جورج بوش رییسجمهوری آمریکا هرچه تلاش میکند در عراق پیروز شود، بیشتر به شکست نزدیک میشود. خبرگزاری ایلنا به نقل از آسوشیتدپرس آورده است: در حالی که رییسجمهوری آمریکا پیوسته تلاش میکند در عراق پیروز شود، اما به نظر میرسد تلاشهای او در جهت عکس و در جهت شکست پیشرفت میرود. مدتی است که این پرسش مطرح است که آیا ارتش آمریکا میتواند عراق را باثبات کند. در حال حاضر به نظر میرسد که نمیتواند. چهارسال پیش پس از سقوط دولت صدام حسین این کار ممکن به نظر میرسد. پیش از آنکه شورشها آغاز شود، پیش از آنکه مقامهای اشغالگر هرگونه شانسی را برای پرهیز از کشمکشهای قومی امروز عراق از دست بدهند. اکنون تنها خود عراقیها هستند که میتوانند خود را نجات بدهند. بنابراین گزاش، مردم عراق بدونشک به کمک ارتش آمریکا احتیاج دارند. اما ارتش آمریکا این واقعیت را پنهان نمیکند که تقویت نظامیان این کشور در حال زمان دادن به دولت عراق هستند تا اختلافهایشان را برطرف کنند، یک دولت وحدت ملی به وجود آورند و نشان دهند میتوانند از خود دفاع کنند.
بنابراین پرسش این نیست که آیا آمریکا میتواند جنگ را ببرد یا نه، بکله این است که آیا عراقیها میتوانند این کار را بکنند که البته تردید زیادی در این وجود دارد. با نشانههای کمی که از پیشرفت در بغداد دیده میشود، مقامهای آمریکایی از خود میپرسند تا چه مدت درست است که تلفات روبه افزایش آمریکاییها را که از مارس 2003 و آغاز جنگ تاکنون به 3هزار و 576 تن رسیده تحمل کرد در حالی که عراقیها بحث و تاخیر میکنند. بوش روز پنجشنبه در یک سخنرانی از لحن بسیار امیدوارانهای درباره استراتژیاش استفاده کرد و هیچ نشانهای از آمادگی برای کنار گذاشتن یا تغییر روش وی در سخنانش دیده نمیشد. با این وجود وی انتظارها را نادیده گرفت و به اسرائیل به عنوان مدلی برای تعریف موفقیت در عراق اشاره کرد. یک دموکراسی کارآمد که به هیچوجه در حملههای تروریستی فرو نمیرود. در میان پرسشهای محوری بحث در واشنگتن بر سر پایان دادن به جنگ عراق بدون گسترش آن چنین است: اوضاع چقدر بدتر خواهد بود اگر نیروهای آمریکایی عراق را ترک کنند و کشتارهای قومی افزایش یابد. آیا ترکیه، ایران یا دیگر کشورهای همسایه در آن مداخله نظامی میکنند. آیا تروریستهای القاعده در داخل عراق، مکانی امن مییابند که میتوانند در آن حملههایی را در سراسر منطقه آغاز کنند.
در حالی که هیچ راه برونرفت مشخصی وجود ندارد، اساس قابل قبولی برای امیدواری به فرار از شکست تلاشهای عراق وجود دارد. هنوز ممکن است که تقویت نظامی، که از ماه ژانویه قرار بر آن شده، خشونتهای قومی در بغداد را به اندازهای کاهش دهد که فضای نمایشی را ایجاد کند که رهبران عراقی به آن برای پیشرفت سیاسی جدی نیاز دارند. به گفته فدریک کاکان یک تحلیلگر مؤسسه سرمایهگذاری آمریکایی که به تازگی از بغداد دیدن کرده و یکی از حامیان اصلی استراتژی کنونی است، مرحله قطعی مبارزه کنونی در اواخر جولای یا اوایل آگوست آغاز میشود. وی پیشبینی میکند که این مرحله سطحهای پایینتری از خشونت تا سال آینده را به همراه دارد. بنابراین گزارش، روال کنونی به هر حال تشویقکننده نیست و جریانهای سیاسی در واشینگتن و در بغداد مطلوب نیستند. درست هفته گذشته، ریچارد لوگار سناتور جمهوریخواه از ایالت ایندیانا که نقش مهمی در امور خارجه دارد، حسابش را از بوش جدا کرد. لوگار گفت که به این نتیجه رسیده که ادامه سیاست کنونی منافع امنیتی آمریکا را حفظ نخواهد کرد. وی همچنین گفت: تقریباً غیرممکن است که بتوان در مدتی قابل قبول، دولتی باثبات در عراق به وجود آورد. دیگر جمهوریخواهان برجسته همچون سناتور جان وارنر از ویرجینیا اشاره کردهاند که تحملشان در حال تمام شدن است.
همچنین به نظر میرسد زمان نیز در صحنه سیاست و میدان جنگ علیه بوش میگذرد. به همین دلیل است که بوش در ماههای اخیر به این نتیجه رسیده که استراتژیاش برای امن ساختن بغداد به اندازه کافی سریع نیست. وی ممکن است احساس کند مجبور است راهی متفاوت پیدا کند، شاید کاهش نقش نظامیان آمریکایی بدون ترک عراق یکی از راهها باشد. وی اشاره کرده که چنین انتقالی ممکن است سال آینده صورت گیرد. این میتواند توضیح دهد چرا بوش و دیگر مقامهای دولتی آمریکا به تازگی به کرهجنوبی به عنوان مدلی برای نقش نظامی طولانیمدت در عراق اشاره کردهاند. شاید در مورد این طرح با دولت عراق به توافق برسند که تعداد اندکی از نظامیان آمریکایی برای آموزش نظامیان عراقی و ایفای نقش بازدارنده در این کشور بمانند. نکته آنست که به جای ترک کامل عراق، چنانکه در سال 1970 در جنگ ویتنام انجام شد، حضور خود را تا مدتی برای حفاظت از منافعش در مرزهای عراق در خلیجفارس ادامه دهد.