علی شرفپور
شانزده ماه پیش خبری غیرمترقبه مبنی بر انفجار قبهمطهره حرمین عسکریین علیهماالسلام در سامرا قلب و روح تمامی مسلمانانی که حب به خاندان مکرم پیامبر اعظم صلواتالله علیهم اجمعین را در دل پرورانده بودند بسیار گران آمده و از سوی اکثر فرق اسلامی محکوم گردید ولی دریغ که بار دیگر حادثهای مشابه در همان مکان شریف به وقوع پیوست؛ گویی که معصومیت با مظلومیت پیوندی دیرینه دارد.
بر هیچ یک از مسلمانان آگاه به مسائل سیاسی بینالملل پوشیده نیست که سیاست استکبار بر این تعلق گرفته است که چالشی عمیق، میان مسلمانان منطقه (برادران شیعه و سنی) در اندازد تا از این رهگذر ایران اسلامی که امروز در تقابل مستقیم با آمریکا به سر میبرد را در کانون یک بحران منطقهای سرگرم نماید. همچنان که یک تحلیلگر آمریکایی هفته گذشته در مقالهای ضمن محکوم به شکست دانستن لشکرکشی دولت متبوعش به عراق، دشمن حقیقی ایرانیان را اعراب منطقه برشمرد و اظهار داشت: «چالش سختافزاری میان اعراب و ایرانیان در آیندهای نه چندان دور انتظار میرود!» و بعید نیست که این رویکرد از سوی دولتمردان کابینه بعدی واشنگتن در دستور کار قرار گیرد.
در این راستا سیاست قاطع و معقول جمهوری اسلامی ایران بر مبنای وحدت مسلمانان و همگرایی کشورهای مختلف منطقه قرار گرفته است و این امر درست نقطه مقابل رویکردی است که انتظار میرود آمریکا در منطقه دنبال نماید. به این ترتیب شاید عدهای برای جلوگیری از ایجاد خلل در روابط میان کشورهای اسلامی منطقه و یا به تعبیری مهار تنازع میان تسنن و تشیع، چشم بستن بر پایمالشدن مقدسات و انفعال را بر ارائه و راهکارهای پویا ترجیح دهند و به قول معروف با نواختهشدن یک سیلی بر گونه چپ، گونه راست خود را برای نوازشی دیگر مهیا سازند. چنانکه سکوت و عدم اتخاذ راهکار عملی در پاسخ به جنایت وقیحانه 16 ماه پیش باعث شد که امروز سیلی دوم بر صورت محبین اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام فرو نشیند.
از نظر نگارنده اخذ رویکرد منفعلانه در این خصوص جای بسی تامل دارد، چرا که معتقدیم تمامی راهحلهای موجود برای حل بحرانهای این چنینی، به راهبردهای سختافزارانه و چالشافزا منتهی نمیگردد همچنان که رکود و انفعال نیز در بسیاری مواقع امری مذموم و ناپسند است.
با عنایت به مطالب فوق و همچنین بیمناسبت نبودن احتمال رخدادن وقایعی مشابه در آینده، انتظار میرود مسئولین سیاسی ـ امنیتی دو کشور ایران و عراق به فکر تنظیم و تدوین راهحلهای بنیادین جهت جلوگیری از بروز چنین رویدادهایی در آینده باشند.
از این رو پیشنهاد میشود مقامات امنیتی ـ اطلاعاتی ایران با برپایی همایشی با حضور مقامات ارشد نظامی و سیاسی عراق، ضمن لابی با مقامات مربوطه عراقی مسئولیت تامین امنیت عتبات عالیات را راسا بر عهده گیرند که البته لازم به ذکر است چنین اقداماتی حتما نیاز به ماهها کار کارشناسی، امنیتی و اطلاعاتی خواهد داشت.
ناگفته پیداست ورود در چنین عرصهای، هم میتواند ـ در صورت عدم بهرهمندی از عقل و تدبیر و درایت ـ لطمات جبرانناپذیر برای نظام جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته باشد و هم میتواند فرصتهای بیبدیل را جهت تامین امنیت حوزههای نام برده در عراق داشته باشد.
بیهیچ تردیدی باید گفت در صورت تحقق چنین امری اشغالگران و بدخواهان تشیع، و خصوصا جمهوری اسلامی ایران در صدد بر خواهند آمد تا با دامنزدن به عمق ناامنی و فجایع در مناطقی که بناست حوزه امنیتی ـ اطلاعاتی ایران را مخدوش ساخته و علاوه بر آن از عمق نفوذ معنوی ایران در منطقه بکاهند.
از این حیث توصیه میشود اقدام به چنین عملی تنها در شرایطی صورت پذیرد که اولا هماهنگیهای گسترده در تمام شؤون مربوطه با دولتمردان عراق انجام شود و ثانیا بهترین اکیپهای اطلاعاتی ـ امنیتی مطالعات تخصصی در خصوص مناطق مورد نظر را چندین ماه پیش از اقدامات عملی آغاز کنند، ضمن اینکه بایسته است تحقیقات مورد نظر به قدری عمیق و کارشناسانه باشد که نتیجه، پیش از اقدام، کاملا معلوم و مشخص باشد چرا که چنین اقدامی با توجه به مواردی که در بالا اشاره شد به قدری حیاتی است که در صورت عدم اجرای صحیح آن مرگ نفوذ معنوی ایران در منطقه را از یک سو و لطمه جبرانناپذیر به حیثیت بینالمللی کشورمان را از سوی دیگر به دنبال خواهد داشت.
اما روی دیگر سکه به صورتی کاملا متفاوت با روی اول آن خواهد بود. یعنی در صورت موفقیت در عملیاتیشدن چنین امری و دستیابی به نتیجه مطلوب و مورد نظر، اولا ایران میتواند پس از استقرار امنیت، با آموزش و انتقال تجربیات خود به نیروهای بومی عراق، خودباوری را برای عراقیها به ارمغان آورد؛ ثانیا میتوان با توفیق در چنین امری پرده از ابهامات موجود در خصوص عاملان اصلی ناامنیها در عراق برداشت و به تعبیری رویکرد بدخواهانه اشغالگران را افشا ساخت؛ ثالثا موفقیت در چنین طرحی به خوبی بیانگر عدم صلاحیت اشغالگران در تامین امنیت عراق بوده و عاملی خواهد بود برای سوقدادن افکار عمومی منطقه به سمت بیکفایتی و بلکه غرضورزی اشغالگران؛ رابعا عملیاتی کردن بدون نقص و عاری از اشتباه طرح فوق همانطور که ذکر شد میتواند خروج اشغالگران، درونیسازی تامین امنیت در عراق و در نهایت مهار بحران منطقه را به همراه داشته باشد. ومنالله التوفیق