تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۵۲۹۳

 بهداد مهرباور 

امسال سومین باری است که مردان دولت احمدی‌نژاد، هفته دولت را جشن می‌گیرند  و شاید تنها یک بار دیگر فرصت برپایی چنین جشنهایی را پیدا کنند. از این رو شمارش معکوس برای پایان عمر دولت نهم آغاز شده است و حتی برخی از تحلیل گران سیاسی به پیش‌بینی آینده جایگاه حساس ریاست‌جمهوری پرداخته اند. در میان افکار عمومی ‌نیز این پرسش که چه کسی جایگزین مناسبی برای رئیس‌جمهور فعلی خواهد شد مطرح است. هر چند که انتخابات مجلس هشتم زودتر از ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود و تنها چند ماه دیگر عمر مجلس هفتم به پایان می‌رسد اما بسیاری از مردم و فعالان سیاسی، به انتخابات مجلس هشتم به عنوانی سکوی پرش جریانات سیاسی مهم به سوی کاخ ریاست‌جمهوری می‌نگرند.

به هر حال این واقعیتی است که دولت نهم باید حدود یک سال و نیم دیگر کار را تحویل دولت بعدی دهد، اما پرسشی که هم‌اکنون و بویژه در هفته دولت مطرح است این است که پولدارترین دولت تاریخ ایران تا چه حد توانسته به وعده‌‌های خود جامه عمل بپوشاند؟ در همین حال این نکته غیرقابل انکاری است که دولت نهم یکی از معدود دولتهای تاریخ پس از انقلاب است که همواره زیر سایه یک نفر یعنی شخص رئیس دولت،  کار کرده، تسلیم محض سیاستها و افکار وی بوده است. این نکته‌ای است که بارها نزدیکان و مشاوران رئیس‌جمهور بر آن تاکید داشته‌اند و حتی برخی از دولتمردان از آن به عنوان "دخالت" یاد کرده‌اند. همین اواخر نیز برخی از مقامات عالی‌رتبه‌ای که از سمت خود استعفا داده بودند به صورت تلویحی علت کناره‌گیری خود را آن چه که "دخالت" خوانده بودند، عنوان کردند. از این رو بررسی رفتار و عملکرد شخص اول دولت نهم حائز اهمیت بسیار است.

محمود احمدی‌نژاد  

محمود احمدی‌نژاد در سال 1335 در روستای آرادان گرمسار به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت، محمود احمدی‌نژاد، که چهارمین فرزند خانواده است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان کوچ کرده، ساکن تهران شدند.

وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه‌‌های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سر گذاشت و پس از راهیابی به دانشگاه در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال 1365 در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال 1368 نیز به عضویت در هیات علمی‌ دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال 1376 نیز موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک شد (دوره دکترای او همزمان با داشتن سمت استاندار اردبیل بود).

محمود احمدی‌نژاد پیش از وقوع انقلاب 1357 و استقرار  جمهوری اسلامی‌ در کسوت دانشجو با شرکت در مجالس مذهبی و سیاسی وارد فضای سیاسی جامعه شد و پس از آن نیز با عضویت در انجمن اسلامی‌ دانشجویان دانشگاه علم و صنعت وارد فضای سیاسی انقلاب شد. هر چند برخی رسانه‌‌های آمریکایی سعی داشتند او را از اعضای برجسته دفتر تحکیم و گروگانگیران معرفی کنند اما اظهارات اعضای سابق این تشکل دانشجویی نشان داد که وی در میان تسخیرکنندگان نبوده و اتفاقا نظرش بر تسخیر سفارت شوروی بوده که مورد قبول واقع نشده بود.

احمدی‌نژاد اما در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمت‌‌های متعدد جبهه حضور پیدا کرد و تا سال 1364 در فعالیتهای پشتیبانی و مهندسی رزمی ‌تلاش کرد و در سال 1365 داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌ پیوست و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عملیات برون مرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسوول مهندسی رزمی ‌لشکر6  ویژه سپاه به خدمت پرداخت.

