تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۳۵۰۵۱

حسین علوی‌ راد

لابد در مورد پیروزی حزب عدالت و توسعه در این مدت و پس از پیروزی خیره‌کننده این حزب در انتخابات اخیر ترکیه مطالب فراوانی خوانده‌اید. نگارنده قصد دارد از منظر دیگری به این موضوع بپردازد.

خطیب جمعه هفته گذشته (جنتی) پیروزی رجب طیب اردوغان و حزبش را به اسلام نسبت داد در حالی که من فکر می‌کنم، مردم ترکیه به رغم این که مسلمان و پایبند به آداب اسلامی هستند، اما به "کارآمدی" و "توانمندی" فوق‌العاده رجب طیب اردوغان و حزبش رأی دادند.

بی‌شک "رجب طیب اردوغان" در ترکیه، تنک شیائوپینگ در چین و لی در سنگاپور و ماهاتیر محمد در مالزی شخصیت‌های کاریزماتیکی هستند، اما هنر بزرگ اینها ساختن احزابی است که آن احزاب "کاریزما" هستند و با رفتن رهبران آن، شخصیت‌های فراوانی بعدی برای جایگزینی آماده هستند. این است سر بزرگ پیشرفت کشورهایی نظیر چین، ترکیه، مالزی، سنگاپور، هند و ...

در برنامه افرادی چون رجب طیب اردوغان، ماهاتیر محمد، لی و تنک شیائوپینگ چهار اَمَن (ایمان داشتن) وجود دارد که از خودشان به حزبشان و آنگاه به جانشینانشان منتقل می‌شود.

1- اَمَن به هدفه = آنها به هدفشان ایمان دارند.

2- اَمَن به سبیله = آنها به راهشان ایمان دارند.

3- اَمَن به قوله = آنها به گفته‌هاشان ایمان دارند.

4- اَمَن به ربِّه = آنها به خداوندشان (در مورد مسلمانان) و به کشورشان (در مورد غیرمسلمانان) ایمان دارند.

هدف مشخص باعث شد که ماهاتیر در آغاز نخست‌وزیری‌اش در سال‌های اوایل دهه 1980 میلادی مصادف با زمانی که در ایران میرحسین موسوی نخست‌وزیر بود، یک افق چهل ساله برای مالزی ترسیم کند و چشم‌انداز 2020 (vision) را مطرح کرد و گفت چهل سال بعد در سال 2020 میلادی مالزی جزو کشورهای درجه اول و پیشرفته صنعتی دنیا است و احتمالا این اتفاق قبل از سال 2020 خواهد افتاد.

تنک شیائوپینگ در سال اول رهبری‌اش در حزب کمونیست چین و زمانی که صادرات چین از جمهوری اسلامی ایران کمتر بود (چین 5/7 میلیارد دلار و ایران 13 میلیارد دلار با نفت) گفت چین غول صنعتی قرن 21، حدود 20 سال قبل از الحاق هنک کنگ گفت یک کشور دو نظام. (یعنی چین مارکسیستی و هنگ کنگ کاپیتالیستی)

رجب طیب اردوغان با طرح رویای رسیدن به "عدالت" و "توسعه" حزبی به همین نام را ایجاد کرد. تورم بالای 75 درصد دهه 90 را به 4/4 درصد در سال 2007 کاهش داده است. این پیروزی‌ها که در سایه عقل و مدیریت انجام گرفته است آرامش در مردم به وجود آورد که رشته‌های 80 ساله آتاتورک و لائیک‌های ارتش ترکیه را یکجا پنبه کرد.

آمار رشد تولید ناخالص ملی این کشورها در 20 سال گذشته خیلی چیزها را مشخص می‌کند و ریشه‌های عقب‌ماندگی را به ما نشان می‌دهد.

اینک خوب است نگاهی هم به رشد واقعی تولید ناخالص داخلی خودمان در 20 سال گذشته داشته باشیم و بعد آن را با تورم واقعی هم مقایسه کنیم.

نگاهی به درآمد سرانه این پنج کشور در سال‌های 2006 و 2007 داشته باشیم تا بتوانیم تصویر واقعی‌ترین از اوضاع و تحولات این چند کشور داشته باشیم.

