تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۳۴۹۲۶

تکثر قومی ‌‌ـ فرقه‌ای از شاخصه‌های بافت جمعیتی ایران است و دشمنان نظام اسلامی، با آگاهی از این ویژگی و بهره‌برداری هدفمند از ابزارهای جنگ روانی، همسو با گسترش تهدیدهای برون‌مرزی، برنامه‌ریزی می‌کنند تا ناسیونالیسم قومی‌و حمایت مادی ـ معنوی خزنده از جریان‌های افراطی وهابیت و سلفی‌گری را نیز در جهت گسترش اختلاف میان شیعیان و سنی‌های داخلی و منطقه‌ای افزایش دهند که در صورت عدم تبیین یک راهکار یا راهبرد مناسب، می‌تواند وحدت، همبستگی و انسجام ملی را با چالش روبرو کند که در صورت تحقق می‌تواند، تهدیدهای نوینی را علیه امنیت ملی ایران به وجود آورد.

در شرایط کنونی، هدف مطلوب آمریکا، انگلستان و اسرائیل از گسترش واگرایی‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای، تضعیف اقتدار و مشروعیت سیاسی ـ ایدئولوژیک حاکمیت، افزایش ناامنی در داخل و جلوگیری از شکل‌گیری یک نظام امنیت دسته جمعی توسط کشورهای عربی ـ اسلامی ‌خاورمیانه است؛ برای مثال یکی از ابزارهای تهاجم نرم افزاری انگلستان، از اوایل قرن بیستم تاکنون، ایجاد فرقه‌های جدید، مانند بهائیت در ایران به وهابیت در عربستان، قادریه در هندوستان و... یا گسترش ناسیونالیسم قومی‌مانند پان‌عربیسم، پان‌ترکیسم و پان‌ایرانیسم است و مشاهده می‌شود که در شرایط حساس کنونی نیز، رگه‌هایی از این سیاست، به صورت هدفمند و مدیریت شده علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور در حال برنامه‌ریزی است.

به همین منظور در این گزارش، به اهداف مخالفان نظام اسلامی ‌ایران، در گسترش تنش‌های قومی ‌فرقه‌ای و راهکاری خنثی‌سازی آن اشاره می‌شود.

اهداف مخالفان نظام ج.ا. ایران برای گسترش تنش‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای در ایران مهم‌ترین اهداف ایالات متحده، انگلستان و اسرائیل، از گسترش واگرایی‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای در داخل کشور و منطقه عبارت است از:

1. افزایش شکاف سیاسی ـ فرهنگی میان جمهوری اسلامی ‌ایران با کشورهای عربی سنی منطقه

از ابزارهای قدرت نرم مخالفان نظام اسلامی ‌ایران، برای جلوگیری از شکل‌گیری نظام امنیت منطقه‌ای، افزایش فضای بی‌اعتمادی میان ایران و کشورهای عربی ـ اسلامی ‌‌منطقه است که در جنگ روانی جدید ایالات متحده، دامن زدن به تفاوت‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای سر لوحه راهبرد نظریه‌پردازان آمریکا قرار دارد.

کشورهای غربی با اتهام‌هایی همچون کمک ایران به شیعیان عراق، لبنان، بحرین، یمن و عربستان و نقض حقوق اقلیت‌های قومی‌‌ـ مذهبی تلاش می‌کند، کشورهای همسایه را به اقدام متقابل و دخالت درامور داخلی ایران، از طریق تحریک گروه‌های قومی ‌استان‌های مرزی و تبلیغ فرقه‌هایی همچون وهابیت ترغیب کند و از طرفی توجه حاکمان کشورهای عربی را به جای تمرکز بر تجاوزها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی، متوجه جمهوری اسلامی ‌‌ایران کند. اشاره پادشاه اردن مبنی بر ایجاد هلال شیعه توسط ایران در خاورمیانه، تا اندازه‌ای بیانگر تأثیرپذیری حاکمان عربی منطقه از جنگ روانی آمریکاست.