احمدی‌نژاد در دهه شصت خورشیدی، چهار سال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان آذربایجان غربی و 2 سال سمت مشاور استاندار کردستان را برعهده داشت. در دوران فرمانداری زیر نظر مجتبی ‌‌هاشمی‌ثمره که معاون سیاسی، امنیتی استانداری بود فعالیت می‌کرد.

از سال 1372 تا 1376 در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌کرد به عنوان اولین استاندار استان جدید‌التاسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال 1377 کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال 1378 کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی‌ از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد.

احمدی‌نژاد در 13 اردیبهشت 1382 و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در انتخابات دوم شورای اسلامی‌ شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این شورا انتخاب شد. بسیاری از ناظران سیاسی از فعالیت‌‌های محمود احمدی‌نژاد در دروان شهرداری تهران به عنوان گام‌‌هایی تبلیغاتی برای انتخابات ریاست‌جمهوری نام می‌برند. برخی از اقدامات مانند اعطای بن‌‌های 20 هزار تومانی به فرهنگیان، اعطای مبالغی به هیات‌‌های عزاداری، وام‌‌های ازدواج و... به عنوان اقدامات تبلیغاتی یاد می‌کنند.

البته باید به این نکته اعتراف کرد که احمدی‌نژاد، سیاستمدار زرنگی است که شیوه‌‌های جلب نظر توده را خوب می‌شناسد. هر چند ممکن است او نتوانسته باشد پس از کسب قدرت به وعده‌‌هایش عمل کند، اما تبلیغات چیزی است که احمدی‌نژاد به خوبی آنرا می‌شناسد و در حد زیادی از آن بهره می‌گیرد. در ایامی ‌که وی شهردار تهران بود، موفق شد با جلب‌نظر مقامات مسئول در صدا و سیما و نهادهای دیگر، آنان را متقاعد کند که از مدیریت او به عنوان الگوی مدیریت اصولگرایانه نام ببرند و در همین راستا صدا و سیمای تحت مدیریت علی لاریجانی به مدت دو سال چنین ایده‌ای را تبلیغ کرد و از احمدی‌نژاد به عنوان مدیر موفق یاد کرد. مدیران این رسانه که هرگز گمان نمی‌کردند احمدی‌نژاد سودای ریاست‌جمهوری در سر دارد به این نتیجه رسیده بودند تبلیغ مدیریت احمدی‌نژاد، تبلیغ اصولگرایی است. از این رو تلاش زیادی در این زمینه به کار بردند. برخی از تریبون‌‌های مذهبی نیز چنین تبلیغات رایگانی را برای این سیاستمدار اصولگرا انجام دادند. تا این که سرانجام در در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، با شعار انتخاباتی "می‌شود و می‌توانیم" وارد عرصه رقابت شد. بر خلاف اکثر رقبای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد هیچ گاه میثاق و منشوری ارایه نکرد اما از اهم برنامه‌‌ها و شعارهای انتخاباتی وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- دولت کارآمد و عدالت گستر

- سلامت مدیران

- مبارزه با فساد اداری

- پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم

- تشکیل "دولت اسلامی"

- تثبیت و تقویت آرمانخواهی

- گفتمان خدمت به جای قدرت

- علمی‌کردن مدیریت

- کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی

- بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم

- اولویت دادن به تولید داخلی

- حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی

- کاهش تصدی‌گری دولت

- بالندگی فرهنگ از طریق تقویت هویت ملی و تاریخی و اسلامی‌ ایران

- ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی

محوری‌ترین شعار انتخاباتی وی گرایش به ساده‌زیستی و سادگی بود. خودداری از زندگی در ساختمان‌‌های بزرگ دولتی، پرهیز از تشریفات، خودداری از سوار شدن بر هواپیماهای اختصاصی، نقل و انتقال با وسایل نقلیه عمومی ‌(هواپیما  یا اتوبوس) همراه با مردم، گفت‌وگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخشهایی از وعده‌‌هائی بود که آقای احمدی‌نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست‌جمهوری در این زمینه به مردم ایران داد.

