تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۴۹۳۵
عوامل کاهش محبوبیت حزب حاکم اسپانیا
مقدمه: مردم اسپانیا در شرایطی اواخر اسفند ماه به پای صندوق‌های رای می‌روند که ۲ حزب عمده اسپانیایی یعنی حزب سوسیالیست (حاکم) و حزب راستگرای مردم خود را پیروز این دور از رقابت‌ها می‌دانند. مبارزات انتخاباتی در اسپانیا به صحنه مبارزه سخت دو حزب رقیب یعنی حزب سوسیالیست و حزب راستگرای مردم مبدل شده است. رهبران این دو حزب در کنار احزاب کوچکتر با برگزاری همایش‌ها و با انتقاد از عملکرد و برنامه‌های یکدیگر دنبال افزایش میزان محبوبیت و جلب‌نظر آن دسته از مردمی‌ هستند که تاکنون تصمیم نگرفته‌اند به چه حزبی رای دهند.

طی هفته‌های اخیر نتایج نظرسنجی‌ها دستخوش تغییراتی به نفع حزب راستگرای مردمی ‌شده است. حزب سوسیالیست که در اوایل ماه فوریه با اختلاف نزدیک به شش درصد از حزب راستگرای مردم جلوتر بود، با کاهش محبوبیت روبه‌رو گردید.

براساس نتایج نظرسنجی‌های اوایل فوریه حزب سوسیالیست با 5/44 درصد و حزب مردمی‌ با 7/38 درصد برخوردار بودند. اما نتایج دو نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد که حزب سوسیالیست برتری کمتری نسبت به محافظه‌کاران مخالف دارد.

طبق نظرسنجی موسسه دی.وای.ام که روزنامه ال پائیس مادرید آن را منتشر کرده است نیز نشان می‌دهد حزب سوسیالیست تنها از برتری 4/3 درصدی برخوردار می‌باشد. این میزان حتی در روزهای اخیر به 8/1 درصد کاهش یافته است. از عمده‌ترین عوامل سیر نزولی محبوبیت حزب سوسیالیست در جدیدترین نظرسنجی‌ها می‌توان به مجموعه تحولات سیاسی در صحنه داخلی اسپانیا و سطح اروپا اشاره داشت.

تحولات ایتالیا

 یکی از عوامل سقوط دولت چپ‌گرای پرودی است. پس از شکست رومانو پرودی در گرفتن رای اعتماد از پارلمان ایتالیا و استعفای وی زمزمه‌های برگزاری انتخابات زودهنگام در این کشور به گوش می‌رسد. سیلویو برلوسکنی نخست‌وزیر سابق و سیاستمدار راستگرای پر نفوذ ایتالیا از آمادگی خود برای بازگشت به عرصه قدرت خبر داد.

برلوسکنی که در انتخابات ۲۰۰۶ مغلوب پرودی شده بود اعلام داشت برای برگزاری انتخابات زودهنگام تلاش خواهد کرد. سقوط پرودی و زمزمه حضور مجدد دولت راستگرا در ایتالیا، تعدادی از رای‌دهندگان اسپانیایی را نسبت به انتخاب مجدد دولت چپ‌گرا و یا شانس بازگشت حزب راستگرای مردمی ‌به صحنه سیاسی دچار تردید کرده است.

دومین دلیل، حمایت قاطع سارکوزی و مرکل از راخوی است. رهبران راستگرای فرانسه و آلمان نیز به نحوی سعی کردند در سرنوشت انتخابات شریک اروپایی خویش تاثیرگذار ظاهر شوند. چندی پیش ماریانو راخوی رهبر حزب مردمی ‌در پاریس میهمان نیکولا سارکوزی بود. رئیس‌جمهوری فرانسه از رهبر حزب دست راستی اسپانیا در حد و اندازه دولت استقبال کرد. در کنوانسیون ترتیب داده شده توسط حزب UMP آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نیز حضور داشت. رهبران فرانسه و آلمان برای راخوی آرزوی موفقیت کردند. عامل سوم را می‌توان ورود کلیسای اسپانیا به صحنه انتخابات دانست. کنفرانس اسقفی اسپانیا با انتشار یادداشتی بدون ذکر نام حزبی از کاتولیک‌های اسپانیا خواست تا در انتخابات سراسری ماه مارس به حزبی رای دهند که برنامه‌های آنها با زندگی روزمره به عنوان یک کاتولیک تطبیق داشته باشد و از اتحاد اسپانیا دفاع کند.

بدین ترتیب کلیسا از برنامه‌های حزب مردمی ‌حمایت کرد. همچنین اسقف‌ها در این کنفرانس علاوه بر روال گذشته که از سیاست‌های اجتماعی (ازدواج همجنس‌گرایان و تعلیمات شهروندان) انتقاد می‌کردند، نسبت به مذاکرات دولت با اتا و ناسیونالیست‌ها هشدار داد.

