مردمسالاری دینی در این مقاله به دو عنصر اساسی، یعنی رضایت خداوند و رضایت مردم اشاره دارد. به عبارتی نظام سیاسی در نظریه سیاسی امام خمینی از یکسو به پذیرش و اقبال مردم توجه دارد و آزادانه و آگاهانه و به دست توانا و انتخابگر آنان تاسیس میشود از سویی به رضایت خداوند و آموزههای شریعت اشاره دارد. در این مقاله، این موضوع مفروض گرفته شده است که مباحث فقهی امام خمینی در پیش از پیروزی انقلاب، با مباحث ایشان در اوج و پس از پیروزی انقلاب درباره اقلیتها متفاوت است. به عبارت روشنتر، ایشان در مباحث فقهی، از سنت فقهای گذشته که محدودیتهایی را برای این اقلیتها منظور میدارد، پیروی کرده است. اما در مباحث خود به عنوان رهبری یک نظام سیاسی، از آن مباحث، تا اندازهای فاصله گرفته و حقوق و مزایای بیشتری را برای اقلیتها به رسمیت شناخته است. در هر صورت، حقوق و اختیارات ترسیم شده برای اقلیتها، فرضیه اصلی مقاله است و نسبت معنادار مردمسالاری دینی با حقوق اقلیتها را اثبات میکند و از سویی فرضیه رقیب که معتقد است مردمسالاری دینی با حقوق اقلیتها ناسازگار است را ابطال و ناکام میگذارد.
پرسش درباره اقلیتها
مباحث شفاهی امام خمینی در باب اقلیتها بیشتر در اوج پیروزی انقلاب اسلامی و در پاسخ به پرسشهای خبرنگاران مختلفی که با ایشان گفتگو داشتهاند ایراد شده است. یکی از نکتههای برجسته و مورد علاقه خبرنگاران خارجی، پرسش از وضعیت اقلیتها پس از تاسیس نظام جمهوری اسلامی است. امام خمینی ضمن پاسخ به پرسشهای آنان دیدگاههای خود را در اینباره به تصریح بیان کرده است.
در اندیشه امام خمینی اقلیتها در نظام جمهوری اسلامی همانند سایر افراد از حقوق برابر و احترام کامل برخوردارند:
«آنها با سایر افراد ایران در همه چیز مشترک و حقوقشان برحسب قوانین داده میشود و در حکومت اسلامی آنها در رفاه و آسایش و آزادی هستند.»
ایشان در پاسخ این پرسش که آیا در جمهوری اسلامی اقلیتهای مذهبی جایگاهی دارند یا خیر، ضمن بیان این که رژیم سابق با اقلیتها رفتاری بهتر از رفتار با مسلمانان نداشته است میفرمایند:
«ما طبیعتا نسبت به عقاید مذهبی دیگران، بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و استقرار یک رژیم آزاد میگذاریم، شرایط حیات برای اکثریت مسلمان و اقلیتهای مذهبی بسیار خوب خواهد شد.»
در واقع ایشان معتقد است در رژیم پهلوی حتی شهروندان مسلمان نیز از شرایط مطلوب برخوردار نبودهاند چه رسد به اقلیتهایی که درون این نظام زندگی کردهاند. اما این نوید را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی میدهد که شرایط مطلوب حیات برای اقلیتها در نظام دینی کاملا وجود خواهد داشت. به هر حال در نگاه ایشان تمامی اقلیتهای دینی و مذهبی از حقوق طبیعی بهرهمند هستند:
«اسلام بیش از هر دینی و بیش از هر مسلکی به اقلیتهای مذهبی آزادی داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه انسانها قرار داده است، بهرهمند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهداری میکنیم. در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»
سطوح و لایههای آزادی اقلیتها در نظریه سیاسی امامخمینی(ره) گوناگون است و عرصههای مختلفی را در برمیگیرد از جمله: آزادی انجام مراسم و شعائر عبادی، آزادی عقیده و اندیشه، آزادی بیان و حق اظهارنظر، آزادی سیاسی (حق رای دادن و حق انتخاب شدن به مقامات عمومی و سیاسی)، آزادیهای شخصی و خصوصی و... باید دید امامخمینی(ره) چه نوع از این آزادیها را حق اقلیتها میداند و در کدام موارد آنان را محدود میکند.
مصونیت و امنیت اقلیتها
مساله امنیت، از جمله بدیهیترین حقوق درباره اقلیتهاست؛ زیرا پایهای است برای سایر حقوق. اگر اقلیتها در جان، مال، آبرو و... دارای مصونیت و امنیت نباشند، سخن گفتن از سایر حقوق آنها نیز میسر نیست. از اینرو، با توجه به آنچه در متون دینی آمده است، تعدی و تجاوز به شخصیت، جان، آبرو و اموال غیرمسلمانان جایز نیست.
