تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۳۵۱۷۱
جنبه‌های تاکتیکی و راهبردی گزارش اطلاعاتی آمریکا از برنامه هسته‌یی ایران

دکتر سیدحسین موسوی

رئیس مرکز پژوهش‌های علمی‌ و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

انتشار گزارش اطلاعاتی سازمان ملی اطلاعات آمریکا در مورد ماهیت برنامه اتمی ‌ایران از سال 2003 بدین سو، پرونده اتمی ‌جمهوری اسلامی  ‌ایران را وارد فاز جدیدی کرد. کمی ‌پیش از آن، دولت جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا مشغول بسیج دولت‌های متحد خود در منظومه غرب و نیز اعضای دائمی‌ شورای امنیت به علاوه آلمان برای تهیه پیش‌نویس قطعنامه جدید شورای امنیت جهت اعمال مرحله سوم تحریم‌ها علیه ایران بود، از سوی دیگر در منطقه خاورمیانه و به طور مشخص در کشورهای عرب کرانه جنوبی خلیج فارس، واشنگتن اردوگاه میانه‌روها را علیه برنامه اتمی ایران و مخاطرات منطقه‌یی آن فعال کرده بود.

نمی‌توان پذیرفت که واشنگتن مانند دیگر پایتخت‌های جهان و همزمان با آنها از انتشار گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا مطلع شده است، زیرا به نوشته روزنامه‌ هاآرتص چاپ تل‌آویو (سه‌شنبه 13 آذر ماه) ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل در حاشیه اجلاس آناپولیس و در جریان مذاکرات خود با مقامات ارشد آمریکا در جریان این گزارش اطلاعاتی آمریکا قرار گرفته بود. اما انتشار گزارش مزبور همزمان با اوج‌گیری فشارهای واشنگتن علیه تهران معادلات حاکم بر پرونده اتمی ایران را حداقل در میان مدت به کلی دگرگون کرد تا آنجا که اظهارنظر فوری جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا درباره ضرورت ادامه فشارها علیه ایران نیز نتوانست از میزان تاثیرگذاری این گزارش اطلاعاتی بکاهد. به ویژه آنکه این گزارش از سوی نهادهایی منتشر شد که پیش از آن و به طور مشخص در سال 2003 علیه عراق و در سال 2005 علیه ایران اقدام به انتشار گزارش‌هایی کرده بودند که بعدها (در مورد عراق) نادرست بودن آن به اثبات رسید و در مورد ایران گزارش کنونی، گزارش سال 2005 را نادرست جلوه می‌دهد. گفته می‌شود این گزارش‌های نادرست در هر دو مورد بنا به توصیه‌ها و حتی فشارهای جناح رادیکال هیات حاکمه آمریکا و به طور مشخص جناح دیک چنی معاون جرج بوش تهیه شده بود تا زمینه مناسب اقدامات خصمانه آمریکا را علیه عراق و بعدها ایران فراهم کند.

ایران از انتشار این گزارش استقبال کرد و آن را نشانه صحت ادعاهای خود و مسالمت‌آمیز بودن برنامه هسته‌یی‌اش به شمار آورد. محمد البرادعی رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌نیز انتشار گزارش مزبور را نشانه صحت ارزیابی‌های خود از برنامه اتمی ‌ایران دانست و بسیاری از کشورهای جهان به استثنای آمریکا و فرانسه خواهان تغییر رفتار جامعه جهانی با موضوع قدرت هسته‌یی ایران و حل و فصل مشکلات باقی مانده آن از طریق راه‌حل‌های دیپلماتیک شدند.

این فضای عمومی‌ پرونده هسته‌یی ایران پیش از انتشار گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا و واکنش‌های بعدی آن بود. این نوشته می‌کوشد بر پایه چند فرضیه پیش‌رو دلایل تاکتیکی و راهبردی انتشار این گزارش را مورد بررسی قرار داده و چشم‌اندازی از سمت‌ و سوی این پرونده را ترسیم کند.

