محمدمهدی اسلامی
چندی است که سفرهای خارج از دیپلماسی رسمی کشورها در میان شخصیتهای سیاسی رواج یافته و هر روز بر میزان آن افزوده میگردد. اگرچه بیشتر نیز سفرهایی از سوی برخی اشخاص انجام میگردید اما اینک به مدد رسانههای جمعی و گسترش تکنولوژی ارتباطات خبر چنین سفرهایی پیش از وقوع منتشر میگردد.
شاید یکی از مواردی که در سالهای اخیر به دفعات شاهد آن بودیم دعوتهای بنیاد کوربر است. بنیادی غیردولتی در آلمان که در خصوص موضوعات مختلف به برگزاری سخنرانی و ملاقاتهای بینالمللی اقدام میکند و در اکتبر 2003 همایشی با عنوان "خاورمیانه و ارزشهای غربی ـ دیالوگی با ایران" در اصفهان برگزار نموده بود. در سال 2005 نیز نشستی درباره امنیت خلیج فارس در دوبی برگزار کرد که برخی مقامات رسمی از سخنرانان این نشست بودند. همچنین سال گذشته در واشنگتن نشستی با عنوان "نقش آمریکا و اروپا در اصلاحات خاورمیانه" برگزار کرد که الهه کولایی در کنار هاله اسفندیاری از سخنرانان این نشست بودند. 20 ژوئن 2006 (30خرداد 85) نیز میزبان برخی چهرههای سیاسی بود.
اگرچه از محتوای این مذاکرات خبری بیرون نیآمد اما 10 مرداد یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان به تهران به دعوت مرکز تحقیقات استرتژیک مجمع و سخنرانی محرمانه وی، بر ابهامات فعالیت موازی در دیپلماسی جمهوری اسلامی از سوی افراد و نهادهای غیرمسئول افزود. این سفرهای عناصر سیاسی غیرمسئول در سالیان اخیر به اضافه دعوتهایی نظیر دعوت از فیشر وزیر خارجه سابق آلمان به ایران در سال گذشته و در اوج جنگ لبنان با رژیم صهیونیستی ـ که از آن به عنوان سفری برای میانجیگری یاد شد ـ بدون هماهنگی با وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی رسمی کشور صورت پذیرفت و پیامدهای سیاسی گستردهای داشت و سبب به وجود آمدن پدیدهای شده است که در مذاکرات رسمی خود نشان میدهد. آنچه بارها از سوی مقامات دیگر کشورها عنوان شده که ما از ایران صداهای متفاوتی میشنویم که گاه به ناکارآمدسازی دستگاه دیپلماسی انجامیده است.
این سخن زمانی جدیتر میشود که به سخنان جای کری، رقیب بوش در انتخابات سال 2004 و سناتور با نفوذ آمریکایی در گفتگو با نشریه سوئدی (گرینگو) توجه کنیم که گفت: در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس 4 ساعت با نمایندگان اصلاحطلبان که به عنوان پژوهشگر در اجلاس شرکت داشتند گفتگوی طولانی داشتم. در این اجلاس ایرانیهای حاضر تاکید داشتند که دولت آمریکا آنطور که باید قدر اصلاحطلبان را ندانست و در برابر تضعیف آنها در داخل ایران موضع محکمی نگرفت. آن نشریه در خبر خود از حمیدرضا جلاییپور و بهاره آروین به عنوان پژوهشگران ایرانی حاضر در اجلاس داووس یاد کرد.
این همان اجلاسی است که اخبار رسمی از آن درباره دیدار کری با سیدمحمد خاتمی رییسجمهور سابق کشورمان منتشر شده بود. صادق خرازی که در سفرهای اخیر خاتمی همراه اوست، اندکی پس از آن اجلاس در سایت خود در این زمینه نوشت: خاتمی در این اجلاس شرکت کرده بود تا شاید به عنوان رئیسجمهور سابق ایران و نماینده چهره معتدل و پراگماتیسم نظامی جمهوری اسلامی، بتواند اندکی از فشار جهانی به ایران کم کند و آهنگ تنش رو به افزایش میان ایران و آمریکا را که احتمال تقابل نظامی میان دو کشور را افزایش داده است، آهسته تر کند.
وی در ادامه در ارتباط با محتوای مذاکرات خاتمی و جان کری، گفته است: خاتمی در برابر این سخن کری که خاورمیانه اکنون با بحران عدم اعتماد روبهروست پاسخ داده است که باید بتوانیم با تمرین، اعتمادسازی کنیم. متاسفانه در حال حاضر یک دیوار بزرگ بیاعتمادی وجود دارد، ولی هنوز درها برای مذاکره باز است. بین ایران و آمریکا یک دیوار بلند بیاعتمادی است.
انتشار این اخبار موجب طرح این پرسش شد که آیا اصلاحطلبان خواستار مداخله آمریکا برای بازگشتشان به قدرت شده بودند؟ اگر خبر اعلامی از سوی کری درست باشد باید پرسید که آیا این سفرها بخشی ار یک پروژه مشابه انقلاب مخملین در کشورهای تازه استقلالیافته است؟
از آنجا که خبر درخواست مداخله آمریکا را جان کری منتشر نموده بیشک نمیتوان به آن اعتماد کامل نمود و نیاز به تبیین دارد اما سوالی که مطرح میگردد این است که آیا برای چنین ملاقاتهایی نیاز به مجوزی نیست و چه نهادی بر آن نظارت دارد؟