وی در دور اول با کسب 19 آرا پس از اکبر‌‌ هاشمی‌رفسنجانی(21) یعنی با کسب 5 میلیون و 711 هزار و 696 رای یعنی فقط 500 هزار و 241 رای کمتر از اکبر ‌‌هاشمی‌رفسنجانی نفر دوم شد، و به دور دوم انتخابات رفت و در دور دوم انتخابات با کسب 17 میلیون و با فاصله 7 میلیونی از‌‌ هاشمی‌رفسنجانی توانست قدم به فرش قرمز رنگ کاخ ریاست‌جمهوری گذاشت و رییس‌جمهور ایران شد.

احمدی‌نژاد در تاریخ 25 مرداد 1384 متن کامل برنامه دولت  خود را اعلام کرد. او دولت خود را "دولت مهرورزی" نامید. رئیس‌جمهور منتخب در تاریخ 23 مرداد 1384 کابینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد. یکی از شروط گزینش وزرا از سوی احمدی‌نژاد موافقت آنان با مفاد میثاق‌نامه‌ای تحت عنوان "میثاق نامه دولت اسلامی" و امضای آن بود.

برخلاف بسیاری از پیش بینی‌‌ها مبنی بر انتخاب تمامی‌ نامزدها از سوی مجلس شورای اسلامی، نمایندگان پس از تحقیق و بحث پیرامون وزیران پیشنهادی، در تاریخ 2 شهریور 1384 چهار تن از آنان را فاقد صلاحیت احراز پست وزارت تشخیص داده و به بقیه رای اعتماد دادند. آقایان اشعری، علی احمدی، ‌‌هاشمی‌ و سعیدلو که به ترتیب برای وزارتخانه‌‌های آموزش و پرورش، تعاون، رفاه و تامین اجتماعی و نفت پیشنهاد داده شده بودند موفق به کسب رای اعتماد از مجلس نشدند.

احمدی‌نژاد طبق قانون اساسی، سه ماه فرصت داشت تا افراد دیگری را به جای نامزدهای رد صلاحیت شده به مجلس پیشنهاد دهد.

عملکرد دوران ریاست‌جمهوری

بی تردید هیچ دولتی نیست که عملکردی فارغ از اشتباه داشته باشد اما مهم این است که یک دولت به عنوان مجری قانون و تامین‌کننده اصلی منافع ملت یک راهبرد کلان منطقی و کارشناسی داشته باشد و تمامی ‌تصمیمات و برنامه‌‌هایش را مطابق آن راهبرد به پیش برد. در صورت فقدان راهبرد و برنامه، هیچ پتانسیلی نمی‌تواند به حل مشکلات مردم و تدمین منافع ملی کمک کند. از دیدگاه منتقدان دولت نهم، این دولت فاقد راهبرد و برنامه است و با گذشت دو سال از عمرش هنوز معلوم نیست دقیقا می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟

این در حالی است که برخی از اقتصاددانان دولت را نه تنها به بی‌برنامه‌گی متهم می‌کنند، بلکه مدعی شده‌اند دولت نهم به صورت جدی از برنامه‌‌های قانونی کشور همچون برنامه توسعه چهارم و سند چشم‌انداز بیست ساله کشور عدول کرده است. برخی نیز مانند‌ ‌هاشمی‌رفسنجانی و محسن رضایی که ریاست و دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام را برعهده دارند بر این باورند، دولت نهم از این برنامه‌‌ها و به ویژه سند چشم‌انداز بیست ساله عقب مانده و برخی نیز پا را از این فراتر گذارده و مدعی شده‌اند دولت نهم، یک عقب‌گرد را برای اقتصاد کشور رقم زده است. 

در مجموع به نظر می‌رسد که کارشناسان اقتصادی میانه خوبی با برنامه‌‌های اقتصادی دولت نهم ندارند. در طول دو سال گذشته سه بار اساتید اقتصادی دانشگاه‌‌های کشور به رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد نامه نوشته‌اند و از سیاست‌‌های اقتصادی وی به شدت انتقاد کرده‌اند. حتی اقتصاددانان اصولگرای نزدیک به وی نیز او را متهم به در پیش گرفتن اقتصاد پوپولیستی کرده‌اند. حسن سبحانی، محمد خوش‌چهره و عادل آذر از جمله اصولگرایان مجلس هفتم هستند که سیاست‌‌های اقتصادی دولت نهم را به شدت زیر سوال برده‌اند و حتی خوش چهره که در ایام انتخابات نماینده اقتصادی احمدی‌نژاد در میزگردهای تلویزیونی بود از رئیس‌جمهور درخواست مناظره کرده است.