یکم ـ فرضیه‌های تاکتیکی (کوتاه‌مدت): الف ـ اختلاف نظرهای دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در آمریکا در سال‌های اخیر به ویژه پس از ناکامی‌دولت جرج بوش در سامان دادن به اوضاع عراق و شکست شبه قطعی پروژه خاورمیانه بزرگ به اوج خود رسیده است. پرونده اتمی ‌ایران و چگونگی برخورد با آن نیز به یکی از معضلات بزرگ سیاست خارجی آمریکا و به یکی از عوامل اختلاف‌برانگیز میان دو جناح حاکم بر ایالات متحده تبدیل شده است. در واقع ایران مجدداً به یکی از اهرم‌های انتخاباتی و کشمکش‌های سیاسی دموکرات‌ها و جمهوریخواهان تبدیل شده است. این وضع ما را به یاد پایان دهه 70 میلادی قرن پیشین یعنی بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران می‌اندازد. آن زمان جیمی‌ کارتر (دموکرات) وعده داده بود که از هر طریق ممکن نسبت به آزادی گروگان‌های آمریکایی اقدام خواهد کرد. حمله نظامی ‌و شکست نیروی ویژه آمریکا در صحرای طبس آخرین تلاش آمریکا را برای آزادی گروگان‌ها با شکست مواجه کرد. از آن پس هم دموکرات‌ها و هم جمهوریخواهان سیاست مذاکره با تهران را در پیش گرفتند، اما نزدیکی انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا مانع از آن شد که جیمی ‌کارتر بتواند از راه‌های گفت‌وگو با تهران موضوع گروگان‌ها را حل و فصل کند، از این رو دموکرات‌ها در انتخابات شکست خوردند و جمهوریخواهان رونالد ریگان را به کاخ سفید منتقل کردند. دموکرات‌ها پس از حادثه گروگانگیری به مدت سه دوره از صحنه سیاسی ایالات متحده خارج شدند. اینک ظاهراً نوبت به جمهوریخواهان رسیده است که طعم شکست را به دلیل ناکامی‌های پی در پی‌شان در مدیریت بحران‌های جهانی بچشند. عامل اصلی در این زمان نیز ایران است. در واقع ایران می‌تواند تاثیر تعیین‌کننده در بقای جمهوریخواهان یا حذف کوتاه‌مدت آنها از صحنه سیاسی آمریکا ایفا کند. از این منظر می‌توان انتشار گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا را درباره برنامه هسته‌یی ایران تلاش جمهوریخواهان برای کاهش تاثیرگذاری ایران و پرونده اتمی‌‌اش روی کشمکش‌های داخلی و انتخاباتی ایالات متحده دانست. در واقع جمهوریخواهان می‌خواهند با یک عقب‌نشینی تاکتیکی از موضع رادیکال خود در برابر پرونده هسته‌یی ایران از اهمیت این پرونده کاسته و راه گفت‌وگو را با تهران فعال کنند. این تلاش جمهوریخواهان در کانون‌های دیگر بحران نیز دیده می‌شود. در موضوع عراق، افغانستان و بحران جدید پاکستان ملاحظه می‌شود که آمریکا در این حوزه‌ها بیشترین تلاش را می‌کند تا ضریب بحران را کاهش دهد. جمهوریخواهان فقط 8 ماه وقت دارند: اگر آنها نتوانند دستاورد قابل قبولی در کانون‌های بحران به دست آورند، شکست در انتخابات بعدی قطعی است. نظرسنجی‌ها از هم‌اکنون شکست جمهوریخواهان و کاهش شدید محبوبیت جرج بوش را نشان می‌دهد.

ب ـ سازمان ملی اطلاعات آمریکا کارنامه مثبتی در مورد تولید و انتشار اطلاعات صحیح نسبت به حوزه‌های حریفان منطقه‌یی و بین‌المللی ایالات متحده ندارد. پیش از یکسان شدن فعالیت 16 سرویس اطلاعاتی آمریکا، سرویس اطلاعاتی آمریکا در حوادث 11 سپتامبر 2001 نتوانست عملیات حمله به برج‌های دوقلو را خنثی کند. در حوزه اطلاعات خارجی نیز مجموعه این سرویس‌های اطلاعاتی، اطلاعات نادرست و کاذبی از توان نظامی عراق در اختیار کاخ سفید و پنتاگون قرار داده بودند. همین اطلاعات نادرست مبنای خروج آمریکا از اجماع بین‌المللی و حمله به عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین قرار گرفت. همین سازمان ملی اطلاعات آمریکا در سال 2005 اطلاعات مربوط به تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی  را در اختیار کاخ سفید قرار داد، در مقابل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌در گزارش‌های متعدد، گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا را به چالش خواند و بر مسالمت‌آمیز بودن برنامه هسته‌یی ایران تاکید کرد. (صرفنظر از پاره‌یی ملاحظات محمد البرادعی در مورد ابهامات موجود در پیشینه فعالیت یران که از تهران خواسته بود به رفع آنها اقدام کند.) روسیه یعنی شریک اصلی ایران در نیروگاه اتمی بوشهر نیز بر مسالمت‌آمیز بودن برنامه هسته‌یی ایران تاکید کرد.

