تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۴۷۷۴

ابوالقاسم قاسم‌زاده‌

روز 30 شهریور را، روز گفتگوی تمدنها نامیده‌اند و همه ساله در این روز از طرح آن یاد می‌گردد. اگرچه بلحاظ تفاوت‌های سیاسی و یا سلیقه‌ای، در بین شخصیت‌های مطرح در جامعه و از سوی محافل و احزاب، گفتگو درباره این روز و عنوان آن، همواره با رد و قبول، علاقمندی و بی تفاوتی مواجه بوده است. اما طرح گفتگوی تمدن‌ها را چه پذیرا باشیم و قبول داشته باشیم یا نه، چه موافق یا مخالف آن باشیم، اکنون دیگر بعنوان یک طرح بین‌المللی شناخته شده است. جایگاه خود را در مجامع فرهنگی و علمی ‌جهان حداقل از نظر نام و موضوع تثبیت کرده است. بخصوص پس از تصویب قطعنامه 22/53 در چهارم نوامبر 1998 در سازمان ملل متحد که سال 2001 را سال گفتگو میان تمدن‌ها نامید، اکنون در اغلب مجامع علمی ‌و دانشگاهی جهان طرح گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها بصورت عنوانی شناخته شده ارزیابی می‌گردد.‌

همین‌جا، شاید بد نباشد تا تکلیف این قلم و نوشته کوتاه را با کسانی که بخصوص در دو سال اخیر، یعنی بعد از خداحافظی آقای خاتمی‌ از ریاست‌جمهوری و قدرت سیاسی، با نگارش انواع و اقسام نوشته‌های خود، چنین جلوه‌گر شدند که فاتحه گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، مدت‌ها است که خوانده شده است و بسیار نوشتند و گفتند که این طرح از اول هم سودی برای جمهوری اسلامی ‌ایران نداشته و ببار نیآورده‌ است و حالا هم برای ابد، بایگانی شده است.

 قصد این نوشته نقد این برداشت نیست از آن جهت که برآمده از خصلت‌ها است، اگرچه گفتگو از سر خصلت برآید، خود نیز گفتگوئی است، اما نه تفکر است و نه کنکاش و ارزیابی از باب نقد و تحقیق واقعیت‌های به حقیقت نشسته. اگرچه برخی نیز می‌گویند که اساساً گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، در پی اثبات خود نیست از آنگونه که بسیاری در وادی سیاست زده ایران، سینه‌چاک می‌زند تا خصلت‌های خود را اثبات کنند و یقین باید داشت که بازار بروز خصلت‌ها با وادی تفکر و اندیشه ناب در دو جهت و مسیر متفاوت قرار دارد و غیرقابل جمع‌اند. الا جمله‌ای از باب عریضه، تعریضه به آن دوستانی تقدیم می‌گردد که در دو سال گذشته بسیار بخود ودیگران هم، زحمت دادند تا اعلام کنند که گفتگو تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، بایگانی شده است. دوستان، زحمت بسیار می‌برید، اما گمان نداشته باشید که امکان بخاک‌سپاری گفتگو تمدن‌ها و فرهنگ‌ها بدست آید، ملت‌ها از شروع اعلام این طرح، علاقمندی افزون‌تری برای ابراز میراث‌های تمدنی و فرهنگی خود در بستری سازنده را پیدا کرده‌اند و در محافل علمی ‌اغلب کشورها به عنوان «گفتگو» و گفتگوی تمدنی و فرهنگی کار تحقیقی و تفسیری و تحلیلی بسیار رونق پیدا کرده است. دوستان شاید از سر خصلت‌ها، بتوانید خاتمی ‌را بایگانی کنید، اما گمان مبرید که امکان بخاک‌سپاری گفتگو تمدن‌ها و فرهنگ‌ها بدست آید، زیرا گفتگو اساس حرکت از نسلی به نسل دیگر است و:

گمان مبر که به آخر رسید کار مغان‌

                 هزار باده ناخورده در رگ تاک است‌

می‌توان به طرح گفتگو تمدن‌ها و فرهنگ‌ها با نگاهی به سیر آن در موفقیت و یا عدم موفقیت، در درون و بیرون از ایران پرداخت و تاریخچه‌ای از این چند سال گذشته ارائه داد. اما قصد این نوشته کوتاه بیان چنین سیری نیست. پرسشی که بیشتر به «چرایی» گفتگو تمدن‌ها بازمی‌گردد تا به چگونگی آن، زمینه‌ساز، نگارش این نوشته مختصر است. چرا گفتگو؟ و چرا گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها.