2. تضعیف انسجام ملی مردم ایران

در استان‌های مرزی ایران، به ویژه در هرمزگان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، کردستان، آذربایجان غربی و خراسان شمالی، رگه‌هایی دال بر گسترش تنش‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای متأثر از دخالت عوامل خارجی مشاهده می‌شود؛ به گونه‌ای که شواهد نشان می‌دهد، ایالات متحده و انگلستان، برنامه‌ریزی کوتاه مدتی (در کمتر از یک سال آینده) را برای افزایش واگرایی داخلی، با تاکید بر دو عامل قومیت و فرقیت تدارک دیده‌اند و هرگونه تضعیف انسجام ملی، رابطه مستقیمی‌‌با دیپلماسی فعال هسته‌ای، سیاست‌های خاورمیانه‌ای ایران و قدرت مانور مذاکرات دیپلماتیک خواهد داشت.

پیش‌بینی می‌شود عوامل ستون پنجم دشمن که از آن سوی مرزهاهدایت می‌شود، با برنامه ریزی ترور بعضی رهبران اهل تسنن و انتساب آن به حاکمیت ایران، بسترهای لازم، را برای منازعات قومی، فرقه‌ای فراهم کنند که در این میان، رسانه‌های صوتی ـ تصویری وابسته به آنان نیز با ایجاد جنگ روانی، به گسترش فضای بی‌اعتمادی کمک خواهندکرد و با هدایت هدفمند مسیر منازعات، دامنه آن را در کشور گسترش داده و پس از تحقق پیش زمینه‌های آن، خود را بر روی موج حمایت از اقلیت‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ای سوار کرده و از ایران در موضوع‌های مورد مناقشه امتیازگیری می‌کنند.

در شرایط کنونی مهم‌ترین عوامل موجد واگرایی در داخل ایران، سه گروه فرقه‌های قومی، مذهبی و سیاسی الحادی و مخالف نظام است.

هر یک از این عوامل خود می‌تواند، چالش‌هایی را برای امنیت ملی ایجاد کند؛ ولی چالش وقتی به بحران تبدیل می‌شود که یک گروه معارضی، ترکیبی از عوامل فوق را داشته باشد.

 برای مثال گروهای کومله کردستان، ترکیبی از دو عامل (قومیت و فرقه) را دارند یا گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق ایران)، از ترکیب دو عامل مکاتب الحادی مذهبی ـ سیاسی بهره برداری می‌کنندکه نشأت گرفته از مارکسیسم است و تلاش می‌کند خود را با بعضی جنبه‌های اسلامی ‌به صورت آراسته جلوه دهد.

برنامه مخالفان نظام ایران این است که در داخل کشور موج ناسیونالیسم قومی‌‌ایجاد کنند و تمایلات تجزیه‌طلبانه را به ویژه در مناطق کردنشین، آذری‌نشین و عرب زبان تقویت کنند که تهدید مستقیمی ‌‌علیه تمامیت ارضی کشور، به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم امنیت ملی است.

از طرفی در قانون اساسی ایران، دین رسمی‌کشور اسلام است که یک عامل مهم همگرایی در جامعه است؛ ولی پلورالیسم دینی هنگامی‌که با فرقه‌های الحادی عجین گردد، افزون بر اینکه عامل همگرایی نیست، بلکه موجد واگرایی به ویژه در استان‌های مرزی کردنشین و بلوچ‌نشین است.

فرقه‌گرایی سیاسی نیز می‌تواند، استقلال حاکمیت سیاسی دولت مرکزی را مورد چالشی قرار دهد؛ مانند گروهک منافقین، کنگره اکراد، کنگره جهانی آذربایجان، جبهه ملی بلوچستان و جبهه دموکراتیک مردمی ‌خلق عرب (اهواز) که از مهم‌ترین فرقه‌های سیاسی مخالف نظام مقدس اسلامی ‌‌ایران هستند.

