دیدار اخیر ژنرال پرویز مشرف، رئیسجمهوری پاکستان با ایهود باراک که بدون پوشش خبری گسترده برگزار شد، گمانهزنیهای بسیاری را به همراه داشت. پاکستان برای این دیدار دلایل روشنی دارد.
با این همه پاکستان لازم دیده احتمال حمله به تاسیسات هستهایاش را در محاسبات خود بگنجاند. برخی مقامات پیشین دولت هند به همکاری نزدیک دهلی با اسرائیل در تدوین طرحهای گوناگون برای حمله به این تاسیسات اذعان کردهاند. البته در شرایط کنونی که هر 3 این کشورها مجهز به سلاح هستهایاند تصور وقوع چنین اتفاقی وجود ندارد. به هر حال نیروهای مسلح پاکستان موظفاند آمادگی رویارویی با بدترین پیشامدهای ممکن را داشته باشند.
براساس این دلایل، اسلامآباد تصمیم گرفته به منظور جلوگیری از بروز سوءتفاهم در این زمینهها با اسراییل وارد گفتوگوی صریح شود و در واقع ملاقات مشرف با باراک را میتوان یک اعتمادسازی به موقع توصیف کرد.
این تنها بخشی از کل ماجراست. این اتفاق از آشفتگی ژئوپولیتیکِ روبهگسترش منطقه جنوب آسیا حکایت دارد.بخش عمده این آشفتگی ناشی از تاکیدهای غرب بر بیم از شبه نظامیان و تروریسم در منطقه، امنیت تسلیحات هستهای پاکستان، یا احتمال بروز هرجومرج کامل در آن کشور بر اثر مشکلات سیاسی جاری است. اما عوامل بیثباتی موجود عمیقتر از اینهاست.
آنچه پیداست در آینده نزدیک قدرتهای منطقه دست به یک رشته تحرکات سیاسی گسترده خواهند زد. میتوان گفت افزایش تنشها در مناطق اطراف پاکستان علاوه بر دلالت بر این تحرکات ژئوپولیتیک، ریشه در ویژگیهای ذاتی این منطقه دارد. نبود دموکراسی، ترورهای سیاسی، رهبران بیکفایت، سوءمدیریت، فساد، فاصله بین دولتها و ملتها، فقر و نابرابری اقتصادی، و حضور شبه نظامیان از خصوصیات مشترک تمامیکشورهای منطقه جنوب آسیا به شمار میروند و پاکستان نیز از این قاعده مستثنا نیست.
مهمترین جنبه این آشفتگی ژئوپولیتیک به گسترش سریع روابط راهبردی هند و آمریکا بر میگردد و اتحاد این دو کشور موجب بروز تحولی وسیع در صفآرایی قدرتهای منطقه بهویژه پاکستان شده است.
یک مفسر برجسته خبرگزاری رسمی روسیه اخیرا در این باره گفت «هند به کمک قدرتهای بزرگ تا آنجا در زمینههای تسلیحاتی پیش رفته که گستره منافع ملی آن کشور از خلیج فارس تا مجمعالجزایر مالاکا را در بر میگیرد. اسلامآباد بهحق بر این باور است که آمریکا حاضر است در ازای تلاش هند در جهت مقابله با نفوذ چین و ایران از تبدیل آن کشور به قدرتی جهانی حمایت کند و این در حالی است که پاکستان همچنان مهمترین شریک آمریکا و اروپا در ائتلاف ضدتروریسم منطقه به شمار میرود. پاکستان در این وضعیت چه باید بکند؟ آن کشور نهایت استفاده را از ظرفیتهایش میبرد. در گذشته توان هستهای مهمترین عامل بازدارنده بود اما امروز دیگر این نقش را ندارد و یکی از عوامل این دگرگونی روابط هستهای بسیار نزدیک آمریکا با هند بوده است.»
چندی پیش، پاکستان موشک میانبرد شاهین ـ1 خود را که مجهز به کلاهک هستهای است و تا 700 کیلومتر برد دارد، آزمایش کرد که به گفته کارشناسان هندی نسخه تغییریافته موشک چینی ام ـ 9 است و ظاهرا چین در تولید این موشک به پاکستان کمک کرده است.
این دومین آزمایش موشکی پاکستان در 2 ماه و نیم گذشته است. آن کشور در 11 دسامبر موشک بابور خود را که آن نیز تا 700 کیلومتر برد دارد، آزمایش کرد. درواقع پاکستان به توافق دوجانبه خود با هند در زمینه جدول زمانی آزمایشهای موشکی پایبند است و از سقف توافقشده در مورد برد موشکها نیز تخطی نکرده است.
از آن سو هند نیز با آنکه خود را هدف تسلیحات هستهای پاکستان میداند در این باره هیاهو نمیکند زیرا این کار ممکن است بیدلیل توجه جامعه جهانی را به این منطقه به عنوان یک «نقطه بحران هستهای» جلب کند، که در واقع چنین نیست، زیرا هند و پاکستان هردو سخت درگیر توسعه قابلیتهای موشکی خود هستند و توافقات دوجانبهای به منظور جلوگیری از بروز پیشامدهای تصادفی در رابطه با تسلیحات هستهای امضا کردهاند.