ایرج جمشیدی
سفرهای استانی محمود احمدینژاد و سیدمحمد خاتمی به شهرهای مختلف ایران به سوژه داغ رسانههای اصولگرا و اصلاحطلب تبدیل شده و هر کدام بر محبوبیت بیشتر خود تاکید میکنند.
هنوز بیشتر از یک ماه از سفر پرحاشیه و کمرونق محمود احمدینژاد به استان اصفهان نگذشته که رسانههای راستگرا سفر خاتمی به شیراز را هم رونق نشان دادهاند.
پیش از این هم رسانههای راستگرا سعی کردهاند با سفرهای غیررسمی و بدون تبلیغات سیدمحمد خاتمی به ویژه به خارج از کشور به گونهای رفتار کنند که گویا این سفرها اهمیتی ندارد یا اهمیت آن به اندازهای نیست که حامیان خاتمی مطرح میکنند. با این وجود بعد از سفر محمود احمدینژاد به اصفهان نوع برخورد رسانههای اصولگرا با سفرهای خاتمی تغییر کرده است چرا که به زعم اصولگرایان رقبای اصلاحطلب به عمد سفر احمدینژاد به اصفهان را کم رونق نشان دادهاند تا به این ترتیب محبوبیت مردمی رئیسجمهور را زیر سوال ببرند.
ماجرای اصفهان
اما جدال مطبوعاتی اصلاحطلبان و اصولگرایان از آنجا آغاز شد ک بعد از سفر محمود احمدینژاد به اصفهان برخی مطبوعات محلی از عدم استقبال مردم اصفهان از احمدینژاد خبر دادند و کمی بعد هم روزنامه توقیف شده هممیهن در گزارشی مستند به همراه عکس و تصویر نشان داد واقعاً اصفهانیها استقبالی از رئیسجمهور نکردهاند. آنچه در این میان اهمیت دو چندان یافت این بود که احمدینژاد در استان اصفهان در جریان انتخابات ریاست جمهوری بیشترین آرا را به خود اختصاص داد از همین رو این تصور وجود داشت که سفر احمدینژاد به اصفهان به سمبل سفرهای استانی تبدیل خواهد شد.
چرا که وی توانسته بود در انتخابات ریاست جمهوری با آرای ویژهای که در صندوقهای رای استان اصفهان به نام او ثبت شد به کرسی ریاست جمهوری برسد. اما با این وجود اتفاق مورد انتظار احمدینژاد رخ نداد و همین مساله هم به صورت خاصی جلب توجه میکرد. اما انعکاس این موضوع در رسانههای محلی و سراسری اصلاحطلبان، واکنش اعتراضآمیز اصولگرایان را در پی داشت و آنان اصلاحطلبان را به تخریب رئیسجمهور متهم کرند.
همزمان مقامات دولتی به خصوص تیم رسانهای احمدینژاد هم به رسانههای منتشر کننده استقبال کمرونق در اصفهان واکنش نشان دادند و اعلام کردند بر خلاف آنچه نوشته شده است اصفهانیها استقبال گستردهای از احمدینژاد به عمل آوردهاند به گونهای که فضای میدان مشهور امام(ره) از جمعیت مملو بوده است.
البته حامیان احمدینژاد در شرایطی این موضوع را اعلام کردند که عکسهای منتشر شده در روزنامهها و برخی سایتهای اینترنتی نشان میداد میدان امام اصفهان از جمعیت پر نیست. به هر حال این ماجرا سرآغاز دعوای جدیدی شد که بلافاصله تبعات آن دامنگیر خاتمی شد.
چرا که به فاصله کمی رسانههای اصولگرا خاتمی را متهم کردند در جریان سفرش به ایتالیا با زنان دست داده و اصول مسلم شرعی را زیر پا گذاشته است. هر چقدر خاتمی و اطرافیان او مصافحه خاتمی با زنان را تکذیب میکردند یا میگفتند که در میان شلوغیها و هیاهوی جمعیت ممکن است برخورد غیرعمدی صورت گرفته باشد اما این توضیحات رسانههای نزدیک به اصولگرایان را قانع نکرد و حتی کار به جایی رسید که جمعی از نیروهای بسیجی و حزباللهی مشهد با تجمع مقابل دادگاه روحانیت مشهد شکایتی را به این دادگاه ارائه و خواستار محاکمه خاتمی شدند.
البته این یک وجه ماجرا بود چرا که مدتی بعد اصولگرایان سفر سیدمحمد خاتمی به شیراز را تابلو کردند و اعلام داشتند که استقبال چندانی از خاتمی به عمل نیامده است.
کیهان و برخی سایتهای نزدیک به احمدینژاد تعداد حاضرین در سخنرانی خاتمی را حداکثر پنج هزار نفر دانستند که به گفته آنان بخش مهمی از این جمعیت با اتوبوس و تاکسی رایگان به محل اعزام شده بودند. البته رسانههای راستگرا در شرایطی این مساله را مطرح کردند که عکسهای استقبال از خاتمی در شیراز ادعای آنان را با تردید روبهرو میکند چرا که در این تصاویر به وضوح دیده میشود جمعیت فراوانی حضور دارند و حتی مسجد محل سخنرانی خاتمی به حدی از جمعیت پر شده است که به ناچار چند برابر این جمعیت در خارج از مسجد و به صورت ایستاده سخنرانی رئیسجمهور سابق را گوش میدهند.