امام خمینی در ضمن سخنان خود به این مساله پرداخته است. از جمله در اینباره میفرمایند:
«به این یهودیها که در ایران هستند کسی حق ندارد تعرض بکند، اینها در پناه اسلام و مسلمین هستند، نه به یهودیها و نه به نصارا، اینهایی که مذهب رسمی دارند، حق ندارند.»
مراد از مذهب رسمی، مذهبی است که در اسلام به رسمیت شناخته شده است و شامل سه مذهب یهود، مسیح و زرتشت میشود. البته بدیهی است که در اندیشه اسلامی و دینی همه آدمیان دارای حق حیات هستند و نمیتوان به آنها تعرض نمود.
آیات قرآن گواه روشنی بر این مساله است. به عنوان مثال در قرآن در اینباره میخوانیم: خدا شما را از دوستی آنان که با شما در دین قتال و دشمنی نکرده و شما را از دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند تا بیزاری از آنها جویید، بلکه با آنها به عدالت و انصاف رفتار کنید که خدا مردم باعدل و داد را بسیار دوست میدارد.
و تنها شما را از دوستی کسانی نهی میکند که در دین با شما قتال کرده و شما را از وطنتان بیرون کردند و بر بیرون کردن شما همدست شدند تا آنها را دوست نگیرید و کسانی از شما که با آنان دوستی و یاوری کنند ایشان به حقیقت ظالم و ستمکارند.
آیات مذکور با توجه به شان نزول آنها و آیات پیشین و قرائن موجود در خود این آیات، ناظر به مشرکان و بتپرستان است و آنها را به دو گروه طبقهبندی میکنند: پارهای که با مسلمانان سر جنگ داشته و به آزار آنان میپرداختند که آیات فوق پیوند دوستی و محبت با گروه نخست را منع کرده است و نسبت به گروه دیگر، پیوند محبت را اجازه داده است. از اینرو، کسانی را که با گروه نخست پیوند دوستی برقرار نمایند، در شمار ظالمان برشمرده، اما گروه دوم را در شمار دادگران و عدالتپیشگان قرار داده است. از اینرو پارهای از مفسران، نتیجهای که از آیات فوق گرفتهاند این است که وقتی حکم الهی درباره مشرکان و بتپرستان این چنین باشد، درباره اهل کتاب به طریق اولی، ثابت است.
البته این شیوه و رفتار با اقلیتها و مصونیت و امنیت آنان در میان مسلمانان که امام خمینی به آن اشاره صریح داشتهاند، متخذ از سیره و منش پیامبر اکرم(ص) و امیر عدالت و آزادی، امام علی(ع) است. طبق احادیثی که از حضرت رسول(ص) رسیده است، آزاد اهل ذمه به مثابه دشمنی با آن حضرت(ص) فرض شده است. از جمله از ایشان نقل شده است: «کسی که فردی از ذمیان را بیازارد، از من نیست.» و نیز «هرکس ذمی را آزار دهد، مرا آزار داده است».
آزادی مذهبی و انجام شعائر عبادی
درباره اجرای شعائر دینی و اجتماعی و مصونیت در اینباره، امامخمینی اقلیتهای مذهبی را در نظام سیاسی دینی در انجام کلیه فرایض عبادی مذهبی و اجتماعی، آزاد میداند و معتقد است:
«تمام اقلیتهای مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند و حکومت اسلامی، خود را موظف میداند تا از حقوق و امنیت آنان دفاع کند و آنان هم مثل سایر مردم مسلمان ایرانی، ایرانی و محترم هستند».
امام خمینی در این فقره، ضمن تایید آزادی شعائر و آداب دینی و اجتماعی برای اقلیتها دولت اسلامی را نیز موظف میداند از حقوق آنان پاسداری نموده و امنیت آنان را تامین نماید. در همین زمینه در جایی دیگر در پاسخ به این پرسش که آیا جمهوری اسلامی اجازه خواهد داد تا مذهب دیگر به طور آزاد و آشکار به انجام امور مذهبیشان بپردازند، میفرمایند: «همه اقلیتهای مذهبی در اسلام محترم هستند. همهگونه آزادی برای انجام فرایض مذهبی خود دارند. ما با هیچ بشری ضدیت نداریم. آنان ایرانیاند و مثل سایر ایرانیان همهگونه حق دارند».
با توجه به مطالب مطرح شده میتوان بیان کرد که هیچ اجباری برای تغییر شریعت مورد نظر و باور اقلیتها و اسلام آوردن آنان نیست. علاوه بر این که آنان طبق نصوص دینی و سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) در انجام اعمال عبادی خود آزاد بودند و ممانعتی در اینباره صورت نگرفته است. امامخمینی و قریب به اتفاق عالمان شیعه نیز در مباحث فقهی خود در این زمینه اهل کتاب را در انجام شعائر مذهبیشان آزاد دانستهاند.