فارغ از بحث‌‌های کارشناسی که اقتصاددانان مطرح می‌کنند و بر پایه آن می‌توان دولت نهم را در زمینه اقتصادی ناکام دانست باید اعتراف کرد افکار عمومی ‌ایرانیان نیز دل خوشی از اوضاع اقتصادی کشور ندارند. مروری بر مشکلات معیشتی دو سال گذشته و فشارهای زیادی که بر مردم وارد  شده است موید این ادعاست.

در طول دو سال گذشته بازار مسکن ایران یکی از بحرانی‌ترین دورانهای تاریخی خود را سپری کردند و قیمت مسکن و اجاره بها به بالاترین قیمت خود در طول تاریخ ایران زمین رسید. این در حالی بود که در آغاز مسوولان دولتی منکر هر گونه بحرانی در زمینه مسکن بودند و حتی وزیر مسکن در نهایت که ناچار به اعتراف شد با ادعایی هولناک بیان داشت، تورم در این بخش 100 بوده که طبیعی است و به دلیل رکود قیمت در سالهای گذشته است.

در همین حال دولت تلاش کرده با برخی سیاست‌‌های جدید در زمینه مسکن مشکل مردم را به حداقل برساند، اما گاهی برخی از همین سیاستها فشار را بر مردم زیادتر کرده است. وام‌‌های تبلیغاتی ده میلیونی خرید مسکن و سه میلیونی ودیعه مسکن اقدامی‌ غیرکارشناسی بود که از ابتدا نیز اقتصاد دانان دانشگاه‌‌ها و مجلس نسبت به چنین روندی هشدار داده بودند اما بی‌توجهی دولت و مقامات عالی‌رتبه آن به هشدارها و سیاسی خواندن این هشدارها سبب شد، قیمت مسکن باز هم افزایش یابد. در حال حاضر اجاره بهایی که بسیاری از ایرانیان می‌پردازند بسیار بیشتر از کل حقوق دریافتی آنان است. حتی برخی اقشار کم درآمد جامعه که از حامیان اصلی احمدی‌نژاد در ایام انتخابات بودند به دلیل فشارهای شدید اقتصادی و تورم و گرانی در وضع بدتری نسبت به گذشته به سر می‌برند.

هر چند ممکن است برخی مشاوران رئیس‌جمهور از این واقعیت‌‌ها خشمگین شوند اما حضرات باید بدانند چاره کار کتمان واقعیات نیست بلکه حل مشکلات معیشتی مردمی ‌است که با نجابت و تحمل دردها به زندگی سخت خود ادامه می‌دهند.

اما این تنها دهک‌‌های پایین جامعه نیستند که در این دو سال فشار مضاعفی را تحمل کرده‌اند، بلکه بسیاری از کارخانه داران و سرمایه‌داران نیز دچار تردیدهای جدی شده‌اند. به گونه‌ای که آیت‌الله‌‌ هاشمی‌شاهرودی رئیس قوه قضائیه نیز ناچار شده است نسبت به عواقب سیاستهایی که منجر به فرار سرمایه و کاهش اشتغال شده است هشدار شدیداللحنی داده است.

در این میان باید به تعویق مطالبات بانکها نیز اشاره کرد که به گزارش یک روزنامه اقتصادی بالغ بر 25000 میلیارد تومان شده است. هر چند بانک مرکزی 12000 میلیارد تومان بدهی را قبول دارد و دیوان محاسبات 17000 میلیارد تومان. اما اگر فرض کنیم آمار بانک مرکزی نیز صحیح باشد باید اذعان کرد بانکها از خط قرمز بحران هم عبور کرده‌اند. به گفته دکتر محمد خوش چهره عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم رقم 12000 میلیاردی مطالبات معوقه برابر با 10 درصد سرمایه بانکهاست. این در حالی است که خط قرمز برابر با 6 یا نهایتا 7 درصد است. لذا حتی آمار بانک مرکزی نیز نگران کننده است.

