هادی موسوی
پس از گذشت سه سال از اشغال عراق، چارهای برای آمریکا جز خروج از عراق نمانده است؟ آمریکا پیش از جنگ، هدف از آن را عاری نمودن منطقه از عراق تروریست و صاحب سلاحهای کشتار جمعی و همچنین به ارمغان آوردن آزادی برای مردم عراق اعلام کرد. افکار عمومی جهان هم که از همان ابتدا به بازیچه دست غرب تبدیل شده بود تا مدتی پس از آغاز جنگ نیز با این دروغهای بزرگ مورد فریب و توهین قرار گرفته؛ اما این وضعیت تا چه زمانی میتواند ادامه داشته باشد؟
امروز که بیش از سه سال از آن زمان گذشته است حقایق تا حدود زیادی آشکار شده است به عنوان مثال هدف از جنگ، هدف از کشتار غیر نظامیان، هدف از هتک حرمت به عتبات عالیات و… همه و همه دستیابی و تسلط غرب بر نفت و سایر منابع عراق خلیج فارس بوده است. این مطلبی است که اخیرا خانم کلر شورت، وزیر مستعفی انگلیس که در جریان جنگ از کابینه تونی بلر کنار رفت آن را فاش نموده است.
روزنامه واشنگتن پست در تاریخ 16/1/85 مطلبی با عنوان اینکه برقراری دموکراسی در عراق از اولویتهای مورد نظر در بودجه آمریکا نیست، را به چاپ رسانده است. بسیار جالب است که آمریکایی که با شعار به ارمغان آوردن آزادی دموکراسی برای مردم عراق پا به این سرزمین گذاشت امروز برای همه چیز (حتی براندازی جمهوری اسلامی ایران) بودجهای را اختصاص میدهد، برای برقراری دموکراسی که شعار آنها نیز بوده است بودجهای را تخصیص نمیدهند.
علت آن هم این است که امروز دموکراسی واقعی بر عراق حاکم شود کاملا واضح است که دیگر جایی برای آمریکا نمیماند و آمریکایی که تا دیروز شعار آزادی و دموکراسی را سر میداد امروز باید به دلیل منافع خود که تسلط بر نفت میباشد موضع خود را تغییر دهد. علت مخالفت آمریکا با قرار گرفتن جعفری در پست نخست وزیری عراق هم همین است. البته مردم عراق هم با رفتار خود از جمله وحدت و یکپارچگی همانطور که توطئههای اشغالگران را بر ملا ساختهاند امروز نیز در صفوف یکدست در حمایت از نخست وزیر خود نیرنگ غربیها را خنثی نمدهاند و آنها را دچار شکست سیاسی دیگری نمودهاند.
علاوه بر فریب افکار عمومی و سایر دولتها که البته باید از سوی اشغالگران پاسخ داده شود و مردم جهان هم این خواسته را بارها با مخالفت سفر مقامات غربی به کشورهایشان نشان دادهاند.
نکتهای که امروز حائز اهمیت است، همانطور که ذکر شد، به بن بست رسیدن اشغالگران و در یک کلام شکست غرب در عراق است که بدون شک این نتیجه ظلمی است که به مردم ستمدیده عراق روا داشتهاند. به عنوان مثال وخامت اوضاع برای اشغالگران که به اوج خود رسیده است و ادامه ماندن آنها را تهدید میکند، در روزنامه نیویورک تایمز در 15/1/85 با عنوان «مرگبارترین روزها برای نظامیان آمریکایی در عراق به آن اشاره شده است که نشانگر عدم توانایی آمریکا در مدیریت بحران (و نه حل بحران) در عراق است و این در حالی است که امروز امنیت به نیاز اول مردم عراق تبدیل شده است. البته عواقب این مساله نه تنها به آمریکا باز میگردد بلکه عمده آن دامنگیر خود مردم مظلوم عراق خواهد شد آنها هستند که تاوان عدم توانایی اشغالگران را پس میدهند.
مساله شکست آمریکا همانطور که مشهود است مورد تایید و اذعان خود اشغالگران نیز میباشد. البته مردم آمریکا بسیار هوشمندانه برای این بحران پاسخی را مطرح کردهاند که خود چالشی جدید است که اشغالگران با آن مواجه شدهاند و آن خواست افکار عمومی خود اشغالگران مبنی بر خروج از عراق میباشد. به طوری که روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مونیتور در مینویسد: نظر سنجیهای اخیر حاکی از کاهش حمایت انگلیسیها و آمریکاییها از اهداف بوش در جنگ و سیاست خارجی است. همچنین ایرنا گزارش داده است که مردم 22 شهر آمریکا با خروج از عراق موافقند. از این گذشته تصمیم سازانی نظیر برژینسکی بر خروج آبرومندانه از عراق تاکید میکند.
به هر حال تنها گزینهای که میتوان برای برون رفت از شرایط کنونی نام برد خروج آمریکا از عراق است. البته آمریکا علاوه بر خروج باید غرامت خسارات و هزینههایی که به دلیل راه انداختن جنگ و اشغال این کشور به ملت عراق تحمیل کرده را بپردازد.