رقابت محبوبیت
به هر حال به نظر میرسد در شرایطی که کشور با تحولات خاصی روبهرو شده و به ویژه مباحث اقتصادی آثار زیادی را بر میزان محبوبیت گروههای سیاسی و شخصیتهای سرشناس اصولگرا و اصلاحطلب گذاشته است، بحث میزان محبوبیت هم به اصلیترین دغدغه سیاستمداران تبدیل شده است.
به ویژه سیاستمدارانی که قصد حضور در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده را دارند و از این رو سعی میکنند به هر طریق ممکن برای خود پایگاه مردمی کسب کنند.
البته در این میان اصولگرایان و شخصیتهای سرشناس آنان با مشکلات بیشتری مواجه هستند زیرا اکنون اصولگرایان به صورت کامل بر قوای مملکتی تکیه زدهاند و از سوی دیگر درآمدهای هنگفت نفتی هم به دست آوردهاند.
محمد ستاریفر رئیس سازمان مدیریت دولت خاتمی در مناظره اخیر تلویزیونیاش با فرهاد رهبر رئیس سازمان مدیریت برکنار شده دولت احمدینژاد در این زمینه آمارهایی را ارائه داده است.
به گفته ستاریفر کل درآمد نفتی احمدینژاد طی دو سال گذشته 200 میلیارد دلار بوده است و از این رقم حداقل 120 میلیارد دلار به صورت نقد در اختیار دولت بوده است.
به این ترتیب اکنون دولت و در راس آن محمود احمدینژاد باید توضیح بدهند با رقم هنگفت درآمد نفتی چه کردهاند؟ همین مساله هم موقعیت آنان را در افکار عمومی ایرانیان به چالش کشیده است چرا که آمارها نشان میدهد شمار قابل توجهی از ایرانیان از وضعیت اقتصادی به ویژه در بخش مسکن و اخیراً حمل و نقل عمومی به واسطه سهمیهبندی بنزین ناراضی هستند و همین نارضایتی هم میتواند بر میزان محبوبیت کسانی که اکنون در دولت و مجلس حاکم هستند، تاثیرگذار باشد.
از این رو است به محض اینکه رسانههای اصلاحطلب مطالبی را درباره کاهش میزان محبوبیت مردمی شخصیتهای اصلی اصولگرا به ویژه احمدینژاد منتشر میکنند باعث آشفتگی حامیان احمدینژاد و رسانههای نزدیک به دولت میشود.
آنان به سرعت مخالفان احمدینژاد را به شانتاژ و خلاف واقع نشان دادن تحولات جاری متهم میکنند و البته همزمان به شخصیتهای اصلاحطلب هم میتازند و در سرمقالههای خود مینویسند اگر خاتمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود به خاطر دست دادن با زنان ایتالیایی باید ردصلاحیت شود.
در واقع واکنش خشمآلود اصولگرایان به انتشار مطالبی درباره کاهش محبوبیت احمدینژاد و همزمان درخواست برای ردصلاحیت خاتمی نشان از آن دارد که اصولگرایان هم پذیرفتهاند اکنون جدال کسب محبوبیت به اصلیترین دغدغه گروههای سیاسی تبدیل شده است ولو اینکه در ظاهر نشان بدهند آنان از افکار عمومی بیم ندارند چرا که مطمئن هستند مردم از 8 سال حکومت اصلاحطلبان دل خوشی ندارند ولی به شدت از حاکمیت دو ساله اصولگرایان بر مسند ریاست جمهوری و حضور سه ساله آنان در مجلس هفتم راضی هستند.
حتی غلامحسین الهام سخنگوی دولت در مصاحبه مطبوعاتی هفته گذشته خود با خبرنگاران اعلام کرد مردم از سهمیهبندی بنزین راضی هستند.
پیش از این هم برخی جریانات و شخصیتهای اصولگرا هم اعلام کرده بودند سهمیهبندی بنزین تاثیری بر محبوبیت اصولگرایان ندارد و به طور قطع در انتخابات مجلس هشتم اکثریت از آن اصولگرایان خواهد بود.
با این وجود نمیتوان به صورت قطع اظهارات اصولگرایان را درباره میزان محبوبیت آنان پذیرفت چرا که افکار عمومی در برابر تحولات دو ساله اخیر کشور واکنش مورد انتظار اصولگرایان را نشان نداده است. گوشهای از واکنش افکار عمومی در انتخابات 24 آذر سال گذشته به نمایش گذاشته شد.
در آن تاریخ همزمان انتخابات شوراهای شهر و مجلس خبرگان برگزار شد اما کاندیداهای مشهور به حامیان احمدینژاد شکست خوردند و نتوانستند نتیجه مورد نظر را به دست آورند.
در واقع اگر آن حادثه را با برخی سفرهای استانی محمود احمدینژاد کنار یکدیگر قرار بدهیم آنگاه نتیجهای حاصل میشود که چندان منطبق با تحلیلهای رسانهای اصولگرایان نیست.