90 نفر ساکنین روستای تروکاوچ تنها یک نفر موافق نصب این ایستگاه رادار در تروکاوچ میباشد و بقیه اهالی با آن کاملا مخالف هستند. لازم به ذکر است این طرح آمریکا، چهارمین تلاش برای ایجاد سیستم ضدموشکی در اروپاست. قبلا نیز در سالهای دهه 80، آمریکا ابتکار معروف استراتژیکی خود را اعلام کرد که به ادعای نظامیان آمریکا هدف آن دفاع از اروپا در برابر عراق، ایران و کره شمالی بود. در آن هنگام مخالفتهای زیادی با طرح آمریکا شد. اکنون نیز طرح جدید آمریکا مخالفتهای زیادی را در اروپا و خارج از اروپا در پی خود داشته است. اما بیشترین مخالفت با سیستم ضدموشکی آمریکا از سوی روسیه ابراز میشود. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در خاک لهستان و چک را تهدیدی برای روسیه اعلام کرد و ادعاهای آمریکا مبنی بر تهدید نبودن این سیستم برای روسیه و دفاع موشکی این سیستم از اروپا در مقابل ایران و کره شمالی را کاملا مردود دانست. "یوری بالویفسکی، رییس ستاد مشترک ارتش روسیه نیز با مبالغهآمیز خواندن اظهار هراس آمریکا از ایران، هدف از برپایی سیستمهای ضدموشکی آمریکا در اروپا را ایجاد موقعیتی استثنایی برای آمریکا به منظور آسیبناپذیری از جانب روسیه و چین عنوان کرده و تاکید نمود، هدف اصلی و واقعی آمریکا، ایجاد سپر دفاعی در مقابل توان موشکی ـ هستهای روسیه و چین و دستیابی به سلطه استراتژیکی در منطقه است. در این میان موضوعاتی مانند ابراز نگرانی شدید روسیه نسبت به این سیستم ضدموشکی و همچنین هیاهوی بیش از حد پوتین در کنفرانس مونیخ، برخی کارشناسان را بر آن داشت تا این تحلیل را بیان نمایند که روسیه نیز در واکنش به این طرح آمریکا اقدام به عمل مشابهی نموده و در برابر سیستم موشکی آمریکا دست به یک رشته اقدامات نظامی خواهد زد. روسها در اینباره اظهار میکنند که توان لازم را دارند تا با حداقل مخارج بطور متعادل و نامتقاون به مبارزهطلبی ضدموشکی آمریکا پاسخ دهند.
اخیرا هم خبرگزاری دولتی ریانوستی روسیه طی مقالهای به تهدید اروپائیان پرداخته و گفته است "اگر اروپاییان میخواهند زیر هدف موشکهای هستهای روسیه زندگی کند که پایگاههای ضدموشکی آمریکا را هدف قرار خواهد داد، این انتخاب خودشان است. مسکو تهدید نمیکند، بلکه فقط هشدار میدهد که مجبور به استفاده از ضدحمله خواهد شد زیرا مبارزهطلبی سیستم ضدموشکی آمریکا هیچ جایگزین دیگری برای مسکو باقی نخواهد گذاشت". همین موضوع سبب آن شده که صحبت از جنگ سرد نوین در میان کارشناسان سیاسی مطرح شود. در این میان آمریکاییها برای صحت مدعای خود مبنی بر تهدید نبودن این سیستم برای روسیه استدلال میکنند که 10 سکوی پرتاب موشکی آمریکا نه از حیث تکنولوژیکی و نه از لحاظ کمی قادر به مقابله با صدها و بلکه هزاران موشک روسی نخواهد بود. بهویژه که روسیه مدت مدیدی است، مستقل از غرب به