مجموعه این چالش‌ها به جایی رسید که در عرصه سیاسی ایالات متحده نتوانست به حفظ انسجام کشورهای 1+5 موفق شود و در جهت صدور قطعنامه سوم علیه ایران حرکت کند. از این رو سازمان ملی اطلاعات آمریکا با انتشار گزارش اطلاعاتی خود از برنامه هسته‌یی ایران در واقع گامی در جهت اعاده حیثیت به اعتبار خدشه‌دار شده سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا برداشت. اهمیت این اقدام فقط در این خلاصه نمی‌شود که دولت جرج بوش از اقدام فوری (آنطور که اسرائیل می‌خواهد) علیه تاسیسات اتمی ‌ایران آن هم 8 ماه پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا معاف کند، بلکه این گزارش می‌خواهد رفتار دولت‌های بعدی آمریکا را (چه جمهوریخواه و چه دموکرات) در برخورد با حریفان منطقه‌یی و بین‌المللی آمریکا منضبط کند.

دوم ـ فرضیه‌های راهبردی (بلندمدت): الف ـ ایالات متحده آمریکا از سال 2003 (که مبدا گزارش اطلاعاتی آمریکا از برنامه هسته‌یی ایران محسوب می‌شود) تاکنون شاهد سه بحران و سه کانون شعله‌ور بوده که پیامدهایش تا اطلاع ثانوی موقعیت بین‌المللی آمریکا و قدرت این کشور را در مدیریت و کنترل بحران‌های جهانی تحت تاثیر قرار خواهد داد. یکی جنگ علیه رژیم عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین و دیگری ادامه بحران افغانستان و واگذاری ماموریت کنترل آن به ایساف و پیمان ناتو است. اما تحول دیگری رخ داد که ابعاد راهبردی مخاطرات پیش روی آمریکا را با یک شیب بسیار تند افزایش داد. این بحران مربوط به پاکستان است. اوضاع پاکستان طی چند ماه اخیر نشان داد احتمال افزوده شدن این کشور بزرگ اسلامی ‌به حوزه‌های بحران منطقه‌یی و پیوستن آن به لحاظ جغرافیایی به افغانستان، بسیار فراوان است. یکی از ناظران غربی اوضاع پاکستان را به ماه‌های اخیر سقوط رژیم شاه در ایران تشبیه کرده است. اعلام حالت فوق‌العاده، برکناری قضات ارشد دیوان عالی، بازگرداندن بی‌نظیر بوتو و نواز شریف به پاکستان و آماده شدن ارتش این کشور برای حمله به مناطق تحت نفوذ «طالبان پاکستان» همه و همه از بحران سیاسی و امنیتی این کشور نکاسته است. از این رو دولت آمریکا نمی‌توانست به روند فشارهای خود علیه ایران تا مرحله اجرای سناریو حمله نظامی به ایران ادامه دهد. این سناریور در صورت وقوع می‌توانست شبه قاره هند را به لحاظ جغرافیایی با منطقه خاورمیانه پیوند داده و گسل‌های آن را فعال کند. کافی است بدانیم در صورت به هم پیوستن جغرافیایی این مناطق به علاوه ایران و عراق، منطقه‌یی به حجم دو برابر قاره اروپا دستخوش بحران می‌شد. همچنین به یاد داشته باشیم که پاکستان دارای زمینه بالایی از بنیادگرایی سلفی در مقایسه با دیگر مناطق است. به آمار عملیات انتحاری با وجود دولت نظامی‌ رویز مشرف و حالت فوق‌العاده توجه کنید. 12 فقره عملیات ضدامنیتی علیه ارتش پاکستان در مناطق گوناگون و حتی شهر راولپندی (که به اسلام آباد نزدیک است) خطر حاکم شدن هرج و مرج در این کشور را افزایش می‌دهد. آمریکا، بخش‌هایی از پاکستان به ویژه ایالت وزیرستان و مناطق هم مرز با افغانستان را «سالن جوجه کشی تروریسم» توصیف می‌کند. از این رو و از منظر راهبردی حفظ ثبات و استقرار امنیتی ایران صرف‌ظر از مخالفت شدید واشنگتن با تهران و نیز صرف‌نظر از خصومت تاریخی میان ایران و آمریکا بیش از هر چیز یک ضرورت آمریکایی است، زیرا چه بخواهیم و چه نخواهیم این جبر جغرافیایی است که ایران را در موقعیت راهبردی کاملاً ویژه‌یی قرار داده است که ریسک ناامن کردن آن بسیار بالاست.  

