تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۴۹۱۴
مصاحبه با حجت‌الاسلام و المسلمین حسن اختری سفیر ایران در سوریه

رابطه با فلسطینی‌ها

* برخی از انقلابیون ایرانی که با لبنان و سوریه ارتباط داشتند از قبیل آقایان جلال‌الدین فارسی و سیدحمید روحانی در کتاب‌های خود امام صدر را به مخالفت با گروه‌های فلسطینی و مبارزات آنها متهم کرده‌اند. حضرتعالی در این باره چه نظری دارید؟

** به نظر من برداشت این آقایان واقع‌بینانه نیست. اینها تنها ضواهری را دیدند و براساس همانها قضاوت کردند. مثلا اگر می‌دیدند که گفته می‌شود فلسطینی‌ها در اینجا باشند و از فلان حدود تجاوز نکنند یا قراردادهایی در مورد چگونگی حضور و فعالیت‌ آنها امضاء ‌می‌شود این اقدامات را در راستای رویارویی و مقابله با فلسطینی‌ها ارزیابی می‌کردند. در حالیکه امروز که سال‌ها از آن زمان می‌گذرد حقایق کاملا روشن شده‌اند. عقیده من این است که هدف همه این اقدامات آن بود تا فلسطینی‌ها حفظ شوند و از تکرار حوادثی مشابه سپتامبر سیاه اردن جلوگیری گردد. منظم ساختن فعالیت فلسطینی‌ها باعث می‌گشت تا افراد ناسالم کمتر در میان آنان نفوذ کنند و هرج و مرج و عملیات تحریک‌آمیز علیه مردم لبنان کاهش یابد. مضاف بر این که امروز بنده شخصا بر این باورم که برخی سران فلسطینی که اخیرا وابستگی آنها به اسرائیل کشف شده است از همان وقت‌ها نیز با صهیونیست‌ها سر و سری داشتند و برای برنامه‌های آمریکا و اسرائیل بسترسازی می‌کردند. این قبیل مسایل را ما آن زمان متوجه نمی‌شدیم و مسایل به مرور زمان و تدریجا برای ما روشن گردید. این که عرفات چطور حاضر است از حقوق فلسطینی‌ها تنازل کند و این همه عقب بنشیند حقیقتا آن زمان برای ما روشن نبود. اما آقای صدر از همان زمان این مسایل را دریافته بود و به رغم این آگاهی هرگز حاضر نشد تا اصطکاک و تداخلی میان شیعیان و فلسطینی‌ها صورت پذیرد. در سخنان ایشان هر چه سراغ داریم احترام و سفارش در مورد فلسطینی‌ها است و این که نکند دست شیعیان روزی به خون آنها آلوده شود و چنین ننگی به نام شیعیان ثبت گردد. اینها جزو شعارهای بزرگ و محوری امام موسی صدر در لبنان بود. به نظر من این یکی از موفقیت‌های درخشان دوران رهبری امام موسی صدر در لبنان است که به رغم تمام توطئه‌هایی که برای رو در رو ساختن شیعیان و فلسطینی‌ها انجام گرفت ایشان با آن توانمندی و با آن حاکمیت مطلق خود بر طایفه شیعه کشور از بروز هرگونه درگیری جلوگیری نمود. بنده معتقدم که دیدگاه‌های امام موسی صدر در مورد مسایل لبنان، فلسطین و خاورمیانه صددرصد با دیدگاه‌های امروز جمهوری اسلامی ایران منطبق است. البته شاید خود من هم آن زمان چنین قضاوتی نداشتم. اما امروز و بعد از این همه سال تجربه تشخیص می‌دهم که اقدامات امام موسی صدر بسیار دوراندیشانه، واقع‌بینانه و با نگاه به مصلحت شیعیان و مسلمانان لبنان صورت گرفتند. اگر آن روزها برخی تشخیص نمی‌دادند که مواضع آقای صدر درباره فلسطینی‌ها درست است امروز دیگر همه تشخیص می‌دهیم که آن مواضع صحیح بوده‌اند. بنابراین برداشت این آقایانی که اشاره کردید از قضاوت براساس ظواهر و از برخی ابهامات آن زمان در بعضی زوایای حقیقت ناشی شده است.