پیش‌بینی می‌شود که در میان مدت، ایالات متحده و انگلستان برنامه‌ریزی کنند که بین رهبران سه گروه فرقه‌های دینی، سیاسی ومذهبی در خارج کشور همگرایی به وجود آورند و با سازماندهی و حمایت مالی ـ سیاسی از آنان، تحت عنوان مفاهیم عوام‌پسندانه، مانند حقوق‌بشر، پتانسیل تهدیدهای درون مرزی را برای امتیازگیری در عرصه خارجی و تبدیل ایران به عنصری منفعل افزایش دهند؛ به ویژه در اتخاذاین روش بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان ایالات متحده نوعی انسجام فکری و وحدت رویه وجود دارد و راهبرد دموکرات‌ها بطور سنتی تغییر رژیم یا تغییر رفتار از طریق گسترش ناامنی‌های داخلی با تاکید بر مؤلفه‌های قدرت نرم، به ویژه مفهوم نسبی حقوق‌بشر است.

علی‌رغم وجود اختلافات عمیق در عقاید تشکیلاتی و مرامنامه فرقه‌های مختلف سیاسی ـ مذهبی، آنان تلاش می‌کنند، با ایجاد یک چارچوب نظری فراگیر و تهیه محورهای مشترک علیه نظام، گام مهمی‌را برای جلب حمایت آمریکا و انگلستان بردارند.

در این راستا نخستین نشست گروه‌های قومی، به تاریخ 1/12/83 در شهر لندن برگزار شد و تندی مواضع نمایندگان آذربایجانی و عرب‌ها به حدی بود که حتی حاضر نبودند، به فارسی تکلم کنند و اصرار داشتند که باید به زبان انگلیسی صحبت شود. آنان در پایان نشست سازمان جدیدی به نام (کنگره ملیت‌های ایران فدرال) را به تصویب رساندند وبا صدور بیانیه‌ای هشت ماده‌ای، اساسنامه همکاری و هماهنگی احزاب شرکت کننده را معین کردند.

این کنگره در نشست خود به تاریخ 5/9/84 در لندن، به منظور افزایش ارتباط با مقام‌های اتحادیه اروپا، (کمیته روابط بین‌الملل کنگره ملیت‌های ایران فدرال) را تشکیل داد که در گزارش رایزنی‌های خود با اتحادیه اروپا، از استقبال سران این اتحادیه با تشکیل ائتلافی میان مجموعه‌ای از اپوزیسیون‌های ایرانی خبر داد"

3. بسترسازی برای حرکات افراطی و ایجاد آشوب‌های قومی ‌‌ـ فرقه‌ی مسلحانه

در بیشتر موارد، تمایلات فرقه‌ای با افراط‌گرایی عجین می‌شود که این خود بر دامنه تهدیدها می‌افزاید، زیرا رهبران فرقه‌های مختلف، دستورهای خود را نشأت گرفته از یک پشتوانه مذهبی می‌دانند که توجیه مناسبی برای طرفداران آنها، در انجام حرکت‌های افراطی است.

افرادی که عضو فرقه‌های مذهبی الحادی‌اند، اعمال خشونت‌طلبانه خود را به ارزشی‌های ایدئولوژیک کاذب منشعب می‌کنند و از آغاز توسط رهبران سیاسی ـ مذهبی خود شست و شوی مغزی شده تا آمادگی روانی لازم را برای اجرای خواست رهبران خود داشته باشند.

 پس از اینکه شست و شوی مغزی لازم در میان اعضا ایجاد شد، رهبران این گروه‌ها تماس‌های فیزیکی خود را با بدنه کاهش داده، باشبکه بندی اعضا (به گونه‌ای که هر شبکه اطلاعی از مکان و عملیات شبکه دیگر نخواهد داشت) و بهره‌گیری از تکنولوژی مدرن اینترنت، برنامه‌ریزی می‌کنند تا با مخاطبان به صورت کدگذاری شده و رمزدار ارتباط برقرار کنند و آنان را به سمت عملیات‌های خشونت‌طلبانه، از قبیل بمب‌گذاری و ترور در داخل کشور، به ویژه انسان‌های مرزی (به دلیل افزایش شانس فرار تروریست‌ها به خارج از کشور و تنوع‌های قومی‌‌ـ فرقه‌ای در این استان‌ها) هدایت و تشویق کنند.

