*آیا مشرف میتواند مانع بازگشت شما (که طبق برنامه روز دهم سپتامبر صورت میگیرد) به پاکستان شود؟
**مشرف تمام تلاش خود را برای جلوگیری از بازگشت من به پاکستان انجام میدهد. او حتی من را تهدید کرده و گفته است که در صورت بازگشت مستقیماً روانه زندان خواهم شد. این اقدامات و تهدیدها من را نمیترساند. دیوان عالی پاکستان به روشنی اعلام کرده که من میتوانم به کشورم بازگردم.
*اگر مشرف دستور به دستگیری شما در فرودگاه دهد چه اتفاقی میافتد؟
**خودم را برای روبهرو شدن با هر اتفاقی آماده کردهام. اگر او بخواهد من را به اتهام فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت به دادگاه بکشاند آمادگی دفاع از خودم را دارم. دستهای من کاملاً پاک است.
*آیا شما نقشی در آینده سیاسی پاکستان برای پرویز مشرف در نظر دارید؟ حال چه با لباس نظامی باشد و چه غیر نظامی.
**مشرف امروز رئیسجمهور قانونی پاکستان نیست. قانون اساسی پاکستان به فردی نظامی اجازه نمیدهد بر روی صندلی ریاست جمهوری نشسته و کشور را اداره کند. این همان چیزی است که برای آن در حال مبارزه هستیم. میخواهیم دیکتاتوری برای همیشه از صحنه سیاسی پاکستان کنار زده شود. دموکراسی باید پیروز شده و دیکتاتوری مغلوب شود. این نه تنها شعار ما است بلکه جامعه مدنی پاکستان نیز خواستار تحقق آن است.
*چگونه میتوانید هنگام بازگشت خود مانع بروز خشونت شوید؟
**این کار را از طریق مردمی که مخالف دیکتاتوری و دخالت نظامیان در امور کشور هستند انجام میدهم. بهتر است کاری که مشرف قصد داشت در جریان برکناری رئیس دیوان عالی به انجام برساند را دوباره مرور کنیم. او قصد داشت رئیس دیوان عالی را از سمت خود برکنار کند اما مردم در مقابل این تصمیم ایستادند و سرانجام مشرف مجبور به عقبنشینی شد.
*شما مشرف را به انجام اقداماتی متهم کردهاید که خودتان در گذشته آن کارها را انجام میدادید. به نظر میرسد از اشتباهات خود در گذشته درس گرفتهاید.
**ما فرشته نیستیم و همه مرتکب قصور و اشتباه میشویم. هر اشتباهی که صورت گیرد باید تجربهیی باشد به گونهیی که در آینده تکرار نشود. اما حتی اگر یک حکومت دموکراتیک مرتکب اشتباه شود به این معنی نیست که ارتش وارد عمل شده و اختیار امور را در دست گیرد. باید اجازه داد مردم در مورد حکومت قضاوت کنند نه ژنرالها.
*برخی اعتقاد دارند شما رابطه نزدیکی با احزاب مذهبی تندرو در پاکستان دارید.
**ائتلاف من شامل تمام احزاب و گروهها میشود. چه سکولار و چه مذهبی. مشرف در سال 2002 تصمیم گرفت فعالیت بسیاری از احزاب را محدود کند که این اقدام شامل حزب من هم شد. بنابراین در جامعه سیاسی پاکستان یک فضای خالی ایجاد شد که احزاب مذهبی و تندرو آن جای خالی را پر کردند، پس در این مورد باید پرویز مشرف را مسوول دانست. مخالف هیچ حزب و گروهی نیستم به شرطی که آن حزب اقدامی در جهت خارج کردن پاکستان از حرکت به سوی دموکراسی انجام ندهد و نیز دیکتاتوری نظامی را بر کشور حاکم نکند.
*دولت بوش نگران آن است که پاکستان در غیاب پرویز مشرف نتواند به خوبی با اسلامگرایان افراطی مبارزه کند. نظرتان در این مورد چیست؟
**به نظر من دولت آمریکا نیاز دارد تا در سیاستهای خود در مورد پاکستان تجدیدنظر کند. اشتباه آمریکا این است که پاکستان را معادل پرویز مشرف میداند. این نکته را نباید فراموش کرد که افراطگرایی و رادیکالیسم تنها در سایه دیکتاتوری امکان رشد مییابند نه در حکومتهای دموکراتیک. نگرانی آمریکاییها را یک حکومت دموکراتیک برطرف خواهد کرد. من مخالف تروریسم هستم و باید بگویم خودم هم هدف تروریسم قرار گرفتهام. زمانی که نخستوزیر بودم از دو سوءقصد جان سالم به در بردم. نکته اصلی این است که حمایت آمریکا از یک نفر در مقابل خواستههای یکصد و شصت میلیون پاکستانی میتواند بسیار خطرناک باشد.
*چه نقشی برای ارتش و در مجموع نظامیان پاکستانی در آینده سیاسی کشورتان در نظر گرفتهاید؟
**ارتش باید به سنگرها بازگشته و نقش دفاعی خود را عهدهدار شود. نظامیان باید بدانند که جایی در سیاست نخواهند داشت. مشکل زمانی ایجاد خواهد شد که نظامیان پا را از حیطه خود فراتر گذاشته و در سیاست دخالت کنند. وجهه نظامیان در پاکستان پس از روی کار آمدن مشرف کاملاً تخریب شده است. بسیاری از مردم از اقدامات فراقانونی نظامیان ناراضی هستند و در مقابل این شبهه برای نظامیان ایجاد شده که هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.
*رابطه شما با نظامیان و ارتش چگونه است؟
**همیشه رابطه خوبی با آنها داشتهام و همیشه از این نهاد حمایت کردهام. اما پرویز مشرف طی این سالها کاری کرده که حتی همپیمانان سابقش را نیز از خود رانده است. سربازان پاکستانی به هیچ وجه از اتفاقات تلخی که در کشور میافتد راضی نیستند.
*اگر بوتو و مشرف بر سر تقسیم قدرت به توافق برسند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
**اگر چنین اتفاقی رخ دهد آینده سیاسی پاکستان مورد تهدید قرار میگیرد. باعث تاسف است اگر فردی مثل بینظیر بوتو که تمام زندگی سیاسی خود را صرف مبارزه برای دموکراسی کرده با دست خود باعث تقویت و استحکام یک حکومت دیکتاتوری آن هم در بحرانیترین موقعیتش شود.