واقعا چرا در این دو سال بانکها به چنین سرنوشتی دچار شده‌اند. این پرسشی است که مدیر عامل بانک کشاورزی در پاسخ به آن به دخالت‌‌های ناموجه دولت در حوزه بانکها اشاره کرده است.

اما به غیر از مشکلات اقتصادی فراوانی که در این دو سال گریبان مردم را گرفته است باید به اشتباهات مکرر دولت نهم در حوزه‌‌های مختلف نیز اشاره کرد. در حوزه‌‌های فرهنگی، سیاسی، سیاست خارجی و... نیز نمی‌توان نمره قابل قبولی به دولت احمدی‌نژاد داد.

در حوزه سیاست داخلی دولت نهم با بهانه‌‌های متعدد یارانه احزاب را قطع کرد و برای اولین بار تلاش کرد مساجد و بسیج را در مقابل تحزب قرار دهد. این در حالی است که این دو نهاد کارکردهایی کاملا متفاوت با احزاب دارند. در حوزه سیاست خارجی نیز آن گونه که باید منافع ملت ایران تامین نشد. این مهم است که بدانیم تامین منافع ملت با شعار محقق نمی‌شود و نباید شعارهای تند افراد را نشانه پیشتازی در سیاست خارجی بدانیم. بلکه در سیاست خارجی باید هدف تامین منافع مردم باشد. هر ادبیات و رفتاری که به این منافع آسیب برساند خلاف است و قابل دفاع نیست.

دیده شدن پول نفت بر سر سفره‌‌های مردم" یکی از مهمترین و مشهورترین شعارهای انتخاباتی احمدی‌نژاد بود. خیلی از صاحبنظران بر این گمان بودند که به دلیل افزایش قیمت نفت و انباشته شدن خزانه دولت از دلارهای نفتی، او موفق خواهد شد تا مدت زمان کوتاهی مردم را راضی نگهدارد. اما با فاصله کوتاهی از آغاز ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، شعار آوردن پول نفت سر سفره‌‌های مردم به شدت تکذیب شد. هم احمدی‌نژاد و هم سخنگوی وی پرسشهایی درباره پول نفت را با شوخی جواب دادند و غلامحسین الهام به خبرنگاران گفت "نفت بوی بدی دارد ما قصد نداریم آنرا به خانه‌‌های مردم ببریم !"

وقایع دوران ریاست‌جمهوری

محمود احمدی‌نژاد در چهارم آبان ماه سال 84 در کنفرانسی با نام کنفرانس "جهان بدون صهیونیسم" که در تهران برگزار شد، موجودیت کشور اسرائیل و همچنین مساله هولوکاست را زیر سوال برد. وی در سخنانش این عبارت را به کار برد: "جهان بدون اسرائیل امن تر خواهد بود" و چنین برداشت شد که اسرائیل باید از روی زمین "محو" شود.البته وی در مصاحبه با کانال42 France  گفت که شوروی نیز از روی زمین محو شده است ولی هیچ مشکلی برای مردم دنیا پیش نیامده است ما نیز خواهان این گونه محو اسراییل هستیم یعنی با برگزاری رفراندوم بین تمامی ‌ساکنان آن منطقه و فلسطینیانی که از آن جا آواره شده‌اند آنها خود حکومت خود را انتخاب کنند. وی همچنین در مورد حقیقت داشتن واقعه هولوکاست ابراز تردید کرد و کشتار میلیون‌‌ها یهودی در جنگ جهانی دوم را "افسانه" دانست.

چند روز پس از آن رئیس‌جمهور ایران طی نشستی خبری در حاشیه نشست فوق العاده سران سازمان کنفرانس اسلامی‌ در شهر مکه گفت: "قبول ندارد که هیتلر، رهبر آلمان نازی میلیون‌‌ها یهودی را در کوره‌‌های آدم‌سوزی سوزانده و حتی اگر فرض بر صحت این "ادعا" گذاشته شود، چرا اروپایی‌‌هایی که به دلیل کشتار یهودیان به دست هیتلر از اسرائیل حمایت می‌کنند، در خاک خود مثلا در آلمان یا اتریش چند ایالت را به "صهیونیست‌‌ها" نمی‌دهند تا حکومت خود را در آن ایجاد کنند."

