"هوگو موره" معاون سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه روز یکشنبه با صدور بیانیهای در پاریس اعلام کرد که این سفر با هدف رساندن پیام همبستگی فرانسه به مردم عراق و شنیدن نظرات نمایندگان تمام گروههای جامعه عراق بدون هیچ استثنایی صورت میگیرد.
در بخش دیگری از بیانیه وزارت امور خارجه فرانسه آمده است: برنار کوشز همچنین با سفر خود به عراق در مراسم چهارمین سالگرد فوت"سرجیو وی یرادوملو" نماینده پیشین دبیر کل سازمان ملل متحد شرکت میکند. دوملوو 20 تن از کارکنان سازمان ملل متحد بر اثر انفجار کامیون بمب گذاری شده در بغداد کشته شدند.
در این بیانیه از وی یراد دوملو به عنوان دوست شخصی کوشنز نام برده شده است.
سفر کوشنز تا بدان حد غیرمنتظره بوده است که در هیچ یک از برنامههای رسمی اعلام شده از سوی دولت فرانسه وزارت امور خارجه این کشور به آن اشارهای نشده بود. با این حال وی بهترین فرد برای تحقق تحول جدید معرفی میشود.
کوشنز که به "حق مداخله" برای نجات جان افراد در معرض خطر معتقد است، در جریان شکلگیری اقدام نظامی آمریکا علیه عراق تا آنجا پیش رفت که برخلاف جریان افکار عمومی حاکم در آن زمان، از کنارهجویی فرانسه در کنار آمریکا ابراز تاسف کرد زیرا معتقد بود چنانچه فرانسه در کنار آمریکا قرار میگرفت میتوانست از برو جنگ جلوگیری کند.
به نقل از دیپلماتهای فرانسوی در پاریس اعلام شد که کوشنز از زمان خدمت به عنوان وزیر امور خارجه فرانسه در ماه میگذشته (اردیبهشت) همواره مترصد فرصتی برای سفر به بغداد و شکستن تابوی مخالف فرانسه با حضور آمریکاییان در عراق بوده است.
کوشنز همچنین از معدود سیاستمداران فرانسوی بود که از برانگیخته شدن احساسات ضد آمریکایی در کشورش در خلال بحران عراق گلایهمند بود و بر این اعتقاد بود که پاریس به هر روی و ضمن مخالفت با عملیات نظامی بر ضد صدام میباید همچنان در کنار واشنگتن باقی میماند.
تغییر موضع
به هر روی مواضع کوشنز در زمان ریاستجمهوری شیراک بر فرانسه به عنوان نظری کم اهمیت تلقی میشد که بازتاب چندانی نیز در محافل سیاسی این کشور نداشت، اما به قدرت رسیدن "نیکالا سارکوزی" به عنوان ریاستجمهوری فرانسه و بروز تغییرات سیاسی پیشین در این کشور بسیاری از معادلات سیاسی پیشین در این کشور نیز تغییر یافته است.
شاید تا چهار ماه قبل و پیش از به قدرت رسیدن سارکوزی، سفر یک مقام بلند پایه این کشور به عراق که از نظر قوانین حقوق بینالملل کشوری تحت اشغال نیروهای بیگانه محسوب میشود. بسیار دور از ذهن به نظر میرسید.
فرانسه تا این زمان مخالف هرگونه حضور نظامی خارجی در عراق بود و به هیچ روی در عملیات نظامی در این کشور نیز شرکت نکرده بود.
معمولا سفر مقامهای بلند پایه کشورهای غربی برای دیدار با نظامیان این کشورها مستقر در عراق و تاکیدی بر حمایت از وضعیت موجود در این کشور یعنی ادامه حضور نظامی و تایید آن صورت میگیرد.
در حقیقت فرانسه در زمان ریاستجمهوری شیراک به عنوان یکی از پرچمداران مقابله با عملیات نظامی آمریکا در عراق در عرصه جهانی نگریسته میشد که بیشترین مخالفتها و انتقادات را در میان کشورهای غربی در این خصوص به کاخ سفید وارد آورده است.
اختلاف نظرات پاریس و واشنگتن در خصوص بحران عراق تنها محدود به آخرین جنگ خلیج فارس نبوده است. این جنگ که در ماه مارس سال 2003 میلادی فرانسه و آمریکا را به یکی از بزرگترین رویاروییهای تاریخ سیاسی دو کشور کشاند، در حقیقت اوج تقابل دو قدرت فرانسوی اقیانوس اطلس از دهه 1990 میلادی در خصوص مسئله عراق بود.
فرانسویان که به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران خارجی در دوران حکومت صدام بودند، پس از تجاوز نظامی صدام به کویت در سال 1190 میلادی با کراهت تمام ناگزیر به رود به جبهه ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بر ضد صدام شدند.
