سعدالله زارعی
چند روز از پایان اجلاس امنیتی عراق در شرمالشیخ میگذرد اما هنوز محافل سیاسی و رسانهای دنیا به تحلیل محتوا و نتایج آن مشغول میباشند. این اجلاس که به «پیمان بینالمللی با عراق» نامگذاری شد، محل اظهارنظر کشورهای مختلفی بود که هر کدام از منظر منافع یا دیدگاههای خود به «عراق» مینگریستند از این رو اظهارنظرها متفاوت بود در عین حال این اجلاس در متن خود چند جبهه داشت:
1- جبهه آمریکا و کشورهای غربی مرتبط با آن که شامل 5 عضو دائم شورای امنیت، گروه کشورهای 8G و دبیرکل سازمان ملل میشد. هیأت آمریکایی در این اجلاس معرف این گروه بود و تلاش زیادی به عمل آورد تا فضای اجلاس به سمت حل معضل آمریکا در عراق ـ یعنی مخاطره روزافزونی که متوجه نظامیان اشغالگر و در نتیجه به شکست کشیده شدن طرح آمریکا در عراق است ـ پیش برود. از این رو کاندولیزا رایس در نطق کوتاه خود سعی فراوانی کرد تا کشورهای عربی همسایه عراق را متقاعد کند که از یک طرف عراق جدید از «عراق صدام حسین» که به همسایگانش تجاوز میکرد بهتر است و از سوی دیگر چارهای جز تن دادن به سیستم فعلی سیاسی عراق وجود ندارد و تغییرات تنها در سایه نزدیکتر شدن به نوری مالکی امکانپذیر است. آنچه رایس در نطق خود گنجانده بود به نحو ویرایش شدهتری در بیانیه پایانی اجلاس هم آمده بود. عبارت «اجلاس آشتی عراق زیر نظر اتحادیه عرب» که در بیانیه گنجانده شد اگر چه بسیار کلی است و در کنار بندهای دیگر که از کمک کامل به «دولت منتخب قانونی عراق» خبر میدهد، چندان برجسته نیست ولی به هر حال برای عربستان، اردن، سوریه و قطر یک «اشاره مثبت» به حساب میآمد.
رایس و گروه کشورهای غربی البته در این اجلاس میدانستند که از میان اعضای شرکتکننده، محور استقرار «نظم جدید در عراق» ایران است و از این رو همه توجهات آنان به نقطهای دوخته شده بود که متکی، عراقچی و... قرار داشتند. رایس بخصوص در نطق خود احتیاط فراوانی کرد تا حتی یک کلمه ناخوشایند علیه ایران نگوید و حتی نشان دهد که با ایران مشکلی ندارد. در واقع رایس با مخفی کردن مشکلات دولت خود درباره ایران ـ که عمدتاً به مخالفت جدی ایران با اشغال عراق باز میگردد ـ تلاش کرد تا وخامت اوضاع نیروهای خود در عراق را کاهش دهد.
2- جبهه ایران. رسانههای خارجی در اجلاس یازدهم همسایگان عراق در شرمالشیخ مصر آنقدر از «ایران» حرف زدند که گویی اساسا این اجلاس درباره ایران و یا در پایتخت جمهوری اسلامی برگزار میشود! هیچکس از اهمیت حضور نمایندگان پنج عضو صاحب حق وتوی شورای امنیت در اجلاس مصر سخن نمیگفت و کسی از اهمیت محل برگزاری اجلاس حرفی نمیزد. در داخل اجلاس هم همه اذهان متوجه هیئت ایرانی بود. ایران قبل از آغاز اجلاس شرمالشیخ یک دور مذاکره با طرفهای عراقی و یک دور مذاکره با طرف مصری به عمل آورد و دیدگاههای خود را منتقل نمود و این هماهنگی فراوان مصریها و عراقیها با دیدگاههای ایران را در پی داشت. از این رو وقتی وزیر خارجه ایران در اجلاس سخن میگفت بخصوص از سوی سرپرست هیئت عراقی «نوری کامل المالکی نخستوزیر» مورد تایید قرار میگرفت و حتی بعضی از خبرگزاریها آنجا که ایران اشغالگری را مهمترین شکل امنیتی عراق دانست با آن بخش از نطق نوریالمالکی که گفت: «مردم عراق با قیمومت بیگانگان و دخالت آنها در کشور خود مخالف هستند» کاملا منطبق دانستند. مواضع هیئت ایرانی البته با استقبال سه همسایه دیگر عراق ـ ترکیه، کویت و بحرین ـ و دبیرکل اتحادیه عرب، عمروموسی هم مواجه بود و این کمک زیادی به گنجانده شدن دیدگاههای ایران در بیانیه اجلاس پایانی کرد.
مواضع ایران و هواداران او روی چند نقطه تمرکز داشت، این موارد شامل خروج اشغالگران از عراق در تاریخی که دولت مالکی مقرر میکند، همکاری کامل منطقهای و بینالمللی با دولت نوری مالکی و سایر مظاهر نظم جدید عراق، قطع کمک همسایگان عراق به تروریستها، حذف نگاه طایفهای، مذهبی و قومیتی به عراق و شناسایی عراق به عنوان کشوری اسلامی ـ عربی میشد.