فعالسازی و ارتقای سیستم نوین دفاعی خود میپردازد. خلاصه امر اینکه آمریکائیها با استدلال به کوچک و محدود بودن این سیستم در برابر سیستم نظامی روسیه مدعی هستند که سپر ضدموشکی آنها در لهستان و چک هیچ تهدیدی برای روسیه به دنبال نخواهد داشت. در این راستا حتی خبری هم مبنی بر درخواست مشارکت آمریکا از روسیه برای شرکت در این پروژه ضدموشکی منتشر شد که روسها در ابتدا دریافت چنین درخواستی از سوی آمریکا را تکذیب میکردند اما آمریکا بر درخواست خود نسبت به مشارکت روسیه در این سیستم ضدموشکی اصرار ورزیده و حتی وزیر دفاع عملگرای خود "رابرت گیتس" را پیش از عزیمت به لهستان، روانه مسکو نمود تا به روسها اطمینان دهد که این سیستم صرفا در جهت مقابله با تهدیدات خاورمیانه و آسیا است و به این دلیل روسها هم میتوانند در ایجاد آن همکاری نمایند. اما "آناتولی سردیوکوف، وزیر دفاع روسیه پروژه ضدموشکی آمریکا را عامل جدی بیثبات خواند و وزیر خارجه روسیه، سرگی لاوروف نیز پیرو سخنان وی، هرگونه همکاری روسیه در این زمینه را صراحتا رد کرد. به این ترتیب رابرت گیتس با ناکامی از مسکو راهی ورشو پایتخت لهستان شد تا در مورد این پایگاه ضدموشکی با مقامات لهستانی به گفتگو بنشیند. اما در مقابل استدلالهای آمریکا مبنی بر تهدید نبودن این پروژه ضدموشکی برای روسیه باید این نکته را مدنظر قرار داد که روسها از این 10 سکوی موشکی نگران نیستند بلکه نگرانی روسیه از فزاینده بودن برنامههای آمریکا در استقرار هرچه بیشتر سیستمهای نظامی و موشکی میباشد زیرا برنامههای موشکی آمریکا به همین مقدار کوچک و محدود ختم نمیشود و قرار است تا سال 2011 دستگاهها و اجزای جدیدی به این سیستم ضدموشکی در لهستان و چک افزوده شود تا در یک فرایند زمانی 4 ساله، یک سیستم ضدموشکی فعال تمامعیار در لهستان و چک برپا شود.
این موضوعی است که نگرانی روسها را سبب شده است. در واقع آمریکا عطش سیریناپذیری در گسترش پایگاههای نظامی خود در جهان دارد و این امر برای کرملین قابل تحمل نیست. مخالفت با طرح ضدموشکی آمریکا علاوه بر روسیه به محافل سیاسی و حزبی کشورهای اتحادیه اروپا هم کشیده شده است چرا که شائبه بروز جنگ سرد نوین میان روسیه و آمریکا طیف وسیعی از احزاب و گروههای اروپائی از محافظکاران راستگرا گرفته تا سوسیال دموکراتهای چپ را نگران کرده است. در این اوضاع برخی از احزاب و گروهها نیز با ماهی گرفتن از آب گلآلود از فرصت بدست آمده در جهت پیشبرد اهداف حزبی و کسب قدرت برای خود استفاده میکنند. برای مثال در آلمان سوسیالدموکراتها با انتقاد شدید از برنامههای موشکی آمریکا به تبلیغات پویولیستی و عوامگرایانه خود شدت بخشیدهاند تا حزب سوسیالدموکرات را به عنوان حزب صلح مطرح نموده و از این طریق اقتدار و مناصب گذشته خود را مجددا کسب نمایند و به قدرت برسند. اصولا یکی