رابطه با انقلاب اسلامی ایران

* این عده در خصوص ارتباط امام صدر با انقلاب اسلامی ایران نیز مطالبی را عنوان کرده‌اند...؟

** در مورد مسایل مربوط به انقلاب اسلامی ایران نیز همینطور است. یادم هست که وقتی ایشان آخرین سفر خود به ایران را انجام دادند با شاه نیز ملاقات کردند. خوب این ملاقات مورد اعتراض خیلی‌ها قرار گرفت. این قضیه در اواخر سال 50 بود و یا در اوایل سال 51. وقتی به بیروت بازگشتند در فرودگاه استقبال مردمی بسیار باشکوهی از ایشان انجام گرفت. من هم در مراسم استقبال حضور داشتم. در همان فرودگاه اطلاعات را به ایشان منتقل کردم... گفتم آقایان می‌گویند که شما چرا به ملاقات شاه رفته‌اید... ایشان فرمودند که این ملاقات حاصل مشورت با آقایان ایران بوده است. از جمله کسانی را که نام بردند شهید آیت‌الله مطهری بود. آنها به آقای صدر گفته بودند که اگر ملاقات کنید ممکن است بتوانید عده‌ای را از خطر اعدام نجات دهید. ایشان هم بر همین اساس با شاه ملاقات کرده بودند. البته من با این پاسخ آقای صدر قانع شدم. اما طبیعی است که این قضیه برای کسانی که آن زمان در بحبوحه حرکت‌های تند انقلابی بودند خیلی سخت و طاقت‌فرسا بوده است.

* حضرتعالی به طور کلی رابطه امام صدر با انقلاب اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟!

** همانطور که در ابتدا هم عرض کردم امام موسی صدر واقعا بینش، نگرش و افق دید وسیعی داشتند. اگر ایشان در ایران مانده بودند در مواضع و برخوردهایشان بدون شک مثل خود شهید مطهری و شهید بهشتی می‌بودند. اما تقدیر چنین بود که ایشان در لبنان و در فضای دیگری باشند. محیط لبنان مسایل آن مردم آن و حساسیت‌های آن به کلی با ایران متفاوت بود. این خیلی غیرمنطقی است که ما امروز در ایران بنشینیم و در محکمه‌ای قضاوت کنیم که اگر ایشان با شاه ملاقات کردند با روس‌ها ملاقات کردند یا با فرانسه ارتباط داشتند آیا این کارها درست بوده است یا خیر! امام موسی صدر در فضای لبنان و با اقتضائات خاص آنجا زندگی می‌کرد و ناچار بود از دریچه آن کشور اهداف بلند خود در سطح جهان را دنبال کند. طبیعتا وقتی شرایط زمان مکان و اولویت‌ها متفاوت باشد رفتارها و راهکارها نیز نمی‌توانند کاملا یکسان باشند. البته در اصول مبانی ارزش‌ها و راهبردها ایشان کاملا با رهبران انقلاب وحدت نظر داشتند. این یکی از جهاتی است که در زندگی سیاسی و دوران رهبری ایشان کاملا بروز و ظهور داشت. همین قدر به شما بگویم که این نیروهای حزب‌الله و خصوصا رهبران و کادرهای اصلی آن همه جوانانی هستند که در زمان امام موسی صدر و زیر نظر ایشان در حرکت امل فعال بودند. این مقاومت مسلحانه‌ای که امروز در لبنان علیه صهیونیست‌ها مشاهده می‌کنید توسط امام موسی صدر پایه‌گذاری شد...