ب ـ ورود مجدد و قدرتمندانه روسیه به صحنه تحولات بین‌المللی از دیگر رخدادهای چند سال اخیر است که جنبه راهبردی دارد. یکی از ناظران غربی این تحول را بیداری خرس روسی از خواب طولانی زمستانی توصیف می‌کند. روسیه از سال 2003 شاهد تحولات بسیاری بود. پوتین معمار نوین احیای موقعیت ابرقدرتی روسیه به شمار می‌رود. در مرحله اول درهای روسیه را به روی سرمایه‌گذاری‌های کلان غربی گشود، پیوند آنها را با اقتصاد روسیه چهار میخه کرد و سپس با یک تراز مثبت بازرگانی خارجی 8 درصدی به سیاست بین‌المللی پرداخت. از اعتراض به توسعه دامنه ناتو در اروپای شرقی و به قلمرو حیاتی روسیه شروع کرد تا به تعلیق یکجانبه معاهده کنترل سلاح‌های کلاسیک در اروپا رسید. در این میان ناوگان‌های خود را در اقیانوس آرام و دریای مدیترانه به حرکت درآورد تا به گفته کرملین «اثبات وجود» کند. مسکو در برخورد با پرونده هسته‌یی ایران نوسانات فراوانی داشته است، اما با هوشمندی توانسته از این اهرم در کشمکش خود با آمریکا بهره جوید. موضوع استقرار سپرهای موشکی آمریکا در جمهوری چک به گفته یکی از کارشناسان همچون دیوار برلین عمل خواهد کرد. بسیاری از ناظران بین‌المللی معتقدند دوره جرج بوش پدر دوره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود و دوره جرج بوش پسر دوره احیای قدرت روسیه در صحنه بین‌المللی خواهد بود. از این پس روسیه چه بخواهد و چه نخواهد به اردوبندی منطقه‌یی و به تقسیم‌بندی حوزه‌های نفوذ در مناطق گوناگون جهان مبادرت خواهد کرد. اکنون روسیه می‌کوشد از حریم قلمرو حیاتی خود در اروپا پاسداری کند و در گام بعدی به نقاط دورتر چشم خواهد دوخت.

ایران و پرونده هسته‌یی‌اش یکی از جنبه‌های مهم در کشمکش‌های آینده مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. ایالات متحده آمریکا با انتشار گزارش سازمان اطلاعاتی در مورد غیرنظامی ‌بودن برنامه اتمی ایران قصد دارد در مرحله نخست به اصطلاح از خطر ایران بکاهد و در گام بعدی به گفت‌وگو با تهران مبادرت کند و در گام سوم از ورود ایران به منظومه روسیه در چشم‌نداز بعدی تحولات جهانی جلوگیری کند. ترسیم شکل‌یری منظومه‌یی با عضویت ایران، روسیه و چین به لحاظ موقعیت ژئوپولتیک و موقعیت در بازار تولید انرژی (نفت و گاز) مخاطره‌آمیزترین کارنامه‌یی است که آمریکا می‌تواند در دوره جرج بوش از خود برجای بگذارد.

نتیجه گیری

انتشار گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا در مورد برنامه هسته‌یی ایران، فرضیه حمله نظامی ‌به تاسیسات اتمی ایران را در حوزه مخاطرات موجود کمرنگ، اما دیپلماسی ادامه فشار را جایگزین آن کرد. ایالات متحده آمریکا حتی در دیپلماسی ادامه فشار علیه ایران نیز باید آرایش و صف‌آرایی کنونی جهان را تغییر دهد. بسیاری از کشورهای جهان با انتشار گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا اعتماد خود را به سیاست خارجی دولت جرج بوش از دست داده‌اند. آنها از آمریکا دلایل بیشتری برای ادامه فشار علیه ایران طلب می‌کنند. در حال حاضر آمریکا در پی حفظ موقعیت خود در ناتو است.

پیامی که ایران از همه این تحولات می‌گیرد، حول افزایش قدرت مذاکراتی اش در مراحل بعدی گفت وگوهایش با آمریکا بر سر عراق و تروئیکای اروپا بر سر برنامه هسته‌یی‌ا‌ش، دور می‌زند. هر چه قدرت مذاکراتی ایران و انعطاف در پذیرش مذاکره افزایش پیدا کند، ایران در موقعیت بهتری قرار می‌گیرد. باید دانست که به قول محمد البرادعی، گزارش سازمان ملی اطلاعات آمریکا ساحت ایران را از تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی ‌مبرا کرد. اینک ایران با قدرت و اطمینان و اعتماد به نفس بیشتری می‌تواند از حقوق خود در چارچوب معاهده منع تولید و گسترش سلاح‌های اتمی ‌استفاده کند. راه دستیابی به این حقوق از طریق افزایش مهارت در مذاکره همراه با انعطاف در گلوگاه‌ها و پایداری در روندهای تضمین‌کننده حقوق چانه‌نا‌پذیر ایران ممکن است.