افزایش 630 دلاری درآمد سرانه در جمهوری اسلامی ایران را باید ناشی از افزایش شدید قیمت نفت در سال‌های 2006 و 2007 جستجو کرد ولی افزایش درآمد سرانه 580 دلاری اگر در 320/1 میلیون نفر جمیعت چین ضرب شود متوجه خواهید شد تنها در عرض یکسال 770 میلیارد دلار به تولید ناخالص چین (GDP) اضافه شده که ناشی از کار و فعالیت است و در مورد ترکیه و مالزی اگر ارقام افزایش یافته چندان بزرگ به نظر نمی‌رسد ناشی از واردات نفت برای این کشورها است والا در مورد سنگاپور ملاحظه می‌فرمایید که تنها در عرض یکسال به اندازه کل درآمد سرانه ما به درآمد سرانه هر سنگاپوری افزوده شده است. سؤال این است چرا ما که هم پول به قدر کافی داشته‌ایم (حدود 500 میلیارد دلار فقط فروش نفت در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده)  و هم به لحاظ تاریخی در مشروطیت، در ملی شدن نفت، در پیروزی انقلاب اسلامی از همه این کشورها جلوتر بوده‌ایم، نتوانسته‌ایم به توسعه دلخواه برسیم.

شاید موارد ذیل را بشود فهرست کرد.

1- نداشتن معمار اقتصادی

2- نداشتن برنامه و هدف مشخص برای توسعه

3- نداشتن سازمان‌های توسعه‌ای

4- نداشتن احزاب واقعی- ملی، متکی به توده‌های مردم

5- وجود ریشه‌های تاریخی برای ترس از تحزب

پیشرفت اغلب کشورها چه در منطقه خاورمیانه (عربستان، امارات، کویت، ترکیه و ...) و همچنین در شرق آسیا (چین، هند، مالزی، سنگاپور، کره جنوبی و ...) از سال‌های 1980و به خصوص در دهه 1990 میلادی در سال‌های بعد از 2000 حاصل شده و ما متاسفانه هر چند سال یک بار (معمولا 8 تا 10 سال) کلا کارهای تازه‌ای را شروع کردیم و کارهای قبلی را به شدت نقد کرده‌ایم. تقریبا در این سی- چهل سال گذشته و حتی 50 سال گذشته یک معمار واقعی اقتصادی همانند ماهاتیر محمد- تنک شیائوپینگ- رجب طیب اردوغان، لی و ... در ایران ظهور نکرده که بتواند اندیشه‌های توسعه‌ای‌اش را سازماندهی کند و تداوم بخشد. بسیار بی‌انصافی است که منکر پیشرفت‌های فراوان کشور در زمینه‌های گوناگون شویم اما این حاصل رنج‌ها و صداقت‌ها و پاکی‌ها و کار و تلاش معدودی مدیران زحمتکش و علاقمند به اسلام و میهن اسلامی بوده که بعضا همانند مرحوم کاظمی آشتیانی رییس فقید مرکز رویان، جان بر سر عشق گذاشته و بعضی چون مرحوم عظیمی در غربت و تنهایی و بی‌کسی سوختند و گداختند و همان طور که ما شهدای فراوان در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل داشتیم در صنعت و پزشکی و علوم هم ستارگان فراوانی بوده و هستند که بسیار توانمندتر از نمونه‌های خارجی خود هستند اما به دلیل نبودن ساختارهای صحیح، بهره‌وری کارشان بسیار پایین و در حد دلخواه نیست. مردان توسعه‌ای همانند ماهاتیر محمد- تنک شیائوپینگ و ... آرام فرصت یافتند در سکوت سازماندهی کنند و حتی چندین نسل بعد از خود را تربیت کنند، کاری که متاسفانه در کشور ما انجام نشده است.

رجب طیب اردوغان در دهه 1990 شهردار استانبول بود، گرچه او و همکارانش مثل عبدالله گل و کمال دانش و 340 نماینده‌ای که انتخاب شده‌اند اسلامگرا هستند، لیکن به نام اسلام، کارشان را مطرح نکردند و حتی در تلاش برنیامدند در محیط به شدت اسلام‌ستیز ترکیه، راههای حل مسأله را پیدا کنند. به قوانین موجود در جامعه تمکین کردند ولی در عین حال عقایدشان را هم حفظ کردند.

دختر رجب طیب اردوغان به دلیل تمایل به حفظ حجاب و وجود قانون ممنوعیت استفاده از حجاب در دانشگاه‌های ترکیه، اینک در اروپا تحصیل می‌کند. این مردان بزرگ با گزینش شیوه‌های مدیریتی بومی (ولی تعریف شده و قابل انطباق با استانداردهای بین‌المللی) بالاترین بهره‌وری را برای هم میهنانشان فراهم آوردند. برای رفع معضلات کشور باید هدف مشخص تعریف کرد.

(PURPOSE)، باید سازماندهی و رهبری کرد (Team work) و باید در قالب سیستم‌های امتحان شده بین‌المللی که قابل انطباق با فرهنگ اسلامی و ایرانی باشد، گامهای سترگ برداشت.

امید من این است که خداوند قادر متعال به ما عقل و شناخت موقعیتی را که در آنیم عطا کند. آمین یارب‌العالمین.