* به عبارت دیگر تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر شیعیان لبنان در ادامه آموزه‌هایی است که از امام موسی صدر فرا گرفتند؟

** دقیقا! در سال 1982 که اسرائیلی‌ها به لبنان حمله کردند. این نیروهای تربیت شده توسط امام موسی صدر بودند. که مقاومت در برابر صهیونیست‌ها را شروع کردند و بالاخره سال گذشته و پس از قریب دو دهه مقاومت آنان را به عقب‌نشینی از خاک لبنان وا داشتند. البته حمایت‌های سیاسی و معنوی جمهوری اسلامی ایران از مردم لبنان جایگاه خودش را دارد. اما به هر حال این نیروها و جوانان تربیت شده توسط امام موسی صدر بودند که عملیات مقاومت را سازماندهی و اجرا کردند. می‌خواهم بگویم که همین بازوان بسیار خوبی را که ایشان در لبنان تربیت کرد همین مقاومتی را که ایشان در لبنان راه انداخت و همین زمینه بسیار آماده‌ای را که ایشان برای همگامی شیعیان لبنان با انقلاب اسلامی ایران پدید آورد بهترین دلیل بر آن است که خط‌مشی ایشان همان خط‌مشی انقلاب اسلامی ایران بود. پیروزی‌های مقاومت اسلامی لبنان که شیعه را در جهان سرافراز گرداند دستاورد افکار و اندیشه‌های والایی است که بذر آن توسط امام موسی صدر پاشیده شد و انقلاب اسلامی ایران آن را بارور نمود. انتفاضه‌ای که امروز در داخل سرزمین‌های اشغالی شکل گرفته است از ثمرات آن پیروزی‌ها و از نتایج همان افکار روشن و درخشان است.

پیگیری سرنوشت

* اگر موافق باشید مایلیم که در انتهای گفتگو به موضوعی که در ابتدا آن را مطرح فرمودید یعنی مساله سرنوشت آن بزرگوار باز گردیم ...

** همانطور که گفتم به نظر من همه باید امیدوار باشیم. خصوصا در این شرایط که هیچ خبر و قرینه معتبری مبنی بر شهادت ایشان نداریم. من هیچوقت نمی‌توانم خود را قانع کنم که ایشان دیگر در قید حیات نیستند. فرض کنید که یک چنین پیشامدی برای فرزند نسبی خودمان اتفاق افتاده باشد. آیا در این شرایط بی‌خبری می‌توانیم خود را قانع کنیم که او دیگر حیات ندارد در مورد امام موسی صدر به طریق اولی وضع چنین است. انسان درباره شخصیتی که او را دوست می‌دارد به او دلبستگی دارد و برایش دل می‌سوزاند هیچگاه نمی‌تواند اینطور ساده‌اندیشانه قطع امید کند. یعنی اگر قطع امید کند خطا کرده است. همانطور که در ابتدای مصاحبه عرض کردم قدرت خداوند متعال بسیار بالاتر از آن است که تصور می‌کنیم. در مورد حضرت یوسف(ع) شاید واقعا هیچکس دیگر فکر نمی‌کرد که ایشان زنده باشد. یعنی شواهد موجود در آن زمان به گونه‌ای نبود که امید روشنی پدید آورد. اما خداوند نه تنها ایشان را زنده نگاه داشت بلکه به آن جایگاه و مقام رسانید. در مورد امام موسی صدر هم می‌تواند چنین باشد. این به هیچ‌وجه خلاف منطق نیست که انسان امیدوار و در پی آن باشد که ایشان بازگردند و همه از وجودشان بهره‌مند شویم.

* برخی دوستان که به حیات امام موسی صدر بدبین هستند در توجیه این بدبینی و در نتیجه برخی قصورها احتمالات مختلفی را مطرح ساخته‌اند.

** قضیه ناپدید شدن امام موسی صدر بسیار پیچیده‌تر از آن است که انسان براساس حدس گمان و احتمالات با آن برخورد کند. این‌گونه احتمالات هیچ چیزی را بدست نمی‌دهد. باید امیدوار بود و تلاش کرد...