3- جبهه کشورهای ناراضی عرب. در این اجلاس کشورهای عربی به دو تا سه دسته تقسیم شدند. نمایندگی ناراضیان عرب را عربستان سعودی بر عهده داشت و از سوی اردن، قطر و دبیرکل قطری شورای همکاری خلیجفارس ـ عبدالرحمنالعطیه ـ همراهی میشد. سعودالفیصل در این اجلاس بارها از حذف دولت سنی در عراق انتقاد کرد و به نحو تلویحی مشروعیت دولت نوریمالکی را زیر سؤال برد. وزیر خارجه قطر نیز نظم کنونی عراق را یک بعدی و نیازمند تغییر معرفی میکرد. منظور او این بود که قاعده اکثریت اقلیت را باید رها کرد و به توافق میان احزاب و طوایف روی آورد. دبیرکل شورای همکاری خلیجفارس پس از پایان اجلاس شرمالشیخ نتایج را ناامیدکننده توصیف کرد چرا که به عقیده او «به مشکلات طایفهای عراق ـ یعنی مخالفان طایفهای نوری مالکی ـ پرداخته نشد و به ناراضیان سنی اجازه حضور و صحبت در اجلاس داده نشده است.» اظهارات العطیه کاملاً مشخص کرد که گروه کشورهای ناراضی عرب ـ یا به تعبیر بعضی از رسانههای مصری تندرو ـ دستاوردی از اجلاس شرمالشیخ نداشتهاند.
4 - جبهه کشورهای معتدل عربی. در این اجلاس مصر، کویت و بحرین شکاف عربی میان کشورهای سنی عرب را به نمایش گذاشتند. اظهارات نمایندگان این سه کشور که دو کشور آن در همسایگی عراق هستند نشان داد که دولت نوری مالکی میتواند جریان تندرو عرب را پشتسر بگذارد و در تعامل مثبت با همسایگان دیگر عرب خود در مناسبات منطقهای حضور فعالی داشته باشد.
5- موضع سوریه. سوریه رادیکالترین موضوع را در این اجلاس به نمایش گذاشت. ولیدالمعلم وزیر خارجه این کشور در نطق خود با صراحت از تروریسم عراقی دفاع کرد و انحلال حزب بعث و ارتش عراق را مهمترین مشکل امنیتی عراق قلمداد کرد و با نارضایتی از اعدام صدام حسین سخت گفت و البته بشدت اشغال عراق را محکوم کرد و خواستار خروج اشغالگران از عراق گردید. موضوع تند معلم در این اجلاس البته چنان تعجببرانگیز نبود و لذا پژواک چندانی در میان رسانهها و محافل پیدا نکرد چرا که نظام بعثی سوریه از آغاز تا با جابجایی قدرت در عراق مخالف بودند و در این مدت بر دفاع از بقایای حزب بعث و ارتش عراق پای فشردند. موضع رادیکالی سوریه البته با نارضایتی طرفهای مختلف همراه بود. حتی گروه کشورهای تندرو عرب ـ عربستان، اردن و قطر ـ با آن همراه نشدند اگر چه آنان نیز نظم جدید عراف را قبول نداشتند.
اما بیانیه پایانی اجلاس کاملاً مشخص کرد که وزنه سنگین این جبههبندیها در دست چه کسی است. در این بیانیه بر محاکمه و مجازات عاملان ارتکاب جنایت علیه ملتهای عراق، ایران و کویت تاکید شد که این اشاره روشنی به بقایای رژیم صدام حسین داشت. از مقابله دولت مالکی با موج خشونتها استقبال شد که این در تعارض با دیدگاه گروه کشورهای تندرو عرب بود. بر «کمک کامل ـ کشورهای منطقهای و بینالمللی ـ به دولت منتخب قانونی عراق و مجلس نمایندگان» تاکید شد و این مهمترین خواسته ایران بود. جلوگیری از ورود و خروج تروریستها از مرز کشورهای همسایه بخش دیگری از خواسته ایران و بعضی از کشورهای دیگر بود که در اجلاس گنجانیده شد. در بیانیه پایانی عبارتی گنجانده شد که نوریمالکی نخستوزیر عراق به تصریح در نطق خود گفته بود؛ «خطر جنگ داخلی در عراق هرگز وجود ندارد» و نیز تعامل کشورهای دیگر با عراق براساس مسایل طایفهای، قومیتی و مذهبی نفی شد. اینها فهرستی از مهمترین خواستههای مشترک دولتهای تهران و بغداد بود که اینک در یک اجلاس بزرگ منطقهای و بینالمللی بصورت بیانیه نهایی منتشر میشدند.
اگر به فلسفه وجودی این اجلاس از منظر آمریکاییها و گروه کشورهای تندرو عرب نگاه کنیم به درستی در مییابیم که از یک سو نظم جدید عراق از پایههای استواری برخوردار است و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران از جایگاهی کاملا محوری در تحولات منطقهای برخوردار میباشد. این حقیقت را عمروموسی در دیدار با متکی بروز داد: «دولت بزرگ ایران محور سازنده و قابل قبول هر تحول منطقهای است».