کلیسا در کنار محافظه‌کاران به عملکرد زاپاترو از جمله قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان به شدت انتقاد دارند. ورود کلیسا به صحنه انتخابات با مخالفت چند تن از اسقف‌های عضو کنفراس اسقفی روبه‌رو گردید. با این وجود پس از دخالت غیرمستقیم واتیکان در تحولات سیاسی اخیر ایتالیا که نهایتا منجر به شکست دولت چپ‌گرای پرودی گردید، این بار در اسپانیا نیز کلیسا سعی دارد در روند سیاسی کشور اثرگذارتر ظاهر شود. عامل چهارم را می‌توان عدم اطمینان شهروندان اسپانیایی نسبت به آینده اقتصاد کشورشان دانست. یکی از نقاط قوت کابینه زاپاترو اقتصاد رو به رشد اسپانیا طی چهار سال گذشته بود که آن نیز در سال جاری میلادی با مشکلات جدی مانند افزایش نرخ بیکاری روبه‌رو شده است.

نتایج نظرسنجی صورت گرفته توسط یکی از مراکز مهم تحقیقاتی و اجتماعی نشان میدهد که شهروندان اسپانیایی اطمینان چندانی نسبت به آینده اقتصاد کشور ندارند. آغاز بحران‌های مالی و پولی در ایالات متحده که تاثیرات شدیدی را بر روی بازارهای بورس در تمام دنیا گذاشت، بروز نشانه‌های بحران در اقتصاد اسپانیا را نیز موجب شده است.

وعده‌های مردمی

در چنین وضعیتی حزب رقیب جبه‌های را در این عرصه گشوده است. وعده کاهش مالیات، ایجاد شغل، پرداخت ماهیانه مبلغی به شهروندان و ...از جمله برنامه‌های اعلامی ‌حزب راست گرای مردمی ‌می‌باشد. هرچند این رویکرد تا حد زیادی در برنامه‌های حزب سوسیالیست نیز مشهود است.

عامل پنجم را نیز می‌توان انتقاد از سیاست ضد ترور دولت نامید. حزب راست‌گرای مردمی ‌با انتقادات از سیاست ضد ترور دولت، زاپاترو را متهم کرده است با پذیرفتن تماس با جدایی‌طلبان به ایجاد مخاطره در اسپانیا دامن زده و برخوردی ضعیف از خود نشان داده است. در عین حال حزب حاکم سعی نمود در مبارزه با تروریسم جدیت بیشتری از خود نشان دهد.

زاپاترو اعلام کرد مذاکره با سازمان باسک را رد خواهد کرد اما این موضوع در طرح کاری اولیه که شانزدهم ژانویه ارائه نمود، دیده نشده است. روزنامه ال پائیس چاپ مادرید تعداد واجدین شرایط برای حضور در پای صندوق‌‌های رای را ۲۵ میلیون نفر ارزیابی و مدعی شد از این تعداد نزدیک به ۲۰ میلیون نفر به دو حزب عمده رقیب یعنی سوسیالیست‌ها و مردم رای خواهند داد. در انتخابات مارس ۲۰۰۴ حزب سوسیالیست موفق شد از مجموع ۳۵۰ کرسی مجلس نمایندگان اسپانیا، ۱۶۴ کرسی کسب و حزب مردم را که تنها ۱۴۸ کرسی را بدست آورده بود، شکست دهد. از دیگر احزاب پارلمانی اسپانیا می‌توان به حزب اتحاد و همگرایی، چپ متحد، حزب ناسیونالیست باسک و گروه مستقل قناری اشاره کرد. از مجموع تحولات صحنه سیاسی اروپا و اسپانیا می‌توان نتیجه‌گیری کرد با توجه به رقابت تنگاتنگ دو حزب عمده سیاسی اسپانیایی هر حادثه غیر قابل پیش‌بینی می‌تواند سرنوشت انتخابات را به نفع یکی از دو حزب تغییر دهد. کما اینکه در واپسین روزهای منتهی به برگزاری انتخابات در مارس ۲۰۰۴، انفجار ایستگاه قطار مادرید منجر به شکست حزب مردمی ‌و به قدرت رسیدن حزب سوسیالیست گردید.

در چنین شرایطی حزب سوسیالیست حاکم تلاش می‌نماید در درجه اول برتری نه چندان مستحکم و قابل اتکاء را به نحوی حفظ و نهایتا آن را بهبود بخشد.

وعده زاپاترو در خصوص فراهم نمودن دو میلیون فرصت شغلی طی چهار سال آینده در صورت کسب مجدد قدرت، بخشش مالیاتی ۴۰۰ یورویی برای بیش از ۵/۱۳ میلیون اسپانیایی، دیدار نخست‌وزیر با سفیر واتیکان و انتقاد از عملکرد کلیسای اسپانیا در ورود به عرصه انتخابات و نهایتا رد هرگونه مذاکره و سازش با سازمان جدایی‌طلب باسک اتا از جمله تحرکات قابل ذکر در این رابطه است.

آنچه مسلم است هر یک از دو حزب رقیب نخواهند توانست پیروزی قاطعی در این دور از رقابت‌ها کسب نمایند و در چنین فضایی نقش احزاب کوچک‌تر برای تشکیل دولت ائتلافی آینده بسیار تعیین‌کننده خواهد بود.