* بنابراین شما اعتقاد دارید که چه به حیات ایشان خوشبین باشیم و چه نباشیم در هر حال سرنوشت ایشان را باید پیگیری نمود؟

** قطعا! و این نکته خیلی مهمی است. در مورد حیات یا شهادت امام موسی صدر هرکس هر اعتقادی دارد برای خود او محترم است. اینها به ضرورت پیگیری مساله هیچ ارتباطی ندارد. فرض عدم حیات کافی نیست تا مساله رها شود. رها کردن معنی ندارد. حتی برای کسانی که بدبین هستند باید روشن شود که چه سرنوشتی برای آقای صدر پیشامد کرده است. این حداقل چیزی است که باید روشن شود.

* حضرتعالی سال‌ها سفیر جمهوری اسلامی در لبنان بودید و در مجموعه وزارت امور خارجه به شیخ السفراء شهرت دارید. پس از این سال‌های طولانی سفارت چه خبر موثقی در مورد سرنوشت امام صدر دارید.

** بنده شخصا هیچ خبر قطعی و موثقی ندارم. همانطور که قبل از آغاز مصاحبه خدمتتان عرض کردم من در اولین سخنرانی‌ای که در لبنان ایراد کردم که در همین موسسه صنعتی جبل عامل بود هم از طرف حضرت امام(ره) و هم به نمایندگی از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران از رهبران شیعه آن کشور درخواست کردم تا هرگونه مدرک و شواهد قابل پیگیری وجود دارد ارائه کنند تا نظام جمهوری اسلامی آن را پیگیری کند. قول دادم که خود شخصا مساله را پی خواهم گرفت. اما متاسفم بگویم که به رغم حضور تمامی رهبران حرکت امل در آن مراسم هیچ کدام از این مدارک به ما تحویل نگردید.

* آیا حضرت امام(ره) در مورد پیگیری این قضیه سفارش خاصی به شما فرموده بودند؟

** حضرت امام(ره) شخصا سفارش خاصی به من نفرموده بودند. اما من هم از طریق وزارت امور خارجه و هم از طریق بیت ایشان می‌دانستم که امام دلشان می‌خواهد هر طوری هست این قضیه پیگیری شود و به نتیجه برسد. برای این که ایشان قبل از آمدن من دستور پیگیری را داده بودند خوب طبیعی است که این دستور در آن سال‌ها نیز که هنوز سال‌های اول انقلاب بود رسمیت داشت.

* آیا در این خصوص اقداماتی هم انجام دادید؟

** سربسته بگویم که در این ارتباط با خیلی‌ها صحبت کردم. بارها با سوری‌ها در این خصوص صحبت کردم. حتی یادم هست که با سفیر لیبی در سوریه نیز راجع به این موضوع صحبت کردم. به او گفتم که وضعیت کنونی قابل قبول نیست و بالاخره باید کاری کنیم که مساله روشن شود...

* آنها چه عکس‌العملی داشتند؟

** پاسخ همیشگی آنها این بود که بیایید کمیته‌ای تشکیل دهیم تا برود تحقیق کند. خوب طبیعی بود که ما زیر بار چنین پیشنهادهای نمی‌رفتیم. برای این که قضیه روشنتر از آن بود که به کمیته‌های تحقیق نیاز داشته باشد. اعتقاد ما بر آن بود که چنین اقداماتی ما را به امام موسی صدر نمی‌رساند.

* نقل کرده‌اند که برخی مقامات سوریه در خلال دیدارهای خود با مقامات لبنانی و جمهوری اسلامی از تعبیر مرحوم امام موسی صدر استفاده می‌کردند. آیا این نقل‌قول‌ها صحت دارد اگر چنین است چنین اظهاراتی تا چه حد و بر چه اطلاعاتی مبتنی است.

