دکتر محمدعلی مهتدی
شش سال پیش که در چنین روزی آمریکا هدف عملیات تروریستی القاعده قرار گرفت، با آنکه جهانیان دل خوشی از سیاستهای زورمدارانه آمریکا نداشتند، این عملیات را محکوم کردند و بخاطر کشته شدن حدود 3 هزار نفر افراد بیگناه قویاً با دولت و ملت آمریکا ابراز همدردی کردند. اما، اکنون که شش سال از وقوع آن فاجعه میگذرد، نگاهی به کانونهای بحرانی در سطح بینالمللی و بویژه در منطقه خاورمیانه، نشان میدهد که ایالات متحده آمریکا که در 11 سپتامبر 2001 قربانی تروریسم بود اینک به بزرگترین مروج تروریسم در جهان تبدیل شده است.
مایل نیستیم وارد نظریاتی شویم که برخی محافل آمریکایی و نومحافظهکاران مرتبط با صهیونیسم بینالملل را متهم به دست داشتن در رویدادهای 11 سپتامبر به هدف راه انداختن جنگ تمدنی علیه اسلام و مسلمین میکند. اما متأسفانه عملکرد دولت آمریکا ظرف شش سال اخیر بگونهای بوده که نه فقط تروریسم در منطقه و در سطح جهانی ریشهکن نشده بلکه ریشه دوانده و در همه جا آشیان کرده است.
از همان روز نخست، دولت جورج بوش حاضر نشد بپذیرد که تروریسم در خاورمیانه نتیجه سیاستهای ظالمانه آمریکا و حمایت بیدریغ از رژیم صهیونیستی و جنایات آن در سطح منطقه است. در برابر این حقیقت، دولت جورج بوش و نومحافظهکاران آمریکا این تحلیل را ترویج کردند که تروریستها با فرهنگ و طرز زندگی غربیها دشمنی میورزند و برای نابود کردن این فرهنگ است که دست به عملیات تروریستی میزنند. واضح است که این تحلیل جایی برای مسامحه و مصالحه نمیگذارد و چارهای جز توسل به زور و خشونت وجود ندارد، بویژه که جورج بوش دنیا را به دو محور خیر و شر تقسیم کرد و خود را در محور خیر و مخالفان را در محور شر قرار داد.
حتی متحدان اروپایی آمریکا نیز نتوانستند به دولت آمریکا بفهمانند که این تحلیل اشتباه است و راه به جایی نمیبرد و مشکلی را حل نمیکند. برخی معتقد بودند که پس از عملیات نظامیآمریکا در افغانستان، شرایطی پدید میآید تا دولت آمریکا از خشم و انتقامجویی دست بردارد و عاقلانه به روند امور بنگرد، اما پس از اقدام آمریکا مبنی بر قرار دادن کشورهایی مثل ایران و عراق که هیچ ارتباطی با حملات 11 سپتامبر نداشتهاند، در محور شر و سپس حمله به عراق و اشغال این کشور، تردیدی نماند که مبارزه با تروریسم تنها یک بهانه است که آمریکا از آن برای اجرای پیشبرد طرحهای صهیونیستی در منطقه استفاده میکند.
حوادث عراق در سه سال اخیر نشان داد که ایالات متحده آمریکا عامل تروریسم و گسترش تروریسم را وارد معادلات خود کرده و از آن سود میبرد. آگاهان به امور عراق دلائل و شواهد متعددی را ابراز میکنند مبنی بر اینکه آمریکائیان در بسیاری از انفجارها و کشتارهای تروریستی در عراق دست دارند بطوریکه میتوان گفت در عراق چندین سازمان «القاعده» وجود دارد که قویترین آن القاعدهای است که کاملاً توسط نظامیان و عوامل اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل اداره میشود و بیشترین عملیاتی که به شکل انفجار در میدانها و مناطق مسکونی به هدف کشتن هرچه بیشتر مردم صورت میگیرد، کار القاعده آمریکاست.
در خارج از عراق نیز در نمونه «فتح الاسلام» در لبنان و در جنایاتی که در الجزایر و مغرب به نام اسلام صورت میگیرد اثر انگشت آمریکا به وضوح قابل روِیت است.
آنها به این ترتیب از یک سو در خاورمیانه، راهبرد ایجاد «هرج و مرج خلاق» را دنبال میکنند و از سوی دیگر، به عنوان واکنشی به موج بیداری اسلامی، میکوشند چهره زشتی را از اسلام به جهانیان معرفی نمایند.
اما آنچه در عمل رخ میدهد و نتایجی که به دست میآید برخلاف چیزی است که دولت بوش و نومحافظهکاران برای آن برنامهریزی کردهاند. اینک افکار عمومی چه در منطقه خاورمیانه و چه در سطح جهانی به حقیقت مقاصد و اهداف آمریکا پی برده و در همه جا موج مخالفت با این طرحها و این سیاستها بلند شده است. امروزه تنفر از آمریکا نه فقط در خاورمیانه بلکه در سراسر جهان و حتی در جوامعی که متحد آمریکا محسوب میشوند به شدت بالا گرفته بطوریکه جورج بوش به هر جا وارد میشود با تظاهرات اعتراضآمیز مردمی روبرو میگردد.
تنفر و اعتراض نسبت به دولت جورج بوش به حدی است که اینک در ادبیات سیاسی غرب از اصطلاح «بوسه مرگ» برای بیان سرنوشت رژیمها و شخصیتهایی که به دولت آمریکا نزدیک میشوند استفاده میشود. اینک پس از 6 سال از حوادث 11 سپتامبر، آمریکا که قربانی تروریسم بود، به صورت مهمترین و بزرگترین حامی و مروج تروریسم درآمده است.