این در حالی است که انکار کشتار یهودیان در زمان جنگ جهانی دوم در برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و اتریش که احمدی‌نژاد از آن‌‌ها نام برده است جرم محسوب می‌شود.

این سخنان واکنش‌‌های شدید جهانی را در پی داشت. پس از برگزاری همایش بررسی واقعه هلوکاست در تهران، دفتر مطالعات وزارت خارجه که بازوی پژوهشی این وزارتخانه است، با تحریم دهها موسسه مطالعاتی روبه‌رو شد و منجر به اعتراض رسمی ‌اتحادیه اروپا گردید. تشکیک در واقعه هلوکاست به همان میزان که برای اعتبار ایران خسارات در پی داشت، توانست فرصتی برای دولت اسرائیل در غیر منطقی جلوه دادن دولت ایران به وجود بیاورد.

جدا از بازتاب خارجی در داخل ایران نیز واکنش‌‌های متعددی نسبت به این مساله ابراز شد. چندی پس از اظهارات احمدی‌نژاد، محمد خاتمی، رییس‌جمهوری سابق ایران، در مصاحبه‌ای با روزنامه فایننشال تایمز ضمن تایید واقعیت هلوکاست، همزیستی اسرائیل و فلسطین را قابل قبول دانست.

در ششمین ماه از ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد اعلام ناگهانی این که رییس‌جمهور ایران نامه‌ای برای سران کشورهای جهان می‌نویسد به عنوان خبری مهم مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفت و وقتی روشن شد که مخاطب این نامه رییس‌جمهور جورج بوش است، تحلیل و تفسیرها درباره آن شدت گرفت و از آن به عنوان تحرکی در روابط خصمانه تهران و واشنگتن یاد کردند. حتی اعلام این که نامه هجده صفحه است هنوز باعث نومیدی صلح دوستان نشده بود.

اما انتشار نامه طولانی که به گفته مقامات کاخ سفید حاوی پیامی‌ نبوده و در حقیقت هیچ پیشنهاد مشخص سیاسی در آن نبود، کاخ سفید واشنگتن را واداشت که اعلام کند که به این نامه جوابی داده نمی‌شود. عملی که محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه‌‌های مختلف آن را به عنوان بی اعتنایی رییس‌جمهور آمریکا به نداهای صلح جویان تلقی می‌کند.

دو نامه بعدی او، که هر دو بدون جواب ماند به خانم مرکل، صدراعظم آلمان و پاپ بندیکت، رهبر کاتولیکهای جهان بود که در حقیقت تکرار مفاهیمی‌بود که در اولین نامه وی نیز بدانها پرداخته شده بود.

این نامه‌‌ها واکنش‌‌هایی منفی را در داخل کشور در پی داشت. برخی از منتقدان دولت نهم مدعی شده‌اند وقتی قرار نیست نامه‌ای پاسخ داده شود  چرا رئیس‌جمهور که واجد یک صفت حقوقی است شان ملت ایران را زیر سوال می‌برد. از سوی دیگر نصیحت‌‌های دینی و مذهبی چرا باید از سوی رئیس‌جمهوری مطرح شود که فارغ‌التحصیل رشته حمل و نقل و ترافیک است. چرا اگر بنا بود چنین نامه‌ای به رشته تحریر درآید از مراجع تقلید و بزرگان دینی و صاحبنظران امر استفاده نشد. از همه مهمتراین که اساسا پیام این گونه نامه‌‌ها چه بود و چه تحرکی را در دیپلماسی کشور به وجود آورد ؟

رویداد مهم دیگر این بود که محمود احمدی‌نژاد در روز 21 آذر 1385 برای سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر حضور یافت که با استقبال دانشجویان و با اعتراض شدید تعدادی از دانشجویان این جلسه تا حدودی به تشنج کشیده شد. معترضین در این تجمع شعارهایی علیه اقدامات محمود احمدی‌نژاد و وزیر آموزش عالی داده و عکس احمدی‌نژاد نیز به آتش کشیده شد.