** من به درستی نمی‌دانم که اظهارات آنها تا چه حد برپایه اطلاعات استوار بود. اما یادم هست که آنها در حضور ما سعی داشتند تا چنین تعبیر کنند که اگر ایشان زنده است خداوند برشان گرداند. یعنی درست مثل خود ما از چنین تعابیری استفاده می‌کردند. البته گاهی هم پیش می‌آمد که برخی مسئولین سوریه سهوا از تعبیر مرحوم آقای صدر استفاده می‌کردند. اما بلافاصله برمی‌گشتند و تعبیر خود را اصلاح می‌کردند. مثلا می‌گفتند خدا حفظشان کند یا اگر ان‌شاءالله زنده هستند خدا ایشان را بازگرداند.

* کدام یک از مقامات سوری چنین تعبیری داشتند؟

** الآن دقیقا به یاد ندارم که خدمت شما عرض کنم. برای این که ما ملاقات‌های فراوانی داشتیم. همینقدر در ذهنم هست که گاهی اوقات از آقای خدام و برخی افراد دیگر چنین تعبیری را می‌شنیدم. البته همانطور که گفتم آنها خیلی سریع تعبیر خود را اصلاح می‌کردند.

* حضرتعالی چه راهکارهایی را برای پیگیری این قضیه پیشنهاد می‌کنید؟

** من بر دو نکته مایلم تاکید کنم. نکته اول که در یکی از جلسات نیز خدمت آقای دکتر محمد صدر عرض کردم آن است که اگر چه ما لیبی را مقصر می‌دانیم و اگر چه این کشور صددرصد مسئولیت اصلی را در این مساله برعهده دارد اما قضیه را به آن منحصر نکنیم و همه احتمالات را در نظر بگیریم. نکته دوم آنکه حتی گروه‌ها و مجموعه‌های غیر دولتی نیز می‌توانند این موضوع را پیگیری کنند. چه اشکالی دارد که علاقمندان امام موسی صدر بسیج شوند و در قالب‌هایی غیر دولتی با این قضیه برخورد کنند من عقیده‌ام این است که چنین کارهایی باید صورت گیرد. طوری نشود که دیگران احساس کنند قضیه رها شده است و با آن برخورد نمی‌گردد. قضیه امام موسی صدر اهمیت زیادی دارد و به هیچ‌وجه نباید در مورد آن سکوت نمود. همه باید در برابر این مساله احساس مسئولیت کنند. به نظر من اگر افراد و گروه‌های غیر دولتی یا خوشبینی نسبت به هم دست در دست یکدیگر بگذارند و کار کنند قطعا به نتایج خوبی دست خواهند یافت.

* در مورد پیگیری قضایی این مساله چه نظری دارید؟

** اگر اقامه دعوا فائده‌ای داشته باشد قطعا کار خوبی است...

* حتی در دادگاه‌های جمهوری اسلامی ایران

** بله! و به نظر من حتی در دادگاه‌های خارج از ایران هم می‌توان این پرونده را مطرح کرد. اصل کار قطعا هیچ اشکالی ندارد. این یک راهکار قانونی و در دنیا هم متداول است. مهم این است که اسناد و دلایل محکمه‌پسند به دادگاه ارائه شود. البته من در مورد جزئیات راهکار قضایی فکری نکرده‌ام. اما اصل کار خوب است. به نظر من هر راه قانونی که بتواند به کشف حقیقت و آزادسازی امام موسی صدر منتهی گردد باید پیموده شود. طبیعتا قبل از اقامه دعوا بهتر است جوانب حقوقی امر با کارشناسان مجرب قضایی بررسی شود.

* از این که به رغم فشردگی برنامه‌هایتان دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید تشکر می‌کنیم.

** من هم از این که تشریف آوردید تا در مورد شخصیت اسلامی عزیزمان امام موسی صدر صحبت کنیم تشکر می‌کنم.