تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۵۰۷۶

پیتر باور (peter Bauer) و کرانلى آنسلو (Cranleg onslow)

ترجمه: حامد سعیدى‌صابر

یکى از اتفاقات تلخ و غیرقابل باورى که در جهان اطراف ما به وقوع پیوسته است فقر گسترده و شدید جهانى است. از سوى دیگر سردمداران نظام جهانى به شدت از افکار عمومى ‌و تحرکات انفجارى مى‌هراسند. از این رو در سال 1949، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، ترومن، پیشنهاد ارائه کمک‌هاى توسعه‌اى از سوى کشورهاى غنى به کشورهاى فقیر را ارائه نمود. اما با گذشت بیش از نیم قرن، این برنامه نیز با شکست مواجه شده است. بنابراین بسیار طبیعى است که امروز دنیا به ادعاهاى سردمداران نظام سیاسى ـ اقتصادى در زمینه مبارزه با فقر جهانی، با بدبینى عمیقى مى‌نگرد. سال 1999 یادآور پنجاهمین سالگرد آغاز "کمک‌هاى توسعه‌ای" است که رئیس‌جمهور آمریکا،‌ ترومن،‌ آن را در چهار برنامه از سال 1949 هدف‌گذارى نمود. در روزهاى نخستین آغاز برنامه،‌ هواداران این کمک‌ها اظهار مى‌داشتند که هزینه‌اى معادل چند صد میلیون دلار در طول یک یا دو دهه خواهد توانست جهان توسعه‌نیافته را به "رشد پایدار مستقل" رهنمون سازد. به عقیده این افراد، رفع فقر از جهان کارى امکان‌پذیر و قابل دستیابى بود. بنابراین پس از مدتى نیاز به "کمک‌هاى توسعه‌ای" اصولا‌ً از میان مى‌رفت. امروز نیم قرن و میلیاردها دلار از آن زمان فاصله گرفته‌ایم اما کمک‌هاى توسعه‌اى همچنان تا زمان نامشخصى مورد نیاز هستند. این نوع نگرش در خلال جلسه ‌سران کشورهاى گروه هشت که سال 1998 در بیرمنگام انگلیس برگزار شد مورد تاکید قرار گرفت. مهمترین نگرانى اعضاى گروه هشت در این نشست، بحث لغو بدهى‌هاى برخى از کشورهاى جهان سوم بود. شعار جشن‌هاى آ‌غاز سال 2000 میلادى نیز این بود: "شروعى دوباره براى مبارزه با فقر جهانی". حتى در برنامه کمک‌هاى جدید نیز یک نکته ثابت همچنان وجود دارد: "نیاز هرچه بیشتر به کمک". اکنون کار شکست این برنامه به رسوایى کشیده شده است. اگر خوشبینانه نخواهیم از فساد در این برنامه‌ نامى‌ببریم، باید اذعان کنیم که موارد زیادى از ناشایستگى‌ها و بى‌تدبیرى‌ها در اجراى برنامه "کمکهاى توسعه‌ای" به چشم مى‌خورد. اما این مسائل در مقایسه با دیگر معایب این سیستم بسیار ناچیز به شمار مى‌آید. امور غیر متعارفى که کشورهاى پرداخت‌کننده این کمک‌ها، در قبال برنامه مذکور از کشورهاى کمتر توسعه یافته درخواست نموده‌اند بسیار وقیحانه است. سیاست‌هایى نظیر اجبار به شهرنشینى در تانزانیا،‌ تشویق به نابارور نمودن زوج‌ها در سطح گسترده در هندوستان و شکنجه، اخراج از کشور و حتى قتل‌عام اقلیت‌هاى قومى ‌در آسیا و آفریقا که نمونه بارز آن در مورد کشور اوگاندا به وقوع پیوست از جمله برنامه‌هایى هستند که کشورهاى فقیر در عوض دریافت کمک‌هاى توسعه‌اى مجبور به اجراى آن شده‌اند.

