تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۵۱۱۴

الهام غفارزاده خسروشاهی

چند ماه دیگر دومین سالگرد صدارت خانم آنگلا مرکل در کشور جمهوری فدرال آلمان فرامی‌رسد. او اولین زنی است که در تاریخ آن کشور توانسته این پست را احراز نماید؛ زنی که خاستگاهش شرق آلمان است. در زمانی که مرکل به قدرت رسید برای بسیاری در داخل و خارج از آلمان این سوال به وجود آمد که آیا لباس صدارت عظمایی برازنده وی خواهد بود یا نه؟ تمام دنیا مترصد این بود که این زن آلمانی در سیاست خارجی آلمان طرحی نو دراندازد و تحولی به وجود آورد که مناسب با روحیه عاطفی و آرام یک زن می‌باشد. بعضی‌ها فکر می‌کردند روحیه زنانه مرکل به وی کمک خواهد کرد تا بتواند به دور از سیاستمداران فریبکار مستقیما تصمیم‌گیری و برای آرامش و صلح جهانی تلاش نماید اما متاسفانه در بسیاری از موارد از جمله در برخورد با ایران در این دوران نزدیک به دو سال صدارت ایشان مشخص شد روحیه زنانه او در راستای واقعیت‌گرایی به او کمکی نکرده بلکه در این مدت معمولا تحت‌تاثیر محافل صهیونیستی و برای خوشایند آمریکا بسیار عجولانه، غیرمنطقی و بی‌مطالعه اظهارنظر می‌کند. مرکل اخیرا در بخشی از سخنرانی خود در مراسم شصتمین سالگرد آغاز به کار آکادمی پروتستان‌ها در شهر توتسینگ ایالت بایرن در جنوب این کشور اظهار است: "فقط وقتی که اروپایی‌ها به طور مشترک بتوانند وزن سیاسی خود را در ترازو قرار دهند می‌توانند با تهدیدهایی مانند ایران مقابله کنند." این اولین‌بار نیست که مرکل این‌گونه سخن می‌گوید.

او در طول یک سال و اندی که به پست صدارت رسیده، این ادعایی که معلوم نیست خودش مفهومش را متوجه هست یا نه را به مناسبت‌های مختلف به زبان رانده است. مشخص نیست که آیا وی معنای تهدید را به درستی می‌داند یا نه؟ باید پرسید که آیا او می‌داند این اظهارات ناشی از روحیه تاثیرپذیری و خودشیفتگی وی است؟ اگر نمی‌داند باید قدری در اظهاراتش تامل کند، چون درست نیست که یک سیاستمدار چشمش را ببندد و دهانش را باز کند و صرفا برای دلخوشی بعضی از هم‌پیمانان سخن بگوید. برای سیاستمدار شایسته نیست که هر چیزی را به عنوان متن سخنرانی جلویش بگذارند، او بدون تفکر روخوانی و تکرار کند. شاید این نظریه که معتقد است خاستگاه افراد در منش و طرز تفکر آنها موثر است، درباره مرکلی که در شرق آلمان و تحت‌تاثیر یک نظام بسته کمونیستی رشد و نمو یافته صادق باشد.

 شایسته است مرکل به این سوال پاسخ دهد اگر رفتار ایران تهدید است، پس رفتار رژیم صهیونیستی اسرائیل در سرکوب مردم بی‌گناه فلسطین و لبنان چیست؟ رفتار اسرائیلی که با داشتن سلاح‌های اتمی تمام منطقه را تهدید می‌کند و نخست‌وزیرش در کشور آلمان در حضور مرکل به داشتن سلاح اتمی افتخار می‌کند. اینکه مرکل موضوع را ناشنیده می‌گیرد، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ از نظر مرکل رفتار هژمونی سیری‌ناپذیر آمریکا در سراسر دنیا چه تعبیری دارد؟ اگر ایران با این قدمت تاریخی و فرهنگی و تمدن طولانی که اکثر سیاستمداران دنیا بر نقش موثرش برای ثبات منطقه خاورمیانه اذعان دارند و تمام تلاشش برای ایجاد صلح و آرامش بوده و تاریخ گواهی می‌دهد که طی چند قرن اخیر هیچ تعرضی توسط این کشور به همسایگانش صورت نگرفته، رفتارش تهدیدآمیز است، پس رفتار آمریکایی که با حضور در هر منطقه و کشوری که نمونه بارزش عراق است باعث بی‌ثباتی و هرج‌ومرج می‌شود، از دیدگاه مرکل چه معنایی دارد؟ همان‌گونه که گفته شد ظاهرا وی معنای تهدید را نمی‌داند و یا دانسته اما چشم بسته درصدد راضی کردن محافل صهیونیستی صاحب نفوذ در کشورهای غربی است، چنانچه مرکل به خود واگذاشته شود و او به وجدانش مراجعه و با مطالعه قبلی سخن بگوید، مسلما این‌گونه درباره ایران قضاوت نخواهد کرد.