خبرگزاریها گزارش کردند که درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدی‌نژاد در طول مراسم تکرار می‌شد و در حین همین درگیریها معترضین به گروه تصویربرداری تلویزیون دولتی ایران (صدا و سیما) نیز یورش بردند و آن را بر زمین انداختند.

خبرگزاری فارس گزارش داد که رئیس‌جمهور ایران در واکنش به آتش زدن عکس وی در هنگام سخنرانی، خطاب به دانشجویان گفت: "اگر هزار بار هم بسوزیم، عقب‌نشینی نمی‌کنیم" البته او نگفت از چه چیز عقب نشینی نمی‌کند.

مصاحبه‌‌های آقای رئیس‌جمهور

محمود احمدی‌نژاد یکی از خبرسازترین روسای‌ جمهور جهان است و هر از گاهی این خبرسازی از طریق مصاحبه‌‌هایی صورت می‌گیرد که با وی مصاحبه می‌کنند. مرور و بررسی مشهورترین مصاحبه‌‌های رئیس‌جمهور در این بخش از کارنامه ایشان خالی از لطف نیست.

1- احمدی‌نژاد در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود پس از پیروزی در انتخابات گفته بود : "در دولت من جایی برای تندروها نیست." البته چون واژه تندرو در ایران تعریف نشده است و هنوز معلوم نیست چه کسانی تندرو محسوب می‌شوند این جمله رئیس‌جمهور از ابتدا با ابهام مواجه بود. اما بعدها که برخی اظهارات تند توسط مشاوران ایشان درباره منتقدان دولت نهم مطرح شد ابهام درباره سخنان رئیس‌جمهور بیشتر شد. به ویژه که حتی برخی مشاوران تندروی رئیس‌جمهور در مصاحبه‌‌های خود به نمایندگان و وزرای اصولگرا نیز رحم نمی‌کردند. موضع‌گیری‌‌های شدید علیه صفارهرندی وزیر اصولگرای دولت نهم حمله به نمایندگان منتقدی چون افروغ و خوش‌چهره و سرانجام تهاجم تبلیغاتی به آیت‌الله ‌‌هاشمی‌شاهرودی از جمله مواردی بوده که ابهامات زیادی را ایجاد کرده است. البته این تنها در حوزه اصولگرایانی است که قاعدتاً خودی محسوب می‌شوند و اصلاح‌طلبان و منتقدان که...

2- احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با یک رسانه آلمانی گفته بود: "ما انقلاب نکردیم که دموکراسی داشته باشیم." این گفته احمدی‌نژاد نیز واکنش‌‌های منفی زیادی را در داخل کشور رقم زد. بسیاری از منتقدان رئیس‌جمهور با اشاره به اصول متعدد قانون اساسی و نیز شعار محوری مردم در ایام انقلاب یعنی "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی‌" مدعی شدند دستیابی به دموکراسی از اهداف عالیه انقلاب و رهبری آن بوده است.

اما نکته جالب در این باره این است که رئیس‌جمهور قبلاً در گفت‌وگو با رادیوی جمهوری اسلامی‌ ایران در تیرماه 84 گفته بود: "ایران از پیشرفت دموکراسی در عراق خوشحال است." بنابراین این سوال در اذهان عمومی ‌شکل گرفت که آیا دموکراسی تنها برای عراق و افغانستان خوب است و برای ما... "

3- احمدی‌نژاد در 14 شهریور 1385 گفته بود: "برخی از اینکه یک نفر روسری‌اش کمی ‌عقب رفته، شلوارش کوتاه شده، یا پیراهنش عقب رفته، گلایه می‌کنند و می‌گویند جوانان فلان هستند، در صورتی که من می‌گویم جوانان کنونی ما خلاق و مصمم هستند. آنها شجاعانه در  راه دفاع از میهن می‌ایستند."

