تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۳۴۹۴۸

دکتر داوود هرمیداس باوند ـ استاد روابط بین‌الملل

پس از آنکه تکلیف کرسی ایران در کنفرانس امنیتی عراق در شرم‌الشیخ تعیین شد بلافاصله فاز دوم مشارکت تهران در کانون توجهات قرار می‌گیرد که معطوف به چگونگی حضور ایران خواهد بود.

ایران در دو نقش «پیشنهاددهنده» و «مستمع» می‌تواند پشت میز مذاکره بنشیند؛ آنچه به فرصت بی‌بدیل برای ایران تعبیر می‌شود بسته به گزینش نقش فعال و پیشنهاددهنده در خصوص حل مشکلات فراروی عراق است که با چنین انتخابی امکان سرمایه‌گذاری در آینده عراق را کسب می‌کند.

اما اگر تهران درصدد ایفای مستمع باشد یا به ایراد اتهام علیه نیروهای ائتلاف در عراق بپردازد، روندی از اتهامات متقابل کلید خواهد خورد که نتیجه مطلوب طرفین از آن استحصال نخواهد شد. آمریکا در متن و حاشیه کنفرانس شرم‌الشیخ درصدد یافتن نقاط جدیدی در گره گشایی از بحران امنیتی عراق است و در این فرآیند گفت‌و‌گوهای رسمی ‌و یا مذاکرات حاشیه‌ای با ایران و سوریه برای واشنگتن از اهمیت بسزایی برخوردار است. چرا که واشنگتن در رایزنی مستمر با متحدین منطقه‌ای خود است و نظر خود را از طریق مجاری مستقیم به این کشورها منتقل می‌کند.

بنابراین در متن و لابی‌های دیپلماتیک در مصر یافتن فرمول‌های بازگشت ثبات و امنیت به عراق با مشارکت تهران و دمشق هدف اصلی امریکا است.

دعوت آمریکا از ایران برای شرکت در کنفرانس شرم‌الشیخ و تقویت احتمال انجام مذاکراتی بین وزرای خارجه دو کشور به همراه نرمی‌لحن کاخ سفید طی هفته‌های اخیر در قبال تهران‍ از تعدیل مواضع واشنگتن حکایت دارد که پیامد تقویت طیف تعامل طلب آمریکا و انزوای جنگ‌طلبان به رهبری دیک چنی ـ معاون رئیس‌جمهور آمریکا ـ است.

گرچه این تعدیل در مواضع و تلطیف گفتار مقامات آمریکا در شرایط ضرورت و نیاز شکل گرفته و محصور در چارچوب مسائل عراق است اما در صورت توفیق در همین ارتباطات محدود و نسبی، خواهد توانست دامنه بازنگری در برخورد با ایران را به دیگر مسائل هم توسیع دهد.

به‌رغم این تعدیل تاکتیکی، رفتار واشنگتن نیازمند پاسخ دوستانه و انعطاف‌آمیز است تا رفتار احترام برانگیز و گفتار معتدل آمریکا را تقویت کند.

پذیرش قدرت منطقه‌ای ایران و بهره‌گیری از این نفوذ جهت فروکش کردن ناآرامی‌های عراق خود امتیاز مثبتی که آمریکا در میز دیپلماتیک خود گذاشته و برگ برنده هنگامی‌ کسب می‌شود که با نتایج بی‌حاصل از این تعاملات محدود، همکاری‌ها از حیطه عراق فراتر رفته و به دیگر حوزه‌های چالش‌برانگیز بین تهران واشنگتن تسری یابد.

از همین منظر می‌توان ترک‌هایی در دیوار ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران مشاهده کرد که در پرتو آن یورش گسترده‌ای که آمریکا با مشارکت برخی کشورهای عربی علیه ایران آغاز کرده بود از سوی واشنگتن دچار انشقاق شده است؛ تعدیل در مواضع آمریکا در قابل ایران پس از پی‌ریزی ائتلاف منطقه‌ای راهبرد مسبوق به سابقه‌ای است که بر مبنای آن دولت‌هایی که درصدد تعدیل روابط با کشورهای غیر دوست هستند نخست یورش دیپلماتیک یا نظامی ‌گسترده‌ای را ساماندهی می‌کنند و پس از آن به تدریج لحن را آرام‌تر و مواضع را منعطف تر می‌کنند.

نیکسون پس از حمله گسترده دریایی و هوایی به ویتنام شمالی بود که وارد فاز مذاکره با‌هانوی شد و در حال حاضر هم آمریکا پس از موج اتهامات علیه ایران درصدد بهره‌گیری از پتانسیل‌های منطقه‌ای تهران برآمده است.

آمریکا کوشید ایران را در نقطه ثقل تهدیدات خاورمیانه و بل بین‌المللی، ناآرامی‌های عراق‍، احیای القاعده و روند صلح خاورمیانه قرار داده و تهران را به ترویج ناامنی متهم‌مند اما در حال حاضر همین تهدیدگر بزرگ زعم آمریکا به همکاری فرا خوانده می‌شود تا در قبال آن ارتفاع شعله‌های خشونت و ناامنی در منطقه و بالاخص عراق کاهش یابد.

بر همین اساس است که تغییر لحن و تعدیل رفتار آمریکا در قبال ایران را نمی‌توان در زمره استراتژی‌های اجماعی در آمریکا قلمداد کرد چرا که با محرکه نیاز به تهران برای همکاری در عراق صورت می‌گیرد اما در صورت هدایت آن به نتایج عینی و مملوس، می‌تواند به راهبردی قابل اعتنا در همکاری‌های فراتر و بلکه دو جانبه تهران و واشنگتن تبدیل گردد.