قاسم روانبخش
در بخش اول این مقاله به موضوع انقلابهای مخملین در شوروی سابق و برخی کشورهای تازه استقلالیافته پرداختیم و با تحلیل مقام معظم رهبری نشان دادیم که آمریکا چگونه به کمک متحدان غربیاش یک ابر قدرت بزرگ جهان را از طریق براندازی نرم متلاشی و از سر راه خود برداشته است. غرب همواره درصدد بوده است تا با کپیبرداری از این نوع براندازیها و اجرای آن در برخی کشورهای اسلامی مثل سوریه و لبنان، طرح خود را برای اجرا در جمهوری اسلامی عملیاتی سازد. انقلاب مخملین در لبنان با دعوت سیدحسن نصرالله مردم لبنان و حضور سه میلیونی آنها شکست خورد. در سوریه نیز با فراخوانی بشار اسد از مردم سوریه و حضور آنان در صحنه این انقلاب ناکام ماند. و اما در ایران اسلامی، آمریکا و متحدانش اکثر تاکتیکها و استراتژیهای خود را برای براندازی به کار بستهاند ولی هیچ یک از آنها قرین موفقیت نشد. در آغازین روزهای انقلاب اسلامی با روی کار آمدن دولت موقت مهندس بازرگان، پروژه براندازی نرم با نفوذ اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی در ارکان نظام در دستور کار قرار گرفت که به حمدالله با هوشیاری حضرت امام (ره) و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و افشای اسناد سری و فوق سری وابستگی آنان به آمریکا این توطئه بزرگ خنثی شد. کاردار سفارت آمریکا در یکی از یادداشتهای خود دربارهِ نحوه گزینش دکتر ابراهیم یزدی از سوی بازرگان برای وزارت خارجه مینویسد: «مناسبات حسنه با ایالات متحده از اعتقادات شخصی نخستوزیر است هنگامیکه دادن پست وزارت امور خارجه به یزدی، مورد بحث، بود، نخستوزیر از یزدی درباره این نکته پرسیده بود، تا این که اطمینان حاصل کرد که یزدی از مناسبات دوستانه با آمریکا پشتیبانی میکند»(1) آنها درصدد انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی برآمدند تا اصلا نظام اسلامی مبتنی بر قانون اساسی الهی شکل نگیرد! امام(ره) در این باره فرمودند «قضیه این طرح که مجلس خبرگان منحل بشود که در زمان دولت موقت این طرح شد، بعد هم معلوم شد که اساسش از امیر انتظام بوده و آن مسائل، آن وقت آمدند آقایان پیش ما ـ همین آقایان، آقای بازرگان و رفقایش ـ و گفتند که ما خیال داریم این مجلس را منحلش کنیم. من گفتم شما چه کاره هستید؟ شما چه سمتی دارید که بتوانید مجلس خبرگان را منحل کنید؟ پاشید بروید سراغ کارتان، وقتی دیدند محکم است مساءله، کنار رفتند»(2) از سوی دیگر در تاریخ اول آبان 1358 آمریکا به شاه و همسرش پناهندگی سیاسی داد و احتمال کودتای از نوع 28 مرداد در اذهان تداعی کرد در تاریخ 10 آبان 58 آقای بازرگان به همراه دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت در حاشیه شرکت در مراسم جشن استقلال الجزایر به صورت سری به مدت یک ساعت با وزیر مشاور امنیتی کارتر مذاکره کردند! این مذاکره که با هماهنگی قبلی کاردار سفارت آمریکا در ایران و بدون اطلاع حضرت امام صورت گرفته بود،(3) با واکنش منفی ملت ایران و دانشجویان پیرو خط امام قرار گرفت و در روز 13 آبان در یک اقدامیپیشگیرانه و انقلابی، سفارت آمریکا به تصرف دانشجویان پیرو خط امام در آمد و در کمتر از 24 ساعت از سوی حضرت امام(ره) مورد تأیید قرار گرفت. ایشان فرمودند: آن مرکزی که جوانان ما رفتند گرفتند ـ آنطور که اطلاع دادند، مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا، مشغول توطئه شود. پایگاهی هم این جا برای توطئه درست کنند و جوانهای ما بنشینند و تماشا کنند»(4)