بدون تردید در باب چنین عنوانی می‌توان کاری تحقیقی کرد و یا رساله‌ای را به انجام رسانید، اما اینجا در ظرف یک مقاله و نوشته کوتاه، یادی از اصل انقلاب اسلامی ‌ایران می‌کنم که انقلاب را انقلابی فرهنگی و فرهنگ آن را «کلام» دانستند. این انقلاب اگر بنام اسلام ظاهر شد، لاجرم آغاز آن با خواندن بوده است. اقرأ... و همه محتوای آن در خواندن و گفتن و شنیدن و از این مسیر، یعنی بخوان و بالا بیا... بستر سیر و سلوک جوهره انسانی خود را فراهم آوردند. انقلاب اسلامی ‌را اگر انقلابی فرهنگی خوانده‌اند از آنجهت بوده است که این انقلاب با خود پیام داشته و پیامی‌ را آورده است که تا با آن با جهانیان به گفتگو برآید. گفتگویی که تاریخ اسلام نیز آن را گواهی می‌دهد و بسیاری از اهل اندیشه بر این اعتقادند که با پذیرش گفتگو و از چگونگی گفتگو در نگاه به تاریخ تحولات اسلامی ‌و سیر آن در شرق و غرب عالم از میان دیدار با تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، می‌توان دریافت که از همین روش یعنی «گفتگو» اسلام تبدیل به فرهنگی سترگ و سترون شد که اصلی‌ترین دلیل بقاء آن است.‌

این مفهوم و چرایی گفتگو را در ادبیات فارسی و بخصوص آنجا که متون ادبی ما اوج عرفانی پیدا می‌کند، می‌توان دریافت: از گفتگو به سکوت و از سکوت به گفتگو، راز و رمزهای عارفانه شکل می‌گیرد و بقول عطار که همه منطق‌الطیرش صحنه گفتگو است، از مسیر چنین گفتگویی به «قاف سیمرغ» می‌رسی و چشم می‌گشایی.‌

راستی برای شناخت یکدیگر و برای کشف حقیقت، راهی بجز گفتگو می‌توان تصور کرد. گفتگو با خود یا با دیگری یا با طبیعت یا با خدا و یا... وقتی می‌گوئیم انقلاب اسلامی ‌ایران، انقلابی فرهنگی است و حاوی پیام، چرایی گفتگو در این تعریف نهفته است و خودبخود درمی‌یابیم که انقلاب اسلامی ‌در معرفی خود و هم برای گسترش پیام خود، نیاز به گفتگو را اصل می‌داند و از مسیر گفتگو می‌خواهد هم دیگران را بشناسد و هم خود را بشناساند.‌

آقای خاتمی‌ گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها را زمانی اعلام کرد که در شروع مسئولیت و کار ریاست‌جمهوری او بود. در آن مقطع زمانی نمای سیاسی و روابط بین‌المللی ایران بسیار سخت و تاریک بود. موفقیت جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران و انقلاب اسلامی ‌آنچنان بود که افکار عمومی ‌مردم، بخصوص در غرب لحظه به لحظه در معرض پذیرش نفرت و کینه درباره ایران شده بودند. چرایی گفتگو را جدا از اصل انقلاب اسلامی ‌و نظریه درونی از اسلام در نگاه به شروع زمانی دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی ‌نیز می‌توان دریافت.‌