از کارهای اصلی حزب همین فرصتطلبیهای مقطعی است. احزاب و تشکلهای سیاسی همواره از فرصتهای بدست آمده در جهت استحمار توده مردم به منظور کسب اقتدار و موقعیت برای حزب خود استفاده میکنند. آنجیلا مرکل، صدر اعظم راستگرای آلمان نیز با مشاهده این وضع طی تلاشی برای ممانعت از میدان گرفتن سوسیالدموکراتها از برنامه ضدموشکی آمریکا در لهستان و چک انتقاد کرده و آن را خارج از چهارچوبهای اتحادیه اروپا دانست. مرکل همچنین با انتقاد از لهستان این کشور را متهم به نادیده گرفتن چهارچوبهای جمعی اتحادیه اروپا و تکروی نمود. مرکل گفت: در حالی که ما مشغول برگزاری جشنهای 50 سالگی بنیان گذاشتن سنگبنای اتحادیه اروپا هستیم، مایل نخواهیم بود تا شاهد چندپارگی و تضعیف اتحادیه اروپا به خاطر تکرویهای لهستان باشیم. گذشته از آن چندپارگی که مرکل در سطح اروپا به آن اشاره کرد، در خود لهستان نیز بر سر استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا چندپارگی و اختلاف میان احزاب و گروههای این کشور بوجود آمده است. اپوزیسیون لیبرال لهستان به رهبری "دونالد توسک" مخالف استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در لهستان است. دونالد توسک پس از درخواست "یاروسلاو کاچینسکی"، نخستوزیر راستگرای لهستان، به مذاکره با نخستوزیر در مورد استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در لهستان پرداخت اما پس از مذاکرات چند ساعته دونالد توسک اعلام کرد که از شنیدن استدلالهای مزخرف کاچینسکی شگفت زده شده است و به همین دلیل بر مخالفت خود با استقرار این سیستم در خاک لهستان همچنان مصمم است. البته هرکس دیگری هم که بهجای دونالد توسک استدلالهای کاچینسکی را میشنید، اظهار شگفتی میکرد زیرا کاچینسکی به توسک گفته بود، این سیستم ضدموشکی یک چتر دفاعی است که لهستان را در برابر موشکهای کره شمالی حفاظت میکند!!! اما در جبهه موافقان استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا اظهارات تنی چند از مقامات سیاسی و امنیتی لهستان و چک جلبنظر مینماید. "وادیو سواف استاشاک"، دبیر شورای امنیت ملی لهستان و یکی از موافقان طرح استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا اعلام کرده که در هفتههای آتی طی مذاکراتی معین با آمریکا تصمیم نهائی در این مورد گرفته خواهد شد. وی به سخنان واسلاو هاول"، 7 رئیسجمهور پیشین چک اشاره میکند که استقرار این سیستم ضدموشکی را برای کل جهان مهم دانسته بود. استاشاک نیز در تائید سخنان واسلاو هاول این سیستم ضدموشکی را ابتکار بسیار مهمی ارزیابی کرد. وزیر دفاع لهستان، الکساندر چیچگوا نیز که از حامیان طرح آمریکا میباشد اظهار اطمینان کرد که علیرغم انتقادات وارده از سوی اتحادیه اروپا، ورشو درخواست آمریکا مبنی بر استقرار سیستم ضدموشکی در شمال لهستان را بپذیرد.