کمک‌هاى غرب همچنین به کشورهاى مخالف غرب نظیر اتیوپى و کوبا نیز ارسال شده است. نیز کشورهاى در حال جنگ با یکدیگر مانند هند و پاکستان و حتى رژیم‌هایى که گروه‌هاى مولد جامعه خود را تحت فشار قرار داده‌اند از جمله دریافت کنندگان کمک‌هاى توسعه‌اى بوده‌اند.برخى از کشورها، از کمک‌هاى توسعه‌اى که به آنها پرداخت شده است، منفعت بسیار اندکى را نصیب خود ساختند و یا اصولا هیچ بهره‌اى از آن نبردند. سودان، موزامبیک، آنگولا و روآندا برجسته‌ترین این کشورها هستند. این کشورها که با درگیرى‌هاى داخلی، ویرانى‌هاى بسیارى را تجربه کرده‌اند اکنون همگام با شیوع بیمارى‌ها و قحطی، رکود شدید اقتصادى را متحمل مى‌شوند. کمک‌ها آنجایى مى‌روند که قانون به آن امر کند، بى‌توجه به آنکه آیا شرایط بهره‌بردارى از این کمکها مساعد است یا خیر. با این حال "کمک‌هاى توسعه‌ای" همچنان به عنوان یک اصل اساسى و ضرورى به حساب مى‌آید. مذاکرات پارلمانى پیرامون لغو برنامه‌ کمک‌ها نیز به یک نتیجه مورد اتفاق نرسیده است. اکثر انتقادها، حول این موضوع است که چرا میزان کمک‌ها به اندازه‌اى نبوده است که بتواند در کشورهاى فقیر تحول ایجاد کند. اندیشه لغو بدهى کشورهاى فقیر نیز از همین نوع نگاه نشات گرفته است. تازه‌ترین ارزیابى‌ها در پى این است که کشف کند در طول این برنامه، چه اقدامات نسنجیده و نادرستى به وقوع پیوسته است و چه باید کرد تا این کاستى‌ها را بتوان به نحوى سامان بخشید. لغو بدهى کشورهاى فقیر، که البته حرف جدیدى به حساب نمى‌آید، راه‌حل مناسبى برایحل خیل مشکلات به نظر نمى‌رسد. لغو بدهى‌ها بیش از آنکه مطلوب دلسوزان و رهبران امین کشورهاى در حال توسعه باشد خوشایند افراد بى‌لیاقت و فاسد در اجراى این برنامه به حساب مى‌آید. همچنین این بى‌اعتمادى به کشورهاى جهان سوم هرچه بیشتر به اعتبار این کشورها لطمه وارد مى‌کند و به این ترتیب جذب سرمایه براى این کشورها بیش از پیش مشکل خواهد شد.کمک‌هاى دولت به دولت باید پایان پذیرد، اما این اقدام در عمل بسیار مشکل است زیرا منافع تجاری، روانى و سیاسى بسیار نیرومندى در پس این نوع سیاست نهفته است. لابى کمکهاى توسعه‌اى احتمالا اثرگذارترین و قدرتمندترین لابى در جهان است. این لابى در همه کشورهاى غربی، بانک جهانی، صندوق بین‌المللى پول و سایر سازمان‌هاى بین‌المللى بخش کمک‌ به کشورهاى در حال توسعه را دایر نموده است. اما در عمل براى اصلاح اشتباهات و نزدیک شدن به اهداف تعیین شده برنامه چه اقداماتى لازم است؟به نظر مى‌رسد نخستین گام در این جهت، اصلاح اساسى ساختار توزیع کمک‌ها است. پیشنهاد مطرح شده آن است که در عوض لحاظ کردن درآمد سرانه کشورها براى تخصیص کمک به آنها، نوع سیاست‌هایى که دولت‌هاى مختلف در جهت بهره‌بردارى از این کمک‌ها اتخاذ کنند مدنظر قرار گیرد. زیرا خواه‌ناخواه تنها دولت‌هاى کشورها هستند که مى‌توانند باتوجه سیاست‌هاى داخلى و خارجى خویش پیشرفت اقتصادى و رفاه عمومى‌ را براى مردم خویش به ارمغان آورد. این بدان معناست که بهترین شیوه توزیع کمک‌ها آن است که در عوض مبنا قرار دادن فقر براى اعطاى کمک‌ها،‌ در حقیقت این کمک‌ها را به عنوان پاداشى براى اتخاذ سیاست‌هاى مثبت اقتصادى تبدیل نماییم. در پاسخ به ناکارآمدى‌هاى برنامه‌هاى توسعه‌ای، برخى پیشنهاد مى‌کنند که کمک‌هاى توسعه‌اى باید به صورت وام‌هاى اقتصادى و نه به صورت وام‌هاى بلندمدت با بهره‌هاى اندک باشد. اما این نوع پیشنهادات بى‌شک نمى‌توانند شکست بزرگى را که طراحان این برنامه در رسیدن به اهداف مورد نظر داشته‌اند التیام بخشند.کمکهاى توسعه‌اى که با هدف کاهش شکاف بین کشورهاى ثروتمند و کشورهاى فقیر آغاز شده بود، در عمل هرگز نتوانسته است به این مقصود دست یابد. آنچه که امروز در عالم واقع به وقوع پیوسته است شکاف عمیق بین کشورهاى غنى و فقیر است. جهانى که امروز در آن زندگى مى‌کنیم شاهد وقایع تلخ و غیرقابل‌باورى است. نیمى ‌از مردم دنیا با درآمد روزانه 2 دلار و یا کمتر امورات خویش را سپرى مى‌کنند. حدود یک سوم آنها در فقر شدید غذایى به سر مى‌برند و یک پنجم کودکان جهان در فقر مطلق به سر مى‌برند.

اما کسانى که خواسته بودند نقص بنیادى نظام خویش را با بسنده کردن به یکسرى کمکهاى محدود به فقرا بپوشانند در عمل شاهد بودند که این شکاف روز به روز افزایش یافته است.

افکار عمومى ‌امروز به شدت نظام کنونى را تحت فشار قرار داده است. برنامه پنجاه ساله ترومن شکست خورده است و اینها همه مسائلى است که دنیا را به اندیشه‌اى عمیق فرو برده است.