او همچنین در ایام انتخابات ریاست ‌جمهوری نیز تأکید کرده بود: "واقعا مشکل مملکت ما، مشکل موی بچه‌‌های ما است؟ بچه‌‌ها می‌خواهند هر جور موی خود را بگذارند، به من و تو چه ربطی دارد. مردم سلایق گوناگون دارند... شأن دولت این است، شأن مردم این است، آیا مشکل مردم این است که فلان دختر، فلان لباس را بپوشد؟"

اما اندک زمانی پس از به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد فاصله عمل با این وعده‌‌ها و شعارها بسیار زیاد شد. با این وجود هنوز آقای رئیس‌جمهور اعلام موضع نکرده است اگر هنوز به حرف‌‌های سابق خود اعتقاد دارد، درباره وضعیت فعلی چه نظری دارد؟

4- این هم از سخنان رئیس‌جمهور است که گفته بود: "اینکه می‌گویند دو بچه کافی است، من با این امر مخالف هستم. کشور ما دارای ظرفیتهای فراوانی است. ظرفیت دارد که فرزندان زیادی در آن رشد پیدا کنند، حتی ظرفیت حضور 120 میلیون نفر را نیز داراست."

شاید این ادعای رئیس‌جمهور صحیح باشد که کشور ما ظرفیت 120 میلیون نفر را هم  دارد اما آیا دولت‌‌ها نیز ظرفیت تامین امکانات و رفاه مردم را دارند؟ آیا همین فرزندان امروز کشورمان از حداقل امکانات و رفاه برخوردار هستند که به فکر افزایش چند برابری جمعیت باشیم؟ آیا برای همین بچه‌‌های خانواده‌‌های تک نفری امکان اشتغال و ازدواج فراهم است که به فکر خانواده‌‌های چند نفری باشیم؟

بعید به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور پاسخ مثبتی برای این پرسشها داشته باشد. ایشان حتما می‌دانند که فراهم آوردن امکانات لازم برای رفاه یک ملت با شعار محقق نمی‌شود و باید برنامه‌‌های مدون داشت.

5- یکی دیگر از اظهارات جنجالی رئیس‌جمهور مربوط به سخنرانی وی در جمع مردم لاهیجان بود که گفته بود : "مسأله انرژی هسته‌ای به قدری برای پیشرفت و عزت کشور مهم است که می‌ارزد ما در دو برنامه پنج ساله هیچ کاری در کشور انجام ندهیم و از ظرفیت انرژی هسته‌ای به طور کامل بهره ببریم."

این اظهارات واکنش منفی بسیاری از دلسوزان نظام و کشور را در پی داشت. چرا که به عقیده آنان، دفاع از انرژی هسته‌ای نباید به گونه‌ای باشد که مردم احساس کنند که میان رفاه و آرامش و داشتن انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای تناقض وجود دارد. بلکه باید این دفاع به گونه‌ای باشد که مردم این واقعیت را درک کنند که این انرژی بخشی از تلاش‌‌های حاکمیت برای رفاه و آسایش آنان است.

اما شاید خالی از لطف نباشد چند اظهار نظر دیگر از رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد را بدون داوری و قضاوت مطالعه کنیم و قضاوت را برعهده مردم بگذاریم :

- فرار مغزها و سرمایه‌‌ها نداریم، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند.

- امارات اگر پیشرفت کند، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم.

- برخلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می‌کنند.

- مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند.

- در کشور ما  طی این دو ساله  معجزه اقتصادی رخ داده.

- "در سه ماه اول تشکیل دولت، فضای عمومی ‌کشور عوض خواهد شد. فضای کار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد."

- "در یک سال پس از تشکیل دولت، حتی سیاستهای اقتصادی خود را نشان خواهد داد."

- "کاهش هزینه مسکن، وظیفه دولت است. ما برنامه‌ای برای آن داریم."

- "در بحث دانشجویان اتفاق مهمی ‌خواهد افتاد... هزینه تحصیل به شدت کاهش پیدا می‌کند."

- "از محل صرفه‌جویی شرکتهای دولتی، آموزش و پرورش تامین خواهد شد... حتما این کار  واگذاری  آموزش و پرورش به شهرداری، طبق برنامه سوم را توسعه می‌دهم. در همه کشور."

- با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف می‌شود.