«امروز روزی نیست که ما بنشینیم و نگاه کنیم، امروز یک توطئههای زیرزمینی، در همین سفارت خانهها که هست دارد درست میشود که مهمش و عمدهاش مال شیطان بزرگ است که آمریکا باشد و نمیشود بنشینیم و آنها توطئهشان را بکنند ـ یک وقت ما بفهمیم که از بین رفت یک مملکتی و با حرفهای نامربوط دموکراسی و امثال ذالک ما را اغفال کنند که ممکلت دموکراسی است و هر کس حق دارد در اینجا بماند هر کس حق دارد توطئه بکند. این حرفهای نامربوط را باید کنار گذاشت»(5) به دنبال حمایت حضرت امام(ره) و افشای برخی اسناد محرمانه و سری روابط اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی با سازمان سیا(6) آقای بازرگان در 15 آبان 58 استعفا داد(7) البته در جریان محاکمه عباس عبدی معلوم شد بسیاری از اسناد نیز وی به طور غیرقانونی در منزلش نگهداری میکرده است.(8)
با این حرکت سیاسی که امام(ره) آن را انقلاب دوم نامید، «توطئه براندازی نرم» دورهِ اول افشا شد و عوامل آن از صحنه سیاست به گوشه عزلت افتادند. امام(ره) پس از افشا شدن چهره واقعی آنها در پاسخ به نامه وزیر وقت کشور تصریح کردند «این نهضت (آزادی) و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکاست و در اینباره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است»(9) ولی به حمدا... با رهبری حضرت امام(ره) و هوشیاری مردم این توطئه نرم خنثی گردید و انقلاب به مسیر خودش ادامه داد به دنبال شکست پروژه انقلاب مخملین یا براندازی نرم، آمریکا استراتژی خود را از براندازی نرم به «کودتا» تغییر داد و با برنامهریزی دقیق در 18 تیر ماه 59 اقدام به کودتا کرد کودتای نوژه توسط یک ستاد از پاریس به رهبری شاپور بختیار هدایت میشد و دارای شاخههای سیاسی، نظامی، مالی ـ لجستیگی بود. آمریکاییها برای اجرای موفقیتآمیز این طرح، دهها میلیون دلار و صدها میلیون تومان ـ آن روز ـ هزینه کردند ـ کارشناسان این کودتا را از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل و خارج برای آن بکار گرفته شود، در تاریخ کودتاهای جهان بیسابقه و کودتای 28 مرداد 1332 را در مقایسه با آن یک بازی کودکانه میدانند. از این رو آژانس جاسوسی بینالمللی آمریکا به موفقیت این کودتا بیاندازه مطمئن بود. و خانهای را برای انتقال و استقرار وی به تهران اجاره کرده بودند تا بهعنوان یک رهبر مذهبی، کودتا را تاءیید کند.(10) ولی به لطف خداوند این توطئه کشف و خنثی گردید. پس از خنثی شدن کودتا، و ناامیدی از این استراتژی، به تجاوز مستقیم روی آوردند آمریکا و همدستانش در 31 شهریور 59 با اقدامی هماهنگ صدام حسین را برای حمله به ایران تحریک و تهاجم همه جانبه از هوا و دریا و زمین علیه ایران اسلامی آغاز شد که با دفاع سرسختانه ملت ایران مواجه شد و 8 سال طول کشید و سرانجام با پیروزی جمهوری اسلامی خاتمه یافت سایرونس ونس مشاور سابق ملی کاخ سفید رسما اعلام کرد که «ما در جنگ طولانی و پر خسارت ایران و عراق علیه ایران بودهایم».(11) پس از شکست در این عرصه، باز آمریکا به استراتژی «براندازی نرم» روی آورد که در شمارههای بعدی به آن میپردازیم.