قاسم غفوری
در حالی که در هفتههای گذشته اجلاسهای متعددی پیرامون حل بحرانهای عراق برگزار گردیده اما این کشور همچنان شاهد ناآرامیها و عملیاتهای تروریستی میباشد. بسیاری بر این امید بودند که پس از برگزاری اجلاس شرمالشیخ و در نهایت گفتگوهای ایران و آمریکا در بغداد، تحولاتی هر چند ناچیز در چارچوب بهبود امنیت و رفاه عراق ایجاد گردد. به رغم تمام اظهارات صورت گرفته، این کشور همچنان درگیر تنشهای سیاسی میان گروهها و اقوام، عملیاتهای گسترده تروریستی، کشتار غیرنظامیان توسط اشغالگران، عدم آغاز بازسازیها ویرانهها و... میباشد. هر چند که اشغالگران با فرافکنی و جنگهای تبلیغاتی این بحرانها را به عدم کارایی دولت مالکی، بازیگران خارجی، اختلافات طایفهای و دینی در عراق نسبت میدهند اما بررسی تحولات عراق و چالشهای آن بیانگر نقش اساسی اشغالگران در تداوم این روند دارد. در شرایطی روزانه صدها تن قربانی ناآرامیها میگردند که:
1- برخلاف ادعاهای اشغالگران مبنی بر پذیرش آنها از سوی مردم و دولتمردان عراق، روند تحولات از بیزاری مردم از اشغالگران و تلاش آنها برای اخراج بیگانگان حکایت دارد. برپایی تظاهراتهای گسترده ضدآمریکایی، حملات خمپارهای و انتحاری به مراکز نظامیان اشغالگر، تاکید نمایندگان بر لزوم جدول زمانی برای خروج بیگانگان، نشاندهنده عدم تمایل مردم به استمرار اشغال کشورشان میباشد. این در حالی است که مقامات آمریکایی برخلاف تعهداتشان بر ادامه اشغال تاکید دارند و مخالف خروج هستند (رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا اعلام کرده است: هدف ما حضور برای سالیان متمادی در عراق است و تصمیم به خروج نداریم).
2- براساس قوانین بینالمللی اشغالگران هر کشور مسئول برقراری امنیت، تامین جانی و مالی افراد، اجرای بازسازی آن کشور، میباشند. عملکرد اشغالگران در چهار سال گذشته این حقیقت را آشکار میسازد که نه تنها آنها به تعهدات خود پایبند نبودهاند بلکه با کشتارها و جنایت علیه غیرنظامیان، دخالت در امور سیاسی، معطوف شدن به امور اقتصادی به جای بازسازی و برقراری امنیت، حمایت از گروههای شورشی به عنوان بهانهای برای استمرار اشغال و... بحرانآفرینی در عراق پرداختهاند. گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که اکثر قوانین جهانی بویژه کنوانسیونهای مربوط به وظایف اشغالگران اجرا نگردیده که نتیجه آن جنایات و نابسامانیهای ایجاد شده در عراق (افغانستان نیز چنین است) میباشد. البته اشغالگران این رفتارها را با نام مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت توجیه میکنند که این خود عامل اصلی بحران عراق مبدل گردیده است.
3- کارنامه چهار سال اشغال عراق را میتوان در افزایش فقر، بیکاری، نابسامانیهای اجتماعی، جبران شدن زندگیها، افزایش حملات تروریستی و تشکیل شبکههای افراطیگری (گروههایی که با حضور اشغالگران به عراق آمدند) خلاصه کرد. این نابسامانیها سبب گردیده تا عراق به کشوری سراسر بحرانی مبدل گردد که راهی برای خروج از آن دور از ذهن مینماید. براساس آمار منتشره بیش از 4 میلیون عراقی آواره، 650 هزار نفر کشته و هزاران نفر به بیماریهای لاعلاج مبتلا گردیدهاند (استفاده اشغالگران از سلاحهای ممنوعه لطمات بسیاری بر مردم این کشور وارد ساخته است).
4- نکته مهم در استمرار ناآرامیها، مواضع اشغالگران در قبال دولت مالکی میباشد. هرچند که مالکی براساس رای و خواست ملت عراق در راس قدرت قرار گرفته است. اما اشغالگران به جای حمایت از آن به عنوان عامل اتحاد ملی و اجراکننده طرحهای امنیتی به تزلزل پایههای قدرت آن میپردازند. عدم تشکیل ارتش ملی تحت فرمان دولت، تاکید بر حضور بعثیها در ارکان اداری، ایجاد جنگ تبلیغاتی مبنی بر ناکارآمدی و حتی لزوم تغییر دولت مالکی برای اجرای اهداف بلندمدت اشغالگران، اجرای عملیاتهای نظامی بدون هماهنگی با نیروهای عراقی به منزله ناتوان نشان دادن دولت و... بیانگر رویکرد غیرمسئولانه اشغالگران نسبت به دولت مالکی است. این موضعگیریهای غیراصولی تا بدان حد پیش رفته که جورج بوش در نطقهای خود بارها تاکید کرده است: دولت مالکی، دولتی شیعه است که به دیکتاتوری جنایتکار همچون صدام شباهت دارد و رسالت اشغالگران برکناری وی و تشکیل دولتی لائیک میباشد. اینگونه تحرکات و اظهارات تحریکآمیز که صرفا برای اجرای اهداف متحدان اشغالگران (گروههای معارض دولت مالکی) صورت میگیرد در نهایت به تشدید تقابل در میان گروههای عراقی مبدل شده در حالی که در صورت حمایت صادقانه از دولت مالکی بسیاری از این چالشها مرتفع و امنیت بر عراق حکمفرما میشد. (تلاش اشغالگران برکناری دولت دینی مالکی و جایگزینی دولتی دستنشانده و غیردینی است.)
براساس آنچه ذکر شد میتوان دریافت که استمرار بحرانهای عراق به رغم اجلاسها و سیاستگذاریهای متعددی که صورت گرفته است، عملکردها و مواضع اشغالگران است که با ناکارآمدی و حرکت در چارچوب منافع خود به جای پذیرش خواستههای مردم عراق به این نابسامانی دامن میزنند. بر این اساس چنانکه مجامع جهانی مردم عراق تاکید کردهاند خروج اشغالگران و واگذری امور به دولت و ملت عراق عامل برقراری ثبات در این کشور است هرچند که اشغالگران استمرار ناآرامیها را به بهانهای برای ادامه حضورشان مبدل کردهاند.