سالهای پایانی قرن و آغاز قرن جدید، چرایی یک مفهوم با کلمه گفتگو بر محورهای تمدنی و فرهنگی برای بسیاری از اهل تفکر و اندیشه در جهان مقبول افتاد، زیرا سیاست و سیاست‌زدگی بجای گفتگو، شعار تمکین به قدرت را از مسیر جنگ می‌داد.‌

کشورهای دارای سابقه دیرینه تمدنی و شناسنامه کهن فرهنگی در جهان، شاید کمتر از عدد انگشتان دست باشند. ایران یکی از برجسته‌ترین و مهمترین این کشورها است. چرایی گفتگو تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، دریچه بزرگی را برای ایران بازگشایی کرد تا با دو بال ایرانی و اسلامی ‌خود را از مسیر تمدنی و فرهنگی به جهانیان معرفی کند. در دیدار سال گذشته آقای خاتمی ‌با پاپ رهبر کاتولیک‌های جهان در واتیکان، هر دو شخصیت از جنگ و کشتار در جهان و از آوارگی و فقر و جهل در بسیاری از مناطق دنیا، ابراز نگرانی می‌کنند. آقای خاتمی‌ چاره برون‌رفت از این بحران‌ها را در بازگشت به منطق «گفتگو» و «محبت» می‌داند و می‌خواند. پاپ رهبر کاتولیک‌های جهان ضمن تائید پیشنهاد آقای خاتمی، نجات بشریت را در پذیرش همین مسیر معرفی می‌کند و چرایی گفتگو را در مختصات چرایی نجات بشریت از جهل و فقر، از جنگ و کشتار، از اعمال زور و قلدری‌های سیاسی، برمی‌شمارد. تمدن‌ها بدون تردید دارای تفاوت‌هایی با یکدیگرند. و فرهنگ‌ها نیز، اما تمدن‌ها بیش از آنچه که امروز برای ما درس تفاوت‌ها باشند، کشف مشترکات و جداسازی دوران «صلح» از «جنگ» است. فرهنگ‌ها نیز در گفتگو با یکدیگر، سترون می‌گردند و هرچه فرهنگ در گستره جهانی در سطح و عمق، وسیع‌تر گردد، میدان صلح، منطق و محبت برای زیست بشری و تعامل انسان‌ها فراهم‌تر می‌گردد.‌

چرایی گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ را در شعاع این مفاهیم، اعم از جایگاه نظری و اندیشه‌ای و یا نیاز مبرم و امروزی بشری باید جستجو کرد و بدست آورد. ایران امروز همچنان نیازمند گفتگو از جایگاه تمدنی و فرهنگی با جهان و جهانیان است.

طرح گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، اگرچه در دوران خاتمی‌نتایج بسیار مطلوب بلحاظ سیاسی و جایگاه جمهوری اسلامی ‌ایران در روابط بین‌الملل بدست آورد، اما بقول خاتمی‌ این طرح برای پیشبرد انگیزه‌ها و یا برداشت‌های سیاسی، طراحی نشده است، اگرچه از محصول مطلوب آن، هم سیاست و سیاستمداران و هم اصحاب فرهنگ می‌توانند برخورد باشند.‌

روز گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، این فرصت را فراهم می‌آورد تا دریابیم که اگر علاقمند به انقلاب اسلامی ‌ایران هستیم و این انقلاب را انقلابی فرهنگی می‌دانیم. اگر باور داریم که تمدن ایرانی و اسلامی ‌ما، چیزی برای گفتن و ارائه دادن به جهان دارد. اگر هنوز گوش خود را نبسته‌ایم و از سر امواج خصلت‌زدگی خود را تک آفریده شایسته خداوند نمی‌شماریم. اگر از نظر اندیشه و اندیشمندی به آنجا رسیده‌ایم که بگوییم و بشنویم، و همان‌گونه بگوئیم که می‌شنویم، هنوز و هنوز گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها برای ایران می‌تواند دستاوردهای بزرگی را به ارمغان آورد تا نسل‌های آینده ایرانی سرآمد حضور و گفتگو در جهان با دو اصل «منطق» و «محبت» باشند.‌