چیچگوا با اطمینان کامل نسبت به ضروری بودن این سیستم برای امنیت اروپا اظهار داشت، نه پیمان آتلانتیک شمالی و نه اتحادیه اروپا امکان ایجاد سیستم دفاعی مشابهی را ندارند. بنابراین ورشو راهی به جز پذیرفتن درخواست آمریکا ندارد. این اظهارات مقامات امنیتی و سیاسی لهستان، آمریکا را تا اندازهای از مطیع بودن مقامات لهستانی مطمئن کرده است که کاخ سفید در گفتگو با لهستان، نه در شان یک دولت مستقل بلکه همانند یک دولت تحتالحمایه با این کشور رفتار میکند. گواه این امر درخواست نامهای است که از سوی کاخ سفید برای استقرار سیستم ضدموشکی در لهستان به ورشو فرستاده شده است. آمریکا همراه با درخواست نامهای که فرستاده است، نوشتهای را هم ضمیمه کرده است، این نوشته قرار است پاسخ دولت لهستان باشد که البته در نوشتن آن لهستانیها هیچ نقشی نداشته و فقط باید زیر آن را امضاء نمایند!! هنگامی که مقامات و محافل سیاسی اروپا از این رفتار تحقیرآمیز آمریکا با لهستان مطلع شدند، موجی از انتقادات تحقیرآمیز از سوی محافل سیاسی اروپائی متوجه لهستان شد به طوریکه ناراحتی دولت لهستان از رفتار تحقیرآمیز آمریکائیها را در پی داشت. اما به نظر میرسد نگرانی محافل اروپائی از استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در لهستان و چک علاوه بر مسئله بروز جنگ سرد نوین از موضوع دیگری نیز نشات پذیرفته باشد. موضوعی که احتمالا از شائبه بروز جنگ سرد نوین برای اروپائیها نگرانکنندهتر میباشد. مقامات اروپائی از عملکرد لهستان در اتحادیه اروپا ناراضی بوده و به سیاستهای این کشور در قبال اروپا شدیدا بدبین شدهاند. چرا که لهستان پیش از این نیز در اقدامی علیه روسیه اسباب نارضایتی اروپا را فراهم کرده بود. صحبت از شروع مذاکرات روسیه و اتحادیه اروپا در زمینه برقراری روابط استراتژیک، همکاریهای انرژیک و سیاستهای مهاجرتی میباشد که لهستان انجام این مذاکرات را وتو کرد. علیالظاهر دلیل لهستان برای این وتو اعمال ممنوعیت واردات گوشت و محصولات کشاورزی از لهستان به روسیه بود که از سوی کرملین وضع شده بود. در آن هنگام نیز برخی ممالک اروپائی که وابستگی زیادی به منابع انرژیک روسیه داشتند، تلاش کردند تا لهستان را از وتوی آغاز مذاکرات میان روسیه و اتحادیه اروپا منصرف کنند اما دولت محافظهکار یاروسلاو کاچینسکی دست رد به سینه آنان زد. زیرا موضوع فقط بر سر تحریم واردات گوشت و محصولات کشاورزی لهستان نبود. موضوع از این قرار است که واشنگتن خواهان همکاری روسیه با اتحادیه اروپا نیست تا قدرت و نفوذ اتحادیه اروپا و همینطور روسیه در معادلات جهانی به ضرر آمریکا افزایش نیابد و به اصطلاح وزنه اروپا و روسیه نسبت به آمریکا سنگینتر نشود. در این میان لهستان و چک به عنوان دولتهایی همسو با سیاستهای واشنگتن وظیفه محوله از سوی کاخ سفید، مبنی بر ایجاد جدائی میان روسیه و اتحادیه اروپا را به اجرا میگذارند و با این کار علاوه بر ایجاد جدائی میان روسیه و اتحادیه اروپا در داخل اتحادیه اروپا هم چندپارگی و تفرقه را موجب میشوند که نتیجه آن تضعیف اتحادیه اروپا خواهد بود.
در مسئله استقرار سیستم ضدموشکی آمریکا در لهستان و چک نیز نقش این دو کشور بر همین اساس میباشد. دولت راستگرا و محافظهکار یاروسلاو کاچینسکی به عنوان مجری سیاستهای واشنگتن در اتحادیه اروپا عمل میکند. مقامات اروپائی از این سناریو که کارگردان آن آمریکا و بازیگران اصلی آن لهستان و چک میباشند، کاملاً مطلع هستند اما در اظهارات خود آن را بیان نمیکنند و فقط به گفتن این نکات اکتفا میکنند که لهستان و چک براساس سیاستهای جمعی اتحادیه اروپا پیش نرفته و تکروی میکنند. مقامات اروپائی نمیخواهند ضعفهای اروپا را بروز دهند و به همین دلیل این واقعیت را بیان نمیکنند که آمریکا به واسطه لهستان و چک در اتحادیه اروپا رخنه کرده و با این عمل سران بزرگ اروپا همچون فرانسه و آلمان که شعار اروپای فدرال را سر میدهند، گیج و سردرگم نموده است.