جبهه هواداران صدام در فرانسه که در دهه 1980 و اوج جنایات این فرد بر ضد مردم ایران به عنوان یک گروه فشار قدرتمند در این کشور شناخته میشد، مخالفت فراوانی با مشارکت فرانسه در نیروهای ائتلاف بینالمللی بر ضد تجاوز عراق به کویت به عمل آورد.
فرانسه معتدل
در این میان " ژان پی یرشونمان" وزیر دفاع وقت فرانسه که به عنوان یکی از نزدیکترین متحدان حکومت عراق در پاریس شناخته میشد، در اعتراض به مشارکت نیروهای نظامی فرانسوی در نیروهای ائتلاف ضد صدام، از سمت خود استعفا کرد و حاضر به حفظ وزرات خود در زمان جنگ بر ضد صدام نشد.
پس از پایان عملیات آزادسازی کویت و تحمیل شرایط صلح به رژیم عراق نیز فرانسه برخلاف آمریکا و انگلیس مواضع بسیار معتدلتری نسبت به حکومت صدام اتخاذ کرد. یکی از شرایطی که نیروهای ائتلاف بینالمللی بر ضد عراق به رهبری آمریکا موفق شدند با مجوز سازمان ملل متحد به دیکتاتور سابق بغداد تحمیل کنند، نابودسازی و انهدام کامل توان موشکی دور برد رژیم عراق و همچنین ضرورت اعلام اطمینان از فقدان سلاحهای کشتار جمعی در زرادخانههای تسلیحاتی بغداد بود. قطعنامههای سازمان ملل متحد همچنین با اعلام مناطق ممنوعه پروازی در شمال و جنوب عراق پرواز هواپیماهای رژیم صدام را در این مناطق غیر ممکن کرده بود.
نخستین سالهای دهه 1990 میلادی با فراز و نشیبهای دیپلماتیک فراوان بین آمریکا و انگلیس از یک سو و صدام از سوی دیگر در مورد چگونگی اجرای قطعنامههای سازمان ملل متحد در مورد عراق همراه بود.
واشنگتن و لندن که در تلاش برای اعمال سلطه همهجانبه خود در منطقه بودند، از خالی شدن میدان رقابت عراق از دو قدرتی که بیشترین سرمایهگذاریها را در این کشور به عمل آورده بودند یعنی فرانسه و روسیه در باطن بسیار خوشحال بودند، زیرا اعمال قطعنامههایی بر ضد حکومت صدام عملا امکان حضور مجدد پاریس و مسکو را در عراق و بهرهبرداری از دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری آنان به ویژه در صنایع عظیم نفت عراق را از بین برده بود.
قطعنامههای سخت سازمان ملل متحد بر ضد رژیم عراق که از سوی آمریکا و انگلیس متهم به پنهانکاری در روند بازرسی از تاسیسات حساس نظامی و راهبردی این کشور شده بود، با نارضایتی نسبی پاریس به موارد اجرا گذاره میشد.
با این همه اعتراض فرانسویان به همپیمانان آمریکایی و انگلیسی آنان به تدریج از لابیهای دیپلماتیک و مذاکرات محرمانه، با اعلام نظر آشکار و صریح پاریس به ادامه تحریمهای بینالمللی بر ضد بغداد انجامید.
فرانسویان اما اینبار به نام حمایت از مردم عراق و با عادلانه خواندن تحریمهای بینالمللی مخالفت خود را با ادامه وضعیت موجود در عراق اعلام داشتند.
دولت فرانسه در اقدامی نمادین و به منظور آشکار کردن نارضایتی کامل خود از سیاستهای واشنگتن و لندن در قبال عراق از سال 1998 میلادی دستور توقف هرگونه مشارکت در عملیات گشت و پرواز هوایی بر فراز مناطق ممنوعه شمال و جنوب عراق را اعلام داشت.
در این میان حتی ابتکاراتی چون قطعنامه نفت در برابر غذا که امکان تهیه مایحتاج غذایی مردم عراق را در ازای فروش نفت به حکومت صدام میداد، نتوانست تغییری در مواضع فرانسه در مخالفت کامل با تحریمهای بینالمللی بر ضد رژیم صدام به وجود آورد.
در چنین شرایطی بود که دور جدید سیاستهای کاخ سفید در منطقه و از زمان روی کار آمدن "جرج بوش" و نومحافظهکاران آمریکایی در سال 2000 میلادی، تقابل مواضع پاریس و واشنگتن در خصوص بحران عراق را بیش از پیش نمایان کرد. تقابلی که مداخله نظامی آمریکا در عراق در ماه مارس سال 2003 میلادی آن را به اوج خود رساند.