رهبران این گروه‌های الحادی نیز، برای جلب حمایت‌های مالی ـ سیاسی، به صورت غیرمستقیم و خزنده، خود را با عوامل خارجی مخالف نظام (مدارک وزارت اطلاعات بیان‌گر مداخله دو کشور آمریکا و انگلستان در انفجارهای خوزستان و سیستان و بلوچستان است) ارتباط داده و اهداف سیاسی آنان را از طریق ابزار تروریسم دنبال می‌کنند و در نهایت، این اعضا هستند که به صورت غیرمستقیم، به عنوان دستاویز و عروسک خیمه‌شب‌بازی، در اختیار قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی قرار خواهند گرفت.

راهکارهای مهار تنش‌های قومی‌‌ـ فرقه‌ای ایران

مهم‌ترین راهکارهای جمهوری اسلامی ‌‌ایران برای تضعیف و مهار سناریوهای تهدید ذاتی مخالفان نظام اسلامی عبارت است از:

1. افزایش رایزنی فرهنگی میان اندیشمندان اسلامی ‌حوزه علمیه قم و نجف با علمای اهل تسنن.

2. افزایش رایزنی میان کارگزاران نظام و نخبگان شیعه و سنی حوزه علمیه و مراجع تقلید، به منظور اطلاع‌رسانی به آنان از اهداف مشترک غرب، برای تغییر مهندسی بافت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران.

 3. فعالیت هدفمند و کانالیزه رسانه‌های، تصویری، نوشتاری و دیداری (اینترنت). برای مثال صدا و سیما با دعوت از روشنفکران دینی و رجال اهل تشیع و تسنن در داخل کشور و ارایه برنامه‌های هدفمند و کانالیزه شده، به ویژه در شبکه‌های استانی مرزی که در آن اقلیت‌های قومی‌ و هم‌وطنان سنی مذهب زندگی می‌کنند، نقش مهمی‌‌را در انسجام وحدت میان شیعه و سنی در داخل کشور ایفا می‌کند.

4. جلوگیری از افراط و تفریط در مراسم مذهبی.

5. آسیب‌شناسی موارد تنش‌زای قومی ‌‌ـ فرقه‌ای، در داخل کشور و منطقه که در این میان نقش مراکز وزارت اطلاعات در استان‌های مرزی و رایزن‌های فرهنگی ـ اطلاعاتی در سفارتخانه‌های ایران در کشورهای همسایه و لندن برجسته است.

6. ایجاد میز مخصوص مطالعات قومی‌‌ ـ فرقه‌ای در سه وزارتخانه اطلاعات، کشور و علوم.

7. بسترسازی برای افزایش مشارکت سیاسی اقوام ایرانی.

8. تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و ترویج فرهنگ همگرایی میان اقوام ایرانی.

 9. توجه بیشتر به توسعه اقتصادی در مناطق قومی.

10. اجتناب کارگزاران نظام در سطح ملی و استانی، از اظهارنظرها و اقدام‌هایی که می‌تواند، شائبه مرزبندی میان شیعیان و سنی‌ها را در داخل کشور ایجاد کند و خوراک تبلیغاتی لازم را در اختیار ابزار جنگ روانی غرب قرار دهد.

11. تقویت و توسعه روابط دو جانبه با کشورهای همسایه؛ این راهکار با توجه به اینکه اکثر استان‌های مرزی ایران، نوعی تشابه فرهنگی ـ زبانی با کشورهای همسایه دارند، بهتر نمود می‌یابد؛ برای مثال خوزستان عرب زبان، عراق و کویت، آذربایجان ایران با آذربایجان شوروی و ترکیه، کردستان ایران با کردستان عراق، ناحیه ترکمن صحرا و شمال خراسان با کشور ترکمنستان و بلوچستان ایران با بلوچستان پاکستان.  در زمینه کاهش اختلافات فرقه‌ای نیز گسترش روابط فرهنگی ـ سیاسی میان ایران (به عنوان رهبر جهان تشیع) و عربستان (به عنوان رهبران تسنن) تا اندازه‌ای می‌تواند از سطح منازعات فرقه‌ای در سطح داخلی